سه شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۴ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Tue, May 2, 2006
فرهنگ و پايدارى
۳۴۵۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
وزارت خارجه به مناسبت روز جهانى يادبود قربانيان سلاح هاى شيميايى يادآور شد:
حضور فعال نشر شاهد در نمايشگاه كتاب
با نزديك شدن به زمان آغاز نوزدهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران، ناشرين، سعى در حضورى در خور توجه در اين رخداد بزرگ فرهنگى دارند.
نشر شاهد ازجمله ناشرينى است كه امسال با ۲۰۰ اثر جديد در اين نمايشگاه حضورى فعال دارد. دكتر خامه يار معاون پژوهش و ارتباطات فرهنگى بنياد شهيد و امور ايثارگران درمورد فعاليت هاى اين مركز مى گويد: نشر شاهد علاوه بر فعاليت در بخش عرضه كتاب، فعاليت هاى جنبى شامل برنامه هاى سرگرم كننده و جذاب براى بازديدكنندگان را نيز در اولويت برنامه هاى خود قرارداده است. كه ازجمله مى توان به سالن سرگرمى كودك و نوجوان با برنامه هاى متنوع و جذاب شامل كارگاه نقاشى، كاريكاتور و قصه گويى اشاره كرد.
همچنين سراى اهل قلم امسال، شاهد تجليل از نويسندگان زن ايثارگر و نويسندگان زن مؤلف كه قلم را درحوزه ايثار و شهادت به خدمت گرفته اند، خواهدبود.
خامه يار اضافه كرد: علاوه بر اين، درمحل غرفه فروش نشر شاهد، ما پذيراى جمعى از نويسندگان صاحب نام حوزه ايثار و شهادت خواهيم بود.
معاون پژوهش و ارتباطات فرهنگى بنياد شهيد و امور ايثارگران درمورد حضور نشر شاهد در سالن بازارجهانى افزود: هدف از اين كار، تعامل با ناشران خارجى و ترجمه كتب نشر شاهد به زبانهاى خارجى است. تاكنون ۱۴ عنوان كتاب از سوى ناشرين خارجى براى ترجمه انتخاب شده است، دو عنوان كتاب هم نشر شاهد از زبان عربى به فارسى ترجمه كرده است. اين آثار ارزشمند عبارتند از: «اميرقافله» كه به زندگى سراسر حماسه سيدالشهداى مقاومت اسلامى، شهيد سيدعباس موسوى مى پردازد.
كتاب بعدى «دختران زيتون» است كه به معرفى شهداى انتفاضه پرداخته است.
خامه يار در بخش ديگرى از سخنان خود به حضور مجلات شاهد در سيزدهمين نمايشگاه مطبوعات اشاره كرد و گفت: بنياد شهيد و امور ايثارگران در راستاى ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در نمايشگاه مطبوعات هم حضورى چشمگير دارد. اين كار با هدف ارتباط مستمر با خوانندگان مجلات شاهد صورت مى پذيرد.
ياد آن روزها بخير
256563.jpg
شما بوديد، پنجره ها باز بود و فرشته ها پشت خاكريز ها، لبخند و ستاره مى چيدند و دلمان به رازهاى نامكشوف، مشغول بود. در شبهايمان فرشته ها آفتابى مى شدند و بغض هاى شيرين گره از جنونمان مى گشود. در مسيرمان تا «شما» دل، هميشه روبراه بود و از نگاهها طنطنه امواج به گوش مى رسيد اما اكنون نمى دانم «قلاويزان» را چه شده است؟ چرا او راياراى صحبت نيست. اين همه سكوت بر لبهايش چه مى كند؟ اندوه و درد پيش از اين در دشتهايش جولان نمى داد، شيارهايش اينقدر از گامهاى بچه هاى «محلاتى» و «محروم» تهى نبود اما ظهر پنجمين روز، خاكريزهايش بهتر از مامويه مى سرايند. نمى دانم چرا پيشانى بندها و چفيه هاى ما را به دست باد سپردند. ما با چفيه هايمان هزار زخم عميق مى بستيم و پيشانى بندهايمان به عطر نمازهاى شب، متبرك بود سنگرهايمان چه گناهى داشتند آنها محروم زمزمه هايمان بودند.
آى قلاويزان! ما بسيجيان مظلوم و گمنام «شيش دار» يم كه كمتر قلمى مارا مى شناسد و كمتر برگ سپيدى است كه نام شهيدانمان را برخود ديده باشد كمتر كسى است كه بداند ما هم در «شلمچه» ردپايى داريم و «جعفر ميرزايى» سالهاست در هواى پرعصمت «شلمچه» تنفس مى كند و از هواى بى هويت خيابانهاى شهرمان دور است و مادرش هر غروب سرآغاز مويه هايش را به نسيم مى سپارد. كمتر كسى است كه بداند «على اكبر لاچين» در «كربلاى پنج» شولاى شهادت به دوش افكند و از مرز رشته هاى خونين بال گذشت. كمتر كسى مى داند كه «على حياتى» و «گردان محرم» والفجر ۳ را با دليرى آفريدند. كسى درد دلهاى «اسدالله خيرى» را نمى فهميد جز سنگرهاى سرمازده «ماووت» و سوله هاى «بان روشان»
آى تپه هاى سرخ قلاويزان! آى ميدانهاى مين! شما بهتر از هر كسى «نورمحمد قربانى» و «عبدالله سرخى» را مى شناسيد شما بهتر مى دانيد كه پيشانى «فريدالله مرادى» را قناسه ها بوسه زدند تا...؟ هيچ كس مويه هاى مادران ما را نمى فهمد. صبورى، عجيب با جان اينان آميخته است.كاش همه مى دانستند كه دوشكاها در «شاخ شميران» چگونه بچه هاى «گردان بهشتى» را پرپر كردند شما نمى دانيد كوچه هاى ما هم هنوز كه هنوز است مظلوميت از سرورويشان مى بارد.
