دوشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۳ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Mon, May 1, 2006
چشم انداز
۳۴۵۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
تاريخ ايران در انتظار گردشگران
256473.jpg
مهدى يساولى
ايران سرزمينى است كه جاى جاى آن، يادگارى از گذشته دارد. شناسايى بيش از يك ميليون اثر و محوطه تاريخى گوياى اهميت اين سرزمين و جايگاه والاى آن است، اما در اين ميان، بخشى از آثار و محوطه ها به دليل ساختار معمارى و جايگاه تاريخى، شهرت و آوازه اى دارند كه آنها را جاودانه كرده است. برخى از اين آثار به دليل اهميتى كه گفته شد، از سوى سازمان يونسكو در فهرست ميراث جهانى ثبت شده و تحت حمايت و پشتيبانى هاى بين المللى قرار گرفته اند. بازديد از اين آثار براى علاقه مندان به جاذبه هاى تاريخى و آشنايى نزديك با آنان بى شك خاطرات خوبى را براى آنان رقم خواهد زد. براى آگاهى بيشتر علاقه مندان درباره ۷ اثر بزرگ تاريخى ايران كه در فهرست ميراث جهانى يونسكو به ثبت رسيده اند، توضيحاتى مختصر ارائه مى شود.
تخت جمشيد
تخت جمشيد يا پارسه در دامنه كوه رحمت در ۵۷ كيلومترى شمال شهر شيراز، در شهرستان مرودشت قرار گرفته است. از لوحه هاى طلا و نقره كشف شده در تخت جمشيد مشخص شده كه ساخت آن در سال ۵۱۸ پيش از ميلاد در دوره پادشاهى داريوش اول هخامنشى آغاز شد. وى دستور داد براى برپايى جشن ها و آيين هاى ملى و مذهبى مانند نوروز، كاخ هاى باشكوهى در آنجا بسازند. براساس مدارك، دوره شكوه و آبادانى تخت جمشيد، ۲۰۰ سال به طول انجاميده است.
عمليات ساختمانى تخت جمشيد از قسمت جنوبى محوطه آغاز شد و نخست، بخشى از خزانه و كاخ تچر (كاخ اختصاصى داريوش اول) و تالار بزرگ بارعام يعنى كاخ آپادانا ساخته شد. اين عمليات در دوران پادشاهى داريوش، خشايارشا و اردشير اول (۵۰۰ تا ۴۵۰ پيش از ميلاد) به طول انجاميد. در زمان پادشاهى اردشير سوم (۴۰۴ تا ۳۵۹ پيش از ميلاد) نيز بخش هاى ديگرى از اين مجموعه باعظمت ساخته شد.
تخت جمشيد نامى است كه تاريخ نويسان اسلامى بر اين مجموعه نهاده اند، در حالى كه نام آن از ابتدا پارسه (محل زندگى پارس ها) بود. البته يونانيان، آن را پرسه پوليس (شهر پارس ها) مى ناميدند.
كاخ آپادانا
بزرگترين و شكوهمندترين بناى تخت جمشيد، كاخ آپادانا است كه ساخت آن در زمان داريوش اول آغاز شد و در زمان خشايارشا پسر وى پايان يافت.
در كاخ آپادانا، شاه نمايندگان ملل تابعه را براى بارعام نوروزى به حضور مى پذيرفت. اين كاخ يك تالار مركزى چهارگوش با ۳۶ ستون به بلندى ۱۹‎/۶۵ متر و ۳ ايوان شمالى، شرقى و غربى دارد كه در هر يك ۱۲ ستون قرار گرفته است. يك پلكان دوسويه از حياط به ايوان شمالى راه دارد و در دو سرى ديوار اين پلكان، نقش هاى زيبا حك شده كه از زيباترين هنرهاى دوران هخامنشى به شمار مى آيد. در قسمت عقب پلكان، ۲۳ گروه نمايندگان ملل تابعه در سه رديف، نشان داده شده و در قسمت شمالى، بزرگان ايران، ميرآوران و سربازان گارد جاويدان به تصوير درآمده اند. هر يك از بزرگان، گل يا غنچه نيلوفر آبى به دست دارند و دست بعضى ديگر، اشيايى مشاهده مى شود كه احتمالاً سيب يا تخم مرغ رنگى است و جزو نمادهاى نوروز به شمار مى آيند. گروه نمايندگان از ملل تابعه امپراتورى هخامنشى هستند كه از مادها، فوزى ها، هراتى ها، رخجى ها، مصرى ها، بلخى ها، ارمنى ها، بابلى ها، آشورى ها، سكاها و... را دربرمى گيرد.
تخت جمشيد در سال ۱۳۵۷ با تصويب كميته ميراث جهانى يونسكو به همراه دو اثر ديگر در فهرست ميراث جهانى به ثبت رسيد.
ميدان نقش جهان
ميدان نقش جهان (ميدان امام) در سال ۱۰۲۱ هجرى با فرمان شاه عباس اول صفوى در اصفهان ساخته شد. اين ميدان ، ۵۰۰متر طول و ۱۶۵ متر عرض دارد و در زمان ساخت، يكى از بزرگترين ميدان هاى جهان به شمار مى آمده است. نقش جهان محل بازى چوگان، مشق واحدهاى نظامى ، برگزارى جشن ها و مراسم ويژه و نمايش هاى گوناگون در حضور شاه بود كه از ايوان عمارت عالى قاپو به تماشاى اين برنامه ها مى نشستند.
در ميدان نقش جهان، عمارت هاى مذهبى و سلطنتى زيبايى ساخته شده كه شامل عمارت عالى قاپو در ضلع غربى ،مسجد جامع عباسى (مسجد امام) در جنوب، مسجد شيخ لطف الله در ضلع شرقى و سردرقيصريه و بازار در شمال ميدان است.
عمارت عالى قاپو
اين كاخ از بناهاى شاه عباس اول صفوى است كه در نيمه نخست قرن ۱۱ هجرى ساخته شد. ساخت عالى قاپو به پيروى از دو ساختمان باب عالى و قصر سلطان عثمانى در اسلامبول صورت گرفته است. عالى قاپو ۶ طبقه است و از ايوان آن، نماى شهر تاريخى اصفهان به خوبى ديده مى شود.
«ژان شاردن» جهانگرد شهير فرانسوى در توصيف اين عمارت گفته: «بزرگترين كاخى است كه ممكن است در يك پايتخت وجود داشته باشد».
مسجد امام
اين بنا در ضلع جنوبى ميدان قرار گرفته و از نظر ويژگى هاى معمارى، تزئينات هنرى و ديگر آثار نفيس ، از برجسته ترين يادگارهاى معمارى ايرانى به شمار مى آيد. ساخت اين بناى با شكوه در سال ۱۰۲۰ هجرى به دستور شاه عباس اول و معمارى استادعلى اكبر اصفهانى آغاز شد و كارهاى تزئيناتى آن تا بعد از مرگ شاه (۱۰۳۸ هجرى) ادامه يافت. بناى مسجد با مساحتى حدود ۱۲هزار و ۲۶۴ مترمربع به صورت چهار ايوانى ساخته شده و داراى صحن مركزى با چهار ايوان در چهار جهت اصلى و رواق ها، غرفه هايى در دو طرف ايوان ها، گنبدخانه و شبستان، سردر و جلوخان، دو مدرسه با صحن و حجره ، تزئينات متنوع كاشى معرق و هفت رنگ و كتيبه هاى نفيس است.
مسجد شيخ لطف الله
اين بنا در ضلع شرقى ميدان نقش جهان و روبروى عمارت عالى قاپو قرار گرفته است. ساختمان مسجد در فاصله سال هاى ۱۰۱۱ تا ۱۰۲۸ هجرى براى نماز جماعت و تدريس داماد شاه، شيخ لطف الله بن عبدالكريم بن ابراهيم از علماى مهاجر جبل عامل لبنان بنا شد.
ساختمان مسجد ، طرح ساده ، كوچك و بسيار باشكوه و استادانه اى دارد و مشتمل بر شبستان زيرگنبد، شبستان زمستانى ، گنبد، راهرو، سردر ورودى و تزئينات غنى كاشى  كارى است. اين مسجد برخلاف ديگر مساجد اين دوره، صحن ، ايوان و مناره ندارد.
مجموعه ميدان نقش جهان با همه ابنيه اى كه در آن واقع شده اند در سال ۱۳۵۷ از سوى يونسكو در فهرست ميراث جهانى ثبت شد.
تخت سليمان
تخت سليمان در ۴۵ كيلومترى شمال شرق بخش تكاب شهر مياندوآب قرار دارد. اين محل كه تاريخ نويسان آن را كنژك (عهدساسانى) يا شيز و گنجك (دوره اسلامى) ناميده اند ، به استناد آثار مكشوفه از كاوش هاى باستان شناسى و تطبيق با واقعيات تاريخى ، يكى از سه آتشكده مهم عهده ساسانى يعنى آتشكده آذرگشنسب بوده كه خسرو دوم ساسانى (پرويز) نيز كاخى را در كنار آتشكده بناكرده است. همچنين بعدها در دوره ايلخانى ، بناهايى دراين مجموعه در كنار ابنيه باستانى ساخته شد.
مجموعه تخت سليمان روى صفه و تخت سنگ طبيعى به ارتفاع ۲۰ متر از سطح دشت قرار دارد كه به طور عمده از لايه هاى رسوبى درياچه تشكيل شده است. آثار اين مجموعه تماماً داخل حصار و ديوار بيضى شكل آن كه دورتا دور صفه گسترده شده، بنا شده است. همچنين درياچه اى آتشفشانى در ميانه مجموعه قرار گرفته كه بنا بر شواهد، بيش از ۱۲۰متر عمق دارد. درياچه به صورت چشمه جوشانى از طبقات زيرين فوران و اراضى زراعتى پيرامونى را مشروب مى كند. در جبهه شمال غربى درياچه و در زاويه مربع بزرگتر، ايوان رفيع ساسانى معروف به ايوان خسرو قرار دارد. در مركز مربع شمالى، آتشكده معروف آذرگشنسب واقع شده است. آتشكده مجموعه اى است مشتمل بر يك تالار مركزى مربع شكل كه يك گنبد بزرگ آجرى آن را مى پوشانده و اكنون فرو ريخته است.
پاسارگاد
محوطه تاريخى پاسارگاد كه به تازگى از سوى يونسكو به عنوان يك اثر جهانى پذيرفته شده، در ۷۰كيلومترى شمال تخت جمشيد در جاده آسفالته شيراز - آباده با فاصله سه كيلومترى جاده قرار دارد. دشتى كه ابنيه پاسارگاد در آن قرار گرفته، مرغاب ناميده مى شود و رود پلوار (مدوس) آن را سيراب مى كند. در روايات آمده است كه كوروش بنيانگذار امپراتورى هخامنشى با شكست آستياگس آخرين حاكم مادى در سال۵۵۰ پيش از ميلاد، محلى را براى پايتختى برگزيد كه همين دشت مرغاب بود.
مجموعه آثار پاسارگاد در محوطه اى به پهناى دو و درازاى سه كيلومتر گسترده شده است. اين آثار شامل صفه عظيم تل تخت يا تخت مادر سليمان و باروى خارجى آن، محوطه مقدس، مجموعه كاخ هاى پذيرايى يا بارعام، كاخ اختصاصى كوروش يا كاخ مسكونى و آرامگاه كوروش در فاصله ۱‎/۵كيلومترى كاخ هاست.
آرامگاه كوروش
آرامگاه كوروش بزرگ مهمترين اثر مجموعه پاسارگاد از سال۱۸۲۰ ميلادى به عنوان آرامگاه كوروش شناسايى شد. بناى آرامگاه، ميان باغهاى سلطنتى قرار داشت و از سنگهاى عظيم كه درازاى برخى از آنها به ۷متر مى رسد، ساخته شده است. تخته سنگهاى آرامگاه با بست هاى فلزى به هم پيوسته بود كه بعدها به سرقت رفت . هر چند بيشتر اين آسيب ها بعدها ترميم شد، اما جاى خالى برخى از آنها به صورت حفره هايى در دل سنگ باقى مانده است. بناى آرامگاه از دو قسمت سكوى شش پله اى و در ورودى تشكيل شده است. جسدش را در تخت زرينى گذاشته و اشياى سلطنتى و جنگى او را كنارش قرار دارند. گويا در حمله اسكندر مقدونى به ايران، اين آرامگاه تاراج شده است.
256443.jpg
آرامگاه كوروش بزرگ در تمام دوره هخامنشى مقدس به شمار مى رفت كه اين تقدس در دوران اسلامى نيز به قوت خود باقى ماند. از آنجا كه مردم ساختن بناهاى عظيم سنگى را بيرون از توان بشر مى دانسته، در دوره هايى، ساخت آرامگاه را به حضرت سليمان كه بر ديوها مسلط بود، نسبت دادند و آن را شهر مادر سليمان ناميدند.
چغازنبيل
چغازنبيل همانند تخت جمشيد و ميدان نقش جهان (ميدان امام) در سال۱۳۵۷ در فهرست ميراث جهانى به ثبت رسيد. اين محوطه در جنوب غربى ايران در ۳۵كيلومترى جنوب شرقى شهر باستانى شوش در استان خوزستان قرار گرفته است. اين شهر در اوايل قرن۱۳ پيش از ميلاد، از سوى پادشاه عيلامى از اونتاش پنيريشا در نزديكى رود دز ساخته و دوراونتاش ناميده شد. در مركز شهر معبدى عظيم به صورت طبقه طبقه بنا شده كه هنوز دوطبقه آن پابرجا است. اين معبد به زيگورات (زيقورات) موسوم است كه به دو خداى بزرگ عيلامى يعنى اينشوشيناك و پنيريشا اهدا شده است چغازنبيل بزرگترين اثر معمارى به جاى مانده از تمدن عيلامى است كه تاكنون شناخته شده است. بناهاى مجموعه را از خشت و آجر ساخته اند و با داشتن قدمت بسيار، هنوز بخش زيادى از آنها به جاى مانده است. درهاى معابد و كاخ از چوب بوده كه با ميله هاى شيشه اى تزيين مى شده اند. در حفاريها قطعاتى از مجسمه هاى سفالين و لعابدار گاوهاى نر كه از دروازه هاى ورودى بناى زيگورات محافظت مى كردند، به دست آمده است. ظروف مختلف سفالى و سنگى، مهرهاى استوانه اى، اشياى فلزى، پيكرك هاى سفالين و اشياى زينتى از جمله ديگر آثار به دست آمده از اين محوطه است.
گنبد سلطانيه
بزرگترين گنبد آجرى جهان كه در سال جارى به مجموعه آثار جهانى ايران اضافه شد، در شهر سلطانيه در ۳۰ كيلومترى جنوب شرقى شهر زنجان قرار دارد. كار ساخت شهر سلطانيه در اواخر قرن ۷ هجرى در دوران حكمرانى ايلخانان آغاز شد و در سال ۷۱۰ هجرى پايان يافت و به عنوان پايتخت سلطان محمد خدابنده برگزيده شد. پس از پايان دوره ايلخانان مغول، شهر از سكنه خالى و بسيارى از ابنيه آن نابود شد. تنها يادگارى كه به جاى ماند و مورد احترام قرار گرفت، گنبد بزرگ سلطانيه بود.
بناى گنبد سلطانيه در سال ۷۰۲ هجرى براساس طرح آرامگاه غازان خان ايلخان مغول ساخته شد. اين گنبد، در دوره برپايى مرتفع ترين بناى جهان بود. گنبد سلطانيه از سه فضاى گنبدخانه، تربت خانه و سردابه تشكيل شده و از نظر حجمى و تركيب فضا با معمارى هيچ يك از مقابر اسلامى ايران مطابقت ندارد.
يكى از خصوصيات اصلى و منحصر به فرد گنبد سلطانيه، دوجداره بودن آن است كه از دو قشر موازى و مجزا تشكيل شده است. گنبد سلطانيه سالها مورد تقليد معماران بزرگ اروپايى قرار مى گرفت كه نمونه بارز آن گنبد كليساى سانتاماريا دلفيوره در شهر فلورانس ايتالياست.
ارگ بم
آخرين اثرى كه بدان مى پردازيم ارگ بم است كه البته به گونه اى متفاوت از ديگر آثار، در فهرست ميراث جهانى قرار گرفت. تا پيش از زلزله ويرانگر دى ماه ۱۳۸۲ در شهر بم كرمان، پرونده ارگ بم درحال آماده شدن براى ثبت در فهرست ميراث جهانى بود كه زلزله همه چيز را به هم ريخت. اما اين پرونده مسكوت نماند و به دليل اهميت تاريخى و بزرگترين بناى خشتى جهان، كميته ميراث جهانى يونسكو، ثبت اضطرارى اين اثر عظيم را در دستور كار قرار داد و پس از ثبت، ارگ بم براى بهره گيرى از كمكها و حمايتهاى جهانى به فهرست ميراث جهانى در خطر قرار گرفت.
مجموعه ارگ بم كه برخى روايات تاريخى، پيشينه آن را حتى به زمان حكمرانى اشكانيان رسانده اند، شامل شهر قديم وقلعه است كه ۲۰ هكتار وسعت دارد و مساحت ارگ و قلعه نزديك به ۶ هكتار است. سه سمت قلعه را باغ و خانه هاى مسكونى و زمين هاى كشاورزى محصور كرده و ضلع شمالى در امتداد رودخانه پشت رود قرارگرفته است. دور تا دور قلعه خندق هاى عميقى وجود داشت كه آن را از يورش هاى انسانى مصون مى كرد، اما زلزله آن را ويران كرد. در ميان قلعه، عمارت حاكم نشين روى صخره اى طبيعى بنا شده كه پنج طبقه دارد.
ارگ بم با وجود زلزله مهيب سال ۱۳۸۲ كه بخش عمده اى از آن را ويران كرد، همچنان برافراشته و شكوهمند است.
بررسى مكتب هاى جامعه شناسى كيفرى
256431.jpg
محترم فراهى

مكتب جغرافى:
اين مكتب را كه امروزه آمريكايى ها به آن نام اكولوژى Ecologie (بوم شناسى) كه شناسايى و تحقيق روابط فرد با محيط طبيعى است، داده اند كتله Quetelet بلژيكى و گرى guerry فرانسوى پايه گذارى كردند و در بين سال هاى ۱۸۳۰ تا ۱۸۸۰ در فرانسه گسترش و رونق بسيار يافت و تا انگلستان و آلمان ريشه دواند ولى بعد در بوته فراموشى فرو رفت زيرا مكاتب پر سر و صدايى چون مكتب تحققى و مكتب محيط اجتماعى راه پيشرفت مكتب جغرافى را سد كردند و افكار را به طرف نظريه هاى جديد جلب كردند.
به نظر كتله اجتماع مسؤول تمام جرايمى است كه اتفاق مى افتد زيرا خود آنها را به وجود مى آورد. در اين ميان بزهكار فقط يك واسطه و آلت اجرايى است. او كمتر جرايم را محصول تباهى ها و فسادهاى فردى مى داند و معتقد است هر جرمى كه رخ مى دهد، تحت تأثير شرايط و عوامل اجتماعى به وجود آمده است. يكى از مهمترين بررسى هاى كتله، تأثير عوامل محيط طبيعى بر بزهكارى است كه با استفاده از آمار فرانسه به اثبات رسيده است.
گرى مدير امور جنايى در وزارت دادگسترى فرانسه، يكى ديگر از بنيانگذاران مكتب جغرافى، معتقد است هميشه معايب و مفاسدى وجود دارد كه برخى از آنها به علت گزند ها و آسيب هاى مداومشان بيشتر قابل توجهند و به همين جهت با اهميت تر تلقى مى شوند. بديهى است اين اهميت نه از آن جهت است كه افراد به تنهايى در معرض حملات آزاردهنده آنها قرار مى گيرند، بلكه بدان علت است كه گسترششان تمام پيكره اجتماع را مورد تهديد قرار داده است.
به طور كلى مكتب جغرافى ضمن توجه شديد به اجتماع و عوامل مختلفى كه در آن به جرم ، شكل و پيكره مى دهند، تحقيقات اصلى خود را از رابطه محيط طبيعى با بزهكارى آغاز كرد و «قانون حرارت» را كه مورد توجه ساير مكاتب بعدى نيز قرار گرفت، به وجود آورد و به وسيله آمار نوع جرم ارتكابى و دلايل افزايش و كاهش آن را در مناطق و زمان هاى مختلف مورد بررسى قرار داد.
مكتب سوسياليست:
پس از تحقيقات قابل توجهى كه مكتب جغرافى و دانشمندان قبل از اين مكتب درباره ارتباط محيط با بزهكارى به عمل آوردند، بررسى هاى ارزنده اى نيز در قلمرو و شرايط مادى صورت گرفت و دانشمندان و محققان بسيارى به بررسى روابط موجود ميان پديده بزهكارى و اقتصاد پرداختند. پيشوايان اين مكتب، ماركس و انگلس هستند كه با مطالعات دامنه دار خود در زمينه شرايط اقتصادى، راه را براى تحقيقات بيشتر باز كردند.
دانشمندان مكتب سوسياليست، اختلاف طبقاتى را اساس عناد ميان دو دسته ثروتمند و فقير به شمار مى آورند و آن را علت ايجاد آشوب و اختلال اجتماعى و جرايم گوناگون مخصوصاً سرقت مى دانند. كارل ماركس karl Mmarx (۱۸۸۳-۱۸۱۸) كه پايه گذار واقعى مكتب سوسياليست است، به كليه ارتباطات اجتماعى و پديده هاى ضداجتماعى كه بزهكارى را نيز دربرمى گيرد، ريشه اى مادى مى دهد و زير بناى كليه امور، تحولات و سازمان هاى اجتماعى را مسائل اقتصادى قلمداد مى كند. ماركس منشأ مبارزات و مخاصمات اجتماعى را سرمايه دارى مى داند و معتقد است اگر در جامعه اى سرمايه دارى از بين برود، افراد آزادى خود را به دست مى آورند و ديگر شخصيت، وقت و كارشان در دست صاحبان قدرت ها نابود نمى شود و زنجيرهاى بردگى و بندگى، دست و پاى آنان را در هم نمى بندد. بر حسب عقايد ماركسيستى، بزهكارى آفريده شرايط اقتصادى است. نبودن مساوات در توزيع ثروت، افراد را به سوى جرم مى راند زيرا اين پديده واكنشى عليه بى عدالتى اجتماعى است.
مكتب اقتصادى:
اين مكتب در اواخر قرن نوزدهم با اين نظريه كه جرم پديده اى غيراجتماعى است كه به وسيله عوامل اقتصادى به وجود مى آيد، پايه گذارى شد.
معروف ترين بنيانگذاران و طرفداران اين مكتب كه به سرعت سراسر اروپا را فراگرفت، بيشتر ايتاليايى بودند كه از جمله آنها مى توان به فيليپ توراتى، دكتر بروموباتا گليا، لوريا، ناپلئون كولاژانى، در بلژيك مرهون هكتوردنيس، در هلند مرهون بونگر اشاره كرد. معتقدان به اين مكتب بعضى بدبختى و فقر، برخى ميل به ثروتمند شدن و تجمل پرستى، بعضى تضاد طبقاتى و عدم توزيع عادلانه ثروت، دسته اى ترس از دست دادن آنچه دارند، گروهى بيكارى و عدم قدرت و توانايى لازم براى برآوردن خواسته ها و نيازها و بالاخره برخى حرص و آز و بعضى بحران هاى اقتصادى و نوسانات قيمت ها و قحطى و گرسنگى را ريشه بزهكارى دانسته و علت اساسى جرايم مختلف بويژه سوء قصد عليه اموال و مالكيت به شمار آورده اند. باتا گليا معتقد است تمام نابسامانيها، نابهنجاريها، اشتباهها و خطاها، بى نظميها و آشفتگيها كه در محيط خانوادگى، در كشور و در روابط اجتماعى، مذهبى و... وجود دارد، ريشه مادى و مربوط به شرايط اقتصادى اجتماع زمان دارد. به همين جهت نتيجه مى گيرد هر جرمى به وقوع بپيوندد، محصول عامل اعتقادى است، بديهى است شرايط خوب اقتصادى، يك تنزل قابل ملاحظه جرايم عليه اموال و وضع نامطلوب مادى و محيط نامساعد اقتصادى با افزايش آنها توأم است.
مكتب تحققى:
مكتب تحققى كه به نام مكتب ايتاليا نيز معروف است، توسط سه نفر پايه گذارى شد:
سزارلومى روز پزشك قانونى كه با مطالعات مختلف خود در زمينه هاى گوناگون، جسم شناسى، زيست شناسى، روانشناسى، جامعه شناسى، راه بزرگى را براى بررسيهاى ديگران گشود و با نوشتن كتاب «انسان بزهكار» در سال ۱۸۷۵ در ايتاليا، هيجان بزرگى در دنيا ايجاد كرد. كتاب ديگر او «جرم، علت، درمان» در سال ۱۸۸۹ منتشر شد. لومبروزو در واقع بنيانگذار انسان شناسى كيفرى است. (Criminelle Anthropologie)
آنريكو فرى استاد حقوق جزا در رم با نوشتن كتاب (جامعه شناسى كيفرى) در سال ۱۸۸۱ به موضوعات اجتماعى توجه كرد. در حقيقت او بود كه اين علم را پايه نهاد.
رافائل گارو فالو صاحب مقام قضايى (۱۹۳۴ - ۱۸۵۲) كه كتاب خود را تحت عنوان جرم شناسى در سال ۱۸۸۵ نوشت، به علت غنى بودن و اصالتى كه مكتب تحقيقى داشت، جنبشهاى فراوانى در زمينه جرم شناسى به وجود آورد و در پى آن كنگره هاى متعددى در كشورهاى مختلف تشكيل شد.
بر حسب مكتب تحقيقى كه به وجود آورنده تئورى بود، يك ميل طبيعى قوى كه به ارث رسيده است، در نهاد فرد وجود دارد كه او را به طرف جرم مى راند. چنين فردى از نظر اخلاقى و روانى و جسمانى غير عادى و گرفتار بى قاعدگيهاى جسمانى و پريشانى خيال است. او قدرت پيش بينى نتايج حاصله از اعمال خود را ندارد و خودخواه و خوددوست و بى اراده و تشنه سفاكى و انتقام و عارى از هرگونه احساسات رحيمانه و انسان دوستى است. به اعتقاد بانيان اين مكتب، بزهكاران به پنج گروه تقسيم مى شوند:
مجرمان اتفاقى، مجرمان عاطفى، مجرمان بر حسب عادت، مجرمان ديوانه و مجرمان مادرزاد.
اين پنج دسته را مى توان به دو گروه قابل اصلاح (مجرمان اتفاقى و عاطفى) و غير قابل اصلاح (سه دسته بعد) تقسيم كرد.
به طور كلى مكتب تحقيقى ضمن آن كه به بى قاعدگى از نظر انسان شناسى معتقد است، عوامل اجتماعى را نيز فراموش نمى كند و نقش آنان را در ايجاد جرايم، بسيار اساسى مى داند.
مكتب محيط اجتماع:
پايه گذار اين مكتب دكتر لاكاسانى Dr. Lacassagne است كه عقيده دارد بزهكارى نتيجه عوامل محيط اجتماعى است. طرفداران مكتب محيط از جهات بسيارى با مكتب تحقيقى به مخالفت برخاستند، ولى عمده ترين اختلافى كه ميان اين دو مكتب به طور وضوح به چشم مى خورد، در مورد تأثير عوامل فردى و اجتماعى بر جرم بود. مكتب محيط روى جرم، شكل گيرى آن، تغييرات و تحولات آن، علت پديد آمدن آن و... تكيه و كوشش مى كرد جرم را در عوامل اجتماعى جست و جو كند، زيرا اين مكتب جرم را پديده اى مى دانست كه به وسيله عوامل گوناگون اجتماعى آفريده مى شود. به همين جهت از پذيرفتن آن به عنوان يك داده سرشتى كه در خميره انسان موجود است، سر باز مى زد و نظريات ابراز شده را در مورد بزهكارى مادرزاد رد مى كرد. بنابراين مكتب تحقيقى به شناخت فرد و مكتب محيط به شناخت عوامل اجتماعى سازنده جرم اهميت مى داد.
مكتب جامعه شناسى:
اميل دوركيم جامعه شناس بزرگ فرانسه پايه گذار اين مكتب است. او به اثر جامعه عقيده داشت، زيرا به نظر او چنانچه اعضاى جوامع به فرض محال مى توانستند منفرد و جدا از يكديگر و بدون ارتباط و تماس با هم زندگى كنند، ديگر آثار خاص و احوالى كه در نزد آنان موجود است، يافت نمى شد، به همين دليل بايد اذعان كرد، با مطالعه فرد، هيچ گاه نمى توان به آنچه در هيأت اجتماع مى گذرد، پى برد، زيرا جامعه غير از فرد است و آنچه در آن موجود است، در فرد تنها وجود ندارد. او به فرد معتقد است و همه چيز را از ديد جامعه مى بيند و وجدان جمعى را الهام بخش وجدان فردى محسوب مى كند. در تعريف جرم مى نويسد كه هر عملى كه جنبه هاى قوى وجدان جمعى را به طور مشخصى جريحه دار كند و برخى احساسات جمع را كه از پاكى و صفايى خاص برخوردار است، مورد اهانت قرار دهد و به عواطفى كه در همه وجدانهاى سالم اجتماع وجود دارد، لطمه بزند، جرم به شمار مى آيد.
مكتب پيوند روانى:
اين مكتب روانشناسى، روابط ميان افراد را مطالعه مى كند و از پذيرفتن گروهشان به منزله واحدى كه داراى خصوصيات معينى باشد، خوددارى مى ورزد. اين مكتب به وسيله گابريل تارد (Gabriel Tarde) رئيس اداره آمار وزارت دادگسترى پايه گذارى شد.
بر حسب عقيده تارد، كنش اساسى اجتماعى، پديده تقليد است كه در نزد فرد به وسيله عادت و خاطره و در روابط بين افراد به وسيله شيوه هاى آميخته تر و پيچيده ترى تجلى پيدا مى كند. به همين جهت او در جامعه شناسى همه چيز را به روابط روانى ميان افراد مربوط مى داند و بزهكارى را در جوامع كنونى به حدى گسترده مى داند كه از آن به عنوان يك حرفه مخصوص و يك شغل نام مى برد. زيرا معتقد است اين پديده در برخى طبقات روز به روز بيشتر توسعه مى يابد و بيش از پيش صورت يك حرفه را به خود مى گيرد. او اعلام كرد توسعه حرفه بزهكارى به چند علت صورت مى گيرد: منافع بى شمار، زحمت زياد در مقابل درآمد بسيار ناچيز، احتياج فراوان و اينكه براى انجام بزهكارى استعداد چندانى نياز نيست.
مكتب همه پيوندى:
اختلاف عقايد و اصرار برخى از دانشمندان در اثبات نظريات خود و تحويل آنها به ديگران باعث شد اين مكتب به وجود آيد. مكتب همه پيوندى از مجموع آرا و افكار مكاتب مختلف شكل گرفته بود.
مكتب نئوكلاسيك:
نئوكلاسيك در واقع مكتب متعادلى است كه ضمن پذيرفتن اراده آزاد كه مورد نظر مكتب كلاسيك بود، به عوامل مختلفى كه بر روى اراده فرد اثر مى گذارد و او را تحت فشار قرار مى دهد و به سوى بزهكارى مى راند نيز معتقد است. به همين جهت اراده آزاد به صورتى كه در مكتب كلاسيك وجود دارد، مورد قبول اين مكتب نيست و طرفداران آن اختيار را به طور كامل و مطلق قبول ندارند، بلكه آن را به صورت نسبى مى پذيرند.
مكتب دفاع اجتماعى:
اين مكتب براى نخستين بار در اواخر قرن نوزدهم توسط آدولف پرنس (Adolphe Prins) تشكيل شد.
اين مكتب براى آزادى فردى نهايت احترام را قائل است، به همين جهت اصل قانونى بودن كيفرها و جرايم را مى پذيرد.انسانى شدن كيفرها و دگرگونى در زندان ها، طبقه بندى كردن بزهكاران و اصلاح و بازسازى آنان، اجراى مجازات بر حسب شخصيت و درجه انحراف مجرم، اعمال كيفرهاى تدريجى مختلف از مرحله زندان انفرادى تا مرحله نيمه آزادى، تشكيل شدن سازمان كمك هاى اجتماعى و پزشكى و روانى، عموميت يافتن آزادى مشروط، تشكيل يافتن سازمانى براى قاضى ناظر اجراى مجازات، برخى از اين اصول است كه در نخستين كنگره سازمان ملل متحد در سال ۱۶۵۵ براى پيشگيرى از جرم و معالجه بزهكاران تشكيل شد، قرار گرفت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |