چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۷ ربيع الاول ۱۴۲۷
Wed, Apr 26, 2006
مهرگان
۳۴۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درباره محمدرضا مقدسيان
گفت وگو
در مه!
محمد رضا مقدسيان، مستند ساز، متولد ،۱۳۲۶ تهران
_ ساخت ۱۵ فيلم كوتاه براى كانون پرورش فكرى كودك و نوجوان در دوران مديريت عباس كيارستمى
_ همكارى با سيروس طاهباز در مجله لوح
_ همكارى با فريدون رهنما در پروژه تحقيقاتى كولى هاى ايران
_ برنده جايزه فستيوال مستند مسكو به خاطر فيلم كوره پزخانه از مجموعه كودك و استثمار
_ برنده جايزه فستيوال مستند اتحاديه بين المللى اقيانوسيه و آسيا ABU به خاطر فيلم كاريز مبارزه با بيابان
_ برنده جوايز متعدد از معتبرترين جشنواره هاى سينماى مستند جهان
_ برخى از فيلم هاى او عبارتند از : كوره پز خانه، كاريز مبارزه با بيابان، نگارگر الطافى، سرود دشت نيمور، دو سه چيزى كه مى توانيم بگوييم و ...
255825.jpg
«همايون امامى» كه در ميان اهالى هنر و بويژه مستند سازان شهره است و از چهره هاى مانا عرصه سينماى مستند است درباره « محمدرضا مقدسيان » و آثارش مى گويد: «مقدسيان يكى از جدى ترين وپركارترين مستندسازان اجتماعى است.او طى اين سالها فيلمى مثل «خيزاب» را ساخت كه درباره استثمار شيلتن بركارگران بود.يا «آن سوى حصار» كه پيرامون زندگى جنگ نشينان است كه به ناگزير به قطع درختان مى پردازند.«از نيمه هاى راه»، «گفت وگو در مه» از ديگر فيلم هاى او هستند كه تم اجتماعى وجه اغلب آنهاست.»نام محمدرضا مقدسيان در سينماى مستند ايران تداعى گر فيلمسازى است محقق، صبور و عميق كه براى ساختن فيلمهايش دغدغه اى فراتر از فيلمسازى دارد.شايد براى اثبات اين مدعا بد نباشد فيلم « سرود دشت نيمور» را مثال بزنيم؛ فيلمى كه مقدسيان آن را در سال ۱۳۶۷ تهيه كرده است ،فيلمى كه درباره مراسم باستانى مهاركردن و لايروبى كردن آب رودخانه اى در نيمور كه هرسال در اسفندماه برگزارمى شود.
فيلم، داستان زندگى يك ماه تلاش روزانه مردان نيمه ور است.از شبى كه دستيار «مير نهر» به پشت بام مى رود و اهالى را خبر مى كند تا لايروبى سال جديد را شروع كنند تا روزى كه جشن مخصوص اهالى براى پايان لايروبى با سرنا و سنج و نمايشى از ارتش روستايى مجهز به بيل و الاغ برابر زن هاى ده، اجرا مى شود.
كوروش صفى نژاد، كارشناس قنات و آبيارى سنتى، درباره اين فيلم مى گويد : « دكتر فرهادى، كسى كه براى نخستين بار اين مراسم را به اطلاع مقدسيان رساند و موجب شد كه اين فيلم ساخته شود، هر سال اين فيلم را در دانشگاه علامه طباطبايى براى دانشجويان به نمايش مى گذارد.» او درباره آب و آبيارى در مناطق كويرى ايران، مى گويد: « آب در مناطق خشك ايران مقدس است.هميشه در اين روستاها كسانى هستند كه اخبار ده را از روى پشت بام به اطلاع مردم مى رسانند.در بعضى از اين مناطق به اين افراد، «جيغون» مى گويند.يعنى كسى كه با جيغ و با صداى بلند اخبار را به اطلاع مردم مى رساند.نظام كامل و منسجمى در اين روستاها براى دسترسى به آب حكمفرما است.جريمه هاى افراد غايب نشان دهنده اين انسجام و نظم دقيق است.اين نظم ضرورت زندگى اين روستاييان است.زيرا آب مايه حيات است و در مناطق خشك كمياب.آب در اين مناطق آنقدر اهميت دارد كه هر ساعت و دقيقه بايد مشخص باشد كه به كدام مزرعه و خانه مى رود.اخيراً در همين روستاى نيمه ور، يك شبانه روز، آب نهر گم شده بود.يعنى نظام آب در يك شبانه روز دچار اختلال شده بود.هر چقدر كه محاسبه كردند متوجه نشدند كه اين آب در اين ۲۴ ساعت چه شده است.بالاخره به اسناد بسيار قديمى روستا (سند مادر) مراجعه كردند تا ببينند كه آيا اين امر سابقه داشته است، يا نه.از اسناد آب هميشه سه نسخه در سه مكان مختلف، تهيه و نگهدارى مى شده است تا امكان هيچ نوع دخل و تصرف در آن نباشد و مفقود نشود.اسناد را در آوردند و شروع به خواندن و تفسير اسناد كردند، تا آن يك شبانه روز آب گم شده را پيدا كردند.آب براى اين مردم دقايقاً مساوى با زندگى است.» امروزه در روستاى نيمه ور ديگر اين مراسم با اين كيفيت برگزار نمى شود.زيرا كف نهر در سال هاى اخير بتون شده است و ديگر لايروبى سالانه اى در كار نيست.دكترناصر فكوهى در باره منشأ اين آئين گفت: «اين آئين منشأ كاركردى داشته است.يعنى يك ضرورت طبيعى باعث ايجاد اين آئين شده است.البته من معتقدم كه بايد آئين ها را مورد به مورد بررسى كرد و نمى شود براى همه آئين ها يك حكم صادر كرد.در عين حال بايد جنبه هاى مختلف اين آئين ها را بررسى كرد.آئينى كه در اين فيلم ديده شد، جنبه كاركردى اش بيشتر است اما عناصر نمادين نيز بعدها طى زمان به آن اضافه شده است.در نظريه هاى جديد همه آئين ها ريشه كاركردى ندارند و بيشتر بر جنبه نمادين و ذهنى آئين ها تأكيد مى كنند.» دكتر صفى نژاد، درباره انسجام و نظم در امور خودانگيخته روستايى گفت: «ساختن قنات ها با اراده جمعى، نظم و دانش ويژه اى همراه بوده است؛دانشى كه از پيچيدگى هاى بسيار مى گذشت تا به سادگى خاصى برسد.نياكان ما همه چيز را پيش بينى مى كردند.هم اكنون قناتى در ايران وجود دارد به طول ۸۰ كيلومتر.برخى معتقدند كه هيچ كس با دانش امروز قادر به انجام چنين كارى نيست.در گناباد خراسان قناتى وجود دارد با ۳۰۰ متر عمق.امروز همه مردم مى پرسند، چطور اين قنات ساخته شد و چطور مقنى ها آن زير نفس مى كشيدند؟ آنها كاملاً تجربى عمل مى كردند.اين قنات ۳۰۰ مترى، در سه سطح ساخته شده است و هميشه مقنى ها با خود چراغى به همراه داشتند.هرگاه شعله چراغ بى رمق مى شد، آنها مى فهميدند كه اكسيژن رو به پايان است و زود بالا مى آمدند.»
« سرود دشت نيمور» گرچه فيلمى است درباره يك مراسم اجتماعى اما جنبه هاى شاعرانه هم دارد.رنگ آبى كه درسراسر فيلم رنگ غالب است همراه با موسيقى وزش باد و صداى آب كه به هم مى آميزند، برجذابيت و شاعرانگى فيلم مى افزايند.آب كه درونمايه اصلى فيلم است يادآور اسطوره آناهيتا و نيز سرزمين، يادآور اسطوره مادرخدايان است.حضور كمرنگ زنان در مراسم موجب مى شود تا فيلم هرچه بيشتر رنگ اسطوره اى به خود بگيرد و همه اينها دست به دست هم مى دهند تا «سروددشت نيمور» چيزى از سينماى ضدداستانى سالهاى اخير كم نداشته باشد.اما آنچه باعث مى شود فيلمهاى اينگونه نتوانند مانند فيلمهاى ضدداستانى موفق ايرانى مطرح شوند، گستره كوچكى است كه درآن امكان حضوردارند.حساسيت مقدسيان در ساخت اين فيلم تا انتخاب موسيقى و ساخت آن براى فيلمش نيز پيش مى رود تا آنجا كه سفارش ساخت موسيقى آن را به محمدرضا درويشى محقق موسيقى نواحى واگذار مى كند.
نام « محمد رضا مقدسيان » در ميان مستند سازان ايرانى در رديف مستندسازانى چون محمدرضا اصلانى، ناصر تقوايى، ابراهيم مختارى، فرشاد فداييان، فرهاد مهرانفر، بهرام عظيم پور و ...قرار مى گيرد؛كسانى كه نسل دوم مستند سازان ايران را در دوران معاصر تشكيل مى دهند .محمد رضا مقدسيان متولد تهران است و در سال ۱۳۲۶به دنيا آمده است.او گرچه تحصيلات آكادميك و دانشگاهى ندارد، اما از جمله پركارترين و پرجايزه ترين كارگردانان سينماى مستند ايران در چند دهه گذشته است.خودش مى گويد در دوران دبيرستان ( مقدسيان ديپلمه رشته رياضى است ) به اتفاق يكى از دوستانش به نام « كاظم رضا » روزنامه ديوارى را مى سازند كه يك متر عرضش بوده و ۹ كيلومتر طولش ! اين ابداع آنها به شدت مورد توجه دوستان و آشنايانش قرار مى گيرد و وسيله اى مى شود براى آشنايى او با مرحوم سيروس طاهباز.آشنايى با سيروس طاهباز پاى مقدسيان را به مجله « لوح » مى كشاند و چون اين مجله مجوز نشر دائمى را نداشت، در كنار آن قصه هاى كوتاهى را براى مخاطبان خود چاپ مى كرد كه همين موضوع زمينه اى مى شود براى بر ملا شدن استعداد و نبوغ « مقدسيان » .مقدسيان بعدها با فريدون رهنما آشنا مى شود و به او در كار پژوهشى كولى هاى ايرانى كمك مى كند و عملاً دستيار تحقيقاتى او مى شود؛كارى كه در طول انجامش مقدسيان را وا مى دارد كه سناريويى از زندگى كولى ها بنويسد؛فيلمنامه اى كه به شدت مورد استقبال مرحوم رهنما قرار مى گيرد و مقدمات ساخت آن هم فراهم مى شود.اما با سفر و عزيمت رهنما به فرانسه، اسدالله پيمان كه از مخالفان اصلى رهنما بود با ساخت اين سناريو توسط مقدسيان مخالفت مى كند. عملاً كار مقدسيان كه موضوعى درباره « خالكوبى روى پوست » بود و اصلاً «پوست و سوزن » هم نام داشت ناكام مى ماند .
ورود مقدسيان به عرصه سينماى مستند بطور جدى و حرفه اى از زمان آشنايى او با محمد رضا اصلانى اتفاق افتاد.اصلانى بعدها درتشريح چگونگى ساخت مجموعه كودكان و استثمار مى گويد :  « پس از تحولات سياسى در سال ۴۸ ديگر اين كتاب هاى شعر نبودند كه پرفروش بودند بلكه كتاب هاى سياسى و جامعه شناسى در صدر فروش قرار داشتند.ماركسيسم اروپايى و روسى به صورت موادى در ايران تأثير گذاشته بودند.در اين دوران ساخت فيلم هاى مستند اجتماعى چندان راحت نبود.از سال هاى ۵۰ - ۴۹من به اتفاق چند نفر هفته اى يا ۱۵ روز يك بار به حاشيه هاى شهر سر مى زديم.با مردم آنجا غذا مى خورديم، آشنامى شديم و حتى دايى و عموى آنها نام گرفته بوديم.در اين رفت و آمدها معمولاً آقاى محمدرضا مقدسيان كه آن موقع دستيار من بود، مرا همراهى مى كرد.
255717.jpg
7سال اين تحقيقات ميدانى از كودكانى كه مجبور به كار كردن بوده و حاشيه نشينها ادامه داشت.سال ۵۸طرحى را ارائه كردم براى ساخت كار كودكان،اما به دليل مخالفت ها و كارشكنى هاى يك مسؤول خرده  پا ساخت فيلم يك سال به تعويق افتاد.طى كار نيز مشكلات زيادى داشتيم.مثلاً كارخانه دارها اجازه نمى دادند وارد كارخانه شويم.از اين رو ساخت فيلم تا سال ۶۱ به طول انجاميد.ولى چون تحولات سياسى در جامعه ديگرگونه شده بود، اين فيلم براى تنظيم قانون كار به هيأت هاى سياستگذارى نمايش داده نشد.آن زمان قانونى تصويب نشد و ما نتيجه آن را امروز مى بينيم.حالا اخبارى مى شنويم كه واقعاً تأسف آور است.امروز ديگر كودكان به صورت كالاى جنسى معامله مى شوند.اين براى جامعه اى كه ادعاى اخلاقيات دارد واقعاً تأسفبار است.»
مقدسيان البته كار فيلمسازى را در زمانى پيش از ساخت اين مجموعه آغاز كرده بود و در دورانى كه عباس كيارستمى مديريت كانون پرورش فكرى كودك و نوجوان را بر عهده داشت بيش از ۱۵ فيلم كوتاه براى اين كانون ساخته بود.با اين همه نام مقدسيان با ساخت « كوره پز خانه » بر سر زبانها افتاد. علاوه بر استقبال بى نظير فستيوالهاى جهانى از فيلم، مقدسيان موفق شد جايزه بهترين فيلم فستيوال مستند مسكو را از آن خود كند.
مقدسيان درباره جايگاه سينماى مستند در ايران مى گويد : « درحال حاضر تنها جايى كه سينماگران مستند مى توانند آثار خود را عرضه كنند تلويزيون است كه اين رسانه نيز بيشتر ترجيح مى دهد براى سريالهاى داستانى كه موردتوجه قشروسيعى از جامعه است، سرمايه گذارى كند و معمولاًچنين فيلم هايى را موردتوجه قرارنمى دهد؛چه بسيار مجموعه هاى مستندى كه يا در مرحله پيش توليد باقى ماندند يا پس از ساخت غيرقابل پخش خوانده شدند.»
او معتقد است : « اكنون زمان آن رسيده كه متوليان امورفرهنگى توجه بيشترى نسبت به سينماى مستند و فيلم كوتاه نشان دهند.سينماى مستند نيز علاقه مندان خاص خود را دارد كه بى توجهى به سليقه آنان چندان شايسته نيست.بايد توجه كنيم كه حتى برگزارى جشنواره هايى نظير جشنواره فيلم يادگار هم نمى تواند كارچندانى براى سينماى مستند ازپيش ببرد.با سخنرانى و جشنواره چيزى در سينماى مستند تغيير نمى كند بايد براى اين گونه سينما برنامه ريزى و سرمايه گذارى كرد.»
« محمدرضا مقدسيان » اخيراًدرگير ساخت فيلمى درباره صنعت نشر بوده است، فيلمى كه «دو سه چيزى كه مى توانيم بگوييم » نام دارد و مشكلات و تبعات اعطاى يارانه هاى نشر را به تصوير مى كشد .اين مستند ساز كه تاكنون موفق به دريافت جوايز مختلفى در سطح بين المللى شده است پس از سه ماه پژوهش و طى ۱۵ روز فيلمبردارى مشكلات، رانت هاى ايجاد شده و تبعات اعطاى يارانه هاى نشر را از نگاه دوربين ضبط كرده وقرار است در سال جارى در قالب مجموعه اى با نام «بيست شب» از كانال چهار صدا و سيما پخش  شود.
اگر بخواهيم به سينماى مستند به عنوان هنرى جذاب و گويا كه مى تواند در خدمت اعتلاى فرهنگ و شناسايى ريزترين اجزاى تار و پود فرهنگ يك ملت است، نگاه كنيم بى شك محمدرضا مقدسيان از جمله هنرمند ترين كارگردانان اين عرصه است.كسى كه با نگاهى عميق، پخته و موشكافانه كه از پشتوانه تحقيقاتى و پژوهشى صرف برخوردار است سعى در بيان اصلى ترين و پنهان ترين اجزاى ناپيداى فرهنگ ايرانى دارد و در اين راه موفقيت هاى بسيارى را هم براى خود به ارمغان آورده است.نگاهى كه اميدواريم همچنان ادامه داشته باشد و به رغم تمام سختى ها و مشكلات پيدا و پنهان اين عرصه به آيندگان در شناخت عينى تر و ملموس تر از نياكانشان كمك كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |