ذبيح الله احمدى ، زرى باف متولد ۱۳۰۶ ساوه
- آغاز به يادگيرى هنر زرى بافى نزد عباسعلى حقيقى
- استخدام در اداره صنايع قديم وزارت پيشه و هنر به عنوان كارآموز زرى بافى ۱۳۲۳
- دريافت حكم استاد زرى باف از وزارت فرهنگ و هنر ۱۳۴۳
- آموزش بافت پارچه هاى زربافت و مخمل از دهه ۴۰
- دريافت تقديرنامه ها و تشويق هاى فراوان
- سرپرست كارگاه زرى بافى ۱۳۵۸
- دريافت نشان درجه ۱ هنرى ، معادل دكتراى هنر
- بازنشستگى ۱۳۶۰
برخى آثار احمدى در گنجينه مركز پژوهش هنرهاى سنتى نگهدارى مى شود.
زرى پارچه اى است بافته شده از زر كه تار و پود آن از ابريشم و گلابتون است . علاوه بر جنس الياف، رنگرزى گياهى و اصالت طرح و نقش زرى، موجب شده است كه اين محصول هنرى ارزشمند و منحصر به فرد جايگاه ويژه اى را درهنرهاى سنتى ايران به خود اختصاص دهد . پارچه زرى در انواع گوناگون : لُپه باف ، دارايى و اطلسى بافته مى شود . بته جقه اى، اسليمى، اسليمى مارى، اسليمى درهم ، گلهاى افشان، ماهى درهم ، مناظر بزم و رزم و شكارگاه رايج ترين نگاره ها در پارچه زرى هستند.
ايران از نظرپيدايش و سير تحول و تكامل پارچه هاى منقوش يكى از مهمترين ملل جهان است . نخستين شواهد تاريخى بافت پارچه مربوط به هزاره پنجم قبل از ميلاد درناحيه سه گابى ( سگابى) كردستان بود كه در ظروف محتوى اجساد كودكان، قطعات پارچه يافت شد.
درهزاره سوم قبل از ميلاد از حفاريهاى تپه حصار دامغان و شوش ( خوزستان ) بقاياى پارچه هايى كه درون مقابر وجود داشته يا به دور اشياء پيچيده شده ، همينطور ابزار نساجى مانند دوك نخ ريسى و ميله مفرغى مخصوص پارچه بافى به دست آمده است.
هخامنشيان دربافت پارچه هاى پشمى نرم و لطيف مشهور بوده اند. بافت پارچه هايى كه درمتن عناصر تزئينى آنها نخهاى گلابتون به كار مى رفت را به دوهزارسال پيش نسبت داده اند . در دوره ساسانى پارچه بافى ايران شهرت جهانى پيدا كرد . تأثير هنرپارچه بافى چين، تكميل آن به وسيله پارچه بافان ايرانى و انتقال روشهاى جديد درچله كشى دستگاه نساجى و بافت از راه ايران به ايتاليا و شمال اروپا دراين دوره صورت گرفت .
در دوره اسلامى نقوش حيوانات مانند شير ، عنقا و عقاب كه زربفت شده اند بخصوص از دوره سلجوقى به بعد رايج شد .
از پارچه هايى كه درقرون اوليه اسلامى از تارو پود ابريشم و زر و نقوش رنگين بافته مى شد مى توان به : نگار، طراز، ملحم، سقلاطون ، قصب ، مثقل اشاره كرد. در دوره ايلخانيان كارخانه هاى متعدد پارچه بافى در تبريز، شيراز، شوشتر، نيشابور و طوس وجود داشت و استادان پارچه بافى دربافت پارچه هاى اطلس، زربفت و زركش مهارت داشتند و پارچه هاى ابريشمى گيلان، خراسان، يزد و كرمان بسيار نفيس و گرانبها بود .
درقرن دهم هجرى بافته هاى كارخانه هاى پارچه بافى نيشابور، اصفهان، شوشتر، شيراز، كاشان به خصوص يزد داراى ارزش فوق العاده اى بود . پارچه هاى ابريشمى، مخمل، زرباف و پارچه هاى قلمكار پنبه اى اين كارگاهها شهرت داشت .
در دوره صفويه پارچه هاى زر و سيم باف بخصوص براى لباس بانوان و تزئين معمارى داخلى اندرون منازل به كار مى رفت. شاه عباس صفوى تمامى هنرمندان زرى باف را براى تأسيس كارگاه هاى زرى بافى به اصفهان دعوت كرد كه موجب بافت پارچه هايى ارزشمند و متنوع شد. پارچه هاى ابريشمى زرباف داراى انواعى چون «پارچه زرباف يك رو » ، «پارچه زرباف دو رو» و «مخمل زرباف» نقشدار بود كه در رنگهاى متنوع بافته مى شد.
در دوره قاجار به دليل استقبال از منسوجات ماشينى خارجى ، از ميزان تقاضاى پارچه هاى ايرانى كاسته و كارگاههاى پارچه بافى رونق گذشته خود را ازدست داد. با اين حال بافت پارچه هاى مخمل و زرى ، ترمه و شال در يزد ، كاشان و كرمان ادامه يافت. در زمان سلطنت فتحعليشاه قاجار، استاد هنرمند و چيره دستى بنام آقا محمد تقى نقشبند ( جد استاد حبيب اله طريقى ) كه در شهر كاشان مى زيست و اين هنر را از اجداد خود آموخته بود بار ديگر به احياى بافت پارچه هاى زربفت و گرانبها اهتمام ورزيد . زريهايش مورد توجه بزرگان و اهل فن و هنر آن زمان شد و رفته رفته اين هنر مجدداً اعتبار خود را بازيافت و به همت هنرمندان ديگر و فرزندان وى ارزش و اعتبار جهانى خود را به دست آورد.
در دوره پهلوى نشان كمترى از كارگاههاى سنتى پارچه بافى در دست است و پارچه هايى چون ترمه و مخمل توسط ماشين هاى اتوماتيك نساجى بافته مى شد كه تاكنون نيز به همين منوال ادامه دارد . در بررسى تاريخى هنر مخمل و زرى بافى دراين دوره با نام «استاد محمد خان نقشبند» كه به بازسازى مجدد كارگاه مخمل و زرى بافى به طريق سنتى همت گماشت ، آشنا مى شويم . استاد محمد صادق و نواده اش استاد حبيب اله طريقى كار او را ادامه دادند . هم اكنون آنچه به عنوان كارگاههاى سنتى مخمل و زرى بافى برجاى مانده منحصراً زير نظر سازمان ميراث فرهنگى كشور درشهرهاى تهران، كاشان و يزد و اصفهان به بافت پارچه هاى اصيل ونفيس اشتغال دارند. (۱)
همانطور كه اشاره شد اصولاً هنر زرى بافى مانند ساير هنرهاى ملى، بعد از دوره صفوى، به علت بى توجهى خريدارى نداشت، تا اينكه در حدود يكصد سال پيش يكى از افراد خانواده نقشبند به نام استاد حبيب الله طريقى - پدر مرحوم محمد طريقى - به ساختن دستگاه زرى بافى اقدام مى كند و پس از تحمل زحمات و ضررهاى زياد به تهيه زرى موفق مى شود.
در دوران سلطنت رضا شاه، بار ديگر هنرهاى ملى احيا شد. در سال ۱۳۰۸ وزارت فوايد عامه و بعد وزارت اقتصاد ملى موجبات پيشرفت و اعتلاى هنرهاى ملى را فراهم ساختند و نمونه هاى آثار هنرمندان و صنعتگران كشور را جمع آورى كردند. استاد حبيب الله طريقى، در سال ۱۳۰۹ از كاشان به تهران احضار شد و در مؤسسه قالى ايران، يك دستگاه زرى بافى تأسيس كرد و دستگاه زرى بافى مزبور از مؤسسه قالى به كاخ گلستان منتقل شد و در آنجا با دستگاه زرى بافى، به وسيله استاد طريقى احداث شد. در آنجا به بافتن زرى اشتغال ورزيد و سپس دستگاه هاى مزبور را از كاخ گلستان به اداره صنايع قديمه منتقل ساخت و به ۱۸ دستگاه افزايش داد. حبيب الله طريقى انواع و اقسام زرى ها و مخمل هاى زرى را به اندازه هاى گوناگون و طرح هاى متنوع بافندگى كرد و تا سال ۱۳۲۶ به آموزش فن زرى بافى و پرورش هنرمندان مستعد در زمينه زرى بافى اهتمام ورزيد، اين استاد هنرمند در سال ،۱۳۳۰ ديده از جهان فرو بست.كارگاه زرى بافى هنرهاى زيباى كشور، بعد از درگذشت استاد حبيب الله طريقى، به محمد طريقى فرزند هنرمند وى سپرده شد. او اصول و رموز زرى بافى و مخمل بافى را زير نظر والد و استاد خود به خوبى آموخته بود و با كوشش و جديت بسيار، به تهيه آثار زرى و مخمل همت گماشت.
|
|
|
در اين ميان اما بودند هنرمندان منزوى ديگرى كه در كنار استاد محمدطريقى در اداره صنايع قديمه در اين دوره به احيا و بازسازى هنرهاى سنتى از جمله زرى بافى پرداختند و آموخته هاى خود را بى چشمداشت به شاگردان خويش انتقال دادند. از آن جمله است عباسعلى حقيقى استاد زرى بافى و گلابتون و مخمل بافى كه در دهه ۲۰ شمسى در كارگاه اداره صنايع قديمه وزارت پيشه و هنر استادكار زرى بافى بود. چهره مهرگانى امروز ما از شاگردان او و يكى از شاخص ترين چهره هاى هنر زرى بافى در ميان چند استاد باقى مانده از اين هنر بديع و نفيس است. صحبت از استاد ذبيح الله احمدى، هنرمند شاخص زرى بافى است.
