يكشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Sun, Apr 30, 2006
ديپلماتيك
۳۴۵۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
ترفند «انگليسى»
آمريكايى ها
256356.jpg
ريچارد بكر
ترجمه: پوراندخت مجلسى

ايالات متحده براى تقسيم عراق، خشونت هاى فرقه اى را دامن مى زند
«احتمالاً جنگ عراق اشتباه بود ولى اكنون كه آنجا هستيم بهتر است كار را كامل كنيم». اين يك توجيه معمولى مفسران ليبرال است با اين هدف كه ارتش آمريكا در عراق بماند و منظور آنها «از كامل كردن كار» احتمالاً برقرارى سيستمى به سبك آمريكايى در عراق است. ولى براساس رنج هايى كه عراقى ها طى يك دهه و نيم از مداخله آمريكا متحمل شده اند، يك عراقى معمولى تقصيرى ندارد اگر احساس كند كه هدف اصلى از «كامل كردن كار» از پا درآوردن كامل عراق است. طغيان خشونت هاى فرقه اى بين گروه هاى سنى و شيعه از فوريه تاكنون، تنها به اين احساس مردم افزوده است.
واقعيتى كه به وسيله ماشين تبليغاتى رسانه اى در خدمت شركت هاى بزرگ ناديده گرفته مى شود اين است كه سال ها سياست آمريكا دامن زدن و افزايش برخورد بين مليت هاى گوناگون و گروه هاى مذهبى در عراق بوده است. اين سياستى نيست كه فقط استعمارگران آمريكايى آن را به كار مى برند بلكه از چنين سياستى همه قدرت هاى استعمارى از آن استفاده كرده و مى كنند.
بدون سياست تفرقه اندازى، براى جزيره كوچك انگلستان، امكان حكمروايى به بيشتر كشورهاى جهان از جمله عراق ميسر نبود. امروز انگليس، شريك كوچك تر در اشغال عراق به رهبرى آمريكاست و شواهد نشان مى دهد كه آنها مى خواهند كلك هاى قديمى را در اين كشور به كار برند.
در رويدادى در سپتامبر ۲۰۰۵ ،كه انتشار وسيعى يافت ولى هنوز توضيحى درباره آن داده نشده است، دو سرباز انگليسى به وسيله پليس عراق در شهر بندرى بصره در جنوب عراق بازداشت شدند. آنها هنگام بازداشت، لباس هاى سنتى عراق را پوشيده بودند و با خود مواد منفجره حمل مى كردند. ارتش انگليس به مقر پليس (كلانترى) ، كه فكر مى كردند مأمورانشان را در آنجا نگاه داشته اند، يورش برد. غافل از اين واقعيت كه پليس عراقى داخل كلانترى به وسيله خود انگليسى ها آموزش ديده بودند و اين اشتباه را نمى كردند.
سربازان انگليسى بازداشت شده در حال چه كارى بودند؟ آيا آنها در حين اجراى عملياتى بازداشت شده بودند كه مى خواسته اند نظير يك بمب گذارى فرقه اى به نظر رسد؟ و به اين منظور كه بين عراقى ها ايجاد دشمنى كنند؟ شش ماه بعد اين پرسش حتى مفهوم و اهميت بيشترى يافت، يعنى پس از بمب گذارى ۲۲ فوريه در حرمين عسكريه درسامره كه براى مسلمانان شيعه مقدس است. به دنبال تخريب اين زيارتگاه كه به گنبد طلايى نيز شهرت دارد آشوب و خشونت در بسيارى از نقاط عراق بروز كرد. بيش از ده مسجد مسلمانان سنى آسيب ديدند و يا تخريب شدند و بيش از ۱۳۰ نفر از مردم روز بعد از اين رويداد كشته شدند.
اين در حالى است كه حدود ۶۰ درصد جمعيت عراق، عرب هاى شيعه اند و ۲۰ درصد عرب سنى؛ ۱۶ درصد كردهاى سنى اند و بقيه تركمن و آسورى. در شهرهاى عراق جمعيت داراى تنوع بيشترى است و بين مذهب هاى مختلف ازدواج بيشترى صورت مى گيرد و مردم بيشتر داراى زمينه ملى هستند تا مذهبى.
نفوذ استعمارى و برخوردهاى فرقه اى
رسانه هاى سرمايه دارى اين تصور دروغين ونژاد گرايانه را ترويج مى دهند كه در عراق و خاورميانه هزاران سال است كه همه در حال جنگ و كشتن يكديگرند. طى بيش از ۱۵۰ سال نفوذ و تجاوز غرب در خاورميانه، اين قدرت هاى استعمارى بوده اند كه بارها شعله دشمنى را بين ملت ها و گروه هاى مذهبى افروخته اند. اين الگو در لبنان، فلسطين، عراق و ساير جاها تا به امروز تكرار شده است.
تا زمان نوشتن اين مقاله، هيچ سازمانى مسؤوليت بمب گذارى در زيارتگاه عسكريه را به عهده نگرفته است. صرف نظر از اين كه چه كسى اين انفجار را انجام داده است، معما نيست كه چه كسى از آن منتفع مى شود.
سود برنده اصلى جنگ بين مذهب هاى مختلف يا گروه هاى ملى در عراق، در اين زمان، نيروى اشغالگر آمريكاست. «دانيل پايپز» تحليلگر جناح راست كه شخصى صاحب نفوذ در دولت بوش شناخته شده است، درمصاحبه اى در اى بى سى، در دوم مارس اظهار داشت: «من فكر نمى كنم از نظر ائتلاف اين امر لزوماً براى ما زيانبار باشد. وقتى شيعه و سنى با هم بجنگند حمله هاى كمترى به نيروهاى ما انجام خواهد شد. او اظهار اميدوارى كرد اين برخوردهاى مذهبى گسترش يابد». در حاليكه كابينه بوش به طور رسمى اين برخوردهاى مذهبى را ناچيز مى شمارد و آن را تقبيح مى كند؛ شكى وجود ندارد كه مقامات نظامى و غيرنظامى اشغالگر هم در اين اميد با پايپز شريكند كه جنگ داخلى عراق گسترش يابد تا سطح مقاومت مسلحانه را در برابر اشغال عراق كاهش دهد.
از جنگ اول عراق در سال ۱۹۹۱ ، هر دولت آمريكايى - بوش پدر، كلينتون و بوش پسر - تقسيم عراق و تضعيف اين كشور را دنبال كرده اند. در دوره بلافاصله پس از جنگ ۱۹۹۱ بوش پدر اصرار ورزيد كه جمعيت شيعه و كردها در مقابل حكومت مركزى به رياست صدام و حاكميت حزب سوسياليست بعث كه به تازگى دچار شكستى فاجعه بار شده بودند - شورش كنند. شورش ها سركوب شد. بوش پدر هرگز قصد نداشت از اين شورش ها عملاً حمايت كند. واشينگتن تنها مى خواست بيشترين جدايى را بين عراقى ها ايجاد كند.
در سال ۱۹۹۶ كلينتون «منطقه پرواز ممنوع» را در عراق گسترش داد. همه منطقه زير ۳۵ درجه و بالاى مدار ۳۳ درجه محدوده پرواز ممنوع عراق بودند. در منطقه «پرواز ممنوع» ، ۱۲ سال ، شب و روز هواپيماهاى جنگى آمريكا به گشت زنى مشغول بودند و به تعداد فزاينده اى بمب هايى را با هدف مشخص ضعيف كردن حاكميت عراق، بر نقاط مختلف اين كشور فرو مى ريختند. در اكتبر ۱۹۹۸ ، كلينتون «قانون آزادسازى عراق» را امضا كرد كه شروع علنى سياست براندازى حكومت عراق بود.
«فرانك ريچى ياردون» كه در آن وقت به مديريت «نقل و انتقال» درعراق منصوب شده بود، در ۱۹۹۹ در پاسخ خبرنگار روزنامه مليت تركيه كه پرسيد: آيا جهت سياست آمريكا، تقسيم عراق و احتمالاً جنگ داخلى است؟ گفت: «امروز عراق را با وجود منطقه پرواز ممنوع بين شمال و جنوب آن، نمى توان به عنوان يك كشور واحد در نظر گرفت».
بخش بزرگى از شمال عراق كه اكثريت آن را كردها تشكيل مى دهند پس از جنگ ۱۹۹۱ حكومتى خود گردان زير چتر حمايتى ايالات متحده تشكيل دادند و امروز هم همان وضع را حفظ كرده اند. در دسامبر ۱۹۹۸ كلينتون به سازمان ملل فشار آورد كه همه بازرسان تسليحاتى را از عراق فرا بخواند به اين منظور كه بمباران سنگينى را بين ۱۶ تا ۱۹ دسامبر به نام «عمليات روباه صحرا» به اجرا بگذارد. برخلاف آنچه رسانه هاى گروهى در آمريكا تبليغ مى كردند عراق بازرسان سازمان ملل را اخراج نكرد. بيش از هزار بمب و موشك در اين سه روزه بر روى عراق ريخته شد و اين بمباران آغازگر حمله هاى هوايى بود كه تا تهاجم مارس ۲۰۰۳ تقريباً هر روزه انجام مى شد. سياست كلى ايالات متحده طى ۱۵ سال گذشته شامل تحريم هاى مرگبار، تبديل عراق به يك كشور ضعيف، تقسيم شده و در نتيجه به سادگى قابل استثمار و بهره بردارى براى سال هاى زيادى در آينده بوده است.
فريادهاى اعتراض سنى ها و شيعيان
در ۵ مارس گزارش شد كه كماندوهاى وزارت كشور به مسجدى در غرب بغداد حمله كرده اند، سه نفر را كشته و هفت نفر را مجروح ساخته اند. آسوشيتدپرس ازاين وزارتخانه، به عنوان سازمانى زير كنترل شيعيان نام مى برد. اين برداشت كه در رسانه ها تكرار شد در واقع تبليغاتى تحريف آميز است به قصد بدتر كردن اختلاف هاى مذهبى. اين واقعيت كاملاً مستند است كه نيروهاى اشغالگر، وزارت كشور را در اختيار شيعيان نگذاشتند بلكه آن را در اختيار گروه خاصى گذاشتند، يك گروه يا جوخه مرگ عضو پارلمان عراق.
با مديريت «جان نگروپونته» سفير سابق واشنگتن در عراق - كه اكنون به رياست سازمان امنيت ملى آمريكا ارتقا يافته است - وزارت كشور عراق تبديل به پليس مخفى جديدى شده است كه شكنجه و جوخه هاى مرگ را عليه نيروهاى مقاومت به كار مى برند، يعنى نيروهايى كه ايالات متحده نتوانسته است آنها را شكست دهد. نگروپونته تجربه فراوانى با جوخه هاى مرگ دارد. او در اوايل دهه ۱۹۸۰ به عنوان سفير آمريكا در هندوراس عامل اصلى ايجاد حكومت وحشت و سركوب عليه مردم نيكاراگوئه، السالوادور و هندوراس بود. هدف جوخه هاى مرگ وزارت كشور عراق، بيشتر رهبران و فعالان مذهبى است كه به مقاومت پيوسته اند. در پاييز گذشته صدها فرد شكنجه شده و از گرسنگى در حال مرگ، در زيرزمين اين وزارتخانه پيدا شدند. از آن زمان اگر هم تغييرى در اين وزارتخانه ايجاد شده باشد بسيار اندك بوده است.
در ضمن سازمان القاعده هم طبق گزارش ها، دعوت به جنگ عليه شيعيان كرده است و مسؤوليت بسيارى از بمب گذارى هاى مرگبار را كه هدفشان مسجدها ومردم بوده پذيرفته است.
خطر چنين تحولى براى بسيارى از عراقيان روشن است.در ۵ مارس گروهى از سنى ها و روحانيان شيعه از جمله رهبر مذهبى و سياسى، مقتدا صدر از مسلمانان درخواست كردند با هم متحد شوند و مكان هاى مذهبى را محافظت كنند. اكثريت وسيعى از مردم عراق طرفدار اتحاد ملى ومخالف خشونت هاى افراطى و تعصب آميز و همين طور اشغال خارجى هستند.
شورش هاى ضداستعمارى از سال ۱۹۲۰ تا امروز
در ماه مه ۱۹۲۰ عرب هاى عراق، سوريه و فلسطين وقتى متوجه شدند كه پس از صدها سال كه زير سلطه حكومت عثمانى ها بوده اند، مستعمره امپراتورى هاى بزرگ تر آن زمان يعنى انگليس و فرانسه شده اند، به شورش هاى وسيعى دست زدند. طبق توافقنامه اى كه در سان رموى ايتاليا در ۲۱ آوريل ۱۹۲۰ امضا شد، سوريه و لبنان مستعمره فرانسه شدند و فلسطين و اردن سهم انگليس. همه اينها زير پوشش «قيموميت» جامعه ملل - كه بعدها به صورت سازمان ملل متحد درآمد - انجام گرفت.
به عنوان بخشى از معامله پشت پرده، كمپانى هاى آمريكايى ۲۳‎/۱۵ درصد سهم نفت عراق را به دست آوردند و سهم هايى مساوى براى انگليس، فرانسه و هلند منظور شد. بدين ترتيب عراق درست مالك صفر درصد منابع وسيع نفت خود شد.
شيوه برخورد لندن در عراق كه در سال ۱۹۱۸ آن را اشغال نظامى كرده بود شبيه همان شيوه اى بود كه در سراسر امپراتورى خود به كار مى برد. يعنى براى محفوظ نگاه داشتن قلمرو وسيع خود، فرقه هاى مختلف را به جان هم مى انداخت، در حالى كه نخبگان هر جامعه و مليتى را به همكارى با خود انتخاب مى كرد. اين سياست درعراق، به صورت دامن زدن به دشمنى و خصومت بين شيعه - سنى و بين عرب و كرد انجام مى شود.
در سال ۱۹۲۰ در مقابل شگفتى انگليسى ها چيزى اتفاق افتاد كه در آن زمان بسيار غيرمعمول بود. «هانا بيتاتو» تاريخ نويس ماركسيست درباره شورش ۱۹۲۰ نوشت: «براى نخستين بار پس از قرن ها، شيعيان از لحاظ سياسى به سنى ها پيوستند و شهرنشينان بغداد و افراد قبيله اى فرات داراى هدفى مشترك شدند. بزرگداشت اتحاد به ظاهر مذهبى ولى در واقع سياسى شيعه و سنى، در همه مسجدهاى شيعه و سنى برپا شد... ادامه اين اتحاد منجر به سخنرانى هاى وطن پرستانه و سردادن فريادهاى حق طلبانه عليه انگليس شد... در واقع خيلى گزافه نيست اگر بگوييم وقايع ۱۹۲۰ - ۱۹۱۹ و به ويژه ايجاد پيوند بين شيعه و سنى، با وجود شكننده بودن، مى تواند اساس فرآيندى جديد - هرچند دردناك و تدريجى - براى ايجاد يك جامعه مدنى عراقى بين آنها گردد.
چندين ماه طول كشيد تا ارتش نيرومند انگليس شورش ۱۹۲۰ را خاموش كند. در اين كشمكش ها ۲۰۰۰ سرباز انگليسى كشته شدند، از جمله فرمانده آنها ؛ ده هزار عراقى به هلاكت رسيدند و ده ها هزار نفر هم زخمى شدند - در زمانى كه جمعيت عراق به زحمت به ۳ ميليون نفر مى رسيد. «وينستون چرچيل» كه در آن وقت در رأس اداره مستعمرات انگليس بود، فرمان گسترش ساختن بمب هاى گاز سمى را براى به كار گرفتن عليه اين شورش داد. در ۱۹۲۵ نيروهاى بريتانيايى اين بمب ها را روى كردهاى شورشى در شمال عراق ريختند.
تاريخ عراق زير حاكميت انگليس از سال ۱۹۲۰ تا سال ۱۹۵۸ تاريخ شورش در پى شورش است كه در آنها مردم همه گروه ها ومذهب ها شركت داشتند. در ۱۴ ژوييه ۱۹۵۸ شورشى نظامى كه به وسيله افسران ناسيوناليست هدايت مى شد تبديل به يك انقلاب مردمى در سراسر كشور شد كه به سلطه انگليس پايان داده كشور مستقل عراق را ايجاد كرد.
منبع: مجله سوسياليسم و آزادى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |