جمعه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۹ ربيع الاول ۱۴۲۷
Fri, Apr 28, 2006
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۴۵۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
ارتباطات
در يادبود درگذشت سيد هادى ميرميران
موسيقى
منطقه آزاد
برنامه موزه مشخص شد
مثل اينكه بالاخره بناست نمايشگاه جنبش هنر مدرن كه پنج ماه پيش در موزه هنرهاى معاصر تهران آغاز شده بود، به پايان برسد و مهم ترين مركز نمايش آثار تجسمى ايران پس از آن، ميزبان آثار ۱۷ عكاس ايرانى خواهد بود.
داستان برگزارى اين نمايشگاه كه در ابتدا قرار بود از پايان دى ماه گذشته آغاز شود نيز به حديثى مفصل تبديل شده است. چرا كه در ابتدا اخبار ضد و نقيضى درباره دبير اين نمايشگاه منتشر مى شد و در روزهاى ابتدايى پس از تعطيلات نوروز نيز اخبارى درباره جايگزين نمايشگاه هنر معاصر چين به جاى آن شنيده شد.
در هر حال، اين نمايشگاه اگر برگزار شود، از ۲۵ ارديبهشت ميزبان ۱۸۷ قطعه عكس خواهد بود و محمد ستارى نيز دبيرى آن را بر عهده دارد.
اسامى هنرمندانى كه آثارشان در اين نمايشگاه حضور دارند، عبارتند از آرمان استپانيان، بهمن جلالى، اميرعلى جواديان، تورج حميديان، محسن داستانى، مريم زندى، محسن شانديز، امير محمد شقاقى، سعيد صادقى، محمد صياد، كامران عدل، فخرالدين فخرالدينى، محمد فرنود، نيكول فريدنى، كاوه گلستان، احمد ناطقى و آلفرد يعقوب زاده.
حراج در شيكاگو
ميل فروش آثار هنرى كه چندى پيش از موزه هاى انگلستان شروع شده بود، به آمريكايى ها هم سرايت كرد و دو موزه اصلى شهر شيكاگو در ماه آينده ميلادى، چندين اثر معروف خود را در نيويورك به حراج خواهند گذاشت.
اثرى از جورج براك (به ارزش دو ميليون و ۵۰۰ هزار دلار)، تابلويى از موريس لريس (به ارزش ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار دلار) و اثرى از لوسيو فونتانا (به ارزش ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار دلار) از جمله اين آثار هستند. بسيارى از موزه هاى مطرح دنيا اخيراً براى تأمين منابع مالى و تازه كردن آثار گنجينه هاى خود نسبت به فروش آثار برجسته خود اقدام مى كنند.
ناشناس دوست داشتنى
همانطور كه موزه هاى بزرگ دنيا دست به فروش آثار خود مى زنند، برخى افراد علاقه مند نيز وجود دارند كه همچنان با اهداى آثار با ارزشى كه در اختيار دارند، به تكميل آثار موجود در موزه ها كمك مى كنند.به تازگى يك فردناشناس ۱۲ اثر چاپى از «جاسپر جونز» را به موزه هنر مدرن آمريكا اهدا كرد و از سوى مسؤولان اين موزه، لقب «دوست موزه» را دريافت كرد.
موزه اى سه روزه
يكى ديگر از اتفاقهاى نادر كه احتمالاً فقط به كشور ما، اختصاص دارد، هفته گذشته براى موزه هنرهاى معاصر فلسطين روى داد. اين موزه كه روز ۲۸ ارديبهشت با حضور سفراى برخى كشورها و مقامهاى ايرانى در خانه اى كه مرمت آن تكميل نشده بود، افتتاح شد، فقط براى سه روز به فعاليت خود ادامه داد. افرادى كه هفته گذشته براى بازديد از موزه هنرهاى معاصر فلسطين به محل آن مراجعه كردند، با خانه اى مواجه شدند كه هيچ تابلويى بر روى ديوارهاى آن ديده نمى شود و كارگران مشغول تكميل مرمت و بازسازى ساختمان هستند.
ويلن سل نمى زنم
هفته گذشته خبرى از سوى كيهان كلهر، نوازنده كمانچه منتشر شد كه جالب و خواندنى بود و توضيحاتى درباره آنچه درباره وى گفته مى شود را در بر مى گرفت.
كلهر در مطلبى نوشته بود: «مضامين و مطالبى كه در بروشور اثر تازه انتشار يافته هنرمند گرامى، آقاى محمدرضا لطفى با نام «خموشانه» براى علاقه مندان موسيقى نگاشته شده، بنده را بر آن داشت تا توضيحات كامل ترى را خدمت عزيزان علاقه مند ارائه دهم. بر خلاف آنچه در متن نگاشته شده، بنده سه جلسه درس رديف را در سال ۱۳۶۱ نزد هنرمند نامبرده به درخواست ايشان گذرانده ام كه پس از آن سه جلسه و بنا به دلايل خارج از حوصله اين مقال، ادامه آن ممكن نشد... اينجانب عرض مى كنم كه آموزش سه جلسه اى درس رديف گواه بر شاگردى آن عزيز نمى باشد.»
در بخش ديگرى از يادداشت كلهر آمده است: «ديگر اينكه در نوشته ايشان ذكر شده كه ساز تخصصى بنده در مدت تحصيل، ويلن سل بوده كه اين نكته نيز از بيخ و بن اشتباه و كذب است. بنده به عنوان دانش آموز آهنگسازى ساز دوم خود را در طى تحصيلاتم، پيانو انتخاب كردم و هيچ گاه در زمينه نوازندگى ساز ويلن سل علاقه يا فعاليت و تخصصى نداشته ام.»
در يادبود درگذشت سيد هادى ميرميران
مرگ معمار
چنگيز محمود زاده
انجمن مفاخر معمارى ايران در نشست روز ۱۴ فروردين خود تصميم گرفته بود جايزه ويژه معمار سال را در روز سوم ارديبهشت و همزمان با روز جهانى معمار به سيد هادى ميرميران اهدا كند، اما اين هنرمند و چهره برجسته معمارى در دنيا، چهارشنبه گذشته و در كشور آلمان دار فانى را وداع گفت.
امسال آغاز دردناكى براى هنرمندان عرصه هنرهاى تجسمى داشت كه با درگذشت استاد على اكبر صنعتى، هنرمند مجسمه ساز شروع شد و در ابتداى ارديبهشت، ميرميران نيز اين دنيا را پشت سر گذاشت.
زادگاه ميرميران شهر قزوين بود. او در تهران به تحصيل پرداخت و بخش عمده فعاليت حرفه اى خود را نيز در اين شهر دنبال كرد، اما جالب اينجاست كه اصفهانى ها خواستار به خاك سپردن او در شهر خود بودند كه شايد دليل آن، پيشنهاد اين معمار براى انتخاب اصفهان به عنوان پايتخت فرهنگى ايران باشد.
256077.jpg
پيكر سيد هادى ميرميران شامگاه شنبه گذشته به تهران رسيد، صبح فرداى آن تشييع شد و روز بعد در بهشت زهرا به خاك سپرده شد.
در مراسم تشييع جنازه اين معمار در خانه هنرمندان ايران، پروفسور ايرج اعتصام، بر عشق و علاقه او به معمارى ايران تأكيد كرد و نشانه هاى آن را در نوشته ها و آثار اين هنرمند برشمرد.
اعتصام در اين مراسم گفت: «ميرميران معتقد بود كه توجه به معمارى گذشته به معنى تقليد سطحى و بدون فكر از گذشته نيست. اين معمار به دنبال آن بود كه روح و جوهر معمارى پيشينيان را بر اساس پيشرفتهاى تكنيكى و فنى تلفيق كند. او عاشق معمارى بود و زندگى خود را وقف معمارى كرد. آنچه از آثار اين معمار برجا مانده، بايد براى آموزش به نسلهاى جديد حفظ شود.»
مجيد سعيدى كيا، وزير مسكن و شهرسازى نيز در اين مراسم حضور داشت و درگذشت او را به جامعه مهندسى كشور تسليت گفت.
وى در اين مراسم گفت: «در شوراى پنج نفره اى كه از سوى مهندس على عبدالعلى زاده، وزير پيشين مسكن و شهرسازى، براى حفظ هويت و بازسازى شهر بم تشكيل شد، ميرميران با وجود بيمارى سخت، حضورى قدرتمند در شورا داشت. او مسؤوليت بسيارى از كارها را خود بر عهده مى گرفت.»
بهرام فريور صدرى، نماينده جامعه حرفه اى معمارى و شهرسازى نيز در مراسم روز يكشنبه، ميرميران را معمار ايرانى مينى ماليستى دانست كه مشخصه هاى ايرانى را در كارهاى خود دقيقاً اجرا مى كرد و هميشه مى شد نوآورى و خلاقيتهاى او را در اين زمينه ديد.
صدرى در اين مراسم تأكيد كرد: «جامعه حرفه اى به هادى ميرميران بدهكار است و بايد آثار او را تحليل كند. اين مسؤوليت جديد ماست كه كارها و طرحهاى او را دنبال كنيم تا ميرميرانهاى جديد و بزرگ تر را شناسايى كنيم.»
سيد عليرضا قهارى، رئيس انجمن مفاخر ايران يكى ديگر از افراد حاضر در مراسم تشييع جنازه بود كه به انتخاب اصفهان به عنوان پايتخت فرهنگى ايران اشاره كرد: «ميرميران دوست داشت پس از انتخاب، اقدامهايى صورت بگيرد تا اين شهر براى هميشه اين عنوان را حفظ كند. او معتقد بود با اين انتخاب، حساسيت مردم و مسؤولان در اين زمينه بيشتر خواهد شد.»
سيد هادى ميرميران، استاد برجسته معمارى ايران حدود ۱۵ سال گذشته به دليل بيمارى سرطان مغز استخوان، بدون عصا و ويلچر راه نرفت، اما اين مشكل فيزيكى هيچ مانعى بر سر راه فعاليتهاى او نبود.
ميرميران در سال ۱۳۴۷ و پس از پايان تحصيل، فعاليت حرفه اى خود را آغاز كرد و با تأسيس شركت ملى ذوب آهن ايران - اصفهان، ۱۰ سال مسؤول كارگاه معمارى و آتليه طراحى و معمارى و شهرسازى اين شركت بود.
اين معمار، شهر جديد «بهارستان» را در نزديكى اصفهان طراحى كرد و پس از انقلاب اسلامى به درخواست وزير مسكن و شهرسازى وقت در تهيه طرح جامع منطقه و شهر اصفهان نقش اساسى ايفا كرد.
ميرميران مشاور امور معمارى و شهرسازى شهر بم بود و طرح توسعه شاه چراغ و بازسازى محوطه ارگ كريم خانى شيراز را نيز در دست داشت.
وى مدرس دانشگاههاى علم و صنعت، هنر معمارى تهران، همدان و شيراز بود.
ميرميران در طول فعاليت حرفه اى خود ۲۷ جايزه، تقدير، لوح، نشان و مدال دريافت كرد و به تازگى نيز نشان درجه يك هنرى كشور را به دست آورده بود.
موسيقى
موزاك، كسل كننده يا آرام بخش؟
256053.jpg
كاگرين وستكوت ـ BBC NEWS

ترجمه: هستى نقره چى
دانيل بارنبويم يك بار ديگر انتقاد عليه موزاك را شروع كرده است؟ موسيقى ملايمى كه اكنون به بخش جدايى ناپذير زندگى روزانه بسيارى از مردم تبديل شده است.
رهبر ۶۳ ساله اركستر سمفونيك شيكاگو امسال در مجموعه برنامه تلويزيونى BBC REITH كه ۵۹ سال است از آغازش مى گذرد، سخنرانى مى كند.
او معتقد است كه در اين دوران به ندرت موسيقى احساس برانگيز را مى شنويم و حتى كمتر از آن با سليقه خودمان موسيقى گوش مى كنيم.
او با دقت گوش دادن به موسيقى را بسيار مهم مى داند و عقيده دارد كه موزاك نه تنها سطح سليقه موسيقيايى مردم را پايين مى آورد و آنها را به غفلت در شنيدن تشويق مى كند؛ بلكه در سركوب احساسات مردم نيز تأثير دارد.
موسيقى در حكم كالا
موزاك به شكل دقيق، نام تجارى براى سيستم انتقال موسيقى به صورت همزمان به همه نقاط ساختمان است. اما اكنون اين عنوان به ژانر موسيقى هاى رستوران ها، مغازه ها و هتل ها محدود شده.
تاريخچه موزاك
موزاك در دهه ۱۹۲۰ به وجود آمد، زمانى كه Genetal George squires شيوه انتقال موسيقى توسط خطوط الكترونيكى را به ثبت رساند.
اين نام تلفيقى است از دو كلمه music (موسيقى) و kudak (كداك) كه همان كارخانه مورد علاقه اسكوير است.
در آغاز، اين نوع موسيقى در آسانسورهاى آسمان خراش ها، براى آرامش دادن به مردم پخش مى شد.
در دهه ۱۹۴۰ تغييرات مختصرى در آن به وجود آمد و از آن پس به عنوان نوعى موسيقى براى آرام كردن كارگران و ديگر اقشار مردم، شناخته شد.
بارنبويم بسيار ناراحت است كه از موسيقى به عنوان كالايى براى تحريك احساسات و افكار مردم، استفاده مى كنند.
اما مايكل كوليا - كوپر، كارشناس موسيقى شركت موزاك، تمام اتهامات وارده از سوى بارنبويم را رد مى كند و نمى پذيرد كه او و همكارانش در تنزل سليقه موسيقايى مردم و تخريب موسيقى، نقش داشته اند.
او براى اثبات گفته هايش آهنگساز قرن بيستم، اريك استيت را مثال مى زند كه قطعات بسيار تحسين برانگيز و جالب كلاسيك را به همين شكل نوشته است.
كوليار به وب سايت BBC NEWS مى گويد: «احتمالاً استيت نخستين فردى بود كه پى برد ما مجبور نيستم به تك تك نت ها گوش دهيم و لزومى ندارد هنگام شنيدن دقت زيادى به خرج دهيم. اين نظريه كاربردهاى بسيار بيشترى غير از بهبود دادن حالت هاى روحى انسان دارد. بنابراين از آنها بسيار استقبال كرديم. ما نيز سعى كرديم قطعاتى را انتخاب كنيم كه بسيار احساس برانگيز باشند، با اين كار ايجاد نوعى حس خاص در شنونده راحت تر مى شود.»
كوليار حتى يك پله پا را از اين فراتر گذاشته و معتقد است او و همكارانش دنياى موسيقى كلاسيك را نجات داده اند.
او تماس هاى تلفنى روزانه بسيار زياد مردم را گواه گفته خود مى داند و مى گويد او با شناساندن موسيقى به مردم دنياى موسيقى كمك كرده است.
ماده قدرتمند
ديويد هاجرز، روانشناس موسيقى در دانشگاه روئهامپتون لندن مى گويد كه تمام اين بحثها به تعريف ما از موسيقى باز مى گردد.
دانيل بارنبويم، به عملكردهاى زيبايى شناسانه موسيقى بسيار اهميت مى دهد و معتقد است يك موسيقيدان بايد به بالاترين سطوح بيان هنرى برسد، اما اين به معناى يك بعدى ديدن موسيقى است. يعنى تنها به يك گونه آن توجه كرد كه به طور حتم اعتراض ديگران را بر مى انگيزد.
هاجرز مى گويد: «اما شواهدى وجود دارد كه نشان مى دهد همه انواع موسيقى در بالاترين سطوح خود، احساس شنوندگان را تحريك مى كند. آنها هنگام شنيدن اين آثار واكنش هاى روانى مانند عرق كردن را تجربه مى كنند. همه انواع موسيقى مى تواند اين نقش را ايفا كند.»
كاركرد
پروفسور دانشگاه روئهامپتون كاركردهاى زيادى براى موسيقى بر مى شمارد كه كاركرد اجتماعى، زيبايى شناسانه، شناخت نگر، از آن جمله اند. او قدرت موسيقى را بسيار زياد مى داند و عقيده دارد ما اكنون در آغاز راه شناختن توانايى هاى موسيقى هستيم.
تحقيقات انجام شده در دپارتمان او گواه آن است كه بسيارى از مردم بيش از ۴۰ درصد زمان بيداريشان را با موسيقى مى گذرانند.
موسيقى ما را احاطه كرده است. مى دانيم همه مردم ضرورتاً آثار سطح بالاى هنرى را نمى خواهند، كاركردهاى موسيقى بسيار زياد و متنوع است و مردم به گونه چشمگيرى از موسيقى براى مهار عصبيت ها و تحريك احساساتشان استفاده مى كنند. بايد بپذيريم كه واكنشهاى آنها بسيار بيش از پاسخ منفعلانه به موسيقى است.
نظرهاى متناقض
احساس حقيقى مردم نسبت به وارد شدن موسيقى بازارى به طور روزافزون به زندگى روزمره خودشان چيست؟
اين سؤالى است كه بكى برندفور گزارشگر سايت BBC News ، در يك محله توريستى در قلب لندن، از مردم پرسيد. به نظر بسيارى از آنها موزاك بسيار آزاردهنده است، اما عده اى ديگر تأثيرات اين موسيقى را بسيار مطلوب و آن را آرامش بخش مى دانند.
سو، توريستى از لس آنجلس مى گويد: «احساس ما به موسيقى بستگى دارد. اگر در حد بسيار پيش پا افتاده باشد، قطعاً آزاردهنده است، اما اگر خالقان آن زحمت زيادى كشيده باشند، مى تواند تأثيرگذار باشد.»
موزاك به نظر رى، تاجرى از ايرلند شمالى: «خسته كننده» مى آيد. او با اينكه اين موسيقى را دوست دارد، علاقه مند نيست كه زياد آن را گوش دهد و معتقد است اين موسيقى حالت الهام بخش دارد كه در ترفيع روحى بسيار مؤثر است.
ترتينى، يكى از كاركنان هتل، آن را بسيار آزاردهنده مى داند، تنها بعضى از قطعه هاى كلاسيك آن زيباست كه از آنها لذت مى برد.
آبييا دوى، تاجر نيجريايى بسيار با هيجان راجع به آن صحبت مى كند. او مى گويد: «بسيار خوب است، خيلى خوب، خيلى زيبا. موسيقى كلاسيك بسيار پرسر و صداست، اما موزاك باشكوه و آرام است و بسيار مرا تسكين مى دهند.»
و نيك، كارگردان تئاتر، كاملاً با باربيويم هم عقيده است. او موزاك را كاملاً پيش پا افتاده، سركوب كننده و مانع رشد فكرى انسانها مى داند.
خبرسازان
256098.jpg
فرشيد شفيعى و جوايز ورونا


فرشيد شفيعى، هنرمند تصويرگر ايرانى كه در سالهاى گذشته، جوايز بين المللى بسيارى را به خود اختصاص داده است، در آخرين نمايشگاه تصويرگرى وروناى ايتاليا به چهره برجسته اين نمايشگاه تبديل شد.
طراحى روى جلد كاتالوگ اين نمايشگاه، پوسترهاى نمايشگاه، چون الف كتاب، كارت پستال هاى نمايشگاه و كارت هاى دعوت نمايشگاه با استفاده از تصاوير كتاب پيرچنگى طراحى و اجرا شدند كه از سوى فرشيد شفيعى خلق شده بودند.
داستان اين كتاب، نوشته فريده خلعتبرى است كه در مهرماه سال ۱۳۸۳ از سوى انتشارات شباويز منتشر شد.
نمايشگاه تصويرگرى ورونا ماه گذشته در اين شهر ايتاليا برگزار شد و اين تصويرگر ايرانى نيز ميهمان نمايشگاه بود.



نادر مشايخى و رهبرى اركستر سمفونيك



نادر مشايخى، آهنگساز و رهبر اركستر ايرانى مقيم كشور اتريش هنرمندى است كه اين روزها به عنوان رهبر ثابت اركستر سمفونيك تهران از او نام برده مى شود.
به گفته مشايخى، تمرين هاى اين اركستر به رهبرى او از هفته نخست ارديبهشت آغاز مى شود و نخستين برنامه خارجى اركستر، تابستان امسال در چند شهر آلمان خواهد بود كه در قالب يك جشنواره بين المللى موسيقى است.مشايخى كه چندى پيش در كنسرت گروه «ايرانى» به سرپرستى «پژمان طاهرى» در وين حضور داشت، در اين باره گفت: «قرارداد همكارى من با اركستر سمفونيك تهران آماده است و من بزودى كار خود را به عنوان رهبر اركستر آغاز خواهم كرد.»اركستر سمفونيك تهران هم اينك به رهبرى يك رهبر روس مشغول تمرين است و اولين برنامه خود را با قطعاتى از شوستاكوويچ، كورسكاكف و... برگزار مى كند.



نمايشگاهى براى بنى اسدى



محمدعلى بنى اسدى هنرمند نقاش و تصويرگر كه در سالهاى اخير فعاليتهاى خود را بر تصويرگرى متمركز كرده است، از نهم ارديبهشت ماه نمايشگاهى از آثار نقاشى و تصويرسازى خود در نمايشگاه مميز برگزار خواهد كرد.
بنى اسدى در طول نزديك به سه دهه فعاليت هنرى به غير از تصويرگرى، به نقاشى، كاريكاتور، گرافيك و انيميشن نيز پرداخته است و در سالهاى اخير، بيشتر وقت خود را به تدريس اختصاص داده است و به دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامى، دانشگاه هنر، هنرهاى زيباى دانشگاه تهران و مؤسسه رسانه آموزش مى دهد.
نمايشگاه بنى اسدى تا ۱۸ ارديبهشت در خانه هنرمندان ايران ادامه خواهد داشت و سير تحول آثار اين هنرمند در طول ساليان گذشته را در بر مى گيرد.


آثار تناولى در موزه بريتانيا





پرويز تناولى، مجسمه ساز پيشكسوت ايرانى با پيگيرى پروژه سالهاى پيش خود چهار مجسمه تازه «هيچ» را كه در سه سال گذشته خلق شده است را به بريتيش ميوزيوم ارسال كرد.اين آثار در نمايشگاهى به نام «كلمه در هنر» در معرفى ديد قرار خواهند گرفت كه بر هنر معاصر خاورميانه متمركز شده و موضوع هاى هويتى، سياسى و ميراث متنوع هنرى منطقه را در بر مى گيرد.
«كلمه در هنر» آثار ۷۵ هنرمند از كشورهاى سراسر خاورميانه و آفريقاى شمالى را در بر خواهد گرفت و بر راههاى متفاوتى متمركز مى شود كه هنرمندان با خط نوشته فارسى - عربى دست به خلق آثار خود مى زنند.شيرين نشاط، حسن مسعودى، فرهاد مشيرى و خسرو حسن زاده ديگر هنرمندان ايرانى حاضر در اين نمايشگاه هستند كه از ۲۸ ارديبهشت تا ۱۲ شهريور امسال ادامه خواهد داشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |