«سالهاى بنفش»، نشانه هاى صبح، ريشه در اعماق، اشكانه، كوه و گودال، عروسك شكسته و... بخشى از آثار داستانى ابراهيم حسن بيگى است. كتاب «ريشه در اعماق» وى چند سال پيش به عنوان كتاب سال دفاع مقدس و خود وى نيز به عنوان نويسنده برگزيده سال دفاع مقدس شناخته شد. حسن بيگى متولد ۱۳۳۶ است و تاكنون قريب به ۴۰ اثر كه اغلب آنها با محوريت سالهاى دفاع مقدس مى باشد منتشر كرده است.
از ديگر آثار وى در حوزه كودك و نوجوان نيز مى توان به «قمقمه آب» ، «غنچه برقالى» ، پيش از نماز و... اشاره كرد كه كتاب «قمقمه آب» از وى تاكنون به زبانهاى انگليسى و تركمنى ترجمه شده و حائز رتبه هاى بين المللى نيز گرديده است.
به طور كلى وضعيت ادبيات پايدارى راطى اين سالها خصوصاً در عرصه ادبيات داستانى چگونه ارزيابى مى كنيد؟
معمولاً بعد از هر انقلابى يكسرى تحولات در عرصه هاى مختلف سياسى - اجتماعى و... روى مى دهد كه اين تحول در حوزه ادبيات و فرهنگ كشور ما نيز بوجود آمد و يكسرى رويكردهاى تازه پيدا شد كه متناسب بود با ارزشهايى كه براى انقلاب اسلامى تعريف مى شد. اما فرصت كافى نبود كه جلوه هاى ادبى اين رويكرد بروز پيدا كند و قبل از اينكه بتواند سايه اش را بر سر ادبيات بيندازد جنگ تحميلى شكل گرفت و ادبياتى تحت عنوان ادبيات پايدارى بوجود آمد كه ريشه هايش روز به روز و سال به سال قوى تر و تنومندتر مى شد كه در حال حاضر نيز با تمام كمى ها و كاستى هايى كه وجود دارد اين ادبيات حرفهايى براى گفتن دارد.
البته باز اگر بخواهيم كمى كارشناسانه بررسى كنيم، بايد بگويم كه اين ادبيات به نسبت عظمتى كه دفاع مقدس داشت نتوانست بار فرهنگى دفاع مقدس را بر دوش بكشد. همه نويسندگان و هنرمندان دنيا تحت تأثير وقايع جنگ، دست به خلق آثار مى زنند كه البته يكى از بخشهاى مهم ادبيات دنيا «ادبيات جنگ» است.
اما به دليل متفاوت بودن مضمون جنگ در كشور ما ادبيات دفاع مقدس نتوانست بار آن را متناسب با محتواى عظيمى كه داشت به دوش بكشد. بعضى ها مى گويند بايد از زمان پايان يافتن جنگ مدتى بگذرد تا شرايط براى نوشتن فراهم آيد اما به نظر من اين ديدگاه كاملاً غلط است چرا كه «احمد محمود» كتاب «زمين سوخته» را در بحبوحه جنگ نگاشته است.
اما يكى از دلايلى كه ادبيات دفاع مقدس را دچار نحيفى و لاغرى كرد همسو و همخوان نشدن نويسندگان با تجربه با ادبيات انقلاب و دفاع مقدس بود چرا كه اگر اين اتفاق مى افتاد به يقين گامهاى بسيار ارزشمندى در اين جهت برداشته مى شد.
نويسندگان نسل انقلاب دست پرورده هاى نسل پيشين نبودند و به تنهايى بار ساختار ادبيات انقلاب ودفاع مقدس را بر دوش مى كشيدند و اين اتفاق حدوداً يك دهه به طول انجاميد تا اين ادبيات شاخ و برگ پيدا كرد و به خود باليد. طى اين سالها نيز اتفاقهاى خوبى افتاد و داستان نويسان جوان به لحاظ كمى گسترش پيدا كردند. اين جوانها داستان را خوب درك كرده اند اما گاهى افراط و تفريط در كارشان به چشم مى خورد كه شايد مقتضاى سنشان باشد كه البته با همه اينها مى شود آينده خوبى را توسط اين جوانها براى ادبيات دفاع مقدس متصور شد.
آيا تفاوتهايى از لحاظ موضوعى و محتوايى بين نويسندگان نسل اول و جوانهاى امروز كه در اين حوزه قلم مى زنند وجود دارد؟
من اين سؤال را از خودم نيز مى پرسم كه چرا نسل جديد به درونمايه و انديشه و فلسفه نگاه جدى و عميقى ندارد و چرا زودگذر و سطحى نگاه مى كند البته همانطور كه گفتم شايد اقتضاى سن باشد، اما اگر اين نوع تلاشها عمق به خود بگيرد شايد شاهد آثارى بسيار درخشانتر در بين جوانها با موضوع ادبيات پايدارى باشيم.
به نظر شما استقبال مخاطبين عام از اين آثار چگونه است؟
اين آثار با توجه به ساختار گرايى پيچيده و به دليل سطحى نگرى به مسائل انسان و اجتماع باعث مى شود كه مخاطب عام كمتر داشته باشند.
وضعيت استقبال مخاطب از ادبيات داستانى كشور در حال حاضر چگونه است؟
من به وضعيت مخاطب خيلى خوشبين نيستم. از سالهاى اخير كه ادبيات داستانى، از نگاه سنتى خارج شده تا به امروز آنچنان مخاطبى نداشته است، حداقل مى توانيم از تيراژ كتابها اين موضوع را متوجه شويم.
علت و يا ريشه هاى اين مسأله از كجاست؟
در يك روزهايى مردم ما ترجيح مى دادند كتابهاى ساده و معمولاً دم دستى را مطالعه كنند تا آثار جدى و داراى ساختار روز.متأسفانه آن زمانها (منظورم دهه هاى ۲۰ تا ۵۰ است) سطح فرهنگى جامعه به دلايل خاص خودش بسيار پايين بود اما امروز نيز كه به يارى خدا سطح فرهنگى و آگاهى مردم جامعه ما بسيار بالا رفته است فرصت مطالعه به واسطه حجم رسانه هاى جمعى، مشكلات زندگى امروزى، اينترنت، ماهواره و به طور كلى عصرى كه به عقيده اى عصر انفجار اطلاعات ناميده مى شود كم شده است و چه مى شود كرد؟
نهادها و ارگانهايى كه متولى ادبيات پايدارى در كشور ما هستند چه كارهايى بايد انجام دهند كه احتمالاً تاكنون انجام نداده اند؟
اعتقاد دارم طى اين سالها هر مديرى كه آمده نهايت تلاش خودش را كرده است به طور مثال كسى آمده امكانات لازم را در اختيار نويسنده ها گذاشته كه بنويسند و از هر جهت دستشان را باز گذاشته و بعد به نتايجى حالا يا مثبت يا منفى رسيده است.
مديرى ديگر از زاويه ديگر نگاه كرده و شايد به اين نتيجه رسيده كه اين حمايتها باعث بالا رفتن كيفيت آثار نمى شود. ضمن اينكه معتقدم متوليان امر بايد هرگونه توجهشان را متوجه اين قشر نمايند، اما نويسندگان نيز گاهى مقصرند چرا كه ديده ايم از آنها حمايت شده ولى كار خوب انجام نداده اند.
چرا در حوزه ترجمه آثار ادبيات پايدارى و توزيع آنها در خارج از كشور اقداماتى جدى صورت نمى گيرد؟
اين سؤال هميشه از دغدغه هاى من بوده است. متأسفانه ما دراين زمينه متولى داريم اما هيچ گونه بازتابى نداشته است. در حوزه نشر بين الملل در ابتدا نبايد به بخش خصوصى تكيه كرد.
به نظر من تنها راه ممكن اين است كه دولت بايد خود متولى امر توزيع در خارج از كشور شود. در گذشته امور بين الملل در وزارت ارشاد و جاهاى ديگر در اين زمينه قدمهايى برداشتند كه منجر به تأسيس مؤسسه انتشاراتى الهدى شد كه خيلى هم موفق عمل مى كرد و اميد مى رفت اين كار توسعه پيدا كند تا بخش خصوصى هم در آن وارد شود اما اين گونه نشد كه نشد. شايد دلايلش را بايد در عوامل مالى جست وجو كرد، هرچند كه اين بخش نبايد تنها يك خروجى داشته باشد و بايد شاهد خروجى هاى متعددى در اين زمينه باشيم.
اين روزها كار تازه اى آماده چاپ داريد؟
براى چاپ نه! اما طرح يك رمان را در دست دارم كه فكر مى كنم با تمام كارهايى كه تاكنون منتشر كرده ام متفاوت باشد. در حوزه نوجوان نيز يك كار بلند با عنوان «دورشو، كور شو» و همچنين «به ما نگاه كن» كه اميدوارم نگارش آنها هرچه سريعتر به اتمام برسد.