سه شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۴ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Tue, May 2, 2006
حوادث
۳۴۵۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران صادر شد
• اقدام مرگبار«نگهبانان محله» از ترس اخراج
• تصميم خونين يك بيمارايدزى
براى خودوهمسرش
پليس مبارزه با مفاسد اجتماعى تهران فاش كرد
از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران صادر شد
مجازات ۲بارمرگ
براى قاتل مادروكودك
• اقدام مرگبار«نگهبانان محله» از ترس اخراج
• تصميم خونين يك بيمارايدزى
براى خودوهمسرش
گروه حوادث: مردى كه به اتهام قتل يك مادر و پسر خردسالش بازداشت شده است، در جريان برگزارى دادگاه مدعى شد اقرارهايش تحت فشار صورت گرفته است. اين متهم ۲۶ ساله كه «صابر» نام دارد و تبعه افغانستان است، درحالى به انكار اعترافات قبلى خود پرداخت كه نماينده دادستان در كيفرخواست صادره او را مجرم شناخته است. بنابه اين گزارش، پيكر بى جان «مژگان» و «پارسا» روز ۲۷ تيرماه سال ۸۴ درحالى كه بر اثر فشرده شدن مجراى تنفسى شان از پاى درآمده بودند، در آپارتمان محل سكونت خود در خيابان اسكندرى جنوبى پيدا شد. در تحقيقات از بستگان قربانيان مشخص شد كه مردى افغان به نام «صابر» به خانه آنها رفت و آمد داشته است.
256659.jpg
با به دست آمدن اين سرنخ رديابى پليسى براى دستگيرى اين متهم آغاز شد و سرانجام او را در مخفيگاهش واقع در فرديس كرج بازداشت كردند. بر اساس بررسى هاى نخستين پليس، مقدارى از لوازم موجود در قتلگاه مادر و پسر به سرقت رفته بود و اين نشان مى داد كه عامل قتل به خاطر سرقت مرتكب قتلها شده است. متهم بازداشت شده پس از اعتراف به قتلها در بازجويى هاى پليسى و قضايى، با حضور پليس صحنه جنايات را در قتلگاه مادر و پسرش بازسازى كرد.
< در دادگاه
«صابر» وقتى در شعبه ۲۱ دادگاه كيفرى استان تهران تحت تحقيق قرار گرفت، در اين باره ادعا كرد: ساعت ۶ صبح روز حادثه به خانه مقتوله رفتم، ولى چون كسى در را باز نكرد، از در نيمه باز وارد شدم و با پيكرهاى بى جان آنان روبرو شدم. من قتلها را تحت فشار پذيرفتم و وسايل سرقتى را هم چند نفر كه با من مشكل دارند، به محل سكونتم برده اند. قاضى دادگاه پرسيد آيا اين افراد را مى شناسى؟ متهم گفت: محل زندگى شان را نمى شناسم، ولى آنها محمد و نوروز نام دارند و به خانه اين زن رفت و آمد داشتند. من براى انجام كارهاى آنها به خانه شان مى رفتم و چون در قبال كار پول مى گرفتم، آنها به من مظنون شده اند. ۵ قاضى رسيدگى كننده به پرونده با رد دفاعيات متهم و استناد به فيلم گرفته شده از جريان بازسازى صحنه جنايات و چون متهم جزئيات دقيق حادثه را با خواست خودش شرح داده و حتى چگونگى حمل اموال مسروقه را براى پليس شرح داده است، وى را به اتفاق آرا به ۲ بار قصاص و پرداخت نصف ديه مقتول محكوم كردند.
پليس مبارزه با مفاسد اجتماعى تهران فاش كرد
مرد خيابانى، دختران را به جلوى دوربين مى كشاند
گروه حوادث: يك مرد خيابانى با دادن وعده ازدواج به دختران جوان، آنان را به خلوتگاه مى كشاند و از رابطه شيطانى فيلمبردارى مى كرد. اين جوان ۲۷ ساله كه «مجتبى» نام دارد در تورهاى گردشى و تفريحگاهها با چرب زبانى و خوانندگى خود را به دختران جوان نزديك مى كرد و با آنان رابطه دوستى مى ريخت.
بنابه اين گزارش؛ روز پنجشنبه ۳۱ فروردين ماه سال جارى مأموران اداره مبارزه با مفاسداجتماعى تهران در جريان توزيع فيلم هاى مبتذل از سوى اين جوان قرار گرفتند و تيمى به سرپرستى سرهنگ حسينى در سر قرار براى اجاره فيلم به شكار اين مرد خيابانى پرداخت. ساعت ۱۷ عصر وقتى مرد خيابانى در يافت آباد به دام افتاد، مأموران به تحقيق ويژه اى از وى دست زدند و پى بردند با وجود پايين بودن تحصيلاتش مهارت خاصى در مسائل رايانه اى دارد و مغازه اى براى تكثير و اجاره سى دى راه انداخته است. وقتى با دستور قضايى خانه اين مرد خيابانى بازرسى شد، تيم تحقيق، به سى دى هايى برخورد كه در آن چند دختر ايرانى ديده مى شدند كه در برابر دوربين با متهم رابطه شيطانى برقرار كرده است.
اين نوارها تحت بررسى كارشناسانه قرار داده شد و كارآگاهان با به دست آوردن آلبومى از عكس هاى مبتذل دختران ايرانى در خانه مرد خيابانى، پى بردند كه وى به اغفال دختران پرداخته و با كشاندن آنان به خانه به فيلمبردارى آشكار از رابطه پنهانى  شان مى پردازد. بدين ترتيب، مرد جوان تحت بازجويى قرار داده شد و فاش كرد وقتى نتوانسته با دختر مورد علاقه اش ازدواج كند با بهم خوردن حالات روحى و روانى اش تصميم گرفته تا دوستى هاى پنهانى داشته باشد.
وى گفت: «بيشتر در تفريحگاه ها و كوه ها با دختران جوان كه مى ديدم آنان نيز مشكلات عاطفى دارند رابطه دوستى برقرار مى كردم، صداى خوبى داشتم و با ترانه خوانى مى توانستم خودم را به طعمه هايم نزديك كنم، در كمتر از ۱۵ روز آشنايى اين دختران را تسليم خواسته خود مى كردم و چون به تجهيزات فيلمبردارى آشنايى كاملى داشتم با اطلاع خود دختران از رابطه مان فيلمبردارى مى كردم و آن را براى يادگارى نزد خودم نگه مى داشتم و اصلاً قصدى براى توزيع فيلم ها نداشتم.» بنابر گزارش خبرنگار جنايى ما، تيم تحقيق با شناسايى سه تن از اين دختران كه در تهران و اصفهان دانشجو بودند آنان را بازداشت و تحت بازجويى قراردادند و پى بردند اين گروه دختران با شنيدن وعده ازدواج، تن به خواسته مرد خيابانى داده اند و چون از رابطه شان فيلمبردارى شده بود و آنان در لحظه اين تصوير بردارى كاملاً اغفال شده بودند هميشه ترس از آبروريزى داشته اند و پشيمان هستند.
اقدام مرگبار «نگهبانان محله» از ترس اخراج
256656.jpg
گروه حوادث: سه نگهبان محله كه در جريان جمع آورى گدايان، جوان ۱۷ ساله اى را به قتل رسانده اند از سوى بازپرس ويژه قتل بازداشت شدند. اين سه مرد جوان كه لباس فرم نگهبان محله به تن داشتند و به باتوم مجهز بودند براى اينكه گداى نوجوان را همراه خود ببرند ابتدا وى را به باد كتك گرفتند و زمانى كه پشت وانت مقاومت كرد وى را به پايين پرتاب كردند.
بنا به اين گزارش؛ روز سى و يكم فروردين ماه سال جارى به بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم دادسراى امور جنايى تهران اطلاع داده شد در سى مترى نيروى هوايى يك جوان پاكستانى به نام «باشم على» با سقوط از پشت وانت بار از پاى درآمده است. وقتى تحقيقات جنايى روشن ساخت كه «باشم على» در حال گدايى از سوى مأموران نگهبان محله مورد حمله قرار گرفته است، بازپرس ويژه قتل وارد عمل شد و دستور بازداشت سه نگهبان محله را صادر كرد. ساعت ۱۰ صبح ديروز،  سه نگهبان محله كه اين بار لباس فرم نداشتند و آرام بودند روبروى بازپرس اصغرزاده نشستند و در حالى كه دستبند به دستانشان بود، بازجويى شدند.
دو تن از اين نگهبانان محله ها وقتى تحت تحقيق گرفته شدند با ادعاى اينكه در زمان حادثه پشت وانت نبوده اند، خود را بى گناه دانستند تا اينكه متهم رديف اول كه «حسين» نام دارد به بازپرس ويژه قتل گفت: «من بيكار بودم و باتحصيلات سوم راهنمايى وقتى شنيدم پليس نگهبان محله استخدام مى كنند به اين شركت ها مراجعه كردم،  بدون هر گونه آزمونى با حقوق ماهيانه ۱۵۰ هزار تومان و در حالى كه بيمه نشده ام به كار گرفته شدم.» وى افزود: «هيچ آموزشى به ما داده نشد، لباس فرم و باتوم به ما تحويل دادند و با قراردادى كه شركت خصوصى با شهردارى بسته بود در اختيار ناحيه سوم شهردارى منطقه ۱۳ قرار گرفتيم و با دستورات رئيس ناحيه ۳ كارها را انجام مى داديم.»