ذبيح الله احمدى در سال ۱۳۰۶ در شهرستان ساوه متولد شد. در كودكى به تهران آمد و نزديك به ۱۵ سال بيشتر نداشت كه به عنوان كارآموز رشته زرى بافى در اداره صنايع قديمه وزارت پيشه و هنر استخدام شد. مدرس اين هنر نفيس در آن دوره اداره صنايع همان عباسعلى حقيقى بود كه شرحش گذشت. احمدى از او به عنوان تنها استاد و از بهترين هاى عصر خويش ياد مى كند و به ياد مى آورد كه حقيقى آموخته هايش را بى چشمداشتى به همه شاگردان از جمله او انتقال داده است.
احمدى ضمن ادامه تحصيل و پايان دوره متوسطه با سمت هنرمند زرى باف به كار هنرى خود ادامه داد و با تأسيس وزارت فرهنگ و هنر در سال ۱۳۴۳ با حكم استاد زرى باف همزمان به آموزش هنرمندان در بافت قطعه پارچه هاى زربافت و مخمل نفيس با تكيه بر اصالت هاى ديرپاى اين هنر پرداخت. هنرى كه از ديرباز در سرزمين ما ايران نمادى از شكوه و عظمت تمدن ايرانى را به نمايش مى گذاشت و تلاش براى حفظ همان ويژگى ها و اصالت ها و خصلت ها بود كه ذبيح الله احمدى را به تدريس با وسواس و با دقت وامى داشت.
كارنامه هنرى او مملو از تشويق نامه ها و جوايزى است كه به پاس فعاليت هاى بى وقفه هنرى به او اعطا شده است اما او مزد خويش را از خود هنر مى گيرد و آن آرامش و زيبايى فاخرى كه در پس دست بافته هايش پنهان است.
احمدى در سال ۱۳۵۸ حكم سرپرستى كارگاه زرى بافى را دريافت كرد و در سال ۱۳۶۰ با ۳۷ سال سابقه خدمت و درجه يك هنرى كه معادل دكتراى هنر بود، بازنشسته شد.صنايع دستى ايران به عنوان يك هنر برتر و شناخته شده در سطح جهان هميشه مطرح بوده و همواره مورد استقبال مردم دنيا قرار گرفته است . اما امروزه برخى از اين صنايع دستى رو به زوال و فراموشى مى رود و هنرمندان اين صنايع مورد بى مهرى واقع شده اند.
خوشبختانه سازمان ميراث فرهنگى در جهت حفظ و احياى برخى از اين صنايع دستى سنتى اقدامات مؤثرى انجام داده است . يكى از اين اقدامات ايجاد كارگاه هاى حفظ و مرمت اين آثار است. اما با اين حال موانع و مشكلات فراوانى نيز در راه تحقق احياى كامل اين هنرها نيز وجود دارد. مسلم آن است كه زرى بافى هنر پرهزينه و پرخرجى است. نخ گلابتون آن بايد از هند و خارج از ايران وارد شود و كشورمان به رغم پيشينه و سبقه بيش از دوهزار ساله خود در اين هنر پردازى هنوز قادر به توليد آن به اندازه كافى نيست. مسؤولان سازمان ميراث فرهنگى كشور خود اذعان دارند كه علاقه مندان جوانى كه مشتاقند به پژوهشكده بيايند و در اين حوزه ها كار كنند، كم نيستند، اما سازمان مزبور آمادگى پذيرش آنها را ندارد.
اكنون در پژوهشكده سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى كشور بيشتر از دو سه دستگاه زرى بافى موجود نيست و بودجه چهل ميليون تومانى آن هم حتى هزينه هاى روزانه و حقوق و مزاياى هنرمندان و كارمندان پژوهشكده را پوشش نمى دهد.(۲) چه بايد كرد؟ ذبيح الله احمدى و ۲ يا ۳ استاد كار ديگر آخرين بازماندگان از هنرمندان اين هنر نفيس و فاخر ايرانى هