|
مرد اول فوتبال جهان از جام هاى جهانى مى گويد
بلاتر: با ژرمن ها دعوايى ندارم
• هم باشگاه ها حق دارند و هم تيم هاى ملى بهتر است بنشينند وخودشان مشكلات فيمابين را حل كنند
|
|
|
وصال روحانى
سپ بلاتر سوئيسى در كمترين فاصله تا شروع برگزارى هجدهمين دوره جام جهانى در شهرهاى مختلف كشور آلمان با اطمينان از توفيق آن و به واقع موفقيت نهاد متبوع خويش يعنى فيفا در ساماندهى مسائل مختلف فوتبال در سطح دنيا مى گويد و ۷۰ ساله شدن او نيز چيزى از اين اطمينان و وثوق نكاسته است. او از حالا درباره جام ۲۰۱۰ هم كه به آفريقايى ها واگذار شده و حتى جام ۲۰۱۸ حرف مى زند و معلوم است كه فعلاً قصد كناره گيرى ندارد و مى خواهد همچنان مرد اول اجرايى فوتبال بماند. ولى هرگاه بحث مجادلات بين المللى پيش مى آيد طرفين دعوا را به مذاكرات رودررو دعوت مى كند و مدعى است فيفا وظايف خودش را انجام داده است و اين ديگران هستند كه سرناسازگارى دارند. او حتى منكر تغيير شخصيت خودش طى سال هاى طولانى حضورش در فيفا نيست. . .
اكثر مقام هاى ورزشى مى گويند پس از انتصاب به سمت هاى فعلى شان فرقى با گذشته نكرده اند و همانى هستند كه پيش تر بودند. شما چه؟ نه، من فرق كرده ام. ۳۱ سال است كه به فيفا پيوسته ام و از اين ميزان فقط ۸ سال آن در هيأت رئيسه اين نهاد بوده است و بديهى است كه تفاوت هاى زيادى هم در خودم و هم در دور و برم به وجود آمده باشد. فوتبال بر شما تأثير گذاشته و يا شما بر فوتبال؟ فرقى نمى كند. ما با هم رشد كرده ايم. اين ورزش، زندگى من است و من خودم را وقف آن كرده ام. حاصل آن چه بوده است؟ نتيجه آن جذاب تر شدن فوتبال بوده است. در اين دنياى سرد و خطرناك و سرشار از تنش و جنگ، فوتبال يك وسيله دلگرم كننده است و به نفع همه ما است كه چنين چيزى را داريم. پس از بلواى بازى چندى پيش تركيه - سوئيس در دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۶ پيشنهاد كرديد كه برنامه پخش سرودهاى ملى قبل از شروع مسابقات حذف شود. آيا هنوز بر سر حرف تان هستيد؟ قرار است در اجلاس بعدى هيأت اجرايى فيفا در اين خصوص رايزنى شود. هنوز تصميمى نگرفته ايم. خودم نيز شك دارم. شايد بهتر باشد مردم را واداريم كه هنگام اجراى اين مراسم به احترام هر دو كشور و سرود ملى شان بپاخيزند اما نمى دانم چنين چيزى امكان پذير است يا خير. شما با خوشبينى زيادى درباره تجربه استفاده از توپ هاى هوشمند و مجهز به ميكروچيپ و سيم پيچ كردن خطوط دروازه ها به قصد تشخيص عبور يا عدم گذر توپ از آنها صحبت مى كرديد، ولى ناگهان گفتيد كه اين قضيه در جام جهانى ۲۰۰۶ اجرا نخواهد شد، چرا؟ ما اين فرآيند را در جام جهانى نوجوانان ۲۰۰۵ در پرو و چند ليگ دسته دوم و سوم در داخل كشورها امتحان كرديم و مجموعاً گزارش هاى مثبتى رسيد. اما جام جهانى ميدانى ديگر به كلى متفاوت است و شوخى بردار نيست و مى ترسيدم آن جا واقعاً مشكل ساز شود. در نتيجه آن را گذاشتيم براى بعد. براى موقعى كه امتحان هاى بيشترى را پس بدهد و كم نقص تر شود. در ديدار چندى پيش تيم هاى ملى ازبكستان - بحرين در دور مقدماتى جام جهانى به خاطر يك اشتباه فنى داور دستور به تكرار بازى داديد. آيا در صورت تكرار خطا در دور پايانى جام جهانى همين كار را خواهيد كرد؟ آن جا وقتى براى اين كار نخواهيم داشت. براى من بسيار جاى تعجب خواهد داشت اگر داور چنان خطاى فاحشى كند و نه خط نگه داران و نه ناظران و نماينده هاى فيفا چيزى به او نگويند و خطاى وى را در جريان مسابقه تصحيح نكنند. در آن صورت مى فهميم كه واقعاً بعضى مسائل در فوتبال ايراد جدى دارد! لابد از سازماندهى قوى امور جام جهانى ۲۰۰۶ توسط آلمانى ها راضى هستيد و آن را بهتر از كره اى ها و ژاپنى ها مى دانيد كه قدرى كار را شلوغ كرده بودند؟ حرف شما را تصحيح مى كنم. آسيايى ها هم ناموفق نبودند، اما بديهى است كه وقتى يك كشور به تنهايى ميزبان است، تمركز و يگانگى بيشتر مى شود. براى من فرقى نمى كند. تا زمانى كه مثل من در درجه اول خود فوتبال را دوست داريد، فرقى نمى كند كه عامل اجراى آن كيست و بر خود اين ورزش و غناى مسابقات چشم خواهيد دوخت. شما كه فقط به خود فوتبال فكر مى كنيد چه طور مى توانيد به موفقيت دوره ۲۰۱۰ جام جهانى در آفريقاى جنوبى مطمئن باشيد؟ اين كشور هنوز ساختار لازم را براى اين مهم ندارد و اصولاً براى نخستين بار است كه جام به آفريقا مى رود. بالاخره بايد روزى به آن جا مى رفت و ما نبايد راهش را مسدود مى كرديم. من با تابومبه كى (رئيس جمهورى آفريقاى جنوبى) و معاونانش ملاقات كرده و به چشم ديده ام كه چه تلاش عظيمى در اين ارتباط شروع شده است. آنها به شدت كار مى كنند. يك مقدار كارهاى ساختمانى دارند كه بايد انجام بدهند. به عنوان مثال در كيپ تاون دو استاديوم دارند. يكى ۲۲ هزار نفرى است و ديگرى ۳۴ هزار نفرى. هيچ كدام كافى نيستند و به آنها گفته ام كه ساختن يك ورزشگاه بزرگ تر را شروع كنند و آنها هم دست به كار شده اند. دنى جوردن (رئيس كميته سازماندهى جام جهانى ۲۰۱۰) گفته است فكر و ذكر فيفا پول است فقط به سازوكارهاى مالى اش مى انديشد. بايد اين چنين باشد وگرنه ادامه حيات فوتبال چگونه امكان پذير خواهد بود. اگر ما در فيفا به دنبال اين روابط و رويكردها نباشيم، فوتبال چگونه به حيات و مسابقاتش ادامه بدهد؟ پس با اين حساب اصلاً فرقى نمى كند كه جام جهانى در كجا برگزار مى شود، چون شما در هر حال كار خودتان را خواهيد كرد. اين طورها هم نيست. يعنى به نظر شما فرقى نمى كند كه مثلاً انگليس يا آلمان و ايتاليا ميزبان باشند؟ كشور برگزاركننده بر تمام معادلات و استقبال يا عدم استقبال از آن بسيار دخيل و تأثيرگذار است و همين طور بر پخش تلويزيونى آن. آيا طرح نوبتى كردن ميزبانى جام جهانى بين قاره هاى مختلف بهانه اى نبود كه آن را سرانجام به آفريقا بياوريد، چون اين بيم وجود داشت كه تا ابد نيايد! ما بر روى اين كه آفريقا در ۲۰۱۰ و آمريكاى جنوبى در ۲۰۱۴ حتماً ميزبان باشند، توافق كرديم، اما براى بعد از آن بايد بنشينيم و ببينيم كه چه مى شود كه البته آسان نخواهد بود. وقتى مى گوييم آمريكاى جنوبى حتماً صداى آمريكاى شمالى و مركزى (كونكاكاف) درمى آيد زيرا آنها هم سهم خود را مى خواهند. ما حتى شك داريم كه هيأت اجرايى فيفا با استمرار طرح نوبتى بودن ميزبانى از ۲۰۱۴ به بعد موافق باشد! ظاهراً ديگر با ميزبانى مشترك توسط دو كشور موافقت نخواهيد كرد. اين را خودتان گفتيد. ما فقط گفتيم اگر در ميان خواستاران هم تك كشورها باشند و هم متقاضيان مشترك، اولويت با تك كشورها خواهد بود، اما اگر فقط خواستاران مشترك وجود داشته باشند، بديهى است كه قضيه فرق خواهد كرد. اگر روزى نوبت دوباره به آسيا برسد، كدام تك كشور قادر به اين مهم خواهد بود؟ چين مى تواند. شايد هند هم بتواند. تازه يادتان نرود كه استراليا هم از امسال به جمع آسيايى ها پيوسته است و اين كشور هم استاديوم ها و امكانات لازم و هم وسعت موردنياز را دارد. انگليس هم جام جهانى ۲۰۱۸ را مى خواهد، اما اگر قصد بهره گيرى از ورزشگاه ميله نيوم در كارديف ولز و همپدن پارك در اسكاتلند را هم داشته باشد، شما چه خواهيد گفت؟ باز هم بحث ميزبانى مشترك پيش مى آيد. اين طور نيست؟ ما فعلاً به اين مسأله نمى انديشيم. بهتر است انگليسى ها اول المپيك ۲۰۱۲ را رديف كنند. آن جا به اندازه كافى مشكل دارد. قضيه «بيمه بودن» بازيكنان براى شركت در جام جهانى چه مى شود؟ تا اينجا هميشه رسم بوده است كه تأمين بيمه سلامتى بازيكنان با باشگاههاى آنان باشد زيرا آنها صاحبان بازيگران محسوب مى شوند اما اگر باشگاهها بگويند حاضر نيستند براى ديدارهاى ملى كه در حوزه عمل آنها نيست، بازيكنان خود را بيمه كنند، قضيه شكل تازه اى مى يابد. هر چه هست ما در فيفا براى بيمه كردن بازيكنان حاضر در جام ۲۰۰۶ برنامه هايى ريخته ايم. اين برنامه چيست؟ بايد كارى كنيم كه از اين پس هر ديدار ملى كه از راه مى رسد بازيكنان حاضر در آن به طور جداگانه براى اين ديدار «بيمه شده» باشند. ما منكر سهم باشگاهها نيستيم. شايد چون حق بيمه ما براى تمام كشورها يكسان خواهد بود، صداى باشگاهها درآيد و بگويند چطور قيمت يك ستاره انگليسى با يك بازيكن مثلاً توگو يكسان باشد! در آن صورت بايد بنشينند و خودشان به توافق برسند. فعلاً براى كوتاه مدت و براى جام جهانى اين وظيفه و كار برعهده كنفدراسيون هاى قاره اى و فدراسيون هاى ملى است ولى در آينده شعاع و طيف اين كار فرق خواهد كرد. ولى سوء تفاهم و عدم همكارى بين باشگاهها و تيم هاى ملى همچنان ادامه دارد. «گروه ۱۴» (اتحاديه باشگاههاى برتر فوتبال اروپا) هنوز براى ايامى كه نفرات شان در اردوهاى ملى و دور از آنان هستند غرامت مى خواهد. و ما همچنان نمى دهيم! ما مقصر نيستيم! يك باشگاه پول زيادى مى دهد و يك بازيكن برجسته را استخدام مى كند اما تيم ملى آن كشور هم براى مسابقات مهم خود به آن بازيكن احتياج دارد. هر دو درست مى گويند. اگر ما طى سالهاى اخير اين همه بر سر لزوم يك تقويم هماهنگ بين المللى اصرار داشته ايم، به همين خاطر بوده است. به اين سبب كه زمان حضور هر بازيكن در هر يك از جبهه ها (ملى و باشگاهى) مشخص باشد و از هر يك از دو طرف بتوان مسؤوليت خواست. ظاهراً اين تقويم بين المللى و واحد فراهم آمده، ولى باز دعوا ادامه دارد. ادامه دارد، زيرا برخى كشورها هنوز اصرار دارند شمارى از مسابقات ملى خود را در تاريخ هايى به جز آن چه ما در تقويم مقرر داشته ايم، انجام بدهند و اين صداى باشگاهها را در آورده است. تقصير باشگاهها هم هست. هنوز فصل تمام نشده به جاى دادن حداقل يك ماه استراحت به بازيكنان شال و كلاه مى كنند و به شرق آسيا و آمريكا مى روند و براساس قراردادهاى گرانبهاى تبليغاتى آن جا بازيهاى دوستانه پرشمار انجام مى دهند و بازيكنان را ويران تر مى كنند. نمى شود شر بازيهاى دوستانه را كم كنيد تا اين مجادلات هم تمام شود؟ خير، نمى شود. اين ديدارها بايد باشد تا كشورها بتوانند در مسابقات رسمى بهتر نتيجه بگيرند. بازيكنان و مربيان بايد فرصتى براى سنجيدن برنامه هاى خود داشته باشند وبديهى است كه آن فرصت، ديدارهاى تداركاتى باشد. تكليف كم شدن تعداد تيم هاى ليگى در تمام سطح جهان و رسيدن شان به ۱۶ تيم چه شد؟ نمى دانم بايد ۱۶ باشد يا رقمى ديگر، ولى اين را مى دانم كه بر سر كل مسأله نياز به مذاكره بيشتر داريم. بر سر قيمت بليت هاى جام جهانى و نحوه توزيع آن رويارويى هايى باآلمانى ها داشته ايد، اما نظر كلى تان چيست؟ آيا ژرمن ها موفق مى شوند؟ صددرصد مى شوند. ما دعوايى با آلمانى ها نداشته ايم ما به عنوان مديران فوتبال جهان بايد توضيحاتى مى خواستيم و آنها هم توضيح دادند و ابهامى نماند. سازماندهى آنها نقصى دارد و بنابراين بديهى است كه موفق مى شوند. ولى چند نهاد در داخل آلمان روى استاديوم هايشان عيب هايى گذاشته اند. گزارش هاى ما چيزى جز اين را مى گويد. ورزشگاههاى آنها امن است و مشكلى از اين بابت به وجود نمى آيد. در آلمان هزاران نفر دارند شبانه روز روى اين جور مسائل كار مى كنند. و مسأله هوليگانيسم (اوباشگرى توسط تماشاگران ناآرام) به كجا مى كشد؟ پليس آلمان بسيار فعال است و باب همكارى وسيعى را با همتاهاى انگليسى و هلندى خود و هر كشور ديگرى كه دردسرسازان زيادى دارد، گشوده است. من فكر مى كنم اكثر مسائل تحت كنترل قرار دارد. اين كه بگوييم هيچ برخوردى در اين زمينه روى نمى دهد، حرف عبثى است، اما فكر مى كنم هرگز با يك بحران مواجه نمى شويم. فكر مى كنيد كدام كشور جام را ببرد؟ به عنوان يك سوئيسى دوست دارم كشورم اين جام را ببرد اما مى دانم كه اين اتفاق هرگز نمى افتد، در نتيجه هر كسى برد، برد! منبع: سايت Fifa.com
|