اين نگهبان محله گفت: «وقتى قرار شد گدايان را مهار كنيم و حتى در برخورد با دستفروش ها بخاطر سد معبر، هر روز صبح رئيس ناحيه ما را به صف مى كرد و با تهديد به جريمه و اخراج از ما مى خواست برخورد قاطعى داشته باشيم حتى مى گفت كه با حمايت آنها مى توانيم با دستفروش ها و گداها برخورد فيزيكى كنيم.» متهم رديف اول ادامه داد: «روز حادثه به همراه دوستانم _ اشاره به دو متهم ديگر _ وقتى مقاومت گدا را ديديم چند ضربه مشت و لگد به او زديم و پشت وانت انداختيم. سپس من به تنهايى در پشت وانت ماندم و آن دو در داخل خودرو نشستند و به راه افتاديم.»
قربانى باز خواست فرار كند كه من با او درگير شدم، خودش روى زمين پرت شد وقتى خودم را به بالاى سرش رساندم ديدم كار از كار گذشته است. اما من او را به قتل نرسانده ام. در ادامه اين جلسه بازجويى، رئيس ۲۶ ساله ناحيه سوم شهردارى منطقه ۱۳ تهران كه با دستور بازپرس اصغرزاده احضار شده بود تحت تحقيق گرفته شد و ادعا كرد مسؤوليت اقدامات نگهبان محله ها طبق قرارداد فى مابين به شركت خصوصى ارتباط دارد.
اين مقام شهردارى وقتى بازپرس ويژه قتل به او در دستور دادن به نگهبان محله ها براى كتك زدن گدايان و دستفروش ها تفهيم اتهام كرد با خونسردى گفت: «نگهبان محله ها، نيروهاى پيمانكارى هستند و تحت نظر نيروى انتظامى در شركت هاى خصوصى فعاليت دارند، من تنها ناظر چگونگى كارها بودم صبح ها كه آنها را دور هم جمع مى كردم تنها مى خواستم با دقت كارهايشان را عمل كنم، هر گونه ضرب و جرح از سوى آنان مورد قبول نيست و مسؤوليتش بر عهده شركت پيمانكار است.» وى ادامه داد: «ادعاهاى سه مأمور نگهبان محله كه تحت اتهام هستند را نمى پذيرم، هيچگاه آنها را به جريمه و اخراج تهديد نمى كردم، دروغ مى گويند.»
بازپرس اصغرزاده در اين خصوص به خبرنگار جنايى ما گفت: «گدايى هم جرم است و هم از لحاظ اجتماعى و شهرسازى يك زشتى به حساب مى آيد بايستى از طرح شهردارى در جمع آورى گدايان حمايت كرد اما اين طرح مجوزى براى برخوردهاى نامناسب و فيزيكى و وقوع حوادثى مانند همين پرونده نيست.»
بازپرس ويژه قتل افزود: «حتى در نوع برخوردهايى كه با دستفروش ها مى شود بايستى دقيق شد مخالف برخورد با سد معبر نيستيم اما بايستى ابتدا شرايطى مهيا كنيم، مغازه هاى كوچك با ماليات كم، بازارچه ها و محل هايى براى امرار معاش دستفروش ها بعد بياييم با برنامه اى اصولى با سد معبر مقابله كنيم، دستگاه قضايى با هر گونه برخورد فيزيكى منجر به حادثه از هيچ ارگانى حتى پليس موافق نيست و با آن برخورد خواهد كرد.» وى در پايان گفت: «حقوق افراد شناخته شده است و طبق ضوابط بايستى با افراد متخلف برخورد شود، نگهبان محله ها نيز بايستى آموزش ببينند كه متأسفانه سه متهم نيز اقرار دارند بدون آزمون و آموزش به كار مشغول شده اند و در اختيار شهردارى قرار گرفته اند.»
تصميم خونين يك بيمار ايدزى براى خود و همسرش
گروه حوادث: يك بيمار ايدزى تحت تأثير فشارهاى روحى و روانى دست به اقدام خونينى زد. در اين تصميم عجيب اين مرد پس از كشتن همسرش، خود را حلق آويز كرده و به زندگى اش پايان داد.
راز اين حادثه هولناك ظهر روز يازدهم ارديبهشت ماه سال جارى هنگامى فاش شد كه بستگان اين مرد پس از تماسهاى بسيار وقتى كسى را پاسخگوى تلفنهاى خود نديدند، به آپارتمان او در شرق تهران مراجعه كردند. آنان وقتى با درهاى بسته آپارتمان زوج جوان روبرو شدند، از طريق بالكن و با شكستن شيشه هاى در پذيرايى وارد آپارتمان آنها شدند و با پيكرهاى بى جان آنان روبرو شدند. با فريادهاى بستگان قربانيان حادثه، چند تن از همسايه ها كه در جريان ماجرا قرار گرفته بودند به پليس اطلاع دادند. لحظاتى بعد اكيپى از مأموران پس از حضور در محل حادثه به بررسى و تحقيق درباره چگونگى و علت وقوع آن پرداختند. جسد خون آلود عروس جوان درحالى كه چند روزى از مرگش مى گذشت، در گوشه اى از اتاق خواب روى زمين افتاده بود و مرد خانواده نيز در كنارى با روسرى همسرش خود را حلق آويز كرده بود. با حضور بازپرس «هنرمند» از شعبه چهارم بازپرسى دادسراى جنايى تهران، بررسى هاى تخصصى روى آثار و نشانه هاى برجاى مانده در دستور كار پليس جنايى تهران قرار گرفت. به گفته بازپرس «هنرمند» بر اساس تحقيقات انجام گرفته اين زوج ۸ ماه قبل با هم ازدواج كرده و در اين آپارتمان ساكن شده بودند. پسر جوان هنگامى كه در تركيه به سر مى برد، مبتلا به بيمارى ايدز شده بود و همسرش پس از آگاهى از اين ماجرا با او دچار اختلافات شديدى شده بود. عروس جوان از آن هنگام به طور مداوم با شوهرش جر و بحث داشت به طورى كه تعدادى از ساكنان اين مجتمع بارها صداى مشاجره و درگيرى آنان را شنيده بودند. يكى از ساكنان مجتمع در جريان تحقيقات پليسى ادعا كرده بود شنيده است كه داماد جوان بارها در جريان مشاجره هاى خود با عروسش گفته بود اگر قرار باشد بميرد، او را هم با خود خواهد برد. به دستور بازپرس پرونده، اجساد قربانيان حادثه كه فارغ التحصيل روانشناسى و مهندسى عمران بودند، براى انجام معاينات تخصصى به پزشكى قانونى انتقال داده شد.
آدم ربايى ساختگى يك دختر دانش آموز
گروه حوادث: يك دختر دانش آموز از ترس امتحان درسى به مدرسه نرفت و پليس را در برابر يك آدم ربايى مرموز قرار داد. ساعت ۷ صبح روز ۹ ارديبهشت ماه سال جارى، دختر ۱۲ ساله اى از خانه اش در خانى آباد خارج شد تا به مدرسه اش برود.
عقربه هاى ساعت ۹ صبح را نشان مى داد كه زنگ تلفن خانه اين دختر به صدا درآمد و مادرش گوشى را برداشت. صداى لرزان دختر نوجوان شنيده مى شد: «من را دزديده اند...» با اين جمله كوتاه تماس قطع شد و خانواده دختر دستپاچه به پليس مراجعه كردند و خواستار رديابى دخترشان شدند. وقتى مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى تهران وارد عمل شدند در بررسى هاى خود پى بردند كه اين دختر در مسير مدرسه به طرز مرموزى ناپديد شده است و جز تماس كوتاه وى از يك كيوسك تلفنى هيچ تماسى از سوى گروگانگيران برقرار نشده است. ساعت ۱۷ عصر، در حالى كه كارآگاهان فرضيه اى مبنى بر فرار دختر دانش آموز را در نظر داشتند اين دختر با خستگى زياد به در خانه شان رفت و با گريه هاى مصنوعى ادعا كرد توانسته از غفلت آدم ربايان استفاده كرده و فرار كند. دختر ۱۲ ساله كه توانسته بود سناريوى ساختگى براى ربوده شدن خود را طراحى كند با اين تصور كه خانواده اش ادعاهاى او را باور كرده اند نزد افسر پرونده نيز همان داستان را تعريف كرد غافل از اينكه رازش بزودى فاش خواهد شد. كارآگاهان در تحقيق از اين دختر پى بردند كه او از ترس امتحان به جاى رفتن به مدرسه ابتدا به ميدان راه آهن و از آنجا به وليعصر رفته است و تا زمان بازگشتن به خانه در خيابان ها سرگردان بوده است.
قصه مردى كه ماشين خودش را دزديد
نقشه حساب شده يك مرد براى فرار از پرداخت ديه، توسط پليس فاش شد. به گزارش پليس، دختر جوان در كلانترى طرقبه مشهد، در حالى كه ناراحتى در صورتش موج مى زد به پليس مى گفت: حدود سه ماه قبل در يكى از خيابانهاى شهر مشهد با يك خودروى سوارى تصادف كردم كه بلافاصله توسط راننده به يكى از مراكز درمانى مشهد منتقل شدم و به علت شدت جراحات وارده، حدود يك ماه تحت درمان قرار گرفتم. وى ادامه داد: پس از ترخيص از بيمارستان، چون از ناحيه دستهايم آسيب جدى ديده بودم و نياز به تكميل دوره درمان و پانسمان داشتم مرد جوانى حدود دو ماه براى پانسمان زخمهاى من به منزل ما رفت و آمد داشت كه طى اين مدت وى اعتماد مرا جلب كرد تا اينكه روزى كه من مبلغ چهار ميليون و سيصد هزار تومان ديه بابت تصادف از راننده خودرو دريافت كردم اين مرد جوان پيشنهاد كرد كه به يكى از پاركهاى طرقبه برويم و پولها را در مسير از من گرفت و داخل خودروى خود گذاشت.ما به داخل پارك رفتيم و در برگشت مشاهده كرديم كه خودروى وى به سرقت رفته است. ادامه اين گزارش حاكى است، تيم ويژه تجسس كلانترى طرقبه مشهد با اظهارات اين دختر جوان فرد مورد نظر را تحت بازجويى فنى قرار داد كه نهايتاً وى لب به اعتراف گشود و گفت: با جلب اعتماد اين دختر جوان، نقشه سرقت خودرو حامل اسكناسها را با همكارى يكى از دوستانم در روز وصول پول ديه طرح ريزى و اجرا كرديم.
انداختن ته سيگار و آتش سوزى در مترو «دردشت _ رسالت»
سازمان آتش نشانى و خدمات ايمنى تهران علت آتش سوزى در مترو «دردشت _ رسالت» را انداختن ته سيگار روشن بر روى مواد سريع الاشتعال اعلام كرد. به گزارش ايسنا، اين آتش سوزى حدود ساعت ۳۰ :۵ بامداد روز گذشته در كارگاه ادامه حفر متروى مسير «دردشت - رسالت» و در سكوى سوخت گيرى آن رخ داد.
دستگيرى راهزنان محور خوزستان ـ شهر كرد
با تلاش مأموران پليس استان چهارمحال وبختيارى، اعضاى دو باند زورگير در شهرستان «اردل» شناسايى و دستگير شدند. به گزارش ايسنا، در پى اعلام خبرى مبنى بر زورگيرى چهار سرنشين ناشناس يك دستگاه خودرو پژو ۴۰۵ از رانندگان خودروهاى كاميون در محور «خوزستان - شهركرد» مأموران پليس بلافاصله با اجراى طرح مهار در سراسر استان چهار محال و بختيارى آنان را بازداشت كردند.
سرشاخه گلدكوئيست را ربودند
گروه حوادث: يك سرشاخه گلدكوئيست ادعا كرد از سوى زيرشاخه هايش ربوده شده است. اين مرد جوان قرار بود پولى را كه از يك زيرمجموعه گرفته است به او برگرداند اما سرقرار سه مأمور قلابى سررسيدند و او را ربودند. بنابراين گزارش، هشتم ارديبهشت ماه سال جارى مردى در مراجعه به پليس ادعا كرد در دام يك آشنا گرفتار شده است و گفت: «وقتى آدم ربايان رهايم كردند با توجه به اينكه در صحنه بازداشت من از دوستم خواستند دنبالمان بيايد اما از او خبرى نبود، پى بردم همه اين دردسرها زير سر او بوده است.» داديار رضوانفر با ادعاهاى اين مرد، دستور بازداشت دو پسرعمو را صادر كرد و آن دو وقتى بازجويى شدند گفتند كه دخالتى در آدم ربايى نداشته اند. مرد جوان كه گفته مى شد سرقرار شاهد آدم ربايى بود گفت: «من زيرشاخه اين مرد هستم و ۵۰۰ هزار تومان براى عضويت در گلدكوئيست گرفته است، به جز من طلبكارهاى ديگرى نيز دارد و چون زير بار سنگين قرض رفته است اين سناريو را ساخته و آدم ربايى اى در كار نبوده است.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |