ژاله شادى طلب، جامعه شناس و پژوهشگر امور اجتماعى، متولد،۱۳۲۴ سنندج
- اخذ مدرك كارشناسى علوم اجتماعى از دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۷
- اخذ مدرك كارشناسى ارشد در رشته جامعه شناسى از دانشگاه ايالتى اينديانا ( Ballstat ) آمريكا در سال ۱۳۵۰
- اخذ مدرك دكترا از دانشگاه آيوا آمريكا در رشته جامعه شناسى روستايى در سال ۱۳۵۵
- برنده جايزه بهترين طرح تز دكترا و جايزه Georg Von tunglen award از آژانس بين المللى توسعه، به خاطر تز دكترايش تحت عنوان « عوامل مؤثر بر پذيرش تكنيكهاى جديد كشاورزى در كشورهاى كم توسعه يافته»
- برگزيده عنوان بهترين محقق سال ۱۳۵۵ از سوى دانشگاه ايالتى آيوا
- دريافت لوح تقدير ازكميسيون زنان ايالت اينديانا به عنوان زنى فعال و برجسته در سال ۱۳۵۶
- عضو هيأت علمى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران
- دانشيار دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران و استاد اين دانشكده از سال ۱۳۶۷ تا كنون
- مدير سابق مركز مطالعات تحقيقات زنان دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران
- برخى از آثار تأليفى وى عبارتند از: توسعه و چالشهاى زنان ايران، جامعه شناسى فاجعه: تجربه زلزله رودبار، تجربه مديريت سوانح طبيعى در كشورهاى درحال توسعه، راهنماى مديريت سوانح طبيعى، فقر در ايران و...
|
|
|
جهانگير ميرطيبى: در ميان محققان و پژوهشگران عرصه گسترده علوم انسانى و اجتماعى در دهه هاى اخير نام هاى بسيارى مى توان ديد كه جملگى در تلاش براى كشف تار و پود لايه هاى پيدا و پنهان جامعه اى هستند كه در آن زيست مى كنند و دغدغه سلامت آن را دارند.با اين همه در جامعه نسبتاً مردسالار ايرانى تلاش و كوشش زنانى كه نه دغدغه هايى سطحى كه نگرانى هايى فراتر از محدوديتهاى غالب محيط اطرافشان دارند و دغدغه هايشان از جنس فردا و انسانى است و صد البته قابل تقدير و قدردانى اند.بويژه اينكه در راهى كه براى اعتلاى فرهنگ جامعه خود برگزيده اند، بسيار صبورانه و مشفقانه و متين حركت كرده اند و هرگز گرفتار نان و نام و جاه طلبى نبوده اند.ژاله شادى طلب از جمله اين زنان است كه همواره دغدغه اى فراتر از بحث هاى پيش پا افتاده تفاوت هاى جنسيتى داشته و برايش نه زن بودن و مرد بودن كه انسان بودن اهميت داشته و در راه اعتلاى شرايط انسانى هر فرد ايرانى عمرى خاك پژوهش خورده است.
ژاله شادى طلب متولد سال ۱۳۳۴ سنندج است.او در سال ۱۳۴۳ ديپلم گرفت و در همان سال وارد دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۴۷ در رشته علوم اجتماعى به درجه كارشناسى رسيد.او در سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲ در رشته جامعه شناسى از دانشگاه ايالتى اينديانا ( Ballstat) آمريكا درجه كارشناسى ارشد دريافت كرد و از سال ۱۳۵۲ تا سال ۱۳۵۵ به تحصيل در مقطع دكترى در دانشگاه آيوا در آمريكا در رشته جامعه شناسى روستايى پرداخت.
گرايش تغييرات اجتماعى و توسعه، در روش تحقيق، رشته هاى تخصصى دوره دكتراى او بوده است.شادى طلب در طى دوران تحصيل در آمريكا، به موفقيتهاى علمى مهمى نيز دست يافت.از جمله آنكه در دوران تحصيل در مقطع كارشناسى ارشد، بورس تحصيلى گرفت و از معافيت تحصيلى برخوردار شد.همچنين تز دكتراى او با عنوان «عوامل مؤثر بر پذيرش تكنيكهاى جديد كشاورزى در كشورهاى كم توسعه يافته» توسط آژانس بين المللى توسعه، به عنوان بهترين طرح تز دكترا، برنده جايزه Georg Von tunglen award شد.
او در سال ۱۳۵۵ هم از سوى دانشگاه ايالتى آيوا به عنوان بهترين محقق سال برگزيده شد و در سال ۱۳۵۲ از سوى كميسيون زنان ايالت اينديانا به عنوان زنى فعال و برجسته، لوح تقدير گرفت.از سمت هاى مختلفى كه ژاله شادى طلب در ساليان گذشته داشته است مى توان به موارد زير اشاره كرد:
آمارگر اداره بررسيهاى گروه KBC در تهران بين سالهاى ۱۳۴۷- ،۱۳۴۳ مدير اداره بررسيهاى گروه KBC بين سالهاى ۱۳۴۹ _ ،۱۳۴۷ مسؤول گروه روستايى، مركز آمايش سرزمين، سازمان برنامه و بودجه، در سالهاى ۱۳۵۸ _ ،۱۳۵۶ كارشناس مديريت كشورى و عمران روستايى، سازمان برنامه و بودجه، بين سالهاى ۱۳۶۲ _ ،۱۳۵۸ معاون برنامه ريزى مديريت كشاورزى و عمران روستايى، سازمان برنامه و بودجه بين سالهاى ۱۳۶۳ _ ،۱۳۶۲ مدير اجرايى طرح تحقيقاتى « دلايل كاهش توليد پنبه در گرگان و گنبد » و كارشناس مديريت كشاورزى، سازمان برنامه و بودجه در سالهاى ۱۳۶۴ _ ،۱۳۶۳ معاون برنامه ريزى مديريت كشاورزى و عمران روستايى، سازمان برنامه و بودجه در سالهاى ۱۳۶۵ _ ،۱۳۶۴ كارشناس شاخص هاى اجتماعى، دفتر جمعيت و نيروى انسانى در سالهاى ۱۳۶۷ _ ،۱۳۶۵ مسؤول ابعاد اجتماعى، پروژه فقر زدايى سازمان ملل و وزارت اقتصاد و دارايى در سال ،۱۳۷۵ مشاور وزارت كشاورزى، معاونت طرح و برنامه دانشكده علوم اجتماعى، دانشگاه تهران در سال ،۱۳۷۳ سرپرست مركز تحقيقات و مطالعات زنان، دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، مدير و مجرى طرح «جنگلدارى اجتماعى» دانشگاه تهران، وزارت جهاد سازندگى در سال ۱۳۷۵ و مدير سابق مركز تحقيقات و مطالعات زنان دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران.
علاوه بر اين شادى طلب از سال ۱۳۶۷ تاكنون با سمت استاد يار در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران به تدريس پرداخته و اكنون عضو هيأت علمى و دانشيار اين دانشكده محسوب مى شود.(۱)
ژاله شادى طلب در ميان اصحاب قلم به عنوان زنى شناخته شده است كه هميشه در خصوص مسائل زنان حرفهايى براى گفتن دارد.او با پشتوانه اطلاعاتى كه به عنوان رئيس مركز مطالعات و تحقيقات زنان دانشگاه تهران در سالهاى گذشته دارد، معتقد است دولتهاى گذشته اهميت چندانى براى مراكز پژوهشى كه در حوزه زنان فعاليت مى كنند، قائل نبوده اند و در اين باره مى گويد: « تعداد مراكز پژوهشى كه در حوزه زنان كار مى كنند به تعداد انگشتان دو دست هم نيستند و كل منابع تخصيص يافته براى مطالعات زنان در كشور به ۵۰۰ميليون تومان هم نمى رسد.به همين دليل امكان انجام پروژه هاى كلان ملى كه بتوان براساس آن سياستگذارى و برنامه ريزى كرد، وجود ندارد.»
مركز مطالعات و تحقيقات زنان ( ممتاز ) وابسته به دانشگاه تهران است و در سال ۱۳۸۰با رياست ژاله شادى طلب تأسيس و به عنوان يك مركز علمى ميانه رشته اى به فعاليت هاى پژوهشى درباره مسائل زنان مشغول به كار شد.از ابتداى راه هدف اصلى مركز،گسترش مطالعات زنان و انجام پژوهش هاى جامع در مورد مسائل زنان و تربيت محقق در رشته مطالعات زنان عنوان شد.شادى طلب در طول دوران تصدى رياست اين مركز در كنار پژوهش هاى كتابخانه اى و مطالعات زنان ،به امور اجرايى و نظارتى چالشهاى زنان در جامعه ايرانى آشنا شد و موانع تحقق بسيارى از ايده هاى آرمانى خود درباره زنان را از نزديك بازشناخت.
|
|
|
شادى طلب تنها زمينه پيشرفت زنان را طى ۲۵سال اخير، بعد آموزش و افزايش سطح تحصيلات مى داند اما با اين حال، با لحنى مطمئن و سرشار از انرژى، آينده روشن نسلهاى بعدى را به تصوير مى كشد.او درباره فعاليتهايى كه در حوزه زنان صورت مى گيرد، مى گويد: «قبل از هر چيز تأكيد مى كنم كه زنان قشر نيستند، جمعيتند كه متأسفانه گاهى اوقات اين مفهوم اشتباهاً به كار برده مى شود، ولى در مورد اينكه عده اى براين باورندكه نبايد حساب جدايى براى زنان باز كرد و عده اى عكس اين را معتقدند، فكر مى كنم بايد اندكى مكث كرد.چون حالت سومى هم وجود دارد كه متأسفانه شايد بسيارى از برنامه ريزان ما يا كسانى كه علاقه مند به حضور زنان هستند اين حالت سوم را نمى بينند...من قطعاً جزو كسانى هستم كه معتقدند نمى توان برنامه ريزى يا هر اقدامى را بدون توجه به وضعيت زنان انجام داد.يعنى نمى توان با اين پيش فرض جلو رفت كه ما زن و مرد نداريم و زنان و مردان بايد به تساوى از موقعيتهاى اجتماعى برخوردار شوند.اين استدلال درست نيست و تنها در شرايطى مى تواند صدق كند كه زن و مرد در نقطه شروع يك برنامه در موقعيت يكسانى قرار گرفته باشند.
وقتى به الآن يا ۲۰سال يا ۵۰سال پيش نگاه مى كنيم، مى بينيم كه در بسيارى از زمينه ها زنان و مردان در يك نقطه شروع مساوى نيستند بلكه زنان در بعضى از موارد حداقل يكصد سال عقب هستند، در اين شرايط نمى توان گفت يك برنامه يك ساله اى مى نويسم يا پروژه يك ساله اى را تعريف مى كنم كه همه بهره مند شوند.زنان آنقدر عقبند كه ابتدا بايد با اقدامات و پروژه هاى خاصى آنها را به نقطه برابر رساند و بعد از آن روند يكسان در نظر گرفتن زن و مرد را ادامه داد.»
از نظر او «كشورهاى در حال توسعه دنيا حدود ۳۰سال پذيرفتند كه زن و مرد با هم در شرايط يكسانى قرار دارند و بنابراين بايد فكرى براى زنان كرد.اما تجربه ۳۰ساله آنها نشان داده كه اين روش لزوماً روش موفقى نيست.» و در اين باره مى گويد: « يعنى اگر با فرض اينكه زنان عضو تعاونى روستا نيستند، يك تعاونى زنان در كنار تعاونى مردان تشكيل بدهيد يا چون زنان نمى توانند سوار اتوبوس شوند، يك اتوبوس زنانه كنار اتوبوس مردانه مى گذاريد يا به هر صورت حساب زنان را جدا كنيد و اجراى پروژه هاى خاصى مثل دادن چرخ خياطى يا دار قالى براى كاهش نرخ بيكارى زنان جواب نمى دهد.»
از منظر او براى اصلاح رشته مطالعات زنان بايد به تمام تخصص ها اهميت داده شود.او مى گويد: « رشته مطالعات زنان، با توجه به گرايش هر دانشگاه مى تواند به متخصصان متفاوتى احتياج داشته باشد.اگر فرضاً گرايش دانشگاه تهران اين باشد كه رشته مطالعات زنان بيشتر به سمت نظريه پردازى برود، استادانى كه در اين رشته تدريس مى كنند، بايد نظريه ها را بخوانند.مطالعات زنان، رشته اى است دانشگاهى كه تخصص اصلى اش روانشناسى يا علوم سياسى است، رشته مطالعات زنان هم همان گرايش را پيدا مى كند.ولى دانشكده هاى علوم انسانى ما هنوز گرايش هايشان چندان مشخص نيست و رشته مطالعات زنان كه به عنوان رشته اى بين رشته اى وارد عرصه شده، در اين شرايط آسيب مى بيند.»
او در پاسخ به سؤالى در خصوص ميزان پيشرفت زنان در ايران مى گويد: « ايران آنقدر از تنوع هاى قومى برخوردار است كه يقيناً آنچه در مورد زنان كردستان مى گوييد، قابل استفاده براى زنان آذرى نيست يا زنان بلوچ با زنان گيلك تفاوت هاى زيادى دارند اين تنوع ها در كشور ما بسيار تأثيرگذار است.اما قبل ازاينكه پاسخ بدهم با آنچه در هرمزگان و خوزستان مى بينيم مى توانيم بگوييم زنان ايران پيشرفت كرده اند، زمينه اى كه به نظر من بايد به عنوان پيشرفت بپذيريم وقبول كنيم، بحث آموزش است، يعنى اين باور كه مدارس اسلامى هستند ،معلمان زن هستند، جهاد سازندگى در همه جا مدرسه ساخت وامكان دسترسى به آموزش را فراهم كرد و يكى از زمينه هاى پيشرفت زنان شد.
افزايش ورود دختران به دانشگاهها كه در همه كشورهاى درحال توسعه مشاهده مى شود، درايران در شرايطى اتفاق مى افتد كه ما شايد محدوديت هاى زيادى را اعمال كرديم وبچه ها براى ورود به دانشگاه، خوان هاى زيادى را پشت سر گذاشته اند كه ارزش كارشان را افزايش مى دهد.شرايط اينجا با ساير نقاط دنيا كه فرش قرمز پهن مى كنند فرق دارد.بنابراين زمينه اى كه همه ما بايد به آن افتخار كنيم، توانايى هاى زنان در يادگيرى وعلاقه آنان است.اين لزوماً به معنى ورود در همه عرصه ها نيست، ولى درسى است كه زنان توانسته اند باز كنند و وارد آن شوند.»(۲)
ژاله شادى طلب تحقيقات بسيار گسترده اى در زمينه هاى مختلف اجتماعى دارد كه بسيارى از آنها به صورت مقاله در كنفرانسهاى معتبر عرضه شده اند و اغلب مورد توجه كارشناسان فن قرار گرفته اند.به عنوان مثال مى توان به مقاله « تغييرات در ساختار كشاورزى ايران بعد از انقلاب اسلامى: منطقه گرگان و گنبد » او اشاره كرد كه در كنفرانس جامعه شناسان روستايى در سال ۱۳۶۴ به شدت مورد استقبال قرار گرفت.
از جمله دغدغه هاى اصلى ژاله شادى طلب «جامعه شناسى فاجعه» است كه در خصوص مصدومان و بازماندگان حوادث تلخى چون زلزله منجيل به صورت گسترده تحقيق كرده و مقالات ارزشمندى در اين باره به مجامع علمى و كارشناسى ارائه كرده است.به طورى كه در سالهاى ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۱ به عنوان محقق مؤسسه بين المللى زلزله شناسى و مهندسى زلزله در زمينه ابعاد اجتماعى، اقتصادى آسيب پذيرى شهر تهران دربرابر زلزله مطالعات گسترده اى را انجام داده است.
ژاله شادى طلب نمونه برجسته و بارزى از زنان پژوهشگرى است كه تمامى سد ها و موانع را براى به سرانجام رساندن مقصودشان كه اعتلا و ارتقاء زندگى اجتماعى شايسته انسان ايرانى پشت سر گذاشته اند و در اين راه خدمات شايان و غير قابل كتمانى را به نام خويش و البته بدون هيچ ادعايى به ثبت رسانده اند و همين استوارى و پايدارى شان باعث ماندگار شدن نامشان در عرصه پژوهش در حوزه زنان و امور اجتماعى در ايران شده و خواهد شد.
پى نوشت:
۱- فرهنگ زنان پژوهشگر در علوم انسانى، رؤيا صدر، نشر برگ زيتون، ص ۳۲۵
۲- گفت و گوى ژاله شادى طلب با روزنامه ايران، ۸۳/۲/۵