|
|
|
چالش هاى شاهزاده جوان
|
|
|
نادر فيروزى براى شاهزاده جوان هيچ اتفاقى بدتر از اين نبود كه در پهلوى راست وچپ او دو حكومت رقيب قد برافرازند، اما اين نتيجه يك قمار سياسى بودكه عبدالله دوم در دوواقعه بس مهم انتخابات عراق وفلسطين بدان دست زد. بازيگر بزرگ خاورميانه اكنون به بازنده اصلى درحوادث خاورميانه تبديل شده است. تاكنون سهم خاندان هاشمى از بازار سياست خاورميانه بحران و چالش بوده است واين راهى است كه شاهزاده جوان انتخاب كرده است. امروز در گذر از بندرعقبه نه از حضور سرمايه گذاران خارجى نشانى مى يابى نه از كاروان بزرگ كاميونهايى كه روزگارى نه چندان دور منابع تغذيه دوجبهه فلسطين وعراق بودند. تنشهاى سياسى، تجارت را درسرزمينى كه شاهرگ آن بازارچه هاى مرزى هستند به شدت كساد كرده است واين علتى ندارد جز اينكه بازيگران سياسى در امان تغيير كرده اند. شش سال پس از جابه جايى قدرت در امان،اردنيها اكنون آرام آرام تأثيرات گردش قدرت را بر زندگى اجتماعى خود حس مى كنند. هفت سال سياست و حكمرانى به آزمون و خطا گذشته است و گردونه سياست در امان هنوز بر مدار آزمايش و خطا مى چرخد. چهره زندگى در اردن امروز شباهت خيلى اندكى به دوران رفاهى شاه حسين دارد. پسر بر جاى پدر نشسته است اما سياست شاهزاده جوان گرهى از اقتصاد بحران زده اردنيها نگشوده است. عبدالله دوم به ظاهر همان راه اسلاف خود را مى رود. او متحداستراتژيك آمريكا است ودوستى امان با تل آويو را همچنان حفظ كرده است. اما ديپلماسى او به نتايج و برآيندى غير از ميراث سياسى پدر انجاميده است.
اگر ديروز ديپلماسى منبع ارتزاق جامعه شش ميليونى اردن بود، اكنون سياست خارجى به ميدان زورآزمايى سياسى تبديل شده است. جاى آن رجال عملگراى ايام جنگ سرد را سياستمدارانى جوان گرفته اند كه آرزوهاى خود را درالگوى نو ظهورى از ايدئولوژى پان عربيسم مى جويند. حاكمان جديد بر اندام آن حكومت سكولار لباسى از ايدئولوژى عروبت پوشانده اند، شاهزاده جوان پرچم اتحاد اعراب رابر افراشته است و اعراب سنى را به جبهه آرايى در برابر شيعيان فرا مى خواند، پرچمى كه سالهاست در جنبش محافظه كارى عرب به دست شاه حسين و سلاطين سكولار عرب بر افتاده است. به هر تقدير نسل جديد حكمرانان امان سير و سلوكى متفاوت پيش گرفته اند. عبدالله دوم بويژه در سه سال اخير كه خاورميانه به آزمايشگاه اراده سياستمداران عرب تبديل شده در نقش حاكمى تكرو و جنجالى ظاهر شده است. حاكمى كه بر خلاف ذائقه امروز عرب سوداى آن داردكه ديپلماسى راباچاشنى نزاع وكشمكش پيش برد. چندانكه امروزپاى اردن را به چندين محور نزاع كشانده است. روزى اورا در نقش مخالف سرسخت جريان مقاومت اسلامى مى بينيم و روزى ديگر در كسوت همسايه اى جاه طلب كه به تقابل با برادران عرب خود در غزه وبغداد رفته است. گاهى دست در دست قدرتهاى فرامنطقه اى به مقابله ايران وسوريه مى آيد وگاهى ديگر لباس منجيان رابه تن مى كند و در نقش ميانجيگران دعواهاى بزرگ، تهران و واشنگتن را به پاى ميز مذاكره فرامى خواند. اين چنين است كه سياست وديپلماسى در امان امروز تعريف و منطقى متفاوت از رياض، دمشق و قاهره دارد. رفتارهاى عبدالله دوم آهنگى مجزا از اركستر سياسى اعراب دارد. شمايل سياسى اين حاكم جوان با لژيونهاى دهه ۵۰و۶۰عرب بيشتر همخوانى داردتا رجال محافظه كارعرب در قرن۲۱. در ايامى كه رهبران عرب در مسير كاستن از دخالت آمريكا در خاورميانه گام بر مى دارند او از گلوگاه اردن براى نظاميان آمريكايى راه مى گشايد تا جايى كه بنا به دستوراو مجلس سفلاى پارلمان اردن پيش نويس موافقتنامه اى جنجالى را تصويب مى كند كه بر اساس آن شهروندان آمريكايى از تعقيب قضايى براى جنايات جنگى مصون شوند. عبدالله دوم حتى از اين ابايى ندارد كه بر خلاف سنت امروز اعراب دروازه هاى بندر عقبه را به روى تروريستهاو گروههاى مطرود منطقه بگشايد، چنانكه روزى ميزبان فراريان منافقين مى شود وبه استقبال خواننده مخصوص رجوى مى رود و روزى ديگركمر به اخراج فرزندان اصلى اردن _فلسطينيان _ ازخانه وديارشان مى بندد. يا با پا گذاشتن بر احساسات اعراب موافقت مى كند به دو دختر صدام و ۹ فرزند آنها اجازه دهد تحت حفاظت دولت به اين كشور بازگردند. به اين ترتيب انديشه هاى بلند پروازانه عبدالله دوم جامعه فقير اردن رادر خاورميانه جديد با رشته انبوهى ازمناقشات سياسى دست به گريبان كرده است. براستى آيا رشته زمامدارى در سومين بازمانده خاندان هاشمى با خطراز هم گسيختگى روبرواست؟ اين سؤال بسيارى از سياستورزان هوشيار عرب است كه موج تحولات اردن پس از مرگ شاه حسين رابا اضطراب دنبال مى كنند. آرام ترين پايتخت جهان عرب در پس جنگهاى چهارگانه اكنون در آسمان خودتوده اى از ابرهاى تيره را مى بيند. اردن دوران ملك عبدالله كه از ۱۹۹۹ بر تخت قدرت تكيه زد،شايد در ميان جوامع عربى مبهم ترين چشم انداز رادارد. تنها دستاورد او از همپيمانى پر دردسربا نو محافظه كاران واشنگتن اين بوده كه اردن در سال ۲۰۰۰ ميلادى در سازمان تجارت جهانى پذيرفته شد. دولت عبدلله دوم در ششمين سال خود اكنون با چالشهاى چند سويه اى مواجه است كه در اين مجال برخى از مهمترين مسائل گريبانگير او را از نگاه مى گذرانيم: جبهه مخالفان داخلى عبدالله دوم در عرصه داخل با دو رشته از مخالفتها ومخالفان روبرواست: گروهى كه براى آزادى سياسى و اصلاح در نظام پليسى امان مبارزه مى كنند و خواهان تغيير اساسى در سياستهاى داخلى وخارجى او هستندوگروهى ديگر كه همنوا با بنيادگرايان، حكومت امان را در ليست سياه خود و در رديف نظامهاى نامشروع قرارداده است. اينان ازافراط حكومت امان در همپيمانى با آمريكا و رژيم صهيونيستى عاصى هستند و امان را پايگاه اصلى ستيز با اسلام گرايان مى شناسند. در حالى كه دسته اول احزابى ديرپا ونام آشنا در عرصه خاورميانه است وفعاليتى علنى وقانونى داردجريان دوم نيرويى نوپديد،مسلحانه ومخفى است. نمودهاى مبارزات گروه اول اجتماعات قانونى و حركتهايى است كه در دانشگاهها، خيابانها و پارلمان اردن جريان دارد ومصاديق حركت گروه دوم حملات مسلحانه به مراكز ومقامات است كه بزرگترين آن در نهم نوامبر ديده شد. (شامگاه چهارشنبه، ۹ نوامبر، در برابر سه هتل هايت، راديسون و ديز اين در امان، كه از مراكز اقامات جهانگردان خارجى است، انفجارهاى شديدى روى داد كه در نتيجه آن، تاكنون كشته شدن شصت و هفت نفر و زخمى شدن حدود سيصد نفر گزارش شده و به ساختمان هتل ها خسارات گسترده اى وارد آمد.) به هر حال در ميان دولتهاى عرب، حاكمان اردن يكى از فعالترين و قويترين جبهه اپوزيسيونى را پيش رو دارند. دو شاخه بزرگ عمل اسلامى واخوان المسلمين پس از پيروزيهاى همكيشان خود در انتخابات هاى مصروفلسطين بانيرويى تازه سياستهاى دولت رابه چالش مى كشند. عمل اسلامى در پارلمان اردن سكوى جديد براى تقابل با قدرت فراهم كرده است وتوانسته جمع زيادى از مردم ناراضى رابه سطح خيابانها بكشاند. اما دردسر تازه حكومت امان تهديدات فزاينده اى است كه گروههاى شبه نظامى و شاخه هاى القاعده متوجه او كرده اند. اين واقعيت به اندازه كافى خوفناك است كه القاعده هنگ بزرگى از سربازان انتحارى خود را از ميان شهروندان ناراضى ملك عبدالله برگزيده است و در مرحله جديد عمليات خونين اين جريان تنها نام يك اردنى به گوش مى رسد: ابومصعب زرقاوى، فردى كه گفته مى شود اسامه بن لادن پرچم رهبرى اين جريان رادردست او سپرده است. اردنيهايى كه اكنون رشته فرماندهى القاعده رادردست گرفته اند در هرفرصتى پيامى از هشدار ونفرين به امان مخابره كرده اند. عمليات نهم نوامبر نخستين نشانه آشكار از حركت القاعده براى كشاندن دامنه عمليات به درون خاك اردن بود. اما هراس از آينده آنگاه در چشمان شهروندان اردنى مى نشيند كه حكومت اردن بر خلاف همه حكومت هاى عرب هيچ گامى براى فرونشاندن آتش نارضايتى ها برنمى داردكه حتى در مسير تيز كردن چاقوى آنها حركت مى كند. همه سياستهاى امان در قبال فلسطين - عراق وجهان اسلام آهنگى از مقابله لجبازانه با احساسات مسلمانان داردواينكه حكومت عبدالله، اردن را به جزيره امن ومركز لجستيك آمريكاييها براى پيشبرد عملياتهاى نامشروع در آورده است. از اين روست كه ناظران واقع بين عرب ارتباطى عميق ميان سياستهاى ستيزه آميز امان با اقدامات گروه زرقاوى قائل هستند، چندانكه پس از عمليات انتحارى نهم نوامبر اردن اين تحليل بر پيشانى جرايد عرب نشست كه: چه وجه اشتراكى ميان عبدالله دوم شاه اردن و ابومصعب الزرقاوى همشهرى اش وجود دارد؟ آيا يك معركه و هدف مشترك آنها را متحد كرده است ؟ آيا اين دويك ديدگاه درباره اوضاع عربى وچالش هاى پيش رو دارند؟ آيا زبان سياسى و مفاهيمى كه به آن استناد مى كنند، همسو و نزديك به هم است؟ روزنامه السفير آن روزها نوشت: به نظر مى رسد اينها سؤالات عجيبى باشند اما پيش ازهرگونه نتيجه گيرى يادآورى گفته هاى شاه اردن به روزنامه نيويورك تايمز خالى از لطف نيست، شاه اردن از آنچه ظهور هلال شيعه درامتداد ايران تا عراق، سوريه و لبنان ناميده، هشدار داده است و گفته است اين هلال موازنه ژئواستراتژيك را ميان شيعه و سنى برهم خواهد زد و منافع آمريكا و هم پيمانانش را تهديد خواهد كرد. اين تحليلگر عرب يادآورشد: از زمان اشغال عراق توسط نيروهاى ائتلاف به رهبرى آمريكا، اردن به پايگاهى براى گسيل نيروهاى خارجى به عراق مبدل شده است كه پس از پرواز به اردن از راه زمينى عازم عراق مى شوند. به هر حال اكنون اين نظريه در ذهن ناظران قوت گرفته است كه عبدالله چالشى سخت ازناحيه لشگر اردنيهاى القاعده در پيش داردوبا استقرار دولت جديد وبرقرارى آرامش در عراق بايد در انتظار كوچ نيروهاى القاعده به سمت امان نشست. درهمين باره گروه بحران هاى بين المللى (آى سى جى) نوشت: «براى تقليل قطعى خطر حملات تروريستى در آينده كه از جوشش نارضايتى هاى مردم قوت مى گيرد اردن بايد به وعده هاى اصلاحات سياسى كه از مدت ها پيش داده شده عمل كند. » اما ملك عبدالله حتى به توصيه هاى دوستان خود نيز اعتنا نكرد و دستور دادمبارزه قاطعى بر عليه مخالفانش آغاز شود. وى در پيامى خطاب به معروف البخيت، نخست وزير تازه اردن، نوشت حملات اخير عزم اردن براى اعمال مقابله با افراطيون را راسخ تر كرده است. او رشته اين مبارزه را كه خود نام اصلاحات برآن نهاده است به جنجالى ترين فرد خاندان حكومت سپرده است. بخيت، ۵۸ ساله، تا چندى پيش كه به عنوان مشاور امنيت ملى به امان فراخوانده شد، سفير اردن در اسرائيل بود. وى سه سال نيز سفير اردن در تركيه بوده است. او سرلشگر بازنشسته ارتش اردن است و بر امضاى پيمان صلح اسرئيل و اردن در سال ۱۹۹۴ نظارت داشته است. وهمين انتصاب نيز موج اعتراضها رادو چندان گسترش داد. بازى با آتش در فلسطين اما رشته هاى پيچيده وخطرساز چالش عبدالله در بافت چند گانه اجتماع اردن پنهان است، آنجا كه ۸۰درصد جامعه پنج ونيم ميليونى اردن را فلسطينيان تشكيل مى دهند. به باور قاطبه ناظران كانون اصلى شكاف آينده حكومت وجامعه اردن ازاين نقطه عبور مى كند. جامعه اردن در خط مقدم بحران فلسطين است و هر فعل وانفعالى در آنسوى كرانه باخترى نخستين بازتاب خود رادر امان آشكار مى سازد. از همين روست كه كارشناسان خاورميانه از فرداى پيروزى حماس وشكست دوستان عبدالله در غزه خبر از حوادث بزرگ در درون جامعه اردن داده اند و اعلام كرده اند او اكنون پس از اسرائيل به دومين اهرم فشار و تحريم فلسطينيان تبديل شده است در وضعيتى كه حتى محافظه كارترين دولتهاى عربى تصميم به همراهى حماس گرفته اند اردن از كابينه حماس خواست طرح صلح اعراب را كه بر اساس آن به ازاى به رسميت شناخته شدن اسرائيل، نيروهاى صهيونيستى از مناطق اشغالى سالهاى ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ در زمان جنگ اسرائيل با اعراب خارج خواهد شد، بپذيرد. امان به اين نيز بسنده نكرد. دولت اردن اعلام كرد سفر وزير امورخارجه تشكيلات خودگردان فلسطين به اين كشور را لغو مى كند. «ناصر جوده»، سخنگوى دولت اردن گفت: «سفر محمود الزهار كه قرار بود برگزار شود تا اطلاع ثانوى لغو شده است». امان مدعى شد برخى از اعضاى حماس به قاچاق اسلحه به داخل اردن مشغول هستند. تصميم عبدالله درباره حماس كه ريشه آشكار در مطالبات آمريكا واسرائيل داشت به اين صورت بزرگترين پل پشت سر امان را تخريب كرد. حماسيها با اين حركت غريب امان مدارا كردند، اما آتش اختلاف همچنان در خاكستر پنهان مانده است. در پاسخ اين بى مهريها تنها «محمود الزهار» وزير امورخارجه فلسطين گفت كه جنبش مقاومت اسلامى (حماس) هيچ ارتباطى با مشكلات امنيتى اردن و انبار سلاح و مهماتى كه دولت اردن از كشف آن خبر داده است ندارد. وى با رد ادعاى دولت اردن در ارتباط دادن عوامل خرابكار اين كشور با جنبش حماس، گفت: اين ادعا سراسر كذب است و صحت ندارد. ابوزهرى نيز گفت: ما از شيوه اى كه دولت اردن براى توجيه لغو سفر محمود زهار، وزير امورخارجه فلسطين، استفاده كرد، متأسفيم. چنگ نزاع به چهره قدرت هاى منطقه اما رشته ديگر منازعات را عبدالله در روابط با سه كشور ايران، عراق وسوريه سازمان داده است. امان كه در حوادث عراق خودرا بازنده ديد فرداى پيروزى شيعيان دست اتحاد به دشمنان تهران ودمشق داد. لذا همنوا با كاخ سفيدشاهد اتهام بى سابقه ملك عبدالله دوم شاه اردن عليه ايران و سوريه بوديم، مبنى بر دخالت اين كشور در امور عراق كه طى آن از تلاش ايران براى تشكيل يك هلال شيعى متشكل از عراق، سوريه، لبنان سخن رانده و اعلام كرد كه تشكيل اين هلال ثبات كشورهاى خليج (فارس) را كه اقليت ساكنان اين كشورها را شيعه تشكيل مى دهند، با تهديد روبرو مى كند و به دنبال اوهانى الملقى، وزير خارجه اردن، ايران را متهم به تلاش براى خراب كردن روابط اردن و عراق كرد. حاصل اين سياست امان موجى ازتنش بود كه روابط اردن با همسايگان و دولتهاى منطقه را فراگرفت تا حدى كه دولتهاى عراق و اردن ۱۹ مارس با بالا گرفتن تنش در روابط اين دو همسايه، سفراى خود را از كشور يكديگر فراخواندند. گروهى از شيعيان عراقى، مقابل سفارت اردن در بغداد دست به تظاهرات زدند و پرچم اردن را به آتش كشيدند تهران و دمشق نيز به تجديد نظر اساسى در مراودات خود با امان دست زدند و به اين ترتيب امان در مسيرى گام نهاد كه ويژگى آن چالش، نزاع وخصومت است.
|
|
|
|
|