دوشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۳ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Mon, May 1, 2006
حوادث
۳۴۵۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
توسط صاحب خودرو و دوستانش صورت گرفت
دعوت عام جويندگان عاطفه «ايران» براى درمان بيماران بى بضاعت
بااعمال ماده ۲ ازسوى
رئيس قوه قضاييه صورت گرفت
توسط صاحب خودرو و دوستانش صورت گرفت
جست وجو در شهر به دنيال ۲ دختر دزد
256476.jpg
گروه حوادث- عمليات تعقيب و گريز ۸ ساعته دزدان خودرو، با دستگيرى دو دختر جوان پايان يافت. اين اقدام عصر روز جمعه گذشته به دنبال سرقت يك خودرو ۲۰۶ از سوى دو دختر جوان آغاز شده بود.

بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۶ عصر روز جمعه ۸ ارديبهشت ماه سال جارى پسر جوانى در حاليكه مضطرب و نگران بود با مراجعه به مأموران كلانترى آنان را در جريان به سرقت رفتن پژو ۲۰۶ نقره اى رنگش قرار داد.
وى در تشريح جزئيات اين حادثه گفت: داشتم براى ديدن دوستانم مى رفتم كه دو دختر جوان در حاشيه خيابان دولت از من خواستند آنان را تا خيابان پاسداران برسانم.
هنوز دقايقى از سوار شدن آنان نگذشته بود كه يكى از آنان باداد و فرياد ادعا كرد دوستش دچار سرگيجه شده و حالش بد است. او از من خواست در مقابل داروخانه اى متوقف شوم. در آنجا به درخواست آنها پياده شدم تا برايش داروى مسكن بخرم. وارد داروخانه كه شدم، با شنيدن صداى استارت خودرو ام نگاهم به بيرون چرخيد. در كمال تعجب ديدم كه آنها خودرو را دزديده و به سرعت در اتوبان كاوه به راه افتادند.
در حاليكه با ارائه نشانى هاى خودرو سرقتى و دو دختر دزد تجسس هاى پليسى براى رديابى آنان آغاز شده بود پسر جوان به توصيه يك مأمور پليس تصميم گرفت براى پيدا كردن دزدان خودرو اش از دوستان خود كمك بخواهد.
وى در اين باره به پليس گفت: به سرعت به چند تن از دوستانم كه خودرو دارند زنگ زده و خواستم تا به مناطق شلوغ و شمالى تهران رفته و دنبال پژوى من بگردند.
۱۰ تن از دوستانم سوار بر ۵ خودرو به نقاط مختلف تهران رفتند. در حاليكه با گذشت ۸ ساعت از به دست آوردن ردى از دو دختر دزد نااميد شده بوديم يكى از دوستانم تماس گرفت و گفت خودروى مرا در حوالى خيابان ايران زمين ديده است. با هماهنگى هاى انجام شده تمامى دوستانم به آن منطقه رفتند. در حاليكه درحال گشتزنى در منطقه بوديم دوستم با ديدن خودروى من كه در ترافيك پشت چراغ قرمز ايستاده بود، پياده شده و به سرعت خود را به آن رساند ولى هنوز در خودرو را باز نكرده بود كه چراغ سبز شده و پژو به حركت درآمد. او هم باديدن اين وضعيت از در سمت راننده آويزان شد. دو دزد جوان با مشاهده اين وضعيت سعى كردند با حركت هاى مارپيچ او را زمين بزنند ولى دو تن از دوستانم از عقب و جلو راه آنها را با خودروهاى خود بستند وآنها را مجبور به توقف كردند.
دو دختر جوان وقتى از سوى پليس بازداشت شده و به شعبه سوم بازپرسى دادسراى جنايى تهران انتقال داده شدند در بازجويى هاى قضايى ضمن به گردن گرفتن ماجراى دزديدن پژو ۲۰۶ ادعا كردند تنها قصد اذيت كردن صاحب پژو را داشتند و مى خواستند به اين ترتيب كمى تفريح كنند.
به دستور بازپرس رسيدگى كننده به پرونده دو دختر جوان تا شناسايى هويت واقعى شان جهت انجام تحقيقات تكميلى در اختيار مأموران آگاهى تهران قرار گرفتند.
ماجراى اسارت دختر دانش آموز در ويلاى شمال
گروه حوادث: يك دختر دانش آموز پس از فرار از دست ربايندگانش ماجراى ۴روز اسارت خود در يك خانه ويلايى را بازگو كرد.
وى كه ۱۶ساله است به هنگام بازگشت به خانه شان از سوى ۴پسر جوان ربوده شده بود. اين دختر جوان وقتى در برابر بازپرس شعبه سوم دادسراى جنايى تهران قرار گرفت در اين باره گفت: ساعت۲۱ بود كه در كنار خيابان به انتظار خودروى مسافركش ايستاده بودم. ناگهان يك خودروى پرايد با ۴سرنشين در مقابلم توقف كرد. يكى از سرنشينان كه به «مارمولك» معروف بود پياده شده و كاردى را زير گلويم قرار داد. وى با تهديد مرا سوار خودرواش كرده و به منطقه خلوتى بردند. آنها بدون اعتنا به التماس ها و خواهش هايم ابتدا دست و پايم را بسته و سپس مرا در صندلى عقب خودروشان گذاشتند. وقتى خودروشان با سرعت به حركت درآمد نمى دانستم مقصدشان كجاست ولى بعد از ساعتى از صحبت هاى آنها فهميدم كه به سمت شمال كشور مى روند.
در شمال وارد يك خانه ويلايى شديم. هوا هنوز تاريك بود. آنها مرا به اتاقى بردند و با قرار دادن كاردى زير گلويم به زور مورد تجاوز قرار دادند. پس از گذشت چندروز بار ديگر به همان روش مرا سوار كرده وبه طرف تهران حركت كردند. در بين راه به هر زحمتى بود، توانستم دستانم را باز كنم. وقتى حوالى ميدان آزادى آنها براى خريد سيگار، خودرو را متوقف كردند، با سرعت از ماشين پياده شده و با داد و فرياد از مردم كمك خواستم. آنها با مشاهده اين وضعيت سوار خودروى خود شده و منطقه را ترك كردند. با توجه به اين ادعاها به دستور بازپرس پرونده تجسس هاى پليس براى رديابى ربايندگان اين دختر دانش آموز آغاز شده است.
دعوت عام جويندگان عاطفه «ايران» براى درمان بيماران بى بضاعت
دستان نياز مردى تنها از بروجرد
256557.jpg
گروه حوادث: نامه اش حكايت از سختى و رنج هايى مى كند كه از زمستان سال ۸۴ گرفتارش كرده است.

هديه هاى بهارى تان را به شماره حساب ۳۹۸۸ بانك ملى شعبه خجسته، كد شعبه ۷۹۹ به نام مؤسسه فرهنگى _ مطبوعاتى ايران، به بيماران بى بضاعت ببخشيد.
خدامراد ۳۱ سال دارد او صاحب يك فرزند و همسر است. خودش مى گويد: زمستان سال گذشته در حال برف روبى روى پشت بام خانه مان بودم كه ليز خورده و سقوط كردم. براثر اين سقوط بود كه دچار ضايعه شديد نخاعى شدم. با وجود اينكه درآمدى نداشتم و قبل از حادثه در كنار خيابان فندك پر مى كردم ناچار به مداوا شدم. راهى جز قرض كردن نداشتم. براثر حادثه سقوط قدرت حركت نداشتم. حالا هم دستم از همه جا كوتاه شده است زندگى ام به سختى مى گذرد و ۱۵ ماه است كه در خانه بسترى شده ام. مرد جوان بارها تلفن زده و صحبت كرده است براثر زلزله اى كه در بروجرد آمده است، خانه اش ويران شده و مشكلات ديگرى هم برايش ايجاد كرده است. حالا مرد مانده و يك كودك و زنى جوان با دستانى خالى. پزشكان براى درمان او يك دوچرخه ثابت و دستگاه شوك سفارش كرده اند، مرد خانه اش دور است و نمى تواند به فيزيوتراپى برود و از اين دو دستگاه استفاده كند. به سختى با ويلچر و كفش طبى حركت مى كند. او اميدوار است با به دست آوردن دستگاه شوك و دوچرخه ثابت بتواند با تلاش و كوشش بازهم نان آور خانواده اش شود. خانواده اى كه جز او هيچ سايه اى را بر بالاى سر ندارد.
