يكشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Sun, Apr 30, 2006
گزارش
۳۴۵۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به وضعيت مينى بوس هاى درون شهرى تهران
يك روز همراه مسافران اتوبوس
خبرگزارى فارس: موضوع ورود اتوبوسهاى جديد به ناوگان اتوبوسرانى تهران مدتهاست كه ورد زبان مسؤولان است اما آيا ورود اين اتوبوس ها تنها مشكل ناوگان اتوبوسرانى اين شهر است؟ بد نيست همراه ما سرى به يكى از خطوط اتوبوسرانى تهران بزنيد.از تابلوى ايستگاه اتوبوس تا جايى كه تو ايستاده اى چند مترى فاصله است و جلوى تو آدمهاى منتظرى ايستاده اند كه با هر بار نگاه كردن به ساعت، چهره رئيس خود را در حالى مجسم مى كنند كه با تأخير رسيده اند، منتظران اين پا و آن پا مى شوند و به مسير اتوبوس نگاه مى كنند اما هيچ خبرى از اتوبوس نيست، صف طولانى تر مى شود و عقربه هاى ساعت تندتر مى دوند، از ده دقيقه انتظارى كه روى تابلوى ايستگاه اتوبوس ذكر شده ۱۵ دقيقه ديگر نيز گذشته است اما هنوز خبرى از اتوبوس نيست، جمعيت كه بيشتر مى شود، بهانه هايى همچون «برادرم جلو صف گرفته است و جلوى شما ايستاده بودم اما چند لحظه رفتم از مغازه چيزى بخرم و بيايم» جان مى گيرد، تعدادى از مسافران به رئيس خط شكايت مى كنند اما تنها چيزى كه در اوج خونسردى از وى مى شنوند بهانه كمبود اتوبوس است و اين در حالى است كه دو تا از اتوبوسهاى اين مسير كمى جلوتر بى راننده توقف كرده و به منتظران عصبانى نيشخند مى زنند، مسافران اتوبوسها را نشان مى دهند و رئيس خط از خرابى آنها مى گويد و كمى بعد كه جو متشنج صف كمى آرامتر شده و كسى اطراف رئيس خط نيست، يكى از اتوبوسها به حركت در مى آيد و نرسيده به ايستگاه - وسط صف - توقف مى كند، حضور اتوبوس به قدرى خوشايند مسافران است كه خرابى ظاهرى آن را - به گفته رئيس خط - فراموش مى شود.انبوه جمعيت به جلوى در ورودى اتوبوس هجوم مى برند و اينجاست كه نه ردى از صف باقى مى ماند و نه نشانى، قويترها سريعتر سوار مى شوند و هرطور كه شده خود را در اتوبوس جا مى دهند و در كمتر از چند ثانيه تمام صندلى ها پر مى شود و ديگر حتى جايى براى ايستادن نيز نمى ماند، مسافران سوار نشده هول مى دهند و با داد و فرياد از آنهايى كه سوار شده اند مى خواهند كه تنگ تر بايستند، اما آنها كه سوار شده اند نفس راحت خود را كشيده و به يكى از ستونهاى اتوبوس محكم چسبيده اند.راننده فرياد مى زند « هول ندهيد، تا چند دقيقه ديگر اتوبوس بعدى مى آيد» اما مسافران كه با اين وعده هاى بى سرانجام آشنايند اعتنايى به گفته هاى راننده نمى كنند و سعى مى كنند هرطور كه شده سوار اتوبوس شوند و در اين بين حكايت قسمت زنانه اتوبوس جذاب تر و ديدنى تر است چرا كه راننده پس از اينكه خيالش از بابت بدون بليت سوار نشدن هيچ يك از مسافران مرد راحت مى شود با آرامش به سراغ قسمت زنانه اتوبوس مى رود و پس از گرفتن بليت در عقب اتوبوس را مى زند، غافل از اينكه تعدادى از مردان به دليل كمبود جا به زور در پله پايينى در عقب اتوبوس ايستاده و اجازه ورود خانمها را نمى دهند.
...و بالاخره پس از به زور بسته شدن در، اتوبوس حركت مى كند اما با نخستين ترمز صداى جيغ مسافران بلند مى شود تا راننده يادش بيايد كه اتوبوس بيش از حد معمول پر است و بايد كمى به نيش ترمزهايش بيشتر توجه كند.در ايستگاه اول چند نفرى به زور پياده مى شوند و تعدادى نيز به همان زحمت سوار مى شوند.در ايستگاه دوم راننده فرياد مى زند « كسى نبود» و چون جوابى نمى شنود از ايستگاه مى گذرد اما چند لحظه بعد صداى داد و فرياد زنى اتوبوس را چند متر جلوتر از ايستگاه متوقف مى كند.زن با ناسزا گفتن به راننده پياده مى شود و اتوبوس مسير خود را ادامه مى دهد، اما هنوز به ايستگاه سوم نرسيده است كه كسى فرياد مى زند «درست وايسا» و ديگرى مى گويد « مگه نمى بينى جا نيست» و با همين پيش مقدمه نخستين مشت به صورت يكى از مسافران مى خورد و ...راننده كنار خيابان توقف مى كند تا بلكه بتواند تشنج داخل اتوبوس را آرام كند، اما دو مسافر نيازى به راننده ندارند چرا كه براى تسويه حساب خودشان پياده مى شوند و اتوبوس باز مسير خود را ادامه مى دهد.در ايستگاه سوم زنى بر سر مردى فرياد مى زند « اينجا قسمت زنانه است و تو نبايد بيايى اين طرف» و جنجال بعدى جان مى گيرد كه با مداخله راننده برطرف مى شود.اما در ايستگاه چهارم راننده خسته شده و حوصله پياده شدن ندارد و به همين دليل تمام مسافران بايد بليت  هاى خود را به راننده كه پشت فرمان نشسته است بدهند و اگر كسى ندهد يا اتوبوس مى رود و نمى تواند سوار شود يا اينكه اتوبوس و مسافران منتظر مى شوند تا مسافر جديد بليت خود را به راننده بدهد و در اين بين حكايت لج و لجبازى راننده و مسافر بر سر بليت  هاى ۲۰ تومانى حكايت ديگرى است.اتوبوس كمى كه خلوت تر مى شود تازه مى توانى نگاهى به سرووضع آن بيندازى، صندلى هاى زهوار دررفته اى كه يا با تيغ چرم رويى آن پاره شده يا با ماژيك هاى رنگارنگ روى آن يادگارى نوشته شده است، پاهايت ديگر رمقى براى ايستادن ندارد، چشمهايت در ايستگاه بعدى مى دود تا جايى براى نشستن بيابى، مسافرى پياده مى شود و تو به سرعت خود را به صندلى مى رسانى اما وقتى مى رسى بچه ۲ يا ۳ ساله اى را مى بينى كه كنار والدين خود نشسته و با غرور نگاهت مى كند و تو جز لبخند زدن و تكيه دادن به صندلى چاره ديگرى ندارى! قطعاً بارها و بارها حكايت هاى تكرارى ايستگاه اتوبوس و مسافران آن را شنيده و ديده ايد اما به راستى اين حكايات با افزايش آمار اتوبوس تمام مى شود؟
نگاهى به وضعيت مينى بوس هاى درون شهرى تهران
ناوگان فراموش شده
256410.jpg
  ليلا سعادتى

اگر مسيرمان طولانى است، اگر اتوبوس نيست، اگر بر كرايه تاكسى ها روز به روز افزوده مى شود و در نهايت اگر مجبور باشيم، به ايستگاه مينى بوس مى رويم، در صفى نسبتاً طولانى مى ايستيم و يا در بين راه سوار مينى بوس رنگ و رو رفته، فرسوده و كهنه اى مى شويم ودر طول راه نيز به صداى موتورى كه گويا ناله مى كند، خو مى گيريم تا به مقصد برسيم. براى اكثر ما پيش آمده كه براى رفت و آمد در داخل شهر براى يكبار هم كه شده از وسيله نقليه عمومى به نام مينى بوس بهره بگيريم.
آيا تاكنون انديشيده ايد مينى بوس هايى كه ما براى رفت وآمد انتخاب مى كنيم چرا كهنه و مستهلك هستند؟
آيا مى دانيد مينى بوس هايى كه چندان نقش مهمى را براى آنها متصور نمى شويم تا چه ميزان در ناوگان حمل ونقل عمومى مؤثرند؟
آيا مى دانيد هر مينى بوس روزانه چند مسافر را جابه جا مى كند؟ يا آنچنان چشم هايمان به اين وضعيت عادت كرده است كه توجه چندانى به اين مسائل نداريم يا بطور كلى مينى بوس ها را جزو ناوگان حمل و نقل عمومى قلمداد نمى كنيم و آنها را به فراموشى سپرده ايم! بهتر است با مثالى ادامه دهيم؛ اگر بخواهيم از شرق تهران يعنى رسالت به غرب تهران يعنى پونك برويم چند گزينه پيش روى ماست. در اين مسير طولانى مى توانيم از تاكسى استفاده كنيم، اما وقتى به جيبمان نگاه مى كنيم در مى يابيم كه جيب ما توان پرداخت كرايه تاكسى را ندارد. گزينه بعدى را بررسى مى كنيم. در مسير رسالت، پونك اتوبوسى كار نمى كند پس چه بايد كرد؟ به هر حال مجبوريم براى رسيدن به محل كارمان هر روز اين مسير را طى كنيم، به اجبار گزينه سوم را انتخاب مى كنيم. مينى بوس گزينه مناسبى است. با صرف زمان حدود ۴۵ دقيقه و پرداخت كرايه ناچيز يعنى ۱۲۵ تومان (البته از شروع سال جديد ۲۵ تومان به كرايه مينى بوس ها افزوده شده است)به مقصدمان مى رسيم. حدود ۴ هزار مينى بوس در نقاط مختلف تهران مشغول جابه جايى مردم هستند اما از اين رقم تعداد كمى را مينى بوس هاى اويكو و مدل هاى جديد تشكيل مى دهد. اكثر مينى بوس هايى كه در ناوگان حمل و نقل عمومى تردد مى كنند، از مدل فيات بوده و كهنه و فرسوده هستند.
به نظر مى رسد گرانى مينى بوس هاى اويكو و جديد و همچنين عدم حمايت هاى مسؤولان اين بخش، رانندگان را ناگزير از به كارگيرى اين مينى بوس ها كرده است. روزانه بطور ميانگين ۳۰۰-۲۵۰ مسافر به وسيله هر مينى بوس در سطح شهر جابه جا مى شوند. به جز ظاهر بصرى و بيرونى مينى بوس ها كه ناخوشايند است فضاى داخل آنها نيز كثيف و فرسوده است. صندلى هايى كه روكش هايشان كهنه وكثيف است، چشم و روان مسافران را آزار مى دهد. يكى از رانندگان علت اين وضعيت ناخوشايند را ناتوانى مالى رانندگان عنوان مى كند. به اعتقاد رانندگان، درآمد اين شغل چندان قابل توجه نيست كه مقدارى از آن هم ته كيسه بماند تا صرف كاستى هاى ماشينشان شود. يكى از رانندگان مى گويد: بطور ميانگين هزينه اجبارى كه ماهانه صرف مينى بوس مى كنيم ۱۵۰ هزار تومان است در حاليكه درآمد ما پايين است.
با توجه به صحبت هاى رانندگان مينى بوس مى توان دريافت كه با درآمد پايينى كه رانندگان دارند و هزينه هاى اجبارى كه ماهانه بايد خرج كنند، پولى براى نو كردن روكش هاى صندلى، تعويض پرده ها و... باقى نمى ماند. شايد هم در بعضى مواقع اولويت محسوب نمى شود و صرف هزينه اى اضافى است!
اما تميز نگه داشتن داخل مينى بوس ها، جارو كردن كف و پاك كردن شيشه ها هزينه زيادى را طلب نمى كند فقط كمى زمان و حوصله مى خواهد. ما به عنوان يك شهروند پايتخت نشين كه هر روز از وسايل نقليه عمومى مانند مينى بوس استفاده مى كنيم انتظار نداريم دراين مورد ناچيز هم حقوق شهروندى ما مورد
بى مهرى قرار گيرد. نو و تميز بودن مينى بوس ها، استفاده از رانندگانى كه به حقوق خود و مسافران آگاه هستند، معطل نشدن در ايستگاهها و بسيارى موارد ديگر از جمله حقوق شهروندى ما محسوب مى شود. درست است كه اكثر مينى بوس هايى كه در سطح شهر تهران تردد مى كنند در رديف خودروهاى فرسوده جاى گرفته اند اما ايجاد فكر و برنامه اى براى حل اين موضوع احساس مى شود.سازمان حفاظت محيط زيست در پى رسيدگى به وضعيت خودروهاى فرسوده اعتبارى را در اختيار شركت واحد اتوبوسرانى قرارداده است تا اين شركت نيز پول مورد نظر را در اختيار رانندگان قرار دهد. اين پول براى تعمير و نوسازى مينى بوس ها در نظر گرفته شده است. اما در مقابل رانندگان از اين موقعيت استقبال نكرده اند. رانندگان وجود قوانين سخت و دست و پاگير براى دريافت وام مذكور را علت اصلى بى علاقگى خود مى دانند. يكى از رانندگان مى گويد: عطايش را به لقايش بخشيديم. البته قصد نداريم از منظرى واحد به وضعيت مينى بوس ها بپردازيم رانندگان مينى بوس ها يكى از پركارترين و سخت كوش ترين شغل ها را دارا هستند. آنها چهار ونيم صبح از خواب بيدار مى شوند كه رأس ساعت ۶ در ايستگاه به صف بايستند تا به نوبت به جابه جايى مسافران بپردازند سرما و گرما، باران و برف، آفتاب سوزان براى آنها فرقى ندارد. آنها تا ساعت ۹‎/۵ شب كار مى كنند و دوباره روز از نو روزى از نو. يكى از رانندگان كه ۶۰ سال سن دارد مى گويد: اگر من به هر دليلى نتوانم در سر كارم حاضر شوم آن روز درآمدى ندارم، فقط خودم هستم و اين ماشين. به نسبت آنكه رانندگان مينى بوس شغل سختى دارند و درآمد پايين، بايد سالانه خودرو و سرنشينان را نيز بيمه كنند. امسال نرخ بيمه ۸۴۰ هزار تومان شده است و علاوه بر آن صرف هزينه براى خريد لاستيك، لوازم يدكى و... نيز اجتناب ناپذير است.
در هفته هاى گذشته رئيس شركت واحد اتوبوسرانى از ساماندهى رانندگان مينى بوس خبر داد وى اعلام كرد؛ اداره و نظارت مينى بوس ها به بخش خصوصى واگذار مى شود.
صحت و سقم اين خبر و اينكه چه زمانى اتفاق خواهد افتاد، چندان مشخص نيست. اما به نظر مى رسد تغييرات مثبتى در اين بخش صورت گيرد. البته در حال حاضر ناظرى از شركت واحد اتوبوسرانى در همه ايستگاهها بر عملكرد رانندگان و وضعيت ايستگاهها نظارت مى كند اما اين نظارت كليشه اى بوده و فقط در همين حد است. گفتنى است علاوه بر ناظرانى كه در ايستگاهها حضور دارند فردى نيز از سوى رانندگان انتخاب مى شود تا در ايستگاه و بين رانندگان نظم برقرار كند. با آنكه رانندگان اظهار مى كنند نظارت دقيق و مستمرى در ايستگاهها وجود دارد اما به نظر مى رسد هميشه اينگونه نيست و در بعضى مواقع شاهد بى نظمى، رعايت نشدن حقوق مسافران و... هستيم.
شركت واحد اتوبوسرانى براى ارائه مجوز به رانندگان متقاضى در وهله نخست سوءپيشينه ، اعتياد و... متقاضيان را مورد بررسى قرار مى دهد. اما اين بررسى به همين مقطع زمانى محدود مى شود ودر طول زمان كار، نظارت ديگرى به اين موارد وجود ندارد. ما بارها با رانندگانى برخورد كرده ايم كه آنچنان بايد و شايد واجد شرايط نيستند!
موضوع ديگرى كه رانندگان مينى بوس ها را آزار مى دهد و ضرورى است عنوان شود، بيمه تأمين اجتماعى است. رانندگان مينى بوس كه در حال حاضر تحت نظارت شركت واحد اتوبوسرانى هستند از سوى اين شركت بيمه نمى شوند فقط معرفينامه اى از سوى اين شركت به رانندگان داده مى شود تا با مراجعه به شعبه هاى تأمين اجتماعى خود و خانواده شان را بيمه كنند. اگر راننده اى به هر دليلى براى بيمه كردن خود اقدام نكند سازمان مربوطه هيچ اقدامى نخواهد كرد. با وجود تمامى مواردى كه ذكر شد رسيدگى اصولى مسؤولان به وضعيت مينى بوسرانى احساس مى شود. رانندگان كه حمايت هايى از سوى مسؤولان مربوط دريافت نمى كنند خواهان رسيدگى به وضعيت خودروها، وضعيت معيشتى خود وخانواده هايشان هستند. يكى از رانندگان مى گويد: «با آنكه براى خريد لاستيك و برخى لوازم يدكى ديگر ۲۵درصد تخفيف شامل حال ما مى شود اما كافى نيست.»
وى ادامه مى دهد: هزينه خانواده ، پرداخت حق بيمه تأمين اجتماعى، هزينه بيمه خودرو و سرنشينان و هزينه هاى اضافى كه خودروهاى فرسوده با خود دارند، ما را در تنگنا قرار داده است. ۱۵ ساعت كار در شبانه روز با درآمدى كه اگر خالص شود تكافوى هزينه يك خانواده را نمى دهد، نيازمند حمايت، برنامه ريزى ، رسيدگى و نظارت مستمر بخش هاى مربوط است تا هم ناوگان حمل و نقل عمومى به وضعيت مناسب ترى برسد و رانندگان نيز با آرامش و امنيت به كار خود ادامه دهند و از همه مهمتر مردم نيز با رضايتمندى از اين وسيله نقليه عمومى سود ببرند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |