|
گفت و گو با رؤيا آقا بابازاده پژوهشگروكارشناس نانوتكنولوژى
سهم ايران از بازار هزار ميليارد دلارى آينده نانوتكنولوژى
|
|
|
يوسف ناصرى
نانوتكنولوژى يا فناورى نانو يكى از تكنولوژى هاى نوين است و انتظار مى رود بازار ۱۰ سال آينده آن به مرز هزار ميليارد دلار برسد. نانو واحد مقياسى در حد يك ميليارديم متر است و تلاش براى دستيابى به اين سطح از فناورى هاى بسيار ريز به شدت ادامه دارد. مطابق برآوردها اگر كشور ما بتواند در اين زمينه سرمايه گذارى ساليانه چندميليون دلارى انجام دهد در بازار آينده اين فناورى قادر خواهد بود يك درصد معادل ۱۰ ميليارد دلار از بازار جهانى را به دست آورد. در گفت وگو با دكتر رؤيا آقا بابازاده، عضو هيأت علمى پژوهشگاه صنايع رنگ به بحث در مورد ضرورت سرمايه گذارى كشور ما در اين حوزه از فناورى پرداخته شده است كه در پى مى آيد. در حال حاضر حدود ۳۰ كشور دنيا در حوزه نانوتكنولوژى فعال هستند و پيش بينى شده در ۱۰ سال آينده بازار هزار ميليارد دلارى محصولات نانو شكل بگيرد. اگر فرض براين باشد كه اين بازار تحقق پيدا كند احتمال موفقيت ايران در چه حوزه هايى از اين تكنولوژى نوين قابل تصور است؟ با آنكه كشورهاى فرانسه، ايالات متحده، ژاپن، آلمان و بريتانيا دراين زمينه پيشتاز هستند و كشورهاى چين و هند هم دراين زمينه به طور جدى فعاليت مى كنند ولى كشورى مثل «ليتويا» هم وجود دارد كه در زمينه نانوتكنولوژى پيشتاز است. شايد اصلاًندانيم كه در دنيا چنين كشورهايى وجود دارند. با اين حال آمارهاى جهانى نشان مى دهند كه اين كشورهاى كوچك و ناشناخته هم به اندازه اى فعال هستند كه نام آنها در سايت هاى بين المللى بيايد. مطرح شدن نام برخى كشورها الزاماً به آن معنانيست كه تعداد پژوهشگران و كيفيت كار آنها چشمگير شود و به قول معروف اجتماع علمى درچنين جوامعى به وجود آمده باشد؟ وقتى فعاليت هاى آنها در آمارها مى آيد، يعنى حد تحقيقات اين كشورها به مرحله اى رسيده كه ديگر مى توانند جزو آمارها بيايند. موقعى كه اين كشورهاى كوچك در اين زمينه سرمايه گذارى مى كنند، نشان مى دهد اين قضيه بسيار جدى تر از آن چيزى است كه ما تصور مى كنيم. در چنين وضعيتى، ماكه درآمدهاى هنگفت حاصل از فروش نفت را داريم بايد در اين زمينه با هوشيارى بيشترى اقدام كنيم. تا به حال در كشور ما در زمينه نانوتكنولوژى سرمايه گذارى هايى صورت گرفته و بهتر است اين كار را ادامه دهيم. امكان دارد در مسيرى كه حركت مى كنيم اشتباهى هم صورت گرفته باشد ولى بايد سعى كنيم اين خطاها را رفع كنيم تا به آن هدفى كه مى خواهيم، برسيم. مثلاً همين مقوله بين رشته اى بودن نانوتكنولوژى باعث مى شود به كار و فعاليت گروهى روى بياوريم و با همكارى يكديگر، توسعه علمى كشور را پيش ببريم. براى مثال متخصصان فيزيك، شيمى و علوم پايه در زمينه تئوريك مى توانند به من كمك كنندو در ادامه هم مى توانم از متخصصان صنايع، بازرگانى و محيط زيست هم كمك بگيرم. با اين نوع همكاريها بهتر مى توان در جنبه هاى بازاريابى و خطرات زيستى اين تكنولوژى دست به كار شد. وقتى متخصصان چند رشته مختلف در كنار هم كار كنند محصولى هم كه توليد مى شود يك محصول با كيفيت و برخوردار از تكنولوژى نوين است. چنين محصولى موردقبول مهندسان ايرانى قرار مى گيرد. چون به جهت علمى ،كاركرد و ساختارى آزمايش هاى لازم روى آن انجام شده و مى تواند در بازار فروش با استقبال روبرو شود. احتمال دارد تحقق آن بازار پيش بينى شده براى كشور ما هم به صرفه باشد كه در اين زمينه سرمايه گذارى كنيم؟ بايد اجازه بدهيم در مراكز تحقيقاتى و آزمايشگاههاى ما، تحقيقات لازم انجام بشود. در مرحله بعد با تبديل اين تحقيقات به اختراع و محصول است كه مشترى عمده ما يعنى صنايع بايستى قانع شوند كه اين نوع محصول را در توليدات شان به كار بگيرند. الآن مراحل تحقيق و تست توليدالياف ضدچروك و ضد لك تمام شده و حتى برخى توليد كننده ها كه از نظر اقتصادى، وضعيت بهترى دارند آماده سرمايه گذارى دراين زمينه هستند. اگر اين توليد كننده هاى بزرگ دنيا در اين زمينه دچار ضرر و زيان شوند در زمينه هاى ديگر آنقدر سود دارند كه به توسعه اين فناورى كمك كنند يا دولتها ممكن است كمك هاى مالى لازم را به آنها ارائه دهند. در بازارهاى اروپا پيراهن هايى با تكنولوژى نانو تهيه و عرضه شده است و يا جوراب هايى به فروش مى رسد كه ضد بو و ضد حساسيت هستند ولى قيمت آنها چندبرابر جوراب هاى معمولى است. بنابراين قيمت اين نوع جورابها به حدى نرسيده كه با استقبال مردم روبرو شود. پيراهن هاى ضدچروك و ضد لكه هم با قيمت هاى بالا به بازار آمده است. اما تا وقتى «مدگرايى » رايج است و مشترى هم هرساله به دنبال تغيير «مد» لباس است، استفاده از لباس هاى گرانقيمت ضدچروك رواج پيدا نمى كند. در حالى كه اين نوع لباسها ديگر به شست وشو و اتوكردن نياز ندارند و رنگ آنها تغيير نمى كند. اما به دليل تغيير مد، اروپايى ها ترجيح مى دهند از همان لباس هاى معمولى استفاده كنند. پس مدگرايى در تضاد با اين فناورى جديد قرار مى گيرد؟ دقيقاً در تضاد قرار مى گيرد. برداشت من اين است كه به خاطر اين ويژگى ها، كاربردهاى خاصى براى استفاده از اين نوع الياف پيدا كنيم. يكى از اين كاربردها كه با سلامت جامعه هم ارتباط دارد استفاده از الياف نانويى در تهيه روپوش ها و لباس هايى است كه در كارخانه هاى توليد موادغذايى موردنياز است. اگر تمام كارگران اين كارخانه ها ، روپوش هايى بپوشند كه ضد لك، ضد چروك و ضد باكترى است و امكان آلوده شدن مواد غذايى و كارگران را از بين ببريم، به ارتقاى سلامت جامعه كمك كرده ايم. اين كاربردها، كاربردهاى جذاب و سودمندى است ولى ما توانمندى آن را داريم كه دراين زمينه ها سرمايه گذارى كنيم؟ اتفاقاً در ايران تحقيقات لازم در اين زمينه دارد انجام مى شود ولى بايد توجه داشت كه فرهنگ سازى هم مقوله بسيار مهمى است . اگر ما به گونه اى فرهنگ سازى كنيم و همه افراد لباس هايى را خريدارى كنند كه با استفاده از فناورى نانو، ديگر چروك نمى شود ولى قيمت آن بالاتر از لباس هاى معمولى است. ممكن است مادرى اين جور لباسى براى فرزندش بخرد ولى همان بچه اگر موقع بازى فوتبال با زمين برخورد كند لباس ضدچروكش پاره مى شود و قابل استفاده نيست . به عبارت ديگر از چنين اليافى در مراكز تجارى، صنعتى و يا در لباس آتش نشانان استفاده كنيم. ما مى توانيم با بهره گيرى از فناورى نانو، لباس هايى بسازيم كه ضد آتش باشد. اگر چه الآن هم پارچه ضدآتش توليد مى شود ولى تا دماى خاصى گرما را تحمل مى كند. احتمالاً با اين فناورى مى توانيم لباس هاى مقاومتر توليد كنيم. با اين كار مى توانيم باعث شويم آتش نشانان در اطفاى حريق، راحت تر فعاليت خود را انجام دهند. از اين فناورى مى توان در تهيه لباس هاى نيروى انتظامى استفاده كرد و باعث شد لباس هاى اين نيرو كمتر دود بگيرد و كثيف بشود. بنابراين با چنين عملى، نيروى انتظامى ما مرتب تر و منظم تر خواهد بود و ضمناً هزينه شست وشو هم پايين مى آيد. رنگ لباس نيروى انتظامى هم ثابت است و تابع مد نيست. اگرچه هزينه پارچه گرانتر است ولى در مقابل هزينه شست وشو ندارد، همواره تميز و مرتب مى ماند و نيازى به تعويض مكرر لباس نيست. بنابراين دقيقاً مى توان حساب كرد كه توليد لباس نيروى انتظامى با استفاده از فناورى نانو مزيت دارد يا نه. به بيان ديگر شما مى خواهيد بگوييد دهك هاى بالاى درآمدى مشتريان بالقوه كاربرى هاى عمومى اين تكنولوژى هستند؟ دهك هاى پايينى هم مى توانند از اين نوع محصولات استفاده كنند ولى لازم نيست كه حتماً بدانند كه جنس اين محصولات از نوع نانو است. اما شما بحث فرهنگ سازى را مطرح كرديد؟ فرهنگ سازى به اين معنا نيست كه ما به صورت مكرر در همه رسانه ها كلمه نانو را به كار ببريم. اگر خانم خانه دارى يك وسيله و دستمال پاك كننده اى خريدارى كند كه با آن بتواند هم چربى هاى ديوار آشپزخانه را پاك كند و هم آن دستمال تا يك ماه كثيف نشود، چه نيازى دارد كه بداند با فناورى نانو آن را درست كرده اند يانه. براى او مهم اين است كه اين محصول با قيمت مناسب به دست او برسد. اين فرهنگ سازى در حوزه عمومى به چه صورت بهتر است انجام شود؟ در اين زمينه مى توان از متخصصان حوزه علوم انسانى دعوت كرد تا در مورد اين مسائل و اينكه تأثيرات جانبى اين تكنولوژى چيست بررسى لازم به عمل آورند. به هر حال، اين تكنولوژى جديد، خطراتى هم دارد كه بايد بررسى شود ولى بسيارى از مشكلات و خطرات قابل حل است. اطلاعات لازم در اين زمينه بايد در كنار مباحث فرهنگ سازى به مردم منتقل شود. در برخى موارد مى توانيم محصول بهترى به جامعه عرضه كنيم ونام نانو را هم نياوريم. چون تكرار نام نانو باعث مى شود يكسرى سوءاستفاده از آن بشود. من خودم وارد مغازه اى شدم كه اسم نانو روى يك محصول درج شده بود. اگر يك فرد عادى و غيرمتخصص، آن محصول را ببيند، فروشنده هم از كمبود آگاهى او استفاده مى كند و قيمت جنس نانويى و غيرنانويى را مى گويد. مشترى هم فرضاً از رسانه ها شنيده كه جنس نانويى چه مزايايى دارد ولى نمى داند كه واقعاً آن محصولى كه نام نانو روى آن هست با استفاده از فناورى نانو ساخته شده است يا خير. در همان مغازه، وقتى كه بيشتر دقت كردم متوجه شدم كه آن جنس، نانويى نيست و فقط در اسم شركت از كلمه نانو هم استفاده شده بود. بنابراين ممكن است فروشندگانى باشند كه با استفاده از عدم اطلاع دقيق مردم به دنبال سودجويى باشند. با توجه به اين موضوع، بايد نتيجه گرفت كه فرهنگ سازى هم نبايد انجام شود؟ البته بايد بدانيم فرهنگ سازى را براى چه محصولاتى و چگونه انجام دهيم. وقتى افراد جامعه از سواد تخصصى لازم در زمينه فناورى نانو برخوردار نيستند نمى توانند محصولات نانويى را از غير آن متمايز سازند؟ اقدام مهمى كه در اين زمينه بايد انجام داد اين است كه قوانينى تدوين كنيم و شرايطى را براى به كارگيرى كلمه «نانو» در نظر بگيريم. بايد در مورد استفاده از كلمه نانو حساس باشيم. وقتى ما فرهنگ سازى مى كنيم ولى در عوض اجازه مى دهيم كه هر كسى و به هر شكلى از اين كلمه استفاده مى كند، جامعه بايد ضررش را متحمل شود. در حالى كه در بسيارى از موارد لازم نيست كه در اين زمينه تبليغ مستقيم داشته باشيم. در چه مواردى اين تبليغ، ضرورى است؟ در سطح مديران بايد تبليغ ما علمى، مستند و مبتنى بر اعداد و ارقام باشد؛ چه مديران بخش هاى دولتى و چه مديران بخش هاى خصوصى و بايستى آنها را تشويق به سرمايه گذارى كرد. براى آشنا شدن محققان هم بايد تبليغ كافى انجام شود تا آنها علاقه مند شوند و علم و تخصص خود را در اين زمينه به كار گيرند. چون ما، در اين مورد پتانسيل هاى خوبى داريم. الآن، مراكز تحقيقاتى دنيا دنبال جذب محققان، دانشجويان و فارغ التحصيلان جوان ما هستند. بنابراين، از اين نظر پتانسيل علمى بالايى داريم. ما بايد امكانات لازم را در اختيار آنها قرار بدهيم و از اين طريق، محققان بتوانند با استفاده از اين امكانات، توانمندى هاى خود را در داخل كشور به كار گيرند. از گفته هاى شما مى توان نتيجه گرفت در حوزه عمومى نبايد تبليغ خاصى در خصوص نانوتكنولوژى انجام شود؟ من نبايد را مطرح نمى كنم. مى توانيم دسته بندى كنيم كه اگر در اين زمينه ما تبليغ مى كنيم تا چه حد اطلاعات بدهيم، حوزه تبليغى مان زياد باشد يا نه و اصولاً در چه برنامه هايى مى توان به تبليغ و ترويج اين تكنولوژى پرداخت. مى خواهيد بگوييد تبليغ عمومى باشد ولى نظارت و بازرسى در مورد شيوه و چگونگى به كارگيرى كلمه نانو هم در نظر گرفته شود؟ بله؛ تبليغ عمومى هم بايد زمانش مشخص باشد. مثلاً ۲ درصد از برنامه هاى صبح تلويزيون به تبليغ نانو اختصاص داده شود ولى در برنامه هاى شبانه و علمى درصد اين تبليغ بالا برود. در اخبار علمى هم بايد مشخص بشود چه مقدار بايد به اين مقوله توجه شود. همه اين موارد بايستى تجزيه و تحليل بشود. چون وقتى فرهنگ سازى مى كنيم مجبور هستيم نقاط ضعف و منفى و خطرات را هم بگوييم. بالاخره ما مى دانيم كه ذرات نانو از اندازه سلول هاى پوست انسان ريزتر است. اگر انسان با مواد نانو كار مى كند بايد مراقب باشد اين ذرات جذب پوست ما نشود. حتى اين ذرات مى توانند از مجراى تنفسى انسان عبور كنند و جذب ريه بشوند. چون ريه ما ساختارى دارد كه مى تواند اين نوع ذرات راجذب كند. موقعى كه بيش از اندازه اطلاعات بدهيد، بايداين اطلاعات را هم منتشر كنيد و ممكن است مردم نسبت به اين تكنولوژى، واكنش منفى نشان دهند. در حقيقت اين كار، اثر منفى روى فرهنگ سازى بر جاى مى گذارد. در اين حالت بايد تعادلى برقرار كنيم و افرادى كه قرار است از فناورى نانو استفاده كنند حتماً بايد مخاطراتش را بدانند تا خودشان را از خطر حفظ كنند. تصور مى كنيد بازار داخلى ما در چه بخش هايى متقاضى به كارگيرى محصولات نانويى خواهد بود؟ در صنايع اصلى ما مثل پتروشيمى و خودرو مى توانند به صورت گسترده از اين فناورى استفاده كنند. مخصوصاً در ساخت خودرو در بسيارى از بخش هايش مى توانيم استفاده كنيم. از پوشش روى شيشه كه الآن مطرح است به عنوان ضدبخار و ضدمه. در رنگ ماشين مى توان با افزودن درصد خاصى از مواد نانويى مقاومت به خراش ، سايش و رنگ پريدگى را افزايش دهيم ولى براقيت و كيفيت و زيبايى آن هم كاهش پيدا نكند. در اگزوز خودرو با استفاده از اين تكنولوژى مى توانيم به تقليل آلودگى هوا كمك كنيم. براى تهويه هواى داخل اتومبيل و مقاومت بيشتر داشبورد هم از اين فناورى مى شود استفاده كنيم. در تهيه صندلى خودرو هم مى توان از پارچه اى استفاده كرد كه ضدلك باشد و در اين صورت نيازى به روكش اضافه نخواهد بود. در بحث مصرف دارو هم مى توان نانوروبات هايى ساخت كه مقدار دارو را مستقيمآً به موضع مورد نظر انتقال مى دهند و مى توانيم از پخش شدن مواد دارويى در بدن جلوگيرى كنيم. براى مثال مى توانم بگويم كه ساليان متمادى است كه ما از «دوده» در توليد لاستيك اتومبيل استفاده مى كنيم. سايز و اندازه دوده در مقياس نانويى است. در گذشته هم نمى گفتند كه چون دوده اندازه اش اينگونه است آن را در توليد لاستيك به كار گيريد. مى گفتند چون دوده باعث افزايش خواص لاستيك مى شود آن را اضافه كنيد. حالا ما بايد بياييم ببينيم «دوده» به چه دليل، خواص لاستيك توليد شده را افزايش مى دهد. نه اينكه فقط اسم را عوض كنيم و بگوييم با افزايش نانوكربن و نانوگرافيك مى توان كيفيت لاستيك را ارتقا داد. به هر حال، نانوكربن همان دوده است. اما صرفاً با تغيير اسم، موفقيت به دست نمى آيد. ما اگر ويژگى دوده را كشف كنيم و بدانيم اين ماده نانويى به چه شكل تأثيرگذار است يك مرحله جلوتر هم مى توانيم برويم. بالاخره وقتى الآن ۱۰ درصد دوده اضافه مى كنيم، زمانى كه ويژگى آن را كشف كنيم با توجه به بررسى هاى علمى كه انجام داده ايم مى توانيم ۵ درصد از اين ماده را به كار گيريم و صرفه جويى هايى به عمل بياوريم و به همان كيفيت دست پيدا كنيم. با توجه به تخصص و تجربه تان و شناختى كه از امكانات مرتبط با اين علم و تكنولوژى داريد، سرمايه گذارى در چه حوزه مشخصى مى تواند پتانسيل علمى جامعه را به صورت بالفعل درآورد و بازدهى قابل توجهى به دنبال داشته باشد؟ نانوتكنولوژى يك فناورى در حال رشد است و در هيچ كشورى با قاطعيت مشخص نكرده اند كه بايد در چه بخشى از اين تكنولوژى اولويت گذارى كنند. در كشور ما هم فعاليت هاى خوبى صورت گرفته ولى اولويت هاى تحقيقاتى چند بار جابه جا شده است. الآن اولويت هايى در وزارت علوم و مراكز تحقيقى كشور تعيين شده ولى بايد اين قابليت را داشته باشيم كه در صورت لزوم اين اولويت ها را تغيير دهيم. الآن تحقيقات بنيادى ما در زمينه بيوتكنولوژى در حال انجام است و بايد فعاليت در اين زمينه را ادامه داد. در كنار تحقيقات بنيادى ، بايد به تحقيقات كاربردى توجه كنيم و به اصطلاح بازارنگر هم باشيم. چون اين تحقيقات كاربردى و توليد محصول است كه مى تواند موفقيت ما را تضمين كند. به همين دليل مى گويم كه بايد تحقيقات را ادامه داد و اولويت هاى مختلف را هم در نظر بگيريم. هنگامى كه ما اولويت هاى اصلى را در صنايع پتروشيمى، گاز و خودرو تعيين مى كنيم بايد وارد جزئيات اين اولويت هاى تعيين شده نيز بشويم. همان كارى كه كره جنوبى، ايالات متحده، چين و تايوان انجام داده اند. ژاپن هم در ابتدا به صورت عام اولويت هايش را تعريف مى كرد. با توجه به موفقيت ژاپنى ها در زمينه ميكروالكترونيك، منطقى است كه اولويت هاى خود را در اين بخش از ميكرو به واحد كوچكتر نانو برسانند. مثلاً در زمينه خودروسازى مى توان گفت ساليان متمادى است پيل سوختى وارد بازار شده ولى هنوز قيمت آن به حدى نرسيده است كه بازارپسند باشد و مردم حاضر باشند به جاى سوخت هاى فسيلى از پيل سوختى استفاده كنند. بنابراين در چنين وضعيتى بايد وارد حوزه هاى تحقيقاتى مختلف بشويم و منتظر باشيم مطالعات و طرح هاى تحقيقاتى ما به نتيجه برسد تا ما بدانيم چه توانمندى هايى در زمينه پيشبرد نانوتكنولوژى داريم. يك موقع هست كه توانايى انسانى داريم ولى توانايى تجهيزاتى را نداريم و بايستى توانايى تجهيزاتى را ايجاد كنيم. به همين دليل ما الآن به طور قاطع نمى توانيم اولويت هاى كشور را در زمينه نانوتكنولوژى نام ببريم و بگوييم الزاماً برنامه ريزى ها و سرمايه گذارى هاى ما بايد بر چنين مواردى تأكيد كند.
|