جمعه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۹ ربيع الاول ۱۴۲۷
Fri, Apr 28, 2006
خانواده (ماجرا)
۳۴۵۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
ارتباطات
هشدار به آنها كه هنوز قربانى نشده اند
درجهان حوادث
هشدار به آنها كه هنوز قربانى نشده اند
پول زور ندهيد
برديا ارسطو
«پول زور وده». اين جمله معروف يكى از سريالهاى پرطرفدار سال گذشته تلويزيون نمادى بيرونى و واقعى داشت كه زود و سريع ميان همه رواج يافت تا آنجا كه حتى برخى مديران در ادبيات خود از آن بهره بردند و گفتند جاهايى براى پيشبرد پرو ژه هايشان از اين جمله بسيار به كار بردند.
اما واقعيت اين است كه سالهاى اخير به ويژه از ابتداى دهه ۹۰ در تهران و كلانشهرها «زورگيرى» به جرمى شايع مبدل شده است . اين اصطلاح كه معادل حقوقى آن در قانون مجازات اسلامى « سرقت به عنف » است از آنجا جالب توجه شده كه بدانيم مرتكبان به نوعى از انجام فعل مجرمانه خود كه به همراه آزار و اذيت ديگران است لذت مى برند. گاه اين وضع تا به آنجا پيش مى رود كه سارق به عنف وقتى زنان را طعمه قرار مى دهد آنان را نيز مورد سوءاستفاده و تعرض نيز قرار مى دهد. سايت اطلاع رسانى پليس به تازگى در گزارشى اعلام كرده است زورگيرى به عنوان يك جرم و ناهنجارى در شهرستان هاى استان تهران، بالاترين درصد آمار جرايم را در ماه هاى گذشته داشته است.
255999.jpg
زورگيران سارقان بى ابتكار و بى خلاقيتى هستند! تعجب نكنيد . قصد نداريم آنها را ضايع كنيم بلكه بيشتر مى خواهيم آنها را بشناسيم . به تعريف قانون مجازات اسلامى سرقت ربودن مال ديگرى به صورت پنهانى و به قصد مجرمانه است. در اين تعريف كاملاً مشخص است كه سارق بايد بتواند پنهانى و دور از چشم ديگران بدون آنكه آثار جرمى به جا گذارد مالى را بدزددو تصاحب كند. اين كار نيازمند هوش و ذكاوت و طرح نقشه است حال آنكه سرقت به عنف يا زورگيرى از هيچ يك از مؤلفه ها يا بهره نمى برد يا آنقدر كم بهره است كه بزودى به دام پليس مى افتد. بنابراين ما در زورگيرى با عده اى طرفيم كه توانايى شان خلاصه شده در زور بازو و سلاحشان است . آن هم سلاح سرد. آدمى هم كه اصولاً از هر تهديد جانى هراس دارد كه جانش عزيز است بنابراين براى درامان ماندن تن به خواسته زورگير مى سپارد در حالى كه شايد حتى بتواند از پس او برآيد.
*****
به تازگى يك بررسى پليس مشخص كرده است كه جوانان اصلى ترين افرادى هستند كه تن به ارتكاب زورگيرى مى سپارند. آمارهاى رسمى ارائه شده در زمينه ارتكاب اين جرم، حاكى است كه اغلب جرايم عليه اموال مردم، در كلان شهرها توسط جوانان و نوجوانان پسر انجام مى پذيرد و گسترش زمينه هاى جرم در مناطق شهرى بيش از سايرمناطق است .
البته با توجه به اينكه زندگى در كلان شهرها بسيار غريبانه به نظر رسيده و مردم يكديگر را غالباً نمى شناسند ، مهاجران و غريبه ها به راحتى شناسايى نمى شوند. اين عوامل مجرمان را در ارتكاب به جرم و مخفى شدن در شلوغى جمعيت شهر يارى مى كند .
كارشناسان و پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند كه اين جرايم عمدتاً در مناطقى كه از سطح سواد و تحصيلات كمترى برخوردارند روى مى دهند.
سرهنگ حميدچمنى معاون اجتماعى و ارشاد فرماندهى انتظامى استان تهران در اين باره مى گويد: مشاهده بيشتر اين حوادث در شهرستان هاى «كرج ، شهريار و...» حاكى از آن است كه شهروندان در رويارويى با مجرمان زورگير آگاهى لازم را ندارند. به طورى كه در اين راستا هنجارشكنان با استفاده از اين فرصت، با غصب عناوين جعلى اقدام به اخاذى و زورگيرى مى كنند
زورگيرى تحت عنوان مأمور و كارمند ادارات دولتى و امنيتى يكى از شايع ترين اين دسته از جرايم است و برخى از سارقان و تبهكاران با پرداخت ۲۵۰۰ تومان به راحتى مى توانند لباس پليس را تهيه كرده، افسر عالى انتظامى و نظامى كشور شده و از اين راه اقدام به اخاذى و زورگيرى كنند .
*****
در رويكردى ديگر مجرمان تحت عنوان زورگيرى «عنوان مسافركش و مسافر» وارد عمل مى شوند. اخاذى تحت عنوان مسافركش بيشترين اخبار حوادث را به خود اختصاص داده است.اينگونه مجرمان با استفاده از خودروهاى شخصى و تحت عنوان مسافركش به اخاذى و زورگيرى از مسافران كه قريب به اكثريت آنان زنان هستند اقدام مى كنند.
بيشتر آنان در خيابان ها و مسيرهاى كم رفت و آمد با دو يا سه نفر از همدستان خود كه به عنوان مسافر سوار بر خودرو هستند اقدام به سرقت، زورگيرى و گاهاً تجاوز به عنف مى نمايند.
*****
مى گويند دزدزده نيز از بابت قربانى شدن خود مقصر است چرا كه اگر درايت به خرج مى داد و از خود و مالش مراقبت مى كرد كمتر دزدى ريسك تعرض به مال او را به جان مى خريد.
در مورد زورگيران و مالباختگانشان هم چنين است .مثلاً بارها تأكيد شده از وسايل نقليه مسافركشى استفاده كنيد كه شناسه دارند.
پليس نيز بارها تأكيد كرده از وسايل نقليه عمومى استفاده كنيد به ويژه زمانى كه هوا تاريك مى شود يا مسير خلوت و از تردد عمومى پرت است .
استفاده از وسايل نقليه عمومى مانند اتوبوس و تاكسى به منظور ترددهاى داخل يا خارج شهرى اطمينان بخش تر است.پليس تأكيد دارد در صورت استفاده از اتومبيل هاى شخصى، قبل از سوار شدن وضعيت داخل اتومبيل از قبيل دستگيره باز و بستن درها و دستگيره شيشه بالابر و غيره بررسى و در صورت مشاهده موارد مشكوك از خودرو پياده و با به خاطرسپردن شماره پلاك و رنگ و مشخصات اتومبيل نيروى انتظامى را مطلع نماييد.
*****
فصل تابستان در راه است و دوباره كلاسهاى اوقات فراغت و تفريح بچه ها . اگر از همين حالا كه هنوز آنها درگير امتحاناتشان هستند به فكر نباشيم فردا دير است . ضمناً خانمها نيز بايد به اين نكته توجه داشته  باشند كه با اندكى دقت مى توانند از تبعات تلخ قربانى شدن بكاهند به ويژه آنكه زورگيران كمتر با هوش و نقشه عمل مى كنند و به همين دليل نيز آنى و لحظه اى تصميم مى گيرندو به همين دليل شايد فقط همان لحظه كه شما بى خيال دقت در رفت و آمدتان شديد آنها تصميم بگيرند قربانى بعدى شان شما باشيد.
تابلو خطر مقابل در خانه
مى خواهيم پيشنهادى مطرح كنيم . پيشنهاد ما نصب تابلو خطر مقابل ورودى همه خانه هاست . مى پرسيد چرا ؟ جواب اين است چون مردان در خانه ها خطرمى كنند !
مردان در هفته اى كه گذشت ركورددار بودند. آنهم در ارتكاب جنايت . وقتى به حوادث اين روزها نگاهى بيندازى مى بينى اوضاع بيش از پيش ناجور است . وقتى مى شنوى مردى ابتدا دو همسرش را كشته و بعد خود را حلق آويز كرده اول پيش خود مى گويى آخر مرد تو كه ظرفيت ندارى چرا دو تا زن مى گيرى ؟ اما بعد در نگاه دوم با خود مى گويى مگر چه شده كه مردى ابتدا دو زن خود را بكشد و بعد خودش را؟
سايت اطلاع رسانى پليس دراين باره گزارش داده است در پى وقوع قتل دو زن در سومين روز فصل بهار در شهرستان اسدآباد همدان توسط همسرشان «حسينعلى -ف» (قاتل فرارى) ۶۰ ساله، تحقيقات گسترده پليس در خصوص شناسايى مخفيگاه و دستگيرى متهم به قتل آغاز شد .
سرانجام پس از يكماه تحقيق جسد قاتل فرارى «حسينعلى-ف» توسط مأموران مبارزه با جرايم جنايى استان هرمزگان به صورت حلق آويز در پارك جنگلى بندرعباس كشف شد.
اما ماجراى اين هفته اى كه گذشت تنها به اين حادثه كه ختم يك پرونده همسركشى بود پايان نمى گيرد اوضاع با خبرى درباره قتل يك مادر و فرزند به دست مرد خانواده وخيم تر شد. دراين باره هم سايت اطلاع رسانى پليس گزارش داد مردى در شهرستان قشم استان هرمزگان پس از به قتل رساندن همسرش با آتش زدن منزل موجب مرگ فرزندش نيز شد .
در ادامه تحقيقات پدر خانواده «محمد حسين - الف» به قتل همسرش اعتراف كرد و اظهار داشت پس از به آتش كشيدن منزل به منظور غير عمد جلوه دادن مرگ همسر فرزندش نيز بر اثر خفگى ناشى از دود جان باخت .
تازه داشتيم از ماجراهاى قتلهاى سريالى مى گفتيم و... كه ناگهان قتل يك زن باردار در تهران شوكه مان كرد . پليس در تحقيقات مقدماتى قتل اين زن و درپى آن قتل فرزندش را منتسب به يك آشنا دانست چرا كه هم خانه به آيفون تصويرى مجهز بود و هم هيچ آثارى از درگيرى و ورود به خشونت ديده نمى شد. به همين دليل هم احتمال قتل از سوى يك آشنا قوت گرفت . بدين ترتيب يك حادثه ديگر به جمع حوادث مورد استناد ما براى توجيه اقتصادى - اجتماعى طرح نصب تابلوهاى خطر مقابل خانه ها پيوست .
به هرحال قتل يك زن باردار با هر انگيزه اى يك نوع سنگدلى است . همين برداشت نيز ماجرا را دلخراش تر مى كند. مثل آن ماجرا كه اواخر سال ۱۳۸۳ روى داد و در منطقه فلاح مردى عروس و نوه خود را كشت و در حالى كه ماهها پسرش به عنوان مظنون اصلى قتل در پليس آگاهى تحت بازجويى قرار داشت اما باز هم تن به اعتراف نگشود تا اينكه بالاخره پليس سرنخ شناسايى عامل اصلى يعنى پدر مظنون اصلى را به دست آورد.
با اين حساب خطر مرگ در خانواده ها گويا بيش از هر زمان ديگرى شده است . به نظر مى رسد شهردارى ها بايد دراقدامى هماهنگ جلو همه خانه ها تابلو هشدار نصب كنند . اعلام خطر. مراقب باشيد وارد خانه مى شويد به قتل نرسيد. مثلاً همين هفته قبل بود ما در ستون افقى صفحه گفتيم آقا تو را به خدا براى ارث و ميراث هول نكنيد . همين كه يك روز گذشت برادر يك بازيكن تيم ملى فوتبال پدر و برادر خود را براى ارثيه به قتل رساند. حالا باز هم قبول نداريد كه فضاى بعضى از خانه هاى ما ناامن شده است ؟
مجهول الهويه ها
راز مجهول الهويه ها كى گشوده مى شود؟ در دو سه هفته اخير اجساد مجهول الهويه سه زن كار را تا آنجا كشاندند كه فرضيه يكسرى قتل سريالى ديگر ساخته و پرداخته شود اما موضوع اينجاست كه اين سه جسد به دليل فرضيه سازى زبانزد عام و خاص مى شود اما بر سر بقيه جسد ها چه مى آيد؟
به تازگى جسد سوخته مرد مجهول الهويه اى در كيلومتر ۴ جاده ساوه كشف شده است.
مأموران كلانترى ۱۵۳ وليعصر در بررسى هاى نخستين خود دريافتند جسد متعلق به مرد ۳۵ ساله اى است و در حالى كه كاملاً سوخته ، داخل يك گونى قرار داده شده است .
همچنين كشف جسد مرد ناشناسى در يك ساختمان متروكه اين موضوع را بيشتر نمايان كرده كه اجساد مجهول الهويه چه برسرشان مى آيد.ايسنا دراين باره گزارش داده است :جنازه مرد ناشناسى در يك ساختمان متروكه واقع در «سه راه آذرى» پيدا شد .
نكته اينجاست كه گاهى اوقات حتى تكليف جنازه روشن نمى شود و بعد از مدتى انتظار در سرد خانه راهى گورهاى بى نام در بهشت زهرا مى شود. اتفاقاً از ديماه ۱۳۸۲ تا ارديبهشت ماه ۱۳۸۳ ۴، زن مجهول الهويه در تهران به شيوه اى مشابه به قتل رسيدند اما هيچ گاه مشخص نشد اين زنان كه بودندو چرا به قتل رسيدند. قاتلان يا قاتل هم نامشخص باقى ماند. فقط سوژه اى براى ما و ستون هايمان گذاشتند. همين .
درجهان حوادث
ماجراهاى قتلهاى زنجيره اى در ديگر نقاط جهان
قربانيان يك زوج قاتل
256074.jpg
ترجمه: لى لى معين
«چارلز استارك ودر» كه به «چاك» يا «چارلى» نيز معروف بود، در ۲۴ نوامبر سال ۱۹۳۸ در لينكون به دنيا آمد. تا مقطع دبيرستان بيشتر تحصيل نكرد و هميشه از همه چيز و همه كس ناراضى بود. او به خاطر چهره و موهاى بور و چشمان سبزش در ميان همكلاسيهايش به «جيمز دين» شهرت پيدا كرده بود، اما پس از دعوا با يكى از دوستانش، از مدرسه اخراج شد و ديگر به مدرسه بازنگشت. چند سال بعد كارى در شهردارى پيدا كرد، به عنوان راننده يكى از ماشينهاى جمع آورى زباله. او چند ماه بعد به دليل تنبلى اخراج شد و اتاق اجاره اى اش را نيز به دليل ندادن اجاره از دست داد.
كم كم انگيزه هاى منفى در او رشد پيدا كرد. روى به اسلحه آورد، براى خود چند اسلحه خريدارى كرد و شروع به تمرين تيراندازى كرد. در آن زمان تنها ۲۱ سال داشت و دخترى به نام «كارين» را نيز دوست داشت كه از مدتها پيش با او آشنايى داشت، اما پس از اينكه از كار اخراج شد، خانواده «كارين» ديگر به او اجازه رفت و آمد و ملاقات با كارين را ندادند. كارين در سال ۱۹۴۳ متولد شد و ۵ سال از «چارلى» كوچكتر بود.
در ۲۱ ژانويه سال ۱۹۵۸ يك روز «كارين» همراه چارلى از مدرسه به خانه آمد و طى يك جر و بحث خانوادگى بين كارين، پدرش و چارلى، چارلى پدر ۵۷ ساله و مادر ۳۶ ساله كارين را با شليك گلوله به قتل رسانيد، سپس دوتايى به طبقه بالا رفتند و خواهر ۲ سال و نيمه كارين را با ضربات چماق در خواب به قتل رساندند، سپس براى خود ساندويچى درست كردند و ناهار خوردند. «چارلى» اجساد را در محوطه خارج از خانه در زير خاك مدفون كرد. اين زوج چند روز با خيال راحت در خانه با هم زندگى كردند. دو مرتبه اقوام آنها براى ديدن والدين «كارين» آمدند كه هر بار كارين آنها را به بهانه بيمار بودن پدر و مادرش به خانه راه نداد تا اينكه مادربزرگش به كار او مشكوك شد و از پليس كمك خواست.
آنها پشت در كاغذى چسبانده بودند و روى آن نوشته بودند: «بيرون بمانيد، همه افراد منزل به آنفلوآنزا مبتلا شده اند و بيمارند.»
پليس پس از ديدن يادداشت وارد خانه شده و پس از جست و جوى خانه و محوطه بيرون، اجساد را كه در كاغذ پيچيده شده بودند، پيدا كرد. درست ۴ ساعت قبل از رسيدن پليس، زوج جوان فرار كردند و به سوى مزرعه يكى از اقوامشان در ۱۶ مايلى لينكون حركت كردند. در بين راه مقابل يك پمپ بنزين توقف كردند و پس از بنزين زدن، مقدارى گلوله و دو اسلحه ديگر خريدارى كردند. آنها به سوى منزل «مير» ۷۰ ساله به راه افتادند. نزديك مزرعه قديمى و زيبا «مير» و دخترش را ديدند. بلافلاصله وارد عمل شدند. با شليك گلوله «مير» را به قتل رساندند و دخترش را نيز مورد تجاوز قرار دادند و به قتل رساندند. سپس به مزرعه «مير» رفتند و مهمات خود را تكميل كردند. غذايى خوردند و اجساد را برداشتند، چون «چارلى» در كار جمع آورى زباله بود، تمام خرابه هاى شهر را مى شناخت و اجساد را به محل جمع آورى زباله ها برد و در زير خاك در جايى امن مدفون كرد، سپس به سوى مقصد نامعينى به راه افتادند. در نيمه هاى راه وارد منزلى شدند و زن و شوهرى را به قتل رسانند. سپس تمام اعضاى بدن آنها را تكه تكه كرده و زير آشپزخانه مدفون كردند، سپس پولها و جواهرات صاحبخانه را سرقت كردند و از آنجا دور شدند.
كم كم آوازه قتلها به گوش مردم رسيد و كار به جايى رسيد كه زنان از وحشت از خانه بيرون نمى رفتند و اجازه نمى دادند فرزندانشان حتى به مدرسه نيز بروند.
چند روز بعد زوج قاتل در ۵۰۰ مايلى داگلاس با زنى به نام كولسين آشنا شدند. وى فروشنده بود و ۳۷ سال سن داشت. در يك رستورانى وسط راه توقف كردند تا ناهار بخورند كه كارين به آرامى وارد ماشين «كولسين» شد و چارلى نيز از پشت سر با شليك ۹ گلوله به پشت سر او را به قتل رساندند. مردى ۴۰ ساله به نام «جو اسپيرينگل»  متوجه صداى فريادهاى زنى شد و براى كمك رفت كه شاهد قتل وى شد و فرار كرد.
وى با سرعت به سوى اداره پليس و نزد كلانتر «ويليام» رفت و با صداى بلند فرياد زد: «استارك ودر مى خواهد مرا بكشد، كمكم كنيد.» پليس بلافاصله به محل حادثه رفت، كارين هنوز داخل ماشين بود، بالاخره پليس توانست اين دو قاتل خطرناك را دستگير كند. آنها به زندان «داگلاس» منتقل شدند. «كارين» از صحبت كردن امتناع مى كرد، اما «چارلى» حتى جلوى دوربين تلويزيون قرار گرفت و درحالى كه لبخندى به لب داشت، به قتلهاى خود اعتراف كرد و گفت: در تمام قتلها همسرش (نامزدش) كارين با او همدست بوده است.
نخستين دادگاه آنها در ۵ مه سال ۱۹۵۸ در «لانكستر» برگزار شد.
روانپزشكان قتلهاى وى را نتيجه يك جنون آنى تشخيص دادند، دوستان وى ادعا كردند كارهاى وى نتيجه رفتار ناشايست پدر كارين بوده است، زيرا بارها «چارلى» به خواستگارى وى رفته بود، ولى جواب رد شنيده بوده است، اما سرانجام در ۲۳ مه دادگاه او را مقصر تشخيص داد و محكوم به اعدام شد.
دادگاه «كارين» در ۲۷ اكتبر برگزار شد، وى در دادگاه سعى كرد ادعا كند در تمام اين سالها گروگان «چارلى» بوده است و چنانچه دستورات وى را انجام نمى داده، جانش در خطر بوده است. اما وقتى هيأت «ژورى» چارلى را به دادگاه فرا خواند، او با صداى بلند اعلام كرد كه تمام قتلها دونفره و با همكارى بوده است و هيچگونه زور و فشارى نيز در كار نبوده ا ست. بالاخره در ۲۱ نوامبر پس از ۱۰ ساعت شور، او محكوم به حبس ابد شد.
در ۲۵ ژوئن سال ،۱۹۵۹ «استارك ودر» توسط صندلى الكتريكى اعدام شد و بدين وسيله پرونده قاتل قتلهاى زنجيره اى لينكون نيز بسته شد.
۱۸ سال بعد، به دليل رفتار خوب در زندان، كارين مشمول عفو شد و از زندان آزاد شد، پس از آن هرگز ازدواج نكرد و در هيچ بحث عمومى نيز در مورد خود شركت نكرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |