|
تدوين نخستين كتاب مرجع كودكان و نوجوانان درقالب فرهنگنامه ۲۶ جلدى
راهى به جامعه جست و جو گر
|
|
|
مهرى حقانى على اكبر دهخدا، سرخورده از مبارزات انقلاب مشروطيت و فضاى ناكام و غيرشفاف سياسى آن زمان جامعه ايران، تهران مركز حكومت را نااميدانه به سوى حجره اى از كتاب، كاغذ و قلم در ميان ايل بختيارى، ترك كرد. شايد پس از آن همه شور و شوق و تب تحولات سياسى، اجتماعى كه در جامعه ايران پديدار شده بود، تنها دستگير دهخدا اين تجربه ناب بود كه تا ايران و فرزندان اين مرز و بوم، «دانستن» ندانند، هر حركت ديگرى در نطفه خفه خواهد بود. حاصل اين تجربه گرانسنگ، اثر ممتاز، برتر و جامع لغتنامه دهخدا بود. چه اگر مشروطيت به بار ننشست اما بر تارك كتابهاى مرجع هر كتابخانه ايرانى لغتنامه دهخدا خود اشاره روشنى مبنى بر كليد واژه دانش و مطالعه است. ارزش مطالعه، دانستن و جست وجو جاى هيچگونه بحث يا توضيحى ندارد تا هنگامى كه هنوز به مباحث جزيى تر و كاربردى تر آن نپرداخته باشيم. آنچه در پى مى آيد معرفى پروژه سنگين و پوياى تأليف و تهيه كار گسترده فرهنگنامه كودك ونوجوان است. اين اثر كه هنوز تكميل نشده است و راه درازى تا خاتمه آخرين مجلد آن براساس حروف الفبا مانده است در حقيقت، شاه كليد حل سرگشتگى نسل كودك و نوجوان اين جامعه براى انس هميشگى با مقوله كتاب و مطالعه است. در حقيقت، سابقه دايره المعارف ها، فرهنگنامه ها و كتاب هاى مرجع در جوامعى بيشتر ديده مى شود كه بيشتر نيز به سوى كتابخوانى گرايش پيدا كرده اند. اين است كه هيچ كتابخانه اى بدون كتابهاى مرجع و هيچ جامعه اى بدون آشنايى با اين كتابها به سير قافله پيشرفت و شكوفايى نخواهد پيوست.
كتابهاى مرجع و از جمله دايرة المعارف ها يا فرهنگنامه ها در كشور ما بيشتر ترجمه هستند. برخى نيز به نوعى از روش گردآورى و كنار هم چيدن اطلاعات پيروى مى كنند و كار آنها چندان بنيادى نيست. شمار اندكى نيز تأليفى هستند. آن دسته از كتابهاى مرجع كه ترجمه هستند مانند دايرة المعارف آكسفورد براى كودكان يا مجموعه هايى كه با نام دانشنامه هاى موضوعى ترجمه مى شوند نياز به زحمت فراوان ندارند. بهترين اين آثار هرچند ارزش غنايى خاص خود را دارند ولى در زمينه هاى بومى و ملى بيشتر پاسخگوى نيازهاى كودكان و نوجوانان كشور مؤلف را مى دهند. كتابهاى مرجع كه روش گردآورى و كنار هم چيدن را به كار مى گيرند براساس مدارك و اسناد پيش مى روند و نويسنده مسؤوليتى در مورد اطلاعات به دست آمده را به عهده نمى گيرد. ولى در دانشنامه هاى تأليفى هر مقاله بايد حاصل جست وجويى در اسناد معتبر و آخرين دستاوردهاى علمى مربوط به آن باشد. روش تأليف در فرهنگنامه مطالعه عميق براى تسلط بر موضوع و تفكر بسيار براى انتخاب آگاهى هاى مورد نياز پرسشگر جوان، مثال هاى قابل درك و نوشتن به زبان ساده و قابل درك است. اينگونه مرجع نويسى در كشورما تا به حال بسيار كم بوده است. بنابراين ارزش محتوايى چنين جست وجويى ارزش اصلى كتاب هاى مرجع را مشخص مى كند. نوش آفرين انصارى دبير شوراى كتاب و عضو شوراى اجرايى فرهنگنامه كودكان و نوجوانان در مورد آثار مرجع مى گويد: آثار مرجع در سراسر جهان ارزش زيادى دارند، آثارى كه يگانه و قابل توجه هستند و درتمام كشورها منحصر به فرد هستند و چشم و چراغ مسؤولان فرهنگى و دوستداران و شهروندان يك كشور هستند. هر كشورى هم تعداد زيادى اثر مرجع در يك نوع توليد نمى كند. بنابراين مسأله اى كه كمتر در ايران بدان توجه شده منحصر به فرد بودن و ارزش آثار مرجع و متفاوت بودن آنها از تمام آثار ديگر است. اين ناآشنايى تا آنجاست كه طرز تلقى «ما كه از اين چيزها زياد داريم» در بين كسانى كه انتظارى بيش از آنها مى رود هنوز وجود دارد. دلايل اين ناآشنايى به نبود كتابخانه هاى خوب، نبودن آگاهى هاى لازم در مدارس برمى گردد كه روزى خود اين افراد در آنها پرورش يافته اند. چيزى كه مهم است انتقال اين آگاهى است مى تواند در مورد يك دايرة المعارف، يك فرهنگ لغت يا يك اطلس جغرافيايى باشد. اينكه چرا فرهنگ دايرة المعارف در كشور ما جا نيفتاده، به فرهنگ و اينكه اطلاعات محور زندگى و حيات اجتماعى ما نيست برمى گردد. اينكه اطلاعات در جايگاه درست خودش شناخته نشده. اينكه از يك جامعه شنونده و مطيع و متوسط به يك جامعه اطلاعات محور، متفكر و جست وجوگر تبديل شود. در يك جامعه شفاهى هيچگاه كلام ته نشين نمى شود. از نشست ها و برنامه هاى تلويزيون چيز خيلى كمى در ذهن مى ماند. شنيدن تأثير لحظه اى و هيجانى دارد و تأثير پايدار نمى گذارد. در يك جامعه اطلاعات محور افراد گرايش دارند بدانند و مطلع شوند سپس براى دانستن به ابزار احتياج دارند و اين ابزار شكل هاى گوناگونى دارد. كتابخانه و كتاب و كتاب هاى مرجع ابزار اصلى هستند. انديشه جامعه اطلاع محور در ايران از نيمه دوم دهه ۱۳۳۰ در ايران به وجود آمد. دهه بحران هاى سياسى انديشه و ورود فكرهاى مختلف. انديشمندان به اين فكر رسيدند كه بايد جامعه را مطلع كرد، افراد بايد بپرسند و منتظر پاسخ هاى ديكته شده نمانند. تأسيس كودكستان و بحث مدرسه دارى نوين در ايران مطرح شد و اينكه چه كنيم كه بچه ها پرسشگر شوند و اينكه در نهايت چه كتابى داريم كه به آنها ارائه دهيم. در اوايل سال ۴۱ شوراى كتاب كودك تأسيس شد و در نهايت در سال ۵۸ امكان تدوين فرهنگنامه كودك و نوجوان به شكل عملى پديد آمد. خانم توران ميرهادى دبير اجرايى فرهنگنامه كودكان و نوجوانان با اشاره به سابقه دايرة المعارف ها در حوزه بزرگسالان در ايران مى گويد: در حوزه بزرگسالان دايرة المعارف مصاحب، سعيد نفيسى، دكتر هشيار، ايرانشهر و دهخدا قبلاً پديد آمده بودند. اينك ضرورت حركتى در حوزه كودكان به عنوان جامعه اى كه نياز به اطلاعات صحيح دارد، پيدا شده. با اين هدف كه اطلاعات درست در اختيار جامعه قرار دهيم. در كشورهايى كه روزى روزگارى به شكلى زير سلطه استعمار بودند مردم اين سرزمين ها آنچه خود دارند را نمى شناسند و با هنر، ادبيات و فرهنگ بومى آشنايى كمى دارند، نكته اى كه تحت عنوان هويت مطرح مى كنيم. در اينجا بود كه به اين نتيجه رسيديم كه با يك اثر ترجمه نمى توان پاسخگوى نياز نسل جوان بود. آخرين آمار ازتعداد مقالات فرهنگنامه به بيش از ۶ هزار مقاله و بيشتر از ۲ هزار مقاله در مورد ايران برمى گردد. با وجود اينكه يك دايرة المعارف عمومى است در مورد همه رشته ها مطلب دارد ولى يك سوم مقالات در مورد ايران است و اين به دليل شناختى است كه بچه هاى اين سرزمين بايد از ميراث كشور خودشان داشته باشند و همين نكته نيز فرهنگنامه را به يك كار سنگين و پژوهشى دقيق تبديل كرده است. در مورد تعداد مجلدات ما نخست به ۱۵ جلد فكر مى كرديم ولى حالا دقيقاً مى دانيم كه ۲۶ جلد خواهد بود و وقتى به اتمام رسيد گردش كار خواهيم داشت يعنى همواره اطلاعات به روز خواهد شد. همزمان با كار روزمره، پرورش محققان بعدى را هم خواهيم داشت. ارزش آثار تأليفى آنجا مشخص مى شود كه در برابر آثار خارجى قرار مى گيرند چنانكه نوش آفرين انصارى مى گويد: در تمام كشورهاى در حال توسعه جهان هيچ نمونه اى شبيه اين الگو نداريم چنانكه شايد برابرى و حتى برترى با الگوهاى دايرة المعارف نوين كشورهاى پيشرفته كند. در ديگر كشورهاى اسلامى كارهاى مونتاژ شده وجود دارد ولى هيچكدام چنين اثرى از طرف يك سازمان غيردولتى در اختيار ندارند. آثار مونتاژ شده يا تركيبى هست ولى اثرى كه بستر تولدش يك سازمان غيردولتى باشد و وابسته به هيچ سازمان انتشاراتى نباشد وجود ندارد. چنانكه اين كار با تداوم كار دوستداران فرهنگنامه ادامه پيدا كرده و تنها كمكى كه به ما شده يك بار از سوى شهردار وقت آقاى كرباسچى صورت گرفت از سال ۵۸ تا سال ۶۳ اهدايى همسر خانم ميرهادى اصلى ترين منبع مالى فرهنگنامه بود و پس از آن نيز با كمكهاى مردمى و دوستداران فرهنگ ادامه پيدا كرده است. در سالهاى اخير در وزارت آموزش وپرورش حركتهايى براى خريد فرهنگنامه آغاز شده از جمله خريد ۱۰۰۰ دوره فرهنگنامه كه البته در برابر ۱۳۰ هزار مدرسه تعداد ناچيزى است. مشكل خريد فرهنگنامه، عدم تداوم آن است كه چون بودجه كتاب در مدارس براى هر سال محدود است و اين به عدم درك صحيح نظام مديريتى از آثار چند جلدى برمى گردد. در مورد اثرى مثل فرهنگنامه يا هر اثر ديگرى كل مجلد ها بايد تهيه شود. وقتى يك مجموعه اطلاعاتى به صورت ناقص و ابتر در اختيار جامعه قرار مى گيرد، قسمت عمده كار ناتمام مى ماند. دركتابخانه هاى عمومى تمام مجموعه ها ناقص است. بودجه كم است و هر سال تنها تعداد محدودى مى توانند بخرند. اين به خاطر اين است كه هنوز اهميت كتاب مرجع و ارزش فرهنگنامه شناخته نشده. اين درحالى است كه در همين ۹ جلد ما ۲ هزار مقاله داريم يعنى ۲ هزار قطعه اطلاعاتى درجه يك، ۳۰ هزار تصوير ونقشه و ۳۰۰ نفر متخصص و پژوهشگر مشغول به كار هستند. ما ناگزيريم بخش هاى مرجع را با اختصاص اعتبارات ويژه غنى كنيم. از سويى جامعه فكر مى كند يك اثر تمام شده ارزشمند تر از يك اثر در دست كار است. درحالى كه از سوى ديگر كتابهاى با اين نام هستند كه آثار ضعيف يا كپى شده هستند. وزارت ارشاد كه بحث مميزى را دنبال مى كند بايد ارزش اين آثار را دنبال كند. چون يك اطلاعات غلط ممكن است براى هميشه در ذهن فرد باقى بماند. اما فرهنگنامه چگونه تأليف و پردازش مى شود. دبير اجرايى فرهنگنامه مى گويد: اساس حركت بر نياز مخاطب و جامعيت مطلب است. كودك و نوجوان ايرانى چه اطلاعاتى مى خواهد هر چند اين فرهنگنامه براى كودكان ۱۰ تا ۱۶ ساله است ولى ما آن را خيلى جامع تر ديديم چون معلم، پدر و مادر و اجتماع همه درگير اين پاسخگويى هستند. در كلاس اول و حتى در برخى كودكستانها پاسخگوست و براى بچه ها سؤالات جديد به وجود مى آورد. در عين حال، روى ۳۵ رشته دانش بشرى اطلاع مى دهيم تا جامعيت كافى را داشته باشد. بنابراين ويژگى بود كه متخصصان و استادان دانشگاه همراه ما شدند و از سويى محتواى كار فرهنگنامه دائماً در حال نوسازى قرار مى گيرد. ما شوراى مشورتى داريم كه متشكل از خود بچه هاست تا به نيازهاى نسل جوان پى ببريم و در جلدهاى مختلف اطلاعات تازه تر در اختيار بچه ها قرار گيرد. با شكل گرفتن پژوهش و آموزش عملاً فرهنگنامه ابزار مورد نياز همه مدارس و خانواده هاست و نبايد در تيراژ محدود منتشر شود. گاهى خانواده ها مى گويند تا جلد ۹ آمده ولى فرزند ما دانشگاهى شده ولى اگر بچه اى ياد گرفت به كتاب مرجع مراجعه كند و اطلاعات را به دست آورد، ديگر در او نهادينه مى شود و براى هميشه مراجعه مى كند. بنابراين هيچگاه نبايد چاپش متوقف شود و نبايد تيراژش محدود شود. هر توقفى در تجديد چاپ به وجود آيد، درست نيست و بايد به هر شكلى كه هست كوشش كنيم موانعى كه معمولاً از بى اطلاعى و نشناختن است را برطرف كنيم.
|