چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۷ ربيع الاول ۱۴۲۷
Wed, Apr 26, 2006
ماجرا
۳۴۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
زندگى كبود
توضيح درباره يك مطلب
در پى چاپ نقطه نظرات، رحيم فرشاد از كارشناسان دادگسترى درباره قانون و طرح زوج و فرد كه روز ۲۲ فروردين در صفحه ۱۳ به چاپ رسيده بود، معاونت راهنمايى و رانندگى ناجا توضيحاتى فرستاده است.
۱- طرح زوج وفرد كردن خودروها در تهران بزرگ براساس مصوبه شوراى عالى هماهنگى ترافيك آغاز و براساس تصميمات مراجع قانونى مذكور تاكنون ادامه يافته و تا زمانى كه تصميم قانونى جديدى اتخاذ نگرديده اجرا خواهد شد. «پاسخ سؤال بند الف»
۲- براساس نظرسنجى به عمل آمده اكثر شهروندان تهرانى از اجرا و ادامه يافتن طرح زوج و فرد خودروها تاكنون اظهار رضايت نموده اند. «پاسخ سؤال بند ب»
۳- در صورت اجراى هميشگى طرح، قطعاً در كاهش آلودگى هواى تهران در كليه زمانها اعم از عادى و بحرانى تأثير داشته ليكن در مواقع بحرانى افزايش محدوده اجراى طرح لازم و ضرورى است تا تأثير بيشترى داشته باشد.
۴- اى كاش كارشناس محترم چند نمونه از راه حل هاى قانونى كه داراى تأثيرات دائمى و كم هزينه باشند را با در نظر گرفتن جهات اجرايى اشاره مى كرد تا در صورت عدم استفاده از آنها كارشناسى لازم صورت گرفته و اجرا گردد. «پاسخ سؤال بند د»
۵- گرچه درخصوص انجام معاينه و آزمايش فنى وسايط نقليه، توليد خودروهاى استاندارد و كم مصرف و داراى آلايندگى مجاز، از رده خارج كردن خودروهاى فرسوده با كارشناس محترم هم عقيده ايم ليكن سه موضوع فوق در رده ملى مطرح است نه در سطح تهران بزرگ؟!
۶ - درخصوص بند ۴ برعكس اظهار نظر نگارنده آنچه از متن قانون برمى  آيد لفظ «اضطرار» محدود به زمان معينى نمى باشد بنابراين وقتى مراجع قانونى تشخيص اضطرار وجود دارد و با تصميمات مراجع مذكور طرح زوج و فرد آغاز و ادامه دارد مغايرت آن با آزادى هاى مصرح در قانون اساسى جاى تأمل دارد؟!
۷ - حيات انسانها بيش از آزادى اهميت دارد اگردر تهران بزرگ طرح زوج و فرد و محدوده ترافيك حذف گردد و انبوه خودروهاى تك سرنشين و شخصى وارد حريم خيابانها و كوچه هاى شهر گردد قطعاً ترافيك سنگين و آلودگى هوا و صوتى را به دنبال داشته و آسايش و سلامتى رانندگان و مسافرين خودروها و شهروندان را تهديد خواهد نمود.
زندگى كبود
سايه خيال
255723.jpg
بابك از روزى كه مى خواست ازدواج كند حال و هواى ديگرى داشت. خوشحالى اش از اين بود كه مهسا از هر نظر زنى فوق العاده است. زيبايى مهسا باعث شده بود كه او با وجود تحصيلات عاليه و دانشگاهى به ديپلمه بودن او راضى شود.
مراسم ازدواج شان خيلى آبرومندانه برگزار شده بود و مهسا به عنوان همسر پاى به آپارتمان كوچكى كه او اجاره كرده بود، گذاشته بود.
بابك وقتى ميهمانى به خانه شان مى آمد، رفتارش تغيير مى كرد. مهسا از اينكه مى ديد شوهرش عجيب و غريب رفتار مى كند، متعجب بود ولى با اين حال سعى مى كرد به روى خودش نياورد. آن روز بعد از دو ماه زندگى مشترك با بابك بيرون رفته بودند. بابك سر خيابان در انتظار آمدن تاكسى بود ولى وقتى تاكسى جلوى پاى آنها توقف كرده بود، بابك از سوار شدن منصرف شده بود.
- ببخشيد آقا مدرك مهمى را در خانه جا گذاشته ام.
بابك و مهسا به سرعت به طرف خانه راه افتاده بودند. مهسا فكر مى كرد بعد از برداشتن آنچه كه بابك مى گفت جا گذاشته برمى گردند ولى وقتى به در آپارتمان رسيده بودند. بابك از مهسا خواسته بود كه داخل آپارتمان شود.
- چى شده بابك؟
- برو تو، مى فهمى.
بابك از مهسا خواسته بود روى صندلى بنشيند. خودش هم روبروى او ايستاده بود.
- خوب گوش كن ببين چى مى گويم. سعى نكن كه من را گمراه كنى. چون بد مى بينى.
- منظورت چيه بابك جان؟
بابك با ناراحتى گفته بود.
- اعتراف كن! بگو چه آشنايى ميان تو و آن راننده بود.
- كى؟
- راننده تاكسى؟
مهسا چشمانش پر از اشك شده بود.
- چرا اين حرف را مى زنى؟
- نگاهش را به تو ديدم. با نگاهش با تو حرف مى زد معلوم بود كه از قبل...
مهسا نگذاشته بود حرف شوهرش تمام شود.
- بابك اين حرف ها بد است. من همسر تو هستم تو نبايد به خودت اجازه بدهى كه اين طور به من توهين كنى. بابك تو را به خدا با من اينطور رفتار نكن.
آن روز گذشته بود و بابك رفتارش تندتر شده بود. مهسا سعى مى كرد در برابر اين تندى ها خودش را خونسرد نشان دهد. از آن به بعد بود كه بابك ديگر تندى هايش با او حد و اندازه نداشت.
گاهى دست و پاى او را با طناب مى بست و از او مى خواست اعتراف كند. مهسا هرچه التماس مى كرد بى فايده بود شوهرش او را تا سر حد مرگ كتك مى زد.
بعضى اوقات وقتى بابك از سر كار به خانه مى آمد تمام خانه را جست وجو مى كرد او مى خواست ببيند كسى در خانه شان هست يا نه. بارها لباس ها و كمدها را به اميد پيدا كردن يك سرنخ زير و رو مى كرد و بعد از آن زن را به شدت كتك مى زد هر طور بود بايد زنش اعتراف مى كرد. مهسا در برابر تمام اين فشارها با صبورى برخورد مى كرد. همين مقاومت ها كم كم باعث شد تا بابك به خودش اجازه بدهد كه تلفن خانه را قطع كند مهسا در برابر سياه و كبودى هاى روى بدنش و سؤالات خانواده اش در اين مورد بيشتر سعى مى كرد سكوت كند و بهانه بياورد. ولى از وقتى كه بابك با جود اينكه آنها در طول چهار سال زندگى مشترك صاحب فرزند كوچكى شده بودند، در خانه را به روى او قفل مى كرد و تمام شيشه هاى پنجره ها را حفاظ زده بود و تلفن هم قطع بود، پدر مهسا مشكوك شده بود.
- دخترم چه اتفاقى در زندگى شما افتاده و مى افتد كه تو آن را از من پنهان مى كنى. هرچه باشد تو فرزند من هستى و اگر خودت هم با من حرفى نزنى، چشمانت با من حرف مى زند.
مهسا توان تحمل را از دست داده بود و شروع به گريه كرده بود.
- پدر جان بابك مرا كتك مى زند. مى گويد از دوستى هاى پنهان و ارتباط با ديگران بايد پيش او اعتراف كنم. بارها مرا به شدت شكنجه كرده تا اسم خواستگارانم را براى او بگويم. ديگر تحمل ندارم. مى گويد اين بچه چون شبيه او نيست، بچه او نيست و من...
پدر با شنيدن حرف هاى مهسا دخترش را دلدارى داده بود.
- تا قبل از اينكه بابك از خريد برگردد، بلند شو برويم. من نيازى به پذيرايى او ندارم اصلاً اگر ببينمش شايد دستم به خون او آلوده شود.
* * *
مهسا با حمايت پدر به دادگاه رفت و دادخواست طلاق داده بود. ديگر امكان زندگى با مردى را نداشت كه او را با سايه اى مبهم مى ديد.

پاسخ كارشناسى

دكتركامران خوشنودى روانپزشك

اين فرد مبتلا به يكى از انواع جنون به نام اختلال هذيانى از نوع بى وفايى يا نشانگان اتللو مى باشد (با الهام از داستان اتللو شكسپير) شروع اين اختلال اغلب ناگهانى است و مردان بيشتر از زنان مبتلا مى شوند و علايمش ممكن است تنها پس از جدا شدن از همسر يا مرگ وى رفع شود. اين اختلال مى تواند موجب فحاشى به همسر و كتك زدن و حتى قتل او گردد. فردى كه مبتلا به اختلال هذيانى بى وفايى مى شود، به جمع آورى مداركى مثل نامرتب بودن لباس ها و وجود لكه هايى روى دامن، گرفتن پرينت تلفن و... مى پردازد تا هذيانش را توجيه كند. اين گونه افراد تقريباً هميشه در مقابل همسر خود موضع مى گيرند و ممكن است براى مداخله در بى وفايى خيالى او به اقدامات نامتعارفى دست بزنند مانند اينكه همسرشان حق خروج از منزل را ندارد و حتى قفل كردن در منزل و زندانى كردن همسر در غياب خودشان و يا تعقيب كردن پنهانى وى.
اختلال هذيانى بنابه تعريف يكى از اختلالات روانپزشكى است كه علامت غالبش هذيان است. علت آن هم مثل همه اختلالات عمده روانپزشكى چند عاملى است از سويى طيف وسيعى از بيمارى هاى طبى غيرروانپزشكى و مواد مختلف مى توانند توليد هذيان كنند. از نظر عوامل روان پويايى سه سازوكار دفاعى روانى به نام هاى ۱- واكنش سازى ۲- برون فكنى ۳- انكار، بيشتر در اين افراد به كار مى رود.
فرويد معتقد بود مردى كه بيمار به او شك دارد كه همسرش دوستش مى دارد. همان مردى است كه خود بيمار به وى علاقه جنسى (همجنسگرايانه) دارد به اين ترتيب از نظر ذهنى اين بيمار مى گويد: من نيستم كه آن مرد را دوست دارم، اين همسر من است كه آن مرد را دوست دارد. نورمن كامرون هفت موقعيت براى پيدايش اختلالات هذيانى را ذكر كرده است: ۱- انزواى اجتماعى ۲- بالا بودن انتظار مواجهه با برخوردهاى دگرآزارخواهانه (ساديستى) ۳- موقعيت هايى كه بى اعتمادى وشكاكيت راافزايش مى دهد.۴- موقعيت هايى كه اعتمادبه نفس راكم مى كند. ۵- موقعيت هايى كه باعث مى شود افراد نواقص خود را در ديگران بيابند. ۶- موقعيت هايى كه امكان نشخوار ذهنى با منظورها و انگيزه هاى احتمالى ديگران را افزايش مى دهد. ۷- موقعيت هايى كه به شك دامن مى زند.
مشاهدات بالينى بر اين نكته دلالت دارد كه اين بى اعتمادى، به محيط خانوادگى اى ارتباط دارد كه دايماً خصمانه است و اغلب مادرى بيش از حد سلطه جو و پدرى منفعل در آن وجود دارند. از لحاظ ظاهرى اين بيماران معمولاً سر و وضع و طرز لباس پوشيدنشان خوب است و فعاليت هاى روزمره شان را خوب انجام مى دهند ولى ممكن است عجيب، شكاك يا متخاصم به نظر برسند و گاه متظلم و دادخواه نمايان شوند، آنها به جز هذيان علامت ديگرى ندارند و كاملاً طبيعى هستند.پژوهش ها نشان مى دهد كه اغلب در شروع اختلال هذيانى يك فشار روانى اجتماعى قابل شناسايى وجود دارد ماهيت اين فشار ممكن است به گونه اى باشد كه مقدارى شكاكيت يا نگرانى را در بيمار موجه سازد.
نمونه هايى از اين گونه فشارها عبارت است از مهاجرت و انزواى اجتماعى.
در كل به نظر مى رسد كه شروع ناگهانى شايع تر از شروع تدريجى باشد. پيش آگهى خوب به عوامل ذيل بستگى دارد:
۱- بالا بودن سطح سازگارى شغلى اجتماعى و كاركردى ۲- جنس مؤنث ۳- شروع پيش از ۳۰ سالگى ۴- شروع ناگهانى ۵- كوتاه بودن مدت بيمارى ۶- وجود عوامل تسريع كننده
همه بيماران دچار اختلال هذيانى را مى شود به صورت سرپايى درمان كرد ولى گاهاً جهت ارزيابى كامل داخلى و عصبى و يا كنترل خشونت بيمار ممكن است لازم باشد در بيمارستان بسترى گردد.
اگر روانپزشك به اين نتيجه برسد كه بهترين راه درمان بيمار، بسترى كردن اوست بايد سعى كند بيمار را به اين كار راضى كند و اگر بيمار متقاعد نشد مى توان به اقدام هاى قانونى متوسل شد. داروهاى خاصى براى اين بيماران وجود دارد. روان درمانى فردى از روان درمانى گروهى مؤثرتر است و در نهايت خانواده درمانى جهت كمك به بيمار بسيار مفيد خواهد بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |