چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۷ ربيع الاول ۱۴۲۷
Wed, Apr 26, 2006
فرهنگ و انديشه
۳۴۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به مفهوم تابعيت و جهان شمولى در انديشه اسلامى
بخش دوم
كتاب انديشه
نگاهى به مفهوم تابعيت و جهان شمولى در انديشه اسلامى
آرمان گرايى و واقع گرايى
در مفهوم شهروندى اسلامى
بخش دوم
255693.jpg
محمد ولى محمدى

دوران بعد از رحلت پيامبر(ص):
پس از رحلت پيامبر گرامى اسلام، و با گسترش دامنه فتوحات اسلامى و افزايش جمعيت ساكن در قلمرو دولت اسلامى ، اعضاى جامعه سياسى اسلامى - و نه امت مسلمان - برمبناى يكى از همين دو شرط (پيمان پذيرى و يا اسلام پذيرى) شكل گرفت و ويژگيهاى قومى ، زبانى ، سرزمينى و ... به هيچ وجه در آن مدخليت و تأثيرى نداشت. حتى آن زمان كه خلافت اسلامى از مسير صحيح نبوى فاصله گرفت و تبعيض نژادى و قومى عرب و عجم پديدار گشت، باز هم اين عناصر در تابعيت و عدم تابعيت افراد نسبت به دولت اسلامى نقشى نداشتند. حتى هيچ شاهدى در دست نيست كه حضرت على(ع) ، آن زمان كه معاويه در برابر آن حضرت خروج كرد و با تشكيل حكومت مستقل در ناحيه شام ، آن منطقه را به «دارالبغى» تبديل كرد ، معاويه و پيروانش را بيگانه تلقى نموده باشد، بلكه برعكس آنان را شورشيان داخلى محسوب كرده و برهمين اساس با آنان برخورد كرده است.
تابعيت از ديدگاه نظرى اسلام
در باب جايگاه مفهوم تابعيت در تفكر اسلامى دو ديدگاه كلان وجود دارد: ديدگاه آرمانى و ديدگاه واقع گرايى.(۱۷) براى بررسى اين دو ديدگاه لازم است قبل از هرچيز واژه هاى «امت» و «ملت» به دقت تعريف شوند چرا كه واژه «امت» در ديدگاه آرمانى اسلام بسيار مورد توجه است و واژه «ملت» در ديدگاه رئاليستى و واقع گرايانه موردتوجه است.
مفهوم واژه امت
مفهوم «امت» مفهومى عقيدتى است كه از ريشه «ام» به معنى قصد و هدف اخذ شده است. اطلاق «ام» به مادر ، در زبان عربى نيز بدان جهت كه كودك در زمينه نيازمنديهاى خود به جهت احساس آرامش او را قصد مى كند و براين اساس «امت» به مجموعه اى از انسانها اطلاق مى شودكه هدف و مقصد واحدى آنان را گرد هم جمع نموده باشد. مرز بين «امتها» مرزى عقيدتى است ، همه آنان بر محور توحيد، نبوت و معاد متمركز گشته اند و امت واحده اسلامى را تشكيل مى دهند. از نظر اسلام «امت مهمترين ملاك تقسيم بندى جوامع بشرى است. » (۱۸)
مفهوم واژه ملت : (nation)
ملت را مى توان يك واحد بزرگ انسانى تعريف نمود كه عامل پيوند آن يك فرهنگ و آگاهى مشترك است . از اين پيوند است كه احساس تعلق به يكديگر و احساس وحدت ميان افراد متعلق به آن واحد پديد مى آيد، از جمله ويژگى هاى هر ملت اشغال يك قلمرو جغرافيايى مشترك است و احساس دلبستگى و وابستگى به سرزمين معين. «پيوند مستقيم مفهوم ملت با دولت امر تازه اى است كه تاريخ آن از پيدايش ناسيوناليسم مدرن ، فراتر نمى رود و مربوط به تحولات فكرى و سياسى و اجتماعى اروپا در دو سده اخير است... به همين دليل واژه ملت نيز در گذشته معناى سياسى امروزين را نداشته چنانكه در زبان فارسى كمابيش برابر «ملت» يا پيروان دين بوده است. » (۱۹)
۱) ديدگاه آرمانى اسلام (در خصوص تابعيت):
همانگونه كه در بخش اول اين تحقيق اشاره شد ، اسلام دينى است جهانشمول و مى خواهد كه سعادت كل بشريت را تضمين نمايد، لذا با اين ديدگاه نهادى با عنوان «تابعيت » مستقيماً  و صريحاً در نظام حقوقى اسلام پيش بينى نشده است و از همه بشريت با يك واژه به نام «امت»  نام برده شده است و خداوند نيز در قرآن كريم همه بشريت را با همين عنوان ياد كرده است:
- ان هذا امتكم واحد ة و انا ربكم فاعبدون ‎/ اينك شما را امت واحد قرار داديم ، پس تنها مرا پرستش كنيد. (انبياء - ۹۲).
- و ما كان الناس الاامة واحدة فاختلفوا مردم يك طايفه بيش نبودند پس از آن فرقه، فرقه شدند (يونس -۱۹) در اين جامعه آرمانى كه قرآن از آن ياد مى كند و هدف آمدن انبياء را آن بيان مى كند، با به وجود آمدن امة واحدة، ديگر تابعيت به شكلى كه در حال حاضر (در حقوق معاصر) وجود دارد، مسلماً از بين خواهد رفت. دليل اين نظر آيه زير است:
- كان الناس امة وحده فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين _ مردم امت واحد بودند، خدا رسولان را فرستاد كه بشارت دهد (نيكوكاران را) و بترساند(...). (بقره -۲۱۳).
به اين ترتيب دولتى كه امت واحد را تحت حاكميت خود داشته باشد (آنچه كه آرمان اسلام است) منطقاً و به دلايل متعدد و از جمله به دليل وحدت منشأ حاكميت و وحدت قوانين دولتى واحد است، هر چند اين دولت واحد مى تواند به صورتى دولتى بسيط و يكپارچه يا دولتى مركب از حكومتهاى خودمختار داخلى ظهور كند و در نتيجه شخص تابع دولت اسلامى در هر نقطه اين دولت و در قلمرو هر حكومتى كه به سر برد، نسبت به آن دولت بزرگ و واحد، تبعه محسوب مى شود. (۲۰)
براساس چنين ديدگاهى وقتى تابعيت مطرح مى شود، منظور آن پيوندى است كه فرد را به چنين امتى ربط مى دهد. پس چنين تابعيتى (از ديدگاه آرمانى اسلام) عبارت است از «همكيشى و هم عقيدگى، كه البته با گرايش به اسلام كه مطلوب خداوند بزرگ است. (طبق آيه ۱۹سوره آل عمران) حاصل مى آيد. بديهى است كه در چنين صورتى تابعيت كشور مطرح نمى باشد، چه كشور اسلامى در صورتى تحقق اين ايده آل، پهنه زمين خواهد بود. (۲۱)
۲- واقع گرايى اسلام (رئاليسم اسلامى)
يكى از تفاوتهاى اساسى نظام سياسى اسلام با مكاتب سياسى و حقوقى معاصر در مرزبندى موجود ميان «ملت» و «امت» است، همانگونه كه در مباحث قبلى ذكر شد، اسلام از آن جهت كه دينى جاودانى و جهانشمول است و جامعه بشرى را مخاطب خويش مى داند، بدون توجه به مرزهاى سرزمينى وتفاوتهاى نژادى، زبانى، ملى و فرهنگى از ميان همه انسانها سربازگيرى مى كند و نام «امت واحده» را بر پيروان خويش مى نهد. اين مفهوم به كلى با مفهوم شهروندى كه افراد را به دولت حاكم در يك سرزمين معين مرتبط مى سازد متفاوت است. «هر كس كمترين اطلاعى از مفاد آيات قرآنى داشته باشد ترديدى در جهانشمولى اسلام پيدا نمى كند.» لذا طرح مسأله «امت» ارتباط مستقيمى با مسأله جهانشمولى دين اسلام كه در مباحث گذشته به آنها اشاره شد دارد ولى واژه «ملت» با عنصر سرزمينى و قلمرو جغرافيايى خاصى «در حقوق بين الملل معاصر» همراه بوده كه در عرف حقوق داخلى و بين المللى به رسميت شناخته شده است و در نظر «واقع گرايى اسلام» نيز به رسميت شناخته شده است.
تابعيت اسلامى:
پيشتر بيان شد كه منشأ اصلى پيدايش نهاد تابعيت، تقسيم سياسى زمين و تعدد دولتهاى كاملاً مستقل از يكديگر است، كه طبعاً تقسيم جغرافيايى اشخاص براساس تعلق و ارتباطشان به يك دولت را به همراه خواهد داشت. اينك بايد ديد كه آيا اصلاً در نظام حقوقى اسلام، مسأله تقسيم سياسى زمين پذيرفته شده است؟ و با فرض مثبت بودن پاسخ مبناى اين تقسيم چيست؟ و در اين ميان دولت اسلامى، چگونه دولتى است و چه مشخصه هايى دارد و عنصر انسانى يا جمعيت دولت اسلامى چگونه تركيبى دارد؟
بايد دانست كه بين «امت اسلامى» و «دولت اسلامى» هم به لحاظ مفهومى و هم به لحاظ وجود خارجى، تفاوت وجود دارد. آنچه كه ايده آل اسلام وهدف نهايى آن است همانا رسيدن به امت واحد اسلامى است كه همه بشريت تحت لواى اسلام خواهند بود و آنچه كه مفهوم كاملاً واقع گرايى دارد «دولت اسلامى» در حال حاضر است و دولت اسلامى در شرايط امروزى، خواه ناخواه محدود به قلمرو جغرافيايى خاصى است كه شايد نامگذارى و تقسيم بندى در متون اسلامى به «دارالاسلام» و «دارالكفر» از همين واقع گرايى اسلام ناشى شود.
- «دارالاسلام»: قلمرو ارضى دولت اسلامى است كه اكثريت آن را مسلمانان تشكيل مى دهند.
- «دارالكفر»: قلمرو دولتهاى غيراسلامى است كه اكثريت آن را غيرمسلمانان تشكيل مى دهند.  (۲۲)
اگرچه نوع برخورد دولت اسلامى با هر يك از انواع دولتهاى غيراسلامى، برحسب نوع موضع گيرى و ارتباط با دولت اسلامى، مى تواند و مى بايد متفاوت باشد كه به اختصار عبارتنداز:
۱- دارالعهد و دارالهدنه:
«كشورهاى اسلامى مى توانند با درنظرگرفتن مصالح اسلام و مسلمانان، با كشورهاى غيراسلامى كه دشمن تلقى نمى شوند پيمان صلح و ترك مخاصمه ببندند _ در اين حالت چنانچه كشور طرف قرارداد پيرو يكى از اديان رسمى باشد (مسيحى، يهودى و زرتشتى) كشور مذكور در زمره كشورهاى «دارالعهد يا دارالصلح» قرار مى گيرند و اگر كشورى تابع اديان سه گانه فوق الذكر نباشد كشور يادشده در قلمرو كشورهاى «دارالهدنه» واقع مى شود. ۲۳
۲- دارالحياد (يا بى طرفى):
دارالحياد كشورهاى غيراسلامى هستند كه رسماً ازجانب كشورهاى اسلامى «بى طرف» دانسته مى شوند. يعنى درحالت مخاصمه و جنگ با دولت اسلامى نيستند.
۳- دارالحرب:
دار الحرب به كشورهاى غيراسلامى گفته مى شود كه «ساكنين اين كشورها غيرمسلمان بوده و رابطه اى خصمانه با دولت اسلامى دارند. يعنى دارالحرب تنها به كشورهايى اطلاق مى شود كه اولاً اكثريت مردم آنها غيرمسلمان هستند، ثانياً عملاً در صحنه درگيرى نظامى و... باشند. (جنگ گرم، سرد و تبليغاتى)». ۲۴
ادامه دارد

پى نوشت ها:
۱۷ - تقسيم بندى آقاى دكتر ضيايى بيگدلى، درس حقوق بين الملل اسلام، سال تحصيلى ۸۴ -۸۳ .
۱۸ - حسين جوان آراسته، نگاهى دوباره (امت و ملت)، منبع اينترنت.
۱۹ - داريوش آشورى، دانشنامه سياسى ، تهران ، نشر مرواريد ، ۱۳۷۳ ، صفحه ۳۰۷ .
۲۰- مصطفى دانش پژوه، همان صفحه۸۹
۲۱- سيد خليل خليليان، همان، صفحه۱۳۷.
۲۲- برگرفته از درس حقوق بين الملل اسلام، آقاى دكتر ضيايى بيگدلى، سال تحصيلى ۸۴-۸۳
۲۳- محمدرضا ضيايى بيگدلى، اسلام و حقوق بين الملل اسلامى، گنج دانش، تهران، صفحه ۵۹.
۲۴- همان منبع، صفحه ۵۹.
كتاب انديشه
ابن عربى
255696.jpg
سليمان اولوداغ
ترجمه : داوود وفايى
نشر مركز
ابن عربى از عرفاى بسيار برجسته و به گواهى برخى حتى بزرگترين عارف جهان اسلام است و به اين اعتبار به او لقب «شيخ اكبر» داده اند. دستگاه معرفتى او بر كشف و الهام مبتنى است اما عقل و خرد را نيز در نظام فكريش ناديده نمى توان گرفت. او صوفيانى مثل بايزيد بسطامى و منصور حلاج را الگوى خود قرار داد و راه آنها را دنبال كرد و اين راه را تا اوج آن يعنى «وحدت وجود» پيش برد. «عرفان»، «وحدت وجود» و «اسلام» سه نت اصلى و غيرقابل تفكيك انديشه ابن عربى به شمار مى روند. خيلى ها براين باورند كه چون بعد از ابن عربى امكان پيشرفت و گسترش بيشتر انديشه صوفيانه نبود، لذا پيروان او به ناچار به ارائه تفسيرهاى گوناگون از انديشه هاى استاد اكتفا كردند. به اين ترتيب خيلى ها مدعى اند كه ابن عربى انديشه عرفانى را به نقطه اوج آن رساند چنانكه فراتر از آن تصور نمى شد و به اين اعتبار او را «خاتم الاوليا» نيز خوانده اند. البته مفهوم اين لقب آن نيست كه او آخرين ولى بوده بلكه مراد ارتقاى او به بالاترين نقطه ولايت است. كتاب حاضر كه در چهار فصل تنظيم شده در نخستين بخش به زندگانى و سفرهاى ابن عربى در مصر و عراق و حجاز و آناتولى و شرق مى پردازد و در بخش دوم روش كار و سرچشمه هاى الهام او و شكل و محتواى آثارش را مورد بررسى قرار مى دهد. در بخش سوم اهم نظريات فلسفى و عرفانى او را معرفى مى كند مسائلى از قبيل نظريه معرفتى او ، وحدت وجود ، نبوت و ولايت، نفس، خيال و رؤيا ، فنا ، كرامت ، زن و عشق ، خير و شر و امثال آنها و در بخش پايانى هم جايگاه ابن عربى در تفكر اسلامى مورد مداقه قرار مى گيرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |