مهدا جهانگير
«چرا كه نه؟ اين هم يك تجارت است. درست مثل اينكه بخواهيد برويد و يك تلويزيون بخريد، به فروشنده اى مراجعه مى كنيد كه به وى اطمينان داريد. يك قاچاقچى انسان كه موفق مى شود مرتب مشتريان جديد پيدا كند. حيدرى فعال عمل كرده.»
«اوله برومس» از بخش ملى - جنايى پليس سوئد، در اينكه امير حيدرى به ۳۶ هزار نفر جهت ورود غير قانونى به سوئد كمك كرده است، هيچ ترديدى ندارد. اين درحالى است كه امير حيدرى ادعا مى كند درآمدش از راه قاچاق، «صفر كرون سوئد» بوده و خودش را يك آرمان گرا مى نامد.
شناخته شده ترين چهره براى پليس اروپا در رابطه با قاچاق انسان، ۲۰ سال است كه متقاضيانى از كشورهاى خاورميانه (عراقى، افغانى، ايرانى، پاكستانى و...) را با مدارك جعلى روانه اروپا، آمريكا و كانادا مى كند. بسيارى از مهاجران بمدت طولانى و در بدترين شرايط به صورت غير قانونى در كشورهاى مقصد به سر مى برند و تنها هنگامى كه توسط پليس به دام مى افتند، تقاضاى پناهندگى مى كنند.
طبيعى است، درخت كه از ريشه جدا مى شود، براى رشد در مكان جديد دچار مشكل خواهد شد.
16 ساله است و دستهايش كبود شده اند، سايه ها كه مى آيند و مى روند، وحشت زده به كنارى مى خزد. او يكى از قربانيان تجارت است، يك كالا! مانند ۵۰۰ هزار نفر ديگر، ۵۰۰ هزار زن، صادر شده به جايى كه عرب نى مى اندازد، كويت! شايد از آنجا به آلمان، فرانسه، فلسطين اشغالى و شايد هم مسكو!
نه خيلى دور كه همين چند ماه پيش، هرچه داشتند، فروختند به اميد يافتن زندگى بهتر. مثل قرنهاى پيش، مانند اجدادشان.
چه طعم تلخى دارد زندگى، روى بال هاى بلندپرواز خيال.
نمرده است، اما زندگى اش به مرگ پهلو مى زند. پدر و مادر زود رفتند و گم شدند. آنها هم قربانى تجارت بودند، يك كالا!
شايد از قايق هاى غرق شده درياى مرمره سردرآورده اند و يا در خليج سيسيل، بى آنكه فريادى برآورند، خاموش شده اند. مى گويند فقر بيش از حد. شايد! فقر، هميشه دليل قانع كننده اى است. شايد هم سادگى بيش از حد، جاه طلبى بيش از حد و رؤيا پردازى هاى بيش از حد، درگير مى كند آدمها را با سرنوشت مرگبارى كه خود با همكارى قاچاقچى هايشان رقم مى زنند، چه اعتماد بدفرجامى!
مردان، زنان و كودكان قاچاق شده در كارخانه ها، مزرعه ها و بدترين مشاغل خدماتى به انجام كارهاى سخت و طاقت فرسا وادار مى شوند و زندگى آنها خودش نوعى از بردگى است. شرايط زندگى اردوگاههاى مهاجران غير قابل تحمل است.
* * *
امير حيدرى حالا ۵۱ ساله است.
گفته مى شود كه تفاوت او با «قاچاقچيان انسان» در اين است كه آنان با اندوخته هاى پناهجويان درمانده، بدون هيچ مشكلى در خوش آب و هواترين مناطق جهان زندگى مى كنند، درحالى كه حيدرى پس از ۲۵ سال زندگى در اروپا و قاچاق دهها هزار انسان، هنوز خودش از هيچ كشورى نه پناهندگى دارد و نه اقامت و ۱۳ سال از عمرش را هم در زندانهاى سوئد و ديگر كشورهاى اروپايى سپرى كرده است!
اين درحالى است كه شاكيان پرونده او، ايرانى هستند. در سوئد، عده اى امير حيدرى را منجى و عده اى او را مجرم مى دانند كه پليس سوئد از دسته دوم است. آخرين دوره زندانى اش، ۴ سال و به جرم جعل مدارك بود. در سال ،۲۰۰۰ چند مهاجر ايرانى كه توسط حيدرى به سوئد قاچاق شده بودند، دادخواستى را عليه او به دادگاه عالى قضايى سوئد ارائه دادند. در اتهامهاى وارده به امير حيدرى آمده او ۸۵ هزار كرون سوئد، براى قاچاق آنها دريافت كرده و اين درحالى است كه آنها پس از ورود به سوئد، توسط پليس اين كشور دستگير شده اند و حيدرى هيچ كارى برايشان انجام نداده و كمكى نكرده است.
با اين همه، پليس سوئد تخمين زده است كه تاكنون ۳۶ هزار نفر در طى ۲۰ سال از طريق شبكه گسترده قاچاق انسان حيدرى از ديوارهاى مرزى كشورها عبور كرده اند و خود را به اروپا و آمريكا رسانده اند. مأموران پليس شهر گوتنبرگ، دو نفر از اعضاى ديگر باند قاچاق او را دستگير كرده اند. آخرين عضو دستگير شده، حامد است كه ۳۶ سال دارد. او درحالى دستگير شد كه با مدارك شناسايى جعلى در شهر رفت و آمد مى كرد.
با دستگيرى حامد، يكى از بزرگترين باندهاى قاچاق انسان متلاشى شد. پليس شهر گوتنبرگ عقيده دارد اين مرد، رهبرى باند را بر عهده داشته و افراد زيادى را به سوئد منتقل كرده است.
او تمامى اتهامات نسبت داده شده به خود را رد كرده و معتقد است دولت سوئد هرگز نمى تواند او را از كشور اخراج كند.
* * *
قربانى بى دردسرى هستند كودكان. باندهاى قاچاق، كودكان را از طريق مرز به كشورهاى همجوار منتقل مى كنند و در آن كشور، پس از به قتل رساندن اين كودكان، اعضاى بدنشان را به فروش مى رسانند.
قاچاق اعضاى بدن اگرچه پول زيادى نصيب قاچاقچيان مى كند، اما اين كار به تجهيزات پيشرفته و پزشك متخصص نياز دارد تا اعضاى بدن قربانى را تا هنگام پيوند زدن به بدن دريافت كننده، در شرايط مناسب نگهدارى كنند.
داروى خواب آور، خوابى شيرين را رقم مى زند. كودكان بدون آنكه عاقبت كار را بدانند، به خواب مى روند. خوابى طولانى با رؤياى پايانى خوش براى قصه و... نقطه! نقطه اى كه به سر خط نرسيده، همانجا مى ماند و همه چيز را تمام مى كند و قصه اى ديگر، بدون آنكه آغاز شود، به پايان مى رسد.
* * *
عده اى از آژانسهاى قاچاق انسان، تحت عنوان «مهاجرت»، حدوداً ده هزار دلار براى هر ۵۰ كيلومتر از متقاضيان مى گيرند. تنها از پاس كردن ۶۰۰ مهاجر، دو ميليون دلار به جيب باند قاچاقچيان سرازير مى شود. قايق هايى مخصوص آماده اند، براى مرگ در نيمه شبى تاريك، بدون حتى يك چراغ روشنايى يا هر وسيله نجات.
قربانيان هيچ گرايش سياسى ندارند. شايد عده بسيار كمى از آنها سياسى باشند كه به كشورى مثل سوئد مهاجرت مى كنند. آنها غير قانونى هستند. هويت مشخصى ندارند و از ترس مأموران اداره مهاجرت، خواب به چشمانشان نمى آيد. آنها هيچ جا پذيرفته نمى شوند. آنها قاچاق شده اند.
در كاميون هاى حامل گوجه به اسپانيا يا در محموله هاى خيار هلند كه قيمت كمى دارند و همه از خريدشان خوشحال مى شوند، پنهان شده اند. بخش عمده اى از اقتصاد اروپا، با دستان آنها مى چرخد. سخت ترين كارها مخصوص آنهاست، اما هيچ وقت ديده نمى شوند. نه در پاركهاى بازى، نه در زمين فوتبال و نه دانشگاه. آنها «غير قانونى» قاچاق شده اند. عده بسيارى از آنها هنگام عبور از حايلهاى مرزى اروپا مى ميرند. بر اساس آمار اينترپل، هر ۲۴ ساعت، دو نفر. بسيارى در آبها غرق مى شوند، تعدادى در ماشين هاى حمل بار جان مى دهند و عده اى بسيار ساده، به وسيله قاچاقچيان كشته مى شوند.
قاچاقچيها براى خودشان دفتر و دستك دارند. به تنهايى در انگليس ۵ هزار قاچاقچى انسان زندگى مى كنند و سالانه ۲۰ ميليون يورو از همين راه كاسب مى شوند. بسيارى از قربانيان پيش از رسيدن به ديوارهاى بلند مرزى، براى سوء استفاده هاى جنسى و اعضاى بدنشان خريد و فروش مى شوند. اقتصاد اروپا ديگر پول مفت به كارگر جماعت نمى دهد. آنها كارگران ارزانى مى خواهند كه حاضر به انجام هر كارى باشند: جنگلبانى، كار در رستوران و هتل، حتى مرده شويى.
ديوارهاى مرزى، روز به روز بلندتر مى شوند و اروپا دست نيافتنى تر. اما كارگرها، ارزان تر.
مهاجران با تمام سنگ اندازى هاى اداره هاى مهاجرت، خطر مرگ را به جان مى خرند و به قاچاقچيان پناه مى برند تا به سراب آبى دريا برسند و چه رسيدنى!
* * *
دولت سوئد سياستهاى پشت پرده دارد. جرمهايى هست كه دادگاههاى سوئد براى خارجى تبارها در نظر مى گيرند. مثلاً اگر قرار باشد يك فرد سوئدى را محكوم كنند، مجازاتى بيش از آن كه در قانون، مشخص است به او تعلق نمى گيرد. براى افراد خارجى تبار گذشته از حكم قانونى مجازات، اخراج تقاضا مى كنند. با وجود اينكه اخراج آن شخص ميسر نيست. وقتى اين شخص به دادگاه شكايت مى كند از آنجايى كه اخراج او ممكن نيست، اخراج را لغو مى كنند، اما چند سال به زندانش اضافه مى شود. بنابراين امير حيدرى و همدستانش كه به جرمى سنگين مانند قاچاق انسان دستگير شده اند، هرگز از كشور سوئد بيرون رانده نمى شوند. دولت سوئد با وجود تمام تبليغات مدافعان و مخالفان امير حيدرى، سياستهاى خودش را اعمال مى كند.
* * *
«دو مهاجر تونسى در آبهاى تركيه غرق شدند»، «مرگ ۱۸ مهاجر سودانى به علت غرق شدن قايق»، «بيش از هزار مهاجر غير قانونى در استراليا همانند بردگان زندگى مى كنند.»
قاچاق انسان، دستمايه جديد رسانه هاست. بزودى فصل مناسب فرا مى رسد. نه براى گردشگران و تجارت پيشگان. نه براى صيد ماهى ها كه فصل صيد تمام شده است. براى شكار، براى قاچاق انسان.
چرا كه نه؟ اين هم يك تجارت است. درست مثل اينكه بخواهيد برويد و يك تلويزيون بخريد.