لبخند ميلاد
256536.jpg
مادر ميلاد هرچند روز يكبار تلفن مى زند و از پسرش مى گويد. اما اين بار وقتى تلفن مى زند در صدايش شوقى نهفته است. سعى مى كند خوشحالى اش را كنترل كند، اما انگار نمى شود. ميلاد حالش خيلى بهتر شده است. رگ هايش بيرون آمده اند و پسرم مى تواند سرش را به اطراف بچرخاند. ميلاد شانه هايش را هم تكان مى دهد. ميلاد به دستور دكتر قرار است چند ساعت از دستگاه جدا شود. اشك هايش به كمك صداى لرزانش مى آيند. مادر شادمان است كه پس از ماهها تلاش پس از ۱۴ ماه انتظار حالا پسرش روبه بهبود است. ميلاد هم انگار به خاطر چشمان مادر تلاش مى كند كه از روى تخت برخيزد.
روزى كه به ديدن ميلاد در بيمارستان رفته بودم باورمان نمى شد كه به اين زودى ها خبرهاى بهبودى ميلاد را بشنويم. ولى حالا در انتظار روزى هستيم، روزى كه مادر ميلاد قولش را به ما داده است. مادر ميلاد قول داد كه خبر بهبودى ميلاد را اول از همه به ما بدهد. شايد حالا مادر ميلاد هم باورمان كرده باشد كه تمام خستگى هاى ما اينجا پشت ميز كوچكى در گوشه اى از تحريريه «ايران» با شنيدن اين اميدوارى ها و بهبودى ها از تن به در مى رود و جان تازه ما به رسيدن همين نفس هاست. اميدواريم كه تا روز جشن گلريزان ما ميلاد بيايد با تمام آنهايى كه دوستش داشته اند، با تمام آنهايى كه برايش دعا كرده  اند، حرف بزند و به آنهايى كه روى تخت هاى بيمارستان بسترى شده اند اميد بدهد.
بااعمال ماده ۲ ازسوى
رئيس قوه قضاييه صورت گرفت
پرونده «شهلا»
براى دومين بار
درديوان عالى كشور
256545.jpg
گروه حوادث- پرونده جنجالى «شهلا» براى رسيدگى تخصصى براى بار دوم به پنج قاضى هيأت تشخيص ديوانعالى كشور سپرده شد.
اين اقدام، با اعمال ماده ۲ به دستور رئيس قوه قضاييه در حالى صورت گرفت كه در چهار سال گذشته پليس و ۱۱ قاضى عاليرتبه به بررسى پرونده اين جنايت پرداخته اند و «شهلا» به قصاص نفس _ اعدام _ محكوم شده است. بنابه اين گزارش؛ ساعت ۱۴ روز چهارشنبه ۱۷ مهرماه سال ۸۱ با قتل زن ۳۲ ساله اى به نام فاطمه سحرخيزان، كه در غياب همسر فوتباليست خود وقتى دو پسر خردسالش به مدرسه رفته بودند بطرز هولناكى قربانى اقدامى شوم شد، همسر صيغه اى اين فوتباليست تحت تعقيب پليسى و قضايى قرار گرفت و با اعتراف به قتل روانه زندان اوين شد و از زندان ادعا كرد بى گناه بوده است و همه اعترافاتش دروغ بوده است.
اين زن به قرار سنگين بازداشت موقت در اين مرحله اعتراض كرد و با اصرار بر بى گناهى خواستار آزادى از زندان شد اما سه تن از قضات دادگاه تجديد نظر استان تهران نيز با بررسى دلايل پليسى و قضايى وى را مجرم شناختند و اعتراضش را مردود دانستند.
«شهلا» كه در زندان مانده بود براى دفاع از خود دو وكيل اختيار كرد و در جلسات جنجالى محاكمه خود نيز پشت تريبون دفاع با قاطعيت ادعاى بى گناهى كرد و وكلايش نيز خواستار شناسايى قاتل اصلى شدند.
وقتى جلسات محاكه «شهلا» در دادگاه عمومى جزايى تهران خاتمه يافت، قاضى پرونده با استناد به نتايج تحقيقات پليسى، مدارك به همراه اقرار و بازسازى صحنه جنايت از سوى «شهلا» وى را به قصاص نفس محكوم كرد. اين حكم با اعتراض «شهلا» و وكلايش براى رسيدگى در اختيار سه قاضى شعبه ۲۶ ديوانعالى كشور قرار گرفت و آنان با بررسى هاى تخصصى مجازات مرگ «شهلا» را تأييد و قابل اعتراض دانستند. در اين مرحله، وكيل خرمشاهى خواستار رسيدگى به پرونده از سوى ۵ قاضى هيأت تشخيص ديوانعالى شد كه قضات شعبه ۱۵ اين هيأت نيز بعد از ماه ها بررسى و شنيدن دفاعيات ۳ ساعته و كيل «شهلا» باز نظر بر گناهكار بودن اين زن در قتل «لاله» دانستند و وى را به قصاص نفس _ اعدام _ محكوم كردند.
وقتى پرونده «شهلا» وارد مرحله اجراى حكم شد، وكيل خرمشاهى در نامه اى به رئيس قوه قضاييه خواستار اعمال ماده دو شد و اين بار نيز پرونده در هيأت نظارت و پيگيرى در اختيار دكتر عقيقى قرار گرفت و وى با تهيه گزارشى آن را در اختيار آيت الله شاهرودى قرار داد و رئيس قوه قضاييه براى بار دوم پرونده «شهلا» را در اختيار ۵ قاضى ديگر از هيأت تشخيص ديوان قرار داد تا آنان نيز بعد از ۱۱ قاضى براى چندمين بار به اين پرونده، رسيدگى كنند. وكيل محققى كه از سوى خانواده «لاله» پيگير پرونده است در اين خصوص به خبرنگار جنايى ما گفت: «نمى دانم چرا پرونده موكلم تا اين مرحله كشيده شده است. البته همه مراحل را قانون در نظر گرفته است. بعيد مى دانم در حكم تغييرى به وجود آيد چون پرونده كامل و گويا است اما باز هر احتمالى مى توان داد، به هر حال اين بار، ديگر همه چيز مشخص مى شود.»
انتقامجويى دختر جوان به خاطر ازدواج اجبارى
انتقامجويى دختر كرمانشاهى از والدينش در پى اجبار و پافشارى به ازدواج با مردى كه تفاوت سنى زيادى با او داشت، با قتل مادر و مجروحيت پدر پايان يافت.
به گزارش ايسنا، در پى تماس تلفنى با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ مبنى بر وقوع يك فقره نزاع در كرمانشاه بلافاصله مأموران كلانترى ۱۶ «سعدى» با حضور در موقعيت مورد نظر تحقيقات لازم را در اين خصوص آغاز كردند. در اين حال زمانى كه مأموران پليس براى بررسى موضوع در محل درگيرى حاضر شدند، دريافتند كه اين حادثه به مجروحيت دو تن (زن و شوهر) منجر شده كه به بيمارستان انتقال يافته اند ولى زن بر اثر جراحات وارده در دم جان باخته است. بدين ترتيب در ادامه تحقيقات پليسى و ارجاع پرونده به پليس آگاهى، دختر متوفى از سوى كارآگاهان مورد بازجويى قرار گرفت.
دختر جوان در تشريح حادثه طى اعترافاتى به ايسنا گفت: در پى خواستگارى مردى كه تفاوت سنى زيادى با من داشت، پدر و مادرم، مرا تحت فشار قرار دادند كه تن به ازدواج با او دهم. او اعتراف كرد: زمانى كه آنها برخواسته خود مبنى بر اين ازدواج پافشارى كردند، از نبود برادر و خواهرانم استفاده كرده و ابتدا پدرم را كه در طبقه همكف خوابيده بود چندين ضربه پى در پى با چهار پايه فلزى به او وارد كردم و در حالى كه مصدوم شده بود به طبقه فوقانى رفته و مادرم را نيز كه در خواب بود بشدت مضروب كرده و به قتل رساندم.
انفجار مرگبار در نوبنياد
گروه حوادث- مرد جوانى در جريان انفجار در ميدان نوبنياد تهران جان خود را از دست داد. اين حادثه صبح روز يكشنبه ۱۰ ارديبهشت ماه سال جارى رخ داد و در جريان آن مردى به نام «على» جان سپرد. به دستور بازپرس«حسينى» از شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران، بررسى هاى پليسى و قضايى درباره چگونگى اين حادثه آغاز شده است.
پيدا شدن جمجمه در باغچه
گروه حوادث: پيدا شدن يك جمجمه در داخل باغچه اى در شرق تهران پليس را در برابر يك معماى جنايى قرار داد. اين حادثه هنگامى رخ داد كه صاحب يك مغازه سوپرماركت در منطقه تهرانپارس سرگرم كندن باغچه براى كاشتن گل و درختچه بود كه ناگهان جمجمه اى از زير خاك بيرون آمد. به دستور بازپرس ويژه قتل دادسراى جنايى تهران تحقيقات پليسى درباره اين جمجمه آغاز شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |