چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۷ ربيع الاول ۱۴۲۷
Wed, Apr 26, 2006
حوادث
۳۴۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
برگى ديگرازكمك به بيماران بى بضاعت
گروه جويندگان عاطفه «ايران»:
• ۷۰ زن و كودك توسط آتش نشانان در پارك شادى آزادگان تهران از ارتفاع ۵۰ مترى نجات داده شدند
• توطئه شوم يك دختر و ۲ پسر براى مرد كارخانه دار
جنايتى كه ظهر ديروز در تهران رخ داد
با نجات ۷۰ زن و كودك توسط آتش نشانان در پارك شادى آزادگان تهران صورت گرفت
۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران بررسى كردند
برگى ديگرازكمك به بيماران بى بضاعت
گروه جويندگان عاطفه «ايران»:
نگذاريم اين پدر جوان بميرد
• ۷۰ زن و كودك توسط آتش نشانان در پارك شادى آزادگان تهران از ارتفاع ۵۰ مترى نجات داده شدند
• توطئه شوم يك دختر و ۲ پسر براى مرد كارخانه دار
هديه هاى بهارى تان را به شماره حساب ۳۹۸۸ بانك ملى شعبه خجسته، كد شعبه ۷۹۹ به نام مؤسسه فرهنگى _ مطبوعاتى ايران، به بيماران بى بضاعت ببخشيد.

روى مرز مرگ و زندگى


مى خواستيم تا روشن شدن وضعيت فاطمه _ دختر ۳ ساله _ و انجام جراحى اش، ننويسيم و كارى را نيمه رها نكنيم. مى خواستيم چند روزى دلتان نگيرد و غمى آزارتان ندهد. مشغول انجام آزمايشات فاطمه بوديم و روزى كه به اتاق عمل برود و نبض عشقى را كه شما برايش مى زديد، بشنود. اما نشد، مردى آمد كه ميهمانمان شود. مردى كه نمى شود پشت اين دروازه انتظار بايستد تا نوبتش برسد. گفتيم تا روشن شدن وضع آن دختر ناشنوا، دست روى دست نگذاريم، شايد كسى از راه برسد و مردى را از روى مرز مرگ به زندگى بازگرداند.


مرد وقتى پا به تحريريه گذاشت و كنارمان نشست، باورمان نمى شد كه صبورى و مقاومت و ايثارش نياز را به فراموشى سپرده است.مى گفت: از پنج سال پيش پس از ورشكست شدن متوجه شده كه به بيمارى سرطان معده مبتلا شده است. مى گفت در اين پنج سال به علت اينكه نتوانسته روى خودرويى كه در اختيارش گذاشته بودند كار كند، بچه هايش دچار فشارهاى زيادى شده اند. مى گفت همسرش در اين پنج سال وقتى ديده مرد زندگى اش ذره ذره آب مى شود و نمى تواند معالجه كند، ناراحتى اعصاب گرفته است. مى گفت دو بچه اش دچار سوء تغذيه اند، ولى با اين حال...
بغضش را فرو مى خورد و از درون كيسه نايلونى يك پاكت بزرگ پر از كارنامه هاى درخشان دو فرزندش را روى ميز مى ريزد.دست هاى لرزانش را به طرفم مى گيرد. نسخه پزشك حكايت از خطر بزرگ جانى دارد. پزشك روى نسخه اش نوشته فقط فقط فقط تا يك هفته ديگر بايد جراحى انجام شود.مرد از ريختن آبرويش مى هراسد. نكند كسى او را بشناسد. نكند بچه هايش با تمام اين سال هاى سختى و محروميت احساس سرافكندگى كنند. نكند كه همسرش همراه اين سال هاى دشوار و تنهايى زخم زبان بشنود.وقتى مى شنود كه همراهان ما مردمى هستند با دل هاى بزرگ، انسان هايى با بال هاى فرشتگان، جوانمردانى سبزپوش با شانه هاى ستبر، باورمان مى كند.
مرد رفته است قرارمان براى فرداست. فردا از راه مى رسد و از آن مرد خسته و تنها خبرى نمى شود. نگران مانده ايم مبادا كه دو فرزند او در گوشه اى حالا در حسرت از راه رسيدنش باشند، نكند چراغ آن خانه كوچك و محقر خاموش شده باشد، نكند...
در ميان اين همه بيمار متقاضى، در ميان گرفتارى هاى درمان فاطمه و نامه و مكاتبه و آزمايش براى لحظه اى از جلوى چشمانم دور نمى شود.ديروز وقتى تلفن به صدا درمى آيد و مى شنوم مردى آمده تا دوباره ميهمان دلمان شود، دلم به اندازه اى خوشحال مى شود كه براى خودم باور نكردنى است.مرد مى آيد، اما اين بار تنها نيست. شريك اين سال هاى درماندگى شانه به شانه اش آمده است. مرد آنقدر تحليل رفته و رنگ پريده شده كه نگاهم را از چهره اش مى گيرم. زن حال و روز خوبى ندارد. آدم به اين آدم هاى عاشق كه در اين لحظات، در لحظه هاى تنگ دستى و تنگ نفسى قلبشان براى هم مى تپد، حسودى اش مى شود. كاش تمام زن و شوهرها با هم همين قدر يكدل بودند.مرد در اين دو هفته گوشه خانه افتاده بوده است. نه پولى براى درمان و جراحى داشته و نه توانى كه بچه هايش گرسنه نمانند.يك بار ديگر مداركش را پيش رويم مى گذارد.
- راهى به جز آمدن پيش شما نداشتم. اينجا آخرين روزنه اميد ما است.آدم شرم مى كند، شرم از بضاعت اندكش، شرم از ناتوانى اش، كاش كار اين آدم هاى بزرگ به دست ما نمى افتاد. خيلى چيزها را نمى شود نوشت، خيلى نگاه ها را نمى شود تعريف كرد، خيلى بغض ها را نمى شود توصيف كرد، خيلى اشك هاى حلقه زده شده را نمى شود ديد و گفت و نگفته گذشت.
روى ميزم يك دسته كپى مانده است. كپى نسخه و فوريت و جراحى و مردى كه تا پاى جان يك تنه آمده است، آمده كه زندگى كند، آمده كه بلكه باز هم سايه اش بالاى سر بچه هايش بماند. آمده كه همسرش بيش از اين تنها نشود.بلند مى شوند كه بروند، اما مرد براى لحظه اى مى ماند. مرد نگاهش را از سايه زنش كه از ما دور شده برمى گيرد و با بغض مى گويد: زنم هيچ كس را ندارد. نه برادرى، نه پدرى و نه خواهرى و...، اگر من نبودم شما تنهايش نگذاريد. بچه هايم تنها نمانند، تنها نگرانى من بعد از اين كه نباشم همسرم است. به خاطر او به اينجا آمدم، تا خيالم راحت شود.مرد وصيت مى كند و در چشمان به خون گرفته اش طوفانى برپا مى شود، طوفانى كه هيچگاه فراموش شدنى نيست.مرد رفته است. حالا ما مانده ايم و دلى تنها و مردى كه اگر به دادش نرسيم رفتنى است. حالا باز هم وقت نجات جان انسانى است، پدرى كه بچه هايش او را مى پرستند. شوهرى كه اگر نباشد كبوتر جفت اش عمرى توان پرواز نخواهد داشت، پسرى كه حتى به مادر پيرش نگفته چقدر تنهاست.قلم برمى داشته و براى تو مى نويسم كه نون و القلم و مايسطرون، قسم به قلم و آنچه كه مى نويسد. مردى از راه رسيده و كوله بار خستگى اش را روى ميز ما جا گذاشته است. مردى كه اگر دستش را در دست نگيريم، غروب خواهد كرد.
جنايتى كه ظهر ديروز در تهران رخ داد
كينه خونين يك آشنا براى وكيل ۷۳ ساله
255816.jpg
گروه حوادث: يك وكيل ۷۳ ساله وقتى همسرش در خانه نبود قربانى كينه مرگبار قاتل آشنايى شد و به قتل رسيد.اين جنايت، ساعت ۱۳ و ۱۰ دقيقه ظهر ديروز - سه شنبه ۵ ارديبهشت ماه - در كوى مونس خيابان خوش تهران فاش شد. بنا به اين گزارش؛ زنى وقتى به خانه اش بازگشت با ديدن پيكر خون آلود همسر سالخورده اش به نام «تقى رمضان نيا» كه در طبقه دوم خانه اش روى زمين افتاده بود پليس را در جريان قرار داد.وقتى مأموران كلانترى ۱۰۸ نواب به همراه تيمى از كارآگاهان جنايى و بازپرس هنرمند در قتلگاه پاى گذاشتند پى بردند كه قربانى يكى از وكلاى با تجربه و قديمى دادگسترى است كه به همراه همسرش به تنهايى در آن ساختمان زندگى مى كرد و دفتر وكالت وى نيز در همان ساختمان است. در تحقيق از همسر اين وكيل مشخص شد وى در زمان وقوع جنايت در خارج از خانه به سر مى برد و از يك كينه نزد داماد خواهرش به قربانى خبر داد.تيم تحقيق با توجه به تحقيقاتى كه در قتلگاه وكيل پايه يك دادگسترى انجام داد و پى بردن به اينكه هيچ سرقتى رخ نداده است انگيزه قاتل آشنا را كه به راحتى وارد خانه قربانى شده و با چاقو ضربات زيادى به گلو، گردن و كمرش زده است انتقامجويى دانستند.بدين ترتيب، تجسس ها روى داماد خواهر زن اين وكيل متمركز شد و كارآگاهان پى بردند وى عليرغم ميل باطنى همسرش را به حكم دادگاه بايستى طلاق مى داد و در اين پرونده قربانى وكالت همسر وى را برعهده داشت.تيم تحقيق از آن جا كه ظهر روز جنايت قرار بود داماد خواهرزن قربانى به همراه همسرش در دفترخانه حاضر شده و خطبه طلاق جارى شود در قويترين فرضيه اين مرد جوان را قاتل شناختند و دفترخانه را تحت محاصره گرفتند اما با وجود حضور زن جوان براى طلاق، مظنون شماره يك جنايت در دفترخانه حاضر نشد و نشان داد مسير تحقيقات مى تواند درست بوده باشد.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما با توجه به وجود مخالفان زيادى با اين وكيل كه در جريان پرونده هاى قضايى پسر وى از وى كينه به دل گرفته اند تيم تحقيق در شاخه ديگرى به اين سرى از تهديدات نيز پرداخته است تا عامل جنايت را شناسايى كند.
با نجات ۷۰ زن و كودك توسط آتش نشانان در پارك شادى آزادگان تهران صورت گرفت
پايان وحشت در ارتفاع۵۰ مترى
255813.jpg
گروه حوادث: هفتاد زن و كودك تهرانى پس از چهار ساعت گرفتار شدن در ارتفاع ۵۰ مترى چرخ و فلك پارك شادى آزادگان، با كمك مأمورين آتش نشانى نجات يافتند.
اين حادثه ساعت ۱۱ و ۲۰ دقيقه صبح سه شنبه ۵ ارديبهشت ماه سال جارى در پارك شادى آزادگان واقع در ميدان بهمن زمانى رخ داد كه مربيان يك مهد كودك به همراه تعدادى از كودكان براى استفاده از چرخ و فلك به اين پارك رفته بودند.دقايقى از سوار شدن آنان به كابين هاى چرخ و فلك نگذشته بود كه دستگاه غول پيكر به دليل نقص فنى از حركت ايستاد، تعدادى از حاضران در پارك شادى با مشاهده اين صحنه، مأموران آتش نشانى را در جريان قرار دادند.بلافاصله، تيمى از آتش نشانان امداد و نجات ايستگاههاى يك و ۶ آتش نشانى به پارك شادى اعزام شدند. گرفتار شدگان در ارتفاع بين ۳ تا ۵۰ مترى از سطح زمين توانايى حركت و نجات خود را نداشتند.از سوى ديگر، به دليل وجود سيمهاى متعدد برق فشار قوى كار امداد و نجات به سختى پيش مى رفت و سرانجام پس از ۴ ساعت تلاش بى وقفه مأموران آتش نشان توانستند هفتاد زن و كودك را سالم به پايين بياورند.به گزارش روابط عمومى سازمان آتش نشانى، اين حادثه هيچ آسيب جانى به دنبال نداشته است و تحقيقات براى علت يابى و چگونگى ايراد و نقص فنى چرخ و فلك از سوى كارشناسان در حال بررسى است.
توطئه شوم يك دختر و ۲ پسر براى مرد كارخانه دار
255822.jpg
گروه حوادث: دختر جوانى كه براى آدم كشى اجير شده پسر مورد علاقه اش اسلحه تهيه كرده بود، از سوى پليس بازداشت شد.اين پسر جوان با طراحى نقشه اى، يك آدم كش براى از ميان برداشتن پدرش اجير كرده بود.
براساس اعترافات متهمان بازداشت شده، آدم كش اجير شده قرار بود براى كشتن مرد كارخانه دارى ۱۵ ميليون تومان از پسرش دريافت كند.بنا به اين گزارش، سحرگاه روز ۱۷ اسفندماه سال ۸۴ هنگامى كه مرد كارخانه دار قصد ترك كردن خانه اش در منطقه كميل واقع درغرب تهران را داشت هدف اصابت دو گلوله قرار گرفت.ضارب جوان وقتى پس از مجروح كردن مرد كارخانه دار بر بالاى سر او رفت تا تير خلاص را به سر وى شليك كند، گلوله درلوله تپانچه گير كرده و او مجبور به فرار شد.مأموران اداره آگاهى تهران با اطلاع از اين ماجرا تحقيقات در اين باره را آغاز كرده و به پسر ۲۰ ساله مجروح حادثه مظنون شدند.پسر جوان وقتى پس از بازداشت از سوى پليس دريافت پليس او را عامل تيراندازى شناخته شده است، اعتراف كرد با اجير كردن پسر جوانى قصد از ميان برداشتن پدرش را داشته تا به ثروت او دست يابد.با توجه به اطلاعاتى كه اين متهم از آدم كش اجير شده در اختيار پليس قرار داده بود، مأموران اين جوان را رديابى و در مخفيگاهش در شرق تهران دستگير كردند.وى در بازجويى هاى انجام گرفته ادعا كرد: از مدت ها قبل با پسر مرد كارخانه دار آشنايى داشتم. او ابتدا ۳۰۰ هزارتومان به من داد و سپس با وعده اينكه ۱۵ ميليون تومان ديگر پس از پايان كار به من مى دهد، خواست تا پدرش را بكشم.روز حادثه ساعت ۶ صبح در اطراف خانه آنها كمين كردم وقتى مرد كارخانه دار مشغول خارج كردن خودرو اش از پاركينگ بود، براى يك لحظه جهت بستن در پياده شد. من هم به سرعت به او نزديك شدم. ابتدا گلوله اى از پشت به او شليك كردم. وقتى افتاد، گلوله ديگرى به صورتش زدم. وقتى مى خواستم گلوله سوم را به سرش شليك كرده و كار را تمام كنم گلوله در لوله تپانچه  گير كرد.وى در ادامه اظهارات خود مدعى شد، اسلحه را از دختر جوانى كه با پسر كارخانه دار آشنا است و قرار بود با هم ازدواج كنند، تهيه كرده است. بدين ترتيب دختر جوان نيز بازداشت شد.به دستور بازپرس رسيدگى كننده به پرونده سه متهم با انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس آگاهى تهران قرار گرفتند.
بازداشت قاتل آشناى دختر ۲۰ ساله
255810.jpg
گروه حوادث: قاتل آشناى يك دختر ۲۰ ساله كه با گره زدن روسرى دور گردنش خفه شده است كسى جز پدرش نبود.اين مرد ابتدا ادعا كرد دخترش به خاطر ناراحتى هاى روحى و روانى اقدام به خودكشى كرده است اما تحقيقات بازپرس ويژه قتل و پليس نشان از يك جنايت خانوادگى داد.
بنا به اين گزارش ساعت ۷ صبح ديروز - سه شنبه ۵ ارديبهشت ماه - مردى هراسان در تماس با پليس ۱۱۰ ادعا كرد دخترش به نام «فريبا» دست به خودكشى زده است. دقايقى بعد اكيپى از مأموران كلانترى ۱۲۸ تهران نو به سرپرستى سرهنگ ياغچى بيگلو در محل حادثه واقع در خيابان حافظيه حاضر و تحقيقات خود را آغاز كردند.
وقتى مأموران وارد آپارتمان شدند با جسد دختر جوان در حالى كه داخل اتاق خواب افتاده بود مواجه شدند.با حضور بازپرس هنرمند و بررسى آثار به جا مانده و معاينه جسد مشخص شد دختر جوان با گره زدن روسرى به دور گلويش خفه شده و آثار خفگى نيز روى گردنش مشخص است.وقتى تحقيقات به اين مرحله رسيد پدر خانواده تحت بازجويى قرار گرفت. وى با ادعاى اينكه دخترش خودكشى كرده است به مأموران گفت: دخترم پس از دوبار ازدواج ناموفق به خانه ما آمده بود و نزد ما زندگى مى كرد. شب گذشته همسرش كه به تازگى با يكديگر ازدواج كرده اند او را با موتور به خانه ما آورد و شب نيز دخترم به همراه دختر ديگرم به اتاق خوابشان رفتند.
نيمه شب من و همسرم متوجه شديم كه دخترمان قصد خودكشى دارد و ما نيز مانع اين كار شديم ولى صبح زود وقتى دختر ديگرم به مدرسه رفت به اتاق خواب رفتيم و با جسد فريبا روبرو شديم.با ادعاى اين مرد و با توجه به اختلافى كه او با دخترش داشت و نشانه هاى از وقوع يك قتل به دستور بازپرس هنرمند وى بازداشت و به اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران انتقال يافت.به گزارش خبرنگار ما، با انتقال اين مرد به پليس آگاهى تهران وى بار ديگر تحت بازجويى قرار گرفت و با اعتراف به قتل دخترش گفت: به خاطر اختلافى كه با او داشتم صبح زود وقتى خواب بود و دختر ديگرم به مدرسه رفته بود به آرامى وارد اتاق خواب شدم و با گره زدن روسرى دور گردنش او را خفه كردم.
۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران بررسى كردند
خيانت يك زن، پشت صحنه سقوطى مرگبار
گروه حوادث: يك مرد كه با اعتقاد به مهدورالدمى همسرش در خيانت به وى، دست به قتل زده است، در برابر قضات دادگاه كيفرى استان تهران از خود دفاع كرد.
اين مرد ۴۲ساله، از روز نهم فروردين ماه سال ۸۴ وقتى زنى ۳۸ ساله از پشت بام ساختمان در خيابان بهاران سقوط كرد و از پاى درآمد، پذيرفت همسرش را به خاطر يك خيانت به قتل رسانده است.بنا به اين گزارش، تحقيقات پليسى و قضايى نشان داده است كه عامل جنايت بارها به ارتباط پنهانى همسرش با پسر همسايه كه روزگارى به دختر آنان علاقه مند بود، اعتراض كرده است و همه بستگان نزديك قربانى سه دختر وى و چند ارگان پليسى و قضايى از مدت ها پيش در جريان ارتباط زن جوان با پسر همسايه بوده اند.عامل جنايت وقتى از سوى بازپرس ويژه قتل و كارآگاه جنايى تحت بازجويى قرار گرفت با تأكيد بر خيانت قربانى در زندگى با وى، يك نوار كاست از آخرين مكالمه تلفنى همسرش با پسر مورد علاقه اش در اختيار تيم تحقيق قرار داد كه ادعاهايش را تأييد مى كرد.
ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه صبح ديروز - سه شنبه ۵ ارديبهشت ماه - قاضى عزيز محمدى و چهار قاضى مستشار - شريفى، رحيمى، معتمدى و شهرابى فراهانى - از شعبه ۲۱ دادگاه كيفرى استان تهران به جزئيات اين جنايت رسيدگى كردند.در ابتداى جلسه بعد از درخواست پدر و مادر قربانى براى قصاص نفس - اعدام - دامادشان، عامل قتل پشت تريبون دفاع ايستاد و گفت: من همسرم را خيلى دوست داشتم به خاطر همين با وجود اعتقادم بر مهدورالدم بودن او كه با ديدن و شنيدن خودم برايم ثابت شده بود سعى داشتم توبه كند و به زندگى ام بازگردد حتى تا آخرين لحظه به همسرم و پسرى كه زندگى ۲۰ ساله ام را از هم پاشيده است التماس كردم اما گوش بدهكارى نبود، در پشت بام وقتى همسرم مى خواست خودكشى كند مانع كارش شدم اما ديدم او توبه نمى كند و با اعتقاد به مهدورالدمى اش او را از پشت بام به پايين پرتاب كردم.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما؛ پرسش و پاسخ هاى بسيارى در جلسه دادگاه مطرح شد كه بسيار تكاندهنده بود، قرار است هيأت قضايى وارد شور شود و رأى براى مجازات اين مرد را صادر كند.در جلسه غيرعلنى ديروز نيز، پسرى كه گفته مى شود با قربانى رابطه پنهانى داشته است و خود نيز با اعتراف به آن در دادگاه ديگرى محكوم شده است، روبرى ۵ قاضى قرار گرفت و پرده از جزئيات تلخى برداشت.
قرار مجرميت براى سارقان صندوقچه «طلا»
255819.jpg
گروه حوادث: بازپرس جنايى تهران، براى عاملان اصلى سرقت ۲۵۰ ميليون تومانى صندوقچه «طلا»ى يك زوج تهيه كننده سينما، قرار مجرميت صادر كرد.
طراح نقشه اين سرقت ميليونى، سرايدار خانه اين زوج سرشناس فيلم و سريال در يوسف آباد بود كه روزهاى نخست عيد رخ داد.
راز اين سرقت وقتى دو پسر ۱۷ و ۲۵ ساله در حال فروش محموله طلا در قهوه خانه اى واقع در خيابان زمزم بودند فاش شد و كارآگاهان در نخستين مرحله به بازداشت ۶ مرد جوان دست زدند.بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما، بازپرس توكلى بعد از تحقيقات ويژه و شناسايى متهمان اصلى درخصوص آنان قرار مجرميت صادر كرد و يكى از متهمان به نام «مجتبى» با مشخص شدن بى گناهى اش ، آزاد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |