دوشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۵ ربيع الاول ۱۴۲۷
Mon, Apr 24, 2006
ديپلماتيك
۳۴۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
ناتو در قلب آفريقا
255504.jpg
نوشته: هادى جرقوئيان
ماه آوريل سال جارى ميلادى، سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) در پايتخت مراكش (رباط) بود و اين كشور آفريقايى، ميزبانى يكى از مهمترين تشكل هاى نظامى - سياسى جهان را برعهده داشت. حضور سازمان پيمان آتلانتيك شمالى در قاره سياه، از جهات مختلفى داراى اهميت و قابل بررسى است.
آفريقاى ناتو
بى شك مهمترين دستاورد برگزارى نشست ناتو در رباط، نصيب مراكش شده است. از هر جهت به موضوع نگاه كنيم، سود مغربى ها چشمگيرتر است. اول آنكه، نشست رباط نخستين گردهمايى اعضا و همكاران ناتو بود كه يك كشور غيرعضو سازمان پيمان آتلانتيك شمالى ميزبان آن شد. در حقيقت، در تاريخ پنجاه و چند ساله سازمان پيمان آتلانتيك شمالى، هرگاه اين سازمان در اجلاسى مرتبط شركت داشته، همواره كشور ميزبان از اعضاى ناتو بوده است؛ حتى اگر موضوع اجلاس، مسأله اى جهانى بوده و تنها مختص ناتو نبوده نيز اين روند ميزبانى تكرار شده است. با اين حساب، مراكش نام خود را در «اولين» هاى ناتو ثبت كرد.
از طرف ديگر، مراكش از جمله كشورهاى شمالى آفريقا وعرب است و رقابتى نزديك ميان اين كشور و همسايگانش در تمامى زمينه ها جريان دارد كه مسائل سياسى در اين ميان از همه برجسته تر است. براين اساس، ميزبانى اجلاس ناتو (كه در نوع خود بى نظير بود) براى آفريقا و بخصوص مراكش، افتخارى بزرگ و برگ برنده محسوب مى شود.
دليل انتخاب مغرب به عنوان ميزبان، به موضوع «گفت وگوى مديترانه» (MD) بازمى گردد. گفت وگوى مديترانه به مذاكرات سازمان پيمان آتلانتيك شمالى با
۶ كشور عرب حوزه درياى مديترانه گفته مى شود كه اين كشورهاى عرب عبارتند از: الجزاير، مراكش، مصر، اردن، تونس، موريتانى و اسرائيل. موضوع اصلى نشست رباط نيز به نحوه ادامه و ارتقاى سطح همكارى هاى ايشان با ناتو مربوط مى شود.
سرزمين هاى حاشيه درياى مديترانه كه به لحاظ جغرافيايى، منطقه اى مهم و استراتژيك محسوب مى شوند، از سالها قبل قصد پيوستن به ناتو را در ذهن داشتند. سرانجام، به پيشنهاد ناتو، رهبران اين ۶كشور عرب و تل آويو تصميم گرفتند با تشكيل كميته اى واحد، مذاكرات خود با سازمان پيمان آتلانتيك شمالى را هدفمندتر و منسجم تر پيگيرى كنند. بنابراين در سال ۱۹۹۴ ، ۶ كشورعربى حوزه مديترانه و اسرائيل به طور رسمى مذاكرات خود را با ناتو آغاز كردند كه بعدها به «گفت وگوى مديترانه» مشهور شد. پروژه گفت وگوى مديترانه، تحولات وسيعى در روابط كشورهاى حوزه اين دريا پديد آورد و در برخى مواقع، حتى منافع ايشان را نيز به يك سمت هدايت كرد؛ در حالى كه تا پيش از آن، بعضى دولتهاى حوزه مديترانه، با يكديگر ارتباطى نداشتند.
مذاكرات سرزمين هاى مديترانه اى با ناتو به خوبى پيش رفت و دستاوردهاى مهمى براى هر دو طرف به دنبال داشت؛ به ويژه پس از اجلاس مشترك وزراى خارجه اعضاى ناتو و دولتهاى مديترانه اى كه در دسامبر ۲۰۰۴ ميلادى در بروكسل (مقر اصلى ناتو) برگزار شد، گفت وگوى مديترانه وارد مرحله تازه اى شد. برگزارى نشست بروكسل در سطح هيأتهاى بلندپايه اى مانند وزراى امور خارجه، بيانگر آن است كه ناتو چه اهميتى براى منطقه مديترانه قائل است.
در ماه فوريه سال جارى ميلادى پيشرفت ديگرى حاصل شد. وزراى دفاع اعضاى ناتو و مديترانه اى ها در شهر «تائورمينا»ى ايتاليا گرد هم آمده و درباره تعميق مناسبات دو جانبه، بحث و تبادل نظر كردند. از آنجايى كه ناتو، سازمانى عمدتاً نظامى محسوب مى شود، نقش وزراى دفاع اعضا، چشمگير و برجسته است و نظرات ايشان درباره كشورهاى متحد ناتو، تعيين كننده و سرنوشت ساز خواهد بود.
با پيشينيه اى كه ذكر شد، اجلاس رباط كار خود را در ۶ آوريل ۲۰۰۶ آغاز و شركت كنندگان در آن، راههاى گسترش همكاريهاى ناتو و مديترانه اى ها را بررسى كردند. سايت رسمى سازمان پيمان آتلانتيك شمالى درباره نشست رباط مى نويسد: «اين گفت وگوها نشان دهنده آن است كه امنيت دراروپا، بسيار نزديك ومرتبط با امنيت مديترانه است.» چنين تعبيرى، بيانگر آن است كه ناتو برنامه وسيعى را جهت استفاده از كشورهاى مديترانه اى براى امنيت اروپا در سر دارد؛ اروپايى ها معضلات امنيتى خود را در اين مسأله مى دانند كه تروريست ها به راحتى قادرند از درياى مديترانه گذشته و وارد قاره سبز شوند؛ زيرا يكى از دو سوى درياى مديترانه، قاره اروپا قرار دارد و البته سمت ديگر آن، اكثراً كشورهاى قاره سياه جاى گرفته اند. آفريقا (به دلايل متعدد) يكى از پايگاههاى اصلى گروههاى تروريستى در چند سال اخير بوده و ايشان فعاليتهاى وسيعى در سطح اين قاره داشته و دارند. از طرفى با گذشتن از شمال آفريقا (به ويژه مراكش) و عبور از مديترانه، راه تروريست ها براى ورود به اروپا، فوق العاده سهل و آسان است.
براى نمونه مى توان انفجارهاى زمستان سال ۲۰۰۴ اسپانيا را ذكر كرد. در اين حمله تروريستى كه در شهر مادريد رخ داد، ۱۹۱ كشته و صدها نفر زخمى شدند. اسپانيا يكى از كشورهاى حوزه مديترانه (و البته عضو ناتو) است كه در همسايگى مراكش قرار دارد. بنابراين، احتمال آن وجود دارد كه تروريست ها از مسير مراكش، خود را به اسپانيا رسانده و عمليات خرابكارانه خود را انجام داده باشند. دليل اين ادعا آن است كه از ۲۹ مظنون اين حادثه، اكثر آنها مليت مراكشى دارند. برهمين اساس، در صورت همكارى مؤثرتر كشورهاى مديترانه با ناتو، امكان تأمين امنيت بيشتر براى اهالى اروپا وجود خواهد داشت.
در افتتاحيه اجلاس رباط، معاون دبيركل ناتو گفت: زمانى كه «گفت وگوى مديترانه» را ادامه مى دهيم، مى بايست تمرينات سياسى افزونترى براى نزديكى بيشتر انجام شود. «شفر» دبيركل ناتو نيز افزود: برگزارى اين نشست در مراكش، راه حلى استراتژيك به شمار مى رود. در پايان اجلاس رباط، ناتو اعلام كرد اسرائيل، الجزاير و مراكش موافقت كرده اند براى مقابله با تروريسم به نيروى دريايى ناتو در درياى مديترانه بپيوندند. سازمان پيمان آتلانتيك شمالى عمليات هاى دريايى خود در مديترانه را با نام «عمليات تلاشهاى مؤثر» انجام مى دهد. اين عمليات ها پس از واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و براى تأمين امنيت بيشتر حوزه درياى مديترانه آغاز شد. البته فعاليتهاى دريايى ناتو در مديترانه، پس از انفجارهاى مادريد تشديد شد تا عمليات هاى تروريستى احتمالى را متوقف سازد.
ازديگرسو كشورهاى عرب مى بايست تلاشهاى ديپلماتيك خود را جهت عضويت در سازمان پيمان آتلانتيك شمالى افزايش دهند. اين درحالى است كه صف كشورهاى خواهان عضويت در ناتو، روز به روز طويل تر مى شود.
اسرائيل و اعراب!
همانطور كه گفته شد رژيم صهيونيستى دركنار ۶ كشور عرب در حوزه مديترانه با ناتو همكارى دارد.
اقدامات مشترك رژيم صهيونيستى و ۶ كشور عرب مديترانه به سالهاى آغازين دهه ۹۰ ميلادى بازمى گردد.
اسرائيل با نيمى از اين ۶ كشور مشكل چندانى ندارد: مصر در زمان رياست جمهورى «انورسادات» (اواخر دهه ۷۰ ميلادى) روابط ديپلماتيك خود با اسرائيل را آغاز كرد: اردن هاشمى و موريتانى نيز كشورهايى عرب هستند كه در سطوح عالى سياسى با رژيم صهيونيستى رابطه دارند. حتى پس ازكودتاى تابستان گذشته و سرنگونى رئيس جمهورى اسلامى موريتانى، شوراى حاكمان نظامى اين كشور آفريقايى پس از در دست گرفتن امور اعلام كرد: تغييرى در روابط سياسى موريتانى با اسرائيل به وجود نخواهدآمد.
در طرف ديگر، الجزاير، تونس و مراكش روابط گرمى با اسرائيل ندارند، اما اخيراً تغييراتى دراين ارتباط ديده شده است.
مراكش از ابتداى قرن جارى، روابط محدودى با اسرائيل برقراركرد. همچنين در ۱ سال اخير، هيأتهاى عالى رتبه اسرائيلى (بويژه نمايندگان پارلمان اين رژيم) به تونس سفركرده اند. در اين ميان، مى توان گفت تنها الجزاير (تقريباً) ارتباطى مستقيم با اسرائيل ندارد.
حتى پس از اجلاس مراكش كه اعلام شد الجزاير، مغرب و اسرائيل در رزمايش مشترك مديترانه با ناتو مشاركت خواهندكرد، نماينده ويژه رئيس جمهور الجزاير گفت: به دليل حضور اسرائيل، الجزاير در اين تمرين نظامى مشترك شركت نخواهدكرد.
بايد ديد مخالفت كشورهاى حوزه مديترانه در مقابل رژيم صهيونيستى ادامه خواهدداشت؟ آيا اعراب در گفت وگوى مديترانه، منافع احتمالى خويش را به حقوق ملت فلسطين ترجيح مى دهند؟
از سوى ديگر، اسرائيل با ناتو رابطه بسيارخوبى دارد و در سالهاى اخير، افزايش چشمگيرى در مناسبات دوجانبه ايشان به وجودآمده است.
درماه فوريه سال گذشته ميلادى، يك عضو بلندپايه ناتو از رژيم صهيونيستى و سرزمينهاى اشغالى بازديد كرد.
يك ماه پس از آن، نخستين مانور دريايى مشترك ناتو و اسرائيل برگزارشد. همچنين، ادوات و تجهيزات نظامى اسرائيلى در تمرينات ناتو كه در ژوئن ۲۰۰۵ ميلادى برگزارشد، شركت داشتند.
ازطرفى، برخى اعضاى ناتو از عضويت رژيم صهيونيستى در اين سازمان حمايت هاى فراوانى به عمل آورده اند كه از مهمترين ايشان، اسپانياست؛ اما مقامات عالى رتبه ناتو و در رأس ايشان «شفر» دبيركل سازمان، اشتياق چندانى براى پيوستن رژيم صهيونيستى نشان نداده اند. مسؤولان ناتو بيم آن را دارند كه با عضويت اسرائيل، ناتو مجبور به مداخله مستقيم در مناقشه فلسطين شده و (به دليل نقض حقوق فلسطينيان) وجهه بين المللى خود را تضعيف شده ببيند. هرچند مقامات رژيم صهيونيستى بارها اعلام كرده اند چشم داشتى به كمك ناتو دربرابر اعراب ندارند!
ناتو و گسترش
عمر ناتو بيش از نيم قرن است و از اين حيث جزو سازمان هاى قديمى محسوب مى شود. سازمان پيمان آتلانتيك شمالى در سال ۱۹۴۹ بنيان نهاده شد. ۱۲كشور اعضاى مؤسس آن را تشكيل دادند كه همگى به جز آمريكا و كانادا، اروپايى بودند. همانطور كه اشاره شد، مقر اصلى ناتو شهر بروكسل بلژيك است.
از همان آغاز تأسيس ناتو، ايالات متحده آمريكا تلاش كرد نفوذ و تسلط خود را بر اين سازمان تثبيت نمايد. درنتيجه، پس از گذشت چندسال، ناتو به يكى از بازوهاى آمريكا تبديل شد. ناتو ويژگيهاى فراوانى داشت كه مهمترين ايشان همكارى واشنگتن با مهمترين كشورهاى اروپايى بود كه در سازمان پيمان آتلانتيك شمالى نيز عضويت داشتند.
از ديگر فوايد ناتو براى آمريكا مى توان دوران جنگ سرد را نام برد. هنگامى كه آمريكا جدال هاى سختى با اتحاد جماهير شوروى سابق داشت و جهان دو قطبى حكمفرما بود، سازمان پيمان آتلانتيك شمالى يكى از وزنه هايى به شمار مى رفت كه كاخ سفيد در برابر دولت شوروى سابق از آن استفاده كرد. اين رويه استفاده از ناتو توسط آمريكا تا زمان فروپاشى شوروى سابق ادامه داشت.
پس از انحلال شوروى سابق و دگرگونيهاى وسيع در نظام كمونيستى جهان، اوضاع تغييركرد. جهان دو قطبى كم كم به سوى تك قطبى شدن پيش رفت و سازمان پيمان آتلانتيك شمالى نيز روش جديدى درپيش گرفت. شايد بتوان از مهمترين سياستهاى دوره جديد ناتو «گسترش» اين سازمان را نام برد.
اگر نگاهى به تاريخ پيوستن اعضاى ناتو داشته باشيم، مى بينيم ۱۰ كشور از ۲۶ عضو اين سازمان، پس از فروپاشى شوروى سابق به عضويت ناتو درآمده اند.
با اين تفاسير، سازمان پيمان آتلانتيك شمالى استقبال خوبى از كشورهاى آفريقايى و آسيايى انجام داده است. هم اكنون زمزمه هايى مبنى بر عضويت ژاپن و استراليا در ناتو به گوش مى رسد. اما وضعيت آفريقا كمى بهتر است. همكاريهاى گروه «گفت وگوى مديترانه» با ناتو در ۱۲ سال گذشته، فرصتهاى مناسبى را نصيب ايشان ساخته و احتمال آنكه در آينده نزديك، اين
۶ كشور عربى و اسرائيل به سازمان پيمان آتلانتيك شمالى بپيوندند، بسيارزياد است. چراغ سبز ويژه ناتو به اعضاى گروه گفت وگوى مديترانه، برگزارى اجلاس مشترك سازمان در مراكش بود.
تحميل هزينه جنگ بر ديگران
255507.jpg
چارلز سوليوان *
براى جهانيان اين بايد عجيب به نظر برسد در حالى كه شيرازه ملت ما رو به فروپاشى است آخرين تارهاى نجابت و انسانيت از پوششى به نام وجدان جدا مى شوند، تنها كارى كه ما مى كنيم تماشاگر برنامه تلويزيونى «بت آمريكايى» *(American Idol) باشيم. براساس اظهارات مايك گرين (نويسنده كتاب همه حقيقت جنگ ايالات متحده عليه ترور)، ۱۹۲ كشور به رسميت شناخته شده در جهان وجود دارند و ايالات متحده در ۱۳۵كشور از تعداد فوق پايگاه نظامى و سرباز دارد. جمعاً ما بيش از چهارصد هزار سرباز داريم كه بخش مهمى از جهان را اشغال كرده اند.
دومين كشورى كه بيشترين رقم سرباز در سراسر جهان را دارد انگلستان با ۳۵هزار و پس از آن فرانسه با ۲۳هزار سرباز است. در ظاهر چنين به نظر مى رسد كه آوردن دموكراسى به جهان حضورى گسترده و تسليحات زيادى را مى طلبد. البته اگر فرض را بر اين بگذاريم كه هدف همان گسترش دموكراسى باشد اما واقعيت اين است كه هدف هژمونى، استيلا و امپراتورى جهانى است. شايد اشتهاى سيرى ناپذير آمريكا براى سرگرمى ها و تفريحات، در حقيقت شكلى از خود درمانى است كه مكانيسم تحويل آن به جاى سوزنهايى كه از طريق پوست به بدن تزريق مى شوند تلويزيون مى باشد. سرگرمى هاى بى حس كننده ذهن، پوچ، حساسيت زدا خود روشى است براى كشتن درد حقيقتى كه پيوسته بر سواحل وجدان فرسوده ما فرود مى آيد، حقيقى آنچنان دردناك كه ما به هر قيمتى كه شده باشد آن را خفه و پنهان كنيم. اين بت آمريكايى است، برنامه اى كه من هرگز جذابيت مردمى آن را نفهميدم، برنامه اى كه سر و صداى روشن و واضح حقيقت را دور نگاه داشته و بى اعتنايى به درد و مصيبت هاى جهان را ممكن مى سازد. تلويزيون واقعى خيلى كارها مى كند اما يكى از كارهايى كه من مطمئن هستم انجام نمى دهد به تصوير كشيدن واقعيت است. سرگرمى هاى كم عمق و مبتذل فقط مشاعر را كند و خرفت مى كند درست مثل اين مى ماند كه ما را از واقعيتى كه كشورمان بر جهان تحميل كرده است مصون بدارد. آمريكا واقعيت هايى زندگى را براى بسيارى از مردم جهان به ويرانه هايى فروپاشيده، ترور بى پايان تحت عنوان شوك و حيرت، كثافت و بوى متعفن زندانى هايى مخفى مانند گولاگ، جايى كه شكنجه در مقايس هايى كه تنها سازمان سيا از آن آگاه است، تبديل كرده است. اتلاف و از دست رفتن نگران كننده زندگى واقعى و تأثير آن بر خانواده ها ماوراى درك است. نسل كشى و پاكسازى قومى دموكراسى نيستند و هرگز نخواهند بود.
فرياد درد و رنج در هياهوى قيل و قال تقلاهاى شخصى خودمان، در جامعه اى كه سود را بر انسانها ترجيح مى دهد، به سختى شنيده مى شود. بهتر است صداى تلويزيون را بلندتر كنيم تا فرياد دموكراسى نظم نوين جهانى را نشنويم. ما نمى خواهيم درباره آنچه كه رئيس جمهور به نام ما انجام مى دهد احساس ناراحتى كنيم. درد و رنج مردمان بى نام و نشان ديگر ملتها براى سطح رفاه و راحتى اى كه ما از آن برخورداريم هزينه كوچكى است. مادامى كه ما اجازه ندهيم واقعيت ها به يكباره بر ما هجوم آورند، مى توانيم با خود زندگى كنيم. امنيت در جهل و ندانستن است - پناگاه تمام ترسوهاى از خود متنفر. خداى را شكر ما يك ملت مسيحى هستيم كه در خشك مقدسى مذهب غرق شده است، بياييد دعا كنيم.
اگر سؤالى نكنيد، جوابى نخواهيد گرفت. اگر سوال اشتباهى بكنيد، جواب اشتباه خواهيد گرفت. اما با سؤالات درست همه چيز در كانونى روشن قرار گرفته وفهم و درك ممكن مى شود، اما آگاه باشيد كه اگر گزينه شما دانستن حقيقت شد، اغلب اوقات براى شما باعث ناراحتى و دردسر مى شود. اما تنها حقيقت است كه براى ما آزادى را به ارمغان مى آورد بنابراين دانستن آن واجب است. اين حقيقت كه دولت ما بخش مهمى از دلارهاى مالياتى ما را براى تجهيزات مرگ، نظامى گرى و تسليحات هزينه مى كند و مقدار بسيار كمى را به امور انسانى اختصاص مى دهد داستان آمريكا را بازگو مى كند.
۵۲سنت از هر دلار مالياتى به شكلى به صندوق پنتاگون خشم مى شود. پيامدهاى اين مسائل هم در داخل كشور و هم خارج از كشور قابل مشاهده است. به همين دليل است كه در خاورميانه و ماورى آن به آمريكا به چشم شيطان بزرگ نگاه مى شود. راستى اگر دموكراسى از طريق لوله تفنگ ۴۷-Ak و يا از طريق بمبارانهاى وسيع تحويل شما و فرزندانتان داده مى  شد چه احساسى داشتيد؟ صرفنظر از ميزان تلاش سخت مان، نمى توانيم از حقيقت و پيامدهاى آن فرار كنيم. آمريكا كماكان تأمين كننده كالايى به نام خشونت در روى زمين است. ما نسبت به فقراى خود غافليم حتى در زمانى كه بقيه جهان را به فقر مى كشانيم، آنها را تحت حاكميت جهان خوارگى قرار داده واستعمار مى كنيم. ما تنها ملتى هستيم كه از بمب اتم استفاده كرده ايم. اگر دموكراسى اين است، جهان ديگر تحمل آن را ندارد. بنابراين بياييد آنگونه شاد باشيم كه گويى فردايى وجود ندارد.
بياييد در حالى كه نسبت به كوههاى يخ شناورى كه از ميان تاريكى ها و در سكوت حركت مى كنند بى اعتناييم خوش باشيم و تظاهر كنيم كه كشتى تايتانيك ما رو به غرق شدن نيست. در آن صورت، ما تا آخرين لحظه اى كه موجهاى سياه مرگ ما را به زير فرو كشانده و به پوچى و عبث انتقال مى دهند، اوقات فوق العاده خوشى را خواهيم داشت. واقعيت در اينجا آنچنان دستكارى و تحريف شده است كه سخن گفتن درباره حقيقت شبيه به زندگى در تيمارستان ديوانگان است. در پشت ديوارهاى اين امپراتورى، سخن گفتن درباره حق و حقيقت مساوى با خيانت است، مساوى است با اقدام به فتنه و آشوبگرى.
پى نوشت:
* نام برنامه اى كه در آن نوجوانان براى ارائه استعداد خوانندگى خود به رقابت مى پردازند.
ـ چارلز سوليوان، عكاس و فعال اجتماعى و نويسنده آزاد است كه در ايالت ويرجينيا زندگى مى كند


|   شناسنامه   |   آرشيو   |