|
هفته هفت روزه
فوايد شمارش پاهاى هزار پا!
|
|
|
سحر طلوعى
الف ) بالاخره تكليف قهرمان ليگ برتر فوتبال هم كه مشخص شد. مبارك باشد. گرچه ما آخرش نفهميديم آن اتفاقاتى كه بعد از بازى افتاد، جشن بود يا... اما هر چه بود نهايتاً به سرعت برق و باد انجام شد و رفت پى كارش. با يارى دوستان خودمان را براى جشن هاى اينچنينى فصل بعد فوتبال آماده مى سازيم. نمى دانم چرا هر بار به طرز شگفت انگيزى پيش بينى هايم درست از آب درآمده است! ب ) دوستان در ايميل (همان بسته هايى كه توسط اينترنت و با سرعت سه سوت جابه جا مى شود!) خود سفارش داده اند درباره نكات كنكورى، كنكور و متعلقاتش مطلب بنويسم. چشم. حتماً. در حال حاضر تنها كمكى كه مى توانم بكنم اين است كه كنكور هم مثل مرگ مى ماند و در خانه همه را مى زند. (خانه هم نباشيد، يادداشت مى گذارد!) پس بى خود نگرانى به خود راه ندهيد. نه درد دارد و نه هيچى، تازه سانديس و كيك هم مى دهند. به سختى امتحان فكر نكنيد، به بيات بودن كيك و بى مزگى سانديسش بينديشيد! ج) نمايشگاه كتاب تهران نزديك است. در نمايشگاه كتاب، معمولاً كتاب عرضه مى شود و مردم قاعدتاً براى راهپيمايى و پيك نيك به نمايشگاه نمى روند. نمايشگاه رفتن اصولاً خرج دارد. مخصوصاً بخش خريدن كتابش! خب چاره اى نيست. لطفاً اين دو هفته را بى خيال cd ، بازى و... شويد. پول هايتان را جمع كنيد. بد نيست آدم در طول سال يك كتاب بخرد و گهگاهى ورق بزند. كتاب مزاياى ديگرى چون باد زدن، گذاشتن افه روشنفكرى و سواد، استفاده به عنوان زيردستى و... دارد. پس كتاب را فراموش نكنيد! د) اگر منتظريد الآن يك سوتى از گزارشگران فوتبال برايتان بنويسم. بايد بگويم من يك انسان بامرام، بامعرفت، جوانمرد و پهلوان صفتى هستم كه اصلاً و ابداً دوست ندارم بگويم گزارشگر بازى استقلال _ برق شيراز اصلاً در نحوه گزارشش لو نداد طرفدار چه تيمى است! او آنقدر در گزارشش رعايت جوانب (اين تركيب را تازه ياد گرفته ام و دوست داشتم حتماً در يك متنى از آن استفاده بكنم!) را كرد كه من سراپا شده بودم يك علامت تعجب. من از اين همه بامرامى خودم شگفتمندم و چه بسا به خودم يك cup بازى جوانمردانه يا همان fair play بدهم! ه) به استقبال كنكور پنج گزينه اى مى رويم (گرچه مطمئنيم هيچ چيز معلوم نيست) همه موارد صحيح است، شك نكنيد! به اهم اخبار توجه كنيد: چگونه بوى شير را از دهانمان بزداييم؟ «سن ازدواج جوانان تا ۲۹ سال افزايش يافته است!» بى خود وقتتان را تلف نكنيد. ده بار هم كه اين خبر را از اول بخوانيد، فرقى نمى كند، چون افزايش يافته است و من در هفته هاى پيشين تذكر داده بودم كه كلاً سال ۸۵ يك سال افزايشى است و عمراً كسى بتواند عكس اين مطلب را ثابت كند و اما از اين خبر تعدادى نتيجه مى شود گرفت كه من سعى مى كنم بگيرم، همان طور كه دوستان آب هندوانه مى گيرند: ۱-افزايش كلاً چيز خوبى است و ما سعى مى كنيم در همه موارد بيابيم (منظورم افزايش است). ۲- اين خبر ثابت مى كند آدمهاى ۲۹ ساله هم مى توانند احساس جوانى كنند و از بابت پيرى نگران نباشند. ۳- چنانچه قيمت سكه را به دويست هزار تومان و بالاتر هم برسانيم، مى توانيم ادعا كنيم ۳۰ ساله ها، ۴۰ ساله ها و همين طور برو بالاتر، اصلاً همه افراد جمعيت را جوان كرده ايم و چه افتخارى از اين بهتر؟ ۴- همه اين اتفاقات افزايشى در راستاى از بين بردن بوى شير دهان جوانان صورت گرفته است و تا زمانى كه اين دهان اين بوى تاريخى را از خود خارج سازد، همين آش و همين كاسه است. امتحان و جام جهانى دانش اموزان عاشق و دلداده جام جهانى هيچ نگرانى به خود راه ندهند، چرا كه مسؤولان آموزش و پرورش نهايت سعى و تلاش خود را به كار گرفته اند و چندين و چند بار برنامه مسابقات جام جهانى را بالا و پايين كرده اند تا مبادا خداى نكرده برنامه ديدارهاى فوتبال با امتحانات آخر سال دانش آموزان برخوردى داشته باشد. آنها به همه دانش آموزان اميد داده اند با خيال راحت بازى تيم ها را تماشا كنندو بعد راهى سالن هاى امتحان شوند. من كه از خواندن اين خبر به شدت دهانم بازمانده (زمان ما اينطور بود كه دانش آموزان را چه به ديدن فوتبال؟ تو اگر دانش آموزى، چشمت كور، درس را بخوان، اگر نه كه باز هم چشمت كور، فوتبال ببين، آخرش رفوزه بشو! در هر صورت زمان ما چشممان كور بود!) ، پيش خودم (دروغ نمى گويم، فقط پيش خودم!) فكر مى كنم ما كه اينقدر بلديم برنامه ريزى بكنيم، چرا نمى توانيم براى يك قهرمانى فوتبال جشن بگيريم!؟ شنا ، چيزى شبيه كشك! يك مدرسه تصميم مى گيرد دانش آموزانش را ببرد اردوى تفريحى و مكان اين اردوى تفريحى كنار آبشار شادگان است. اردو برگزار مى شود اما تعدادى دانش آموز مى خواهند لب رودخانه عكس بيندازند. در همين زمان پاى يكى مى لغزد و مى افتد توى آب خروشان و چهار دختر همراه هم براى نجات دوستشان وارد آب مى شوند اما متأسفانه هر ۵ نفر غرق مى شوند. حادثه همواره اتفاق مى افتد، كسى هم نمى تواند جلويش را بگيرد اما آسيب هايش را حتماً مى شود كاهش داد، من حاضرم شرط ببندم در آن جمعيت حاضر در اردو، به زحمت بشود ۵ نفر را انتخاب كرد كه شنا بلد باشند. حاضرم شرط ببندم اگر يك تيم آمارى در مدارس دخترانه ايران يك تحقيق با موضوع توانايى شنا كردن انجام بدهند، عمراً بتوانند به نتيجه اميدواركننده اى دست پيدا كنند. شنا، يك ورزش آموزشگاهى و مدرسه اى است كه متأسفانه با وجود توصيه هاى فراوان، هيچگاه جدى گرفته نمى شود، مخصوصاً از طرف مدارس دخترانه و خانواده هايى كه فرزند دختر دارند. آخيش اين مسأله دقيقاً درگلو (شما نمى بينيد، بى خود تلاش نكنيد!) گير كرده بود. گفتم راحت شدم! فوايد شمارش پاهاى يك هزار پا! من در مطالب اين هفته به شما قول مى دهم كه پايه هاى رياضى تان را هر جور شده قوى كنم. به اين عدد خوب دقت كنيد؛ ۱۶۴. اگر شما تا صد بلد باشيد بشمريد، حتمآً بلد هستيد تا ۱۶۴ هم بشمريد، شما مى توانيد، به توانايى هايتان اعتماد داشته باشيد. خلاصه يك پژوهشگرى رفته تلاش كرده، زحمت كشيده و ۱۶۴ مدرسه در شرق تهران را شمرده و تشخيص داده كه فرسوده هستند. ما با اينكه تلاش اين پژوهشگر گرانقدر را ارج مى نهيم (در سال ۸۵ اتفاقات بى شمارى براى من افتاده و كارهاى جديدى ياد گرفته ام) اما معتقديم حالا يعنى كه چه؟ آيا چرا آدم وقتش را كه مثل طلا مى ماند بگذارد پاى شمارش مدارس فرسوده؟ آيا چه اهميتى دارد كه ما بدانيم چند تا مدرسه فرسوده در تهران وجود دارد؟ آدم اگر مى خواهد بگويد كه من شمارش بلد هستم مى رود پاهاى يك هزارپا را مى شمارد كه دست كم يك كمكى به علم زيست شناسى كرده باشد (كسى چه مى داند شايد هزارپا اين همه سال در مورد تعداد پاهايش دروغ گفته باشد!) نه كه برود تعداد مدرسه ها را بشمرد، اينگونه شمارش ها به درد مواقعى مى خورد كه آن مدارس مذكور، روى سر دانش آموزان آوار شود يا قسمتى از آنها بريزد. الآن كه هنوز اتفاقى نيفتاده چه فايده؟ اما همه مى دانيم اگر تعداد پاهاى هزارپا مشخص شود ديگر مشكلات آنچنانى به وجود نمى آيد. اتوبوس ها؛ موجوداتى جاندار از فوايد قهرمانى تيم استقلال در ليگ فوتبال ايران، غير از روشن كردن تكليف قهرمان اين فصل مى توان به نكات ديگرى نيز اشاره كرد. نكاتى كه اصولاً نقش چندانى در فوتبال ندارند و وسيله اى بيش نيستند. از جمله اين نكات، اتوبوس ها هستند. اتوبوس ها در امورات مربوط به فوتبال اصولاً چيزى شبيه گوسفند هستند. با توجه به نقش شان در عروسى و عزا. آنها در هر صورت بايد قربانى شوند. همين طور اتوبوس ها. چه تيم هاى محبوب پايتخت ببرند، چه ببازند. اتوبوس ها مشمول امر قربانى شدن هستند. چنانچه بعد از تمام شدن جشن قهرمانى آبى ها، ۲۱۲ اتوبوس پايتخت دارفانى را وداع گفتند و به آبا و اجداد گوسفند خود پيوستند! من قبلاً هم گفتم كه پايه هاى رياضى شما را بتن آرمه مى كنم، چه جور! به همين خاطر مى گويم كه بدانيد ۲۱۲ عدد نسبتاً بزرگى است كه حتى از صد هم بزرگتر است و چه بسا از دويست. اما آن چيزى كه مرا رنج مى دهد و مثل خوره، روحم را مى خورد اين است كه با تمام شدن فصل فوتبال ليگ، بالاخره نفهميدم رابطه اتوبوس و فوتبال دقيقاً برچه اساسى است؟ آيا اصلاً چه معنى دارد فوتبال و اتوبوس با هم رابطه داشته باشند؟ من بالاخره ثابت مى كنم اتوبوس ها، موجوداتى جادارى بيش نيستند.
|