آى «چنگوله»! بيا و دمى از «گردان محرم» از «على حياتى»، «غلام بازدار»، «غلامحسين محمدى» و «مصطفى عزت پناه» بگو. بگو كه در خلوتهايشان چه ديدى؟ از گردانهاى «مقداد»، «ابوذر»، «بهشتى» و «محلاتى» بگو بگو خدا در رخسارشان چه ديد كه بى قرار آمدنشان بود؟! كاش من و يكبار ديگر شيارهاى «چنگوله» ... گردان «محرم»... تپه «تقى مرده» و آنجا كه غرويهايش پاى فانوسى مى نشستم و مهربانى در كنارمان لبخند مى زد. ياد آن روزها و آن بچه ها به خير!
ياد آن روزهاى خوب، بخير
جبهه بوديم و جنگ مى كرديم
در سكوت شبانه سنگر
درددل با تفنگ مى كرديم
حميد وحيدى
وزارت خارجه به مناسبت روز جهانى يادبود قربانيان سلاح هاى شيميايى يادآور شد:
جمهورى اسلامى؛ بزرگترين قربانى سلاح هاى شيميايى
256560.jpg
وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى ايران ضمن يادآورى هشتم شهريور، سالروز بمباران شيميايى سردشت، به عنوان روز ملى مبارزه با سلاح هاى شيميايى و بيولوژيك، تصميم سازمان منع سلاحهاى شيميايى (OPCW) مبنى بر تعيين ۲۹ آوريل (۹ ارديبهشت) به عنوان روز جهانى يادبود قربانيان سلاح هاى شيميايى را ارج نهاده و اين فرصت را جهت اداى احترام به جانبازان عزيز شيميايى و خانواده هاى ايشان و ابراز همدردى با آلام و رنجهاى آنان، مغتنم مى شمارد.
در اين بيانيه آمده است : اين نامگذارى، ازسويى يادآور فاجعه تلخ و دردناكى است كه توسط جنايتكاران جنگى، به عنوان لكه ننگى در حافظه تاريخى بشريت نقش بسته و از سويى ديگر بيانگر رسالت بزرگ دولت ها، محافل بين المللى و جامعه جهانى، جهت برچيدن كامل كليه سلاح هاى كشتار جمعى، بويژه سلاح هاى شيميايى از كره خاكى است.
جمهورى اسلامى ايران با بيش از يكصد هزار مصدوم شيميايى دوران جنگ ۸ ساله تحميلى، به عنوان بزرگترين قربانى سلاح هاى شيميايى در دوران معاصر دين بزرگى بر گردن جامعه جهانى كه متأسفانه از كنار درد و رنج اين قربانيان بى تفاوتى و سكوت گذشته است، دارد.سكوت مجامع بين المللى و دولت هاى غربى در قبال استفاده گسترده و مكرر رژيم صدام از انواع سلاح هاى شيميايى عليه نيروهاى ايران و حتى شهروندان غير نظامى در شهرهاى سردشت، اشنويه، بانه و ديگر روستاها و مناطق مرزى در طول جنگ، موجب شد تا اين رژيم بى هيچ نگرانى از سوى مدعيان دروغين حقوق بشر، بلكه با حمايت فنى و كمك تجهيزات آنان، حتى اتباع غير نظامى خود در حلبچه را نيز با سلاح هاى شيميايى قتل عام كند.بدون شك، اگر بى اعتنايى قدرت هاى جهانى و بخصوص دول غربى به كرامت انسانى و حقوق واقعى بشر و حمايت هاى گسترده و همه جانبه آنان از رژيم صدام نبود، تاريخ معاصر شاهد قتل عام هزاران انسان بى گناه توسط سلاح هاى مرگبار شيميايى نمى بود.
جمهورى اسلامى ايران با يادآورى مشاركت فعال خود دربه ثمررساندن مذاكرات مربوط به تدوين كنوانسيون سلاح هاى شيميايى و نقش پوياى خود در اجلاسهاى سازمان منع سلاح هاى شيميايى (opcw) ضمن استقبال از اين نامگذارى، از مجامع بين المللى و جامعه جهانى انتظار دارد علاوه بر تلاش جدى و مستمر جهت انهدام كامل كليه سلاح هاى شيميايى و محاكمه و مجازات عاملين جنايات شيميايى و حاميان آنان، با جبران صدمات وارده به مصدومين شيميايى از طرق مقتضى، بخشى ازمسؤوليت انسانى خود را ايفا نمايند.
وزارت امورخارجه همچنين ازتلاشهاى دستگاههاى ذى ربط وانجمن هاى غيردولتى حمايت از مصدومين شيميايى قدردانى نموده و بار ديگر آمادگى كامل خود را جهت حمايت ازپيگيرى هاى سياسى وحقوقى درمجامع بين المللى به منظوراستيفاى حقوق جانبازان عزيز شيميايى را اعلام مى دارد.
نشر پايدارى
256572.jpg
خفته بيدار

«خفته بيدار» عنوان كتابى است از جعفر طيار، كه دربرگيرنده خاطرات زيبا و ماندگار از شهداى كرمان است. اين كتاب در ۳ فصل تنظيم و گردآورى شده است كه هر فصل آن سرشار از ناگفته هايى است كه مى شود از لابه لاى آنها بهره هاى گرانبهايى گرفت.فصل اول «در ديار نور» نام دارد و در برگيرنده خاطراتى است كه در جبهه اتفاق افتاده و نشان از رفتار عملى و پرواز غريب ياران دارد. فصل دوم كتاب تحت عنوان «حضور نور» مربوط به خاطراتى است كه به گونه اى به شهيد متصل مى شود مخصوصاً حضور شهيد بعد از شهادت در عالم مادى. و همچنين فصل سوم «سيره عملى نور» خاطراتى است كه رفتار شهدا را به ما مى شناساند. در اصل سيره عملى آنان است. درسى است براى همه كسانى كه مى خواهند بياموزند.خاطره اى را از فصل دوم اين كتاب به روايت از خواهر شهيد رضا بيگزاده از جيرفت مى خوانيم: «بعد از شستن و خشك كردن لباسهاى بسيجى اش، به من گفت: مى شه اين لباسها را اتو كنى؟
گفتم: چرا؟
- مى خوام يك عكس يادگارى بگيرم، عكسى كه وقتى شهيد شدم، بزرگش كنيد براى حجله ام ... و همين طور هم شد، آن عكس يادگارى، عكسى شد براى قراردادن درون حجله.»اين كتاب به تازگى و توسط نشر شاهد در ۱۸۶ صفحه منتشر شده است.

سومار سخن مى گويد

«هنوز ناله هاى سوزناك و دردآور شهر مظلوم سومار از ارتفاعات مسلط بر شهر سومار به گوش مى رسد، هنوز پرندگان مهاجر از شمال غرب ايران كه به جنوب سفر مى كنند زمانى كه به شهر سومار مى رسند ضمن اداى احترام به نام شهر مظلوم اشك از چشمانشان سرازير مى شود، هنوز بزهاى كوهى و آهوهاى پوست پلنگى كه بر بالاى ارتفاعات شهر سومار نگاه به خرابه هاى شهر مى كنند و درختان و نخلهاى سوخته سومار را مى بينند، اشك سوزان خود را بر سنگهاى سنگدل سومار سرازير مى كنند ولى افسوس كه از شهروندان سومار كسى در آنجا نيست تا ببيند مهاجران زنده دل شب و راهپيماى روز چگونه همدرد و همدل غمديده خود هستند. آرى اى رهگذران سومار! اى حاميان سنگرنشين سومار و اى طالبان حق و عدالت! سومار حق از دست رفته خود را توسط شما بازپس گرفت...» آنچه خوانديد بخشهايى بود از مقدمه كتاب «سومار سخن مى گويد» كه توسط سرهنگ زرهى ستاد عبدالله رفيعى و به همت انتشارات «اميرمحمد» روانه بازار كتاب گرديده است. تلاش مؤلف در تنظيم و گردآورى مطالب اين كتاب كه منجر به معرفى منطقه سومار و ارائه ايثارگرى، فداكارى و زحمات رزمندگان اسلام و مردم سلحشور منطقه بوده است بسيار قابل توجه بوده به طورى كه به يقين مى توان گفت كه از غناى پژوهشى و تحقيقى بسيار مفيد برخوردار است.«سومار با تو سخن مى  گويد» در ده فصل تنظيم شده است كه عبارتند از: ۱- از جنوب به غرب ۲ - سومار و استان كرمانشاه ۳- جبهه ميانى جنگ ۴- عمليات مسلم بن عقيل ۵- بازتاب رسانه اى عمليات مسلم بن عقيل ۶- تداوم عمليات از نگاه رسانه اى ۷- تقويم جنگ نسبت ماه به سال ۸-تقويم جنگ نسبت روز به ماه و سال ۹- تصاوير شهداى مردم سومار در دوران دفاع مقدس۱۰- و بالاخره فهرست منابع و مأخذ. اين كتاب در ۲۳۰صفحه در شمارگان ۵هزار نسخه به عموم علاقه مندان خصوصاً محققان و پژوهشگران دوران ۸سال دفاع مقدس توصيه مى گردد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |