|
تحميل هزينه جنگ بر ديگران
|
|
|
چارلز سوليوان * براى جهانيان اين بايد عجيب به نظر برسد در حالى كه شيرازه ملت ما رو به فروپاشى است آخرين تارهاى نجابت و انسانيت از پوششى به نام وجدان جدا مى شوند، تنها كارى كه ما مى كنيم تماشاگر برنامه تلويزيونى «بت آمريكايى» *(American Idol) باشيم. براساس اظهارات مايك گرين (نويسنده كتاب همه حقيقت جنگ ايالات متحده عليه ترور)، ۱۹۲ كشور به رسميت شناخته شده در جهان وجود دارند و ايالات متحده در ۱۳۵كشور از تعداد فوق پايگاه نظامى و سرباز دارد. جمعاً ما بيش از چهارصد هزار سرباز داريم كه بخش مهمى از جهان را اشغال كرده اند. دومين كشورى كه بيشترين رقم سرباز در سراسر جهان را دارد انگلستان با ۳۵هزار و پس از آن فرانسه با ۲۳هزار سرباز است. در ظاهر چنين به نظر مى رسد كه آوردن دموكراسى به جهان حضورى گسترده و تسليحات زيادى را مى طلبد. البته اگر فرض را بر اين بگذاريم كه هدف همان گسترش دموكراسى باشد اما واقعيت اين است كه هدف هژمونى، استيلا و امپراتورى جهانى است. شايد اشتهاى سيرى ناپذير آمريكا براى سرگرمى ها و تفريحات، در حقيقت شكلى از خود درمانى است كه مكانيسم تحويل آن به جاى سوزنهايى كه از طريق پوست به بدن تزريق مى شوند تلويزيون مى باشد. سرگرمى هاى بى حس كننده ذهن، پوچ، حساسيت زدا خود روشى است براى كشتن درد حقيقتى كه پيوسته بر سواحل وجدان فرسوده ما فرود مى آيد، حقيقى آنچنان دردناك كه ما به هر قيمتى كه شده باشد آن را خفه و پنهان كنيم. اين بت آمريكايى است، برنامه اى كه من هرگز جذابيت مردمى آن را نفهميدم، برنامه اى كه سر و صداى روشن و واضح حقيقت را دور نگاه داشته و بى اعتنايى به درد و مصيبت هاى جهان را ممكن مى سازد. تلويزيون واقعى خيلى كارها مى كند اما يكى از كارهايى كه من مطمئن هستم انجام نمى دهد به تصوير كشيدن واقعيت است. سرگرمى هاى كم عمق و مبتذل فقط مشاعر را كند و خرفت مى كند درست مثل اين مى ماند كه ما را از واقعيتى كه كشورمان بر جهان تحميل كرده است مصون بدارد. آمريكا واقعيت هايى زندگى را براى بسيارى از مردم جهان به ويرانه هايى فروپاشيده، ترور بى پايان تحت عنوان شوك و حيرت، كثافت و بوى متعفن زندانى هايى مخفى مانند گولاگ، جايى كه شكنجه در مقايس هايى كه تنها سازمان سيا از آن آگاه است، تبديل كرده است. اتلاف و از دست رفتن نگران كننده زندگى واقعى و تأثير آن بر خانواده ها ماوراى درك است. نسل كشى و پاكسازى قومى دموكراسى نيستند و هرگز نخواهند بود. فرياد درد و رنج در هياهوى قيل و قال تقلاهاى شخصى خودمان، در جامعه اى كه سود را بر انسانها ترجيح مى دهد، به سختى شنيده مى شود. بهتر است صداى تلويزيون را بلندتر كنيم تا فرياد دموكراسى نظم نوين جهانى را نشنويم. ما نمى خواهيم درباره آنچه كه رئيس جمهور به نام ما انجام مى دهد احساس ناراحتى كنيم. درد و رنج مردمان بى نام و نشان ديگر ملتها براى سطح رفاه و راحتى اى كه ما از آن برخورداريم هزينه كوچكى است. مادامى كه ما اجازه ندهيم واقعيت ها به يكباره بر ما هجوم آورند، مى توانيم با خود زندگى كنيم. امنيت در جهل و ندانستن است - پناگاه تمام ترسوهاى از خود متنفر. خداى را شكر ما يك ملت مسيحى هستيم كه در خشك مقدسى مذهب غرق شده است، بياييد دعا كنيم. اگر سؤالى نكنيد، جوابى نخواهيد گرفت. اگر سوال اشتباهى بكنيد، جواب اشتباه خواهيد گرفت. اما با سؤالات درست همه چيز در كانونى روشن قرار گرفته وفهم و درك ممكن مى شود، اما آگاه باشيد كه اگر گزينه شما دانستن حقيقت شد، اغلب اوقات براى شما باعث ناراحتى و دردسر مى شود. اما تنها حقيقت است كه براى ما آزادى را به ارمغان مى آورد بنابراين دانستن آن واجب است. اين حقيقت كه دولت ما بخش مهمى از دلارهاى مالياتى ما را براى تجهيزات مرگ، نظامى گرى و تسليحات هزينه مى كند و مقدار بسيار كمى را به امور انسانى اختصاص مى دهد داستان آمريكا را بازگو مى كند. ۵۲سنت از هر دلار مالياتى به شكلى به صندوق پنتاگون خشم مى شود. پيامدهاى اين مسائل هم در داخل كشور و هم خارج از كشور قابل مشاهده است. به همين دليل است كه در خاورميانه و ماورى آن به آمريكا به چشم شيطان بزرگ نگاه مى شود. راستى اگر دموكراسى از طريق لوله تفنگ ۴۷-Ak و يا از طريق بمبارانهاى وسيع تحويل شما و فرزندانتان داده مى شد چه احساسى داشتيد؟ صرفنظر از ميزان تلاش سخت مان، نمى توانيم از حقيقت و پيامدهاى آن فرار كنيم. آمريكا كماكان تأمين كننده كالايى به نام خشونت در روى زمين است. ما نسبت به فقراى خود غافليم حتى در زمانى كه بقيه جهان را به فقر مى كشانيم، آنها را تحت حاكميت جهان خوارگى قرار داده واستعمار مى كنيم. ما تنها ملتى هستيم كه از بمب اتم استفاده كرده ايم. اگر دموكراسى اين است، جهان ديگر تحمل آن را ندارد. بنابراين بياييد آنگونه شاد باشيم كه گويى فردايى وجود ندارد. بياييد در حالى كه نسبت به كوههاى يخ شناورى كه از ميان تاريكى ها و در سكوت حركت مى كنند بى اعتناييم خوش باشيم و تظاهر كنيم كه كشتى تايتانيك ما رو به غرق شدن نيست. در آن صورت، ما تا آخرين لحظه اى كه موجهاى سياه مرگ ما را به زير فرو كشانده و به پوچى و عبث انتقال مى دهند، اوقات فوق العاده خوشى را خواهيم داشت. واقعيت در اينجا آنچنان دستكارى و تحريف شده است كه سخن گفتن درباره حقيقت شبيه به زندگى در تيمارستان ديوانگان است. در پشت ديوارهاى اين امپراتورى، سخن گفتن درباره حق و حقيقت مساوى با خيانت است، مساوى است با اقدام به فتنه و آشوبگرى. پى نوشت: * نام برنامه اى كه در آن نوجوانان براى ارائه استعداد خوانندگى خود به رقابت مى پردازند. ـ چارلز سوليوان، عكاس و فعال اجتماعى و نويسنده آزاد است كه در ايالت ويرجينيا زندگى مى كند
|