|
پاسخ معماى پليسى شماره ۱۱۲ - توطئه عشقى
دليل بازپرس شمس: وقتى براى نخستين بار به بيمارستان رفت «محمد»، در حالت بى هوشى فقط پرسيد آيا دختر كشته شده است يا زنده است؟ اين شاهد وقتى روز بعد بازجويى شد ادعا كرد زمانى به ماتيز نزديك شده است كه در داخل آن با صندلى، پنجره ها و سقف خون آلود مواجه شده است و چون در صحنه جنايت بازپرس ابتدا با اين صحنه روبرو شد و بعد با جست وجوى بيشتر و پشت سر گذاشتن ۱۰ رده درخت، جسد دختر را لابه لاى درختان پيدا كرد اين سؤال پيش آمد كه «محمد»، چگونه اطلاع داشته، دخترى به قتل رسيده است چرا كه طبق ادعايش در حال فرار به سمت پيكان از پشت ضربه اى به سرش خورده است و او نيمه بى هوش شده است و فرصتى براى جست وجوى جسد و ديدن پيكر بى جان «دريا» نداشت، همين نشان مى داد كه محمد، مى دانسته مقتول يك دختر است و حتماً در قتل دخالت داشت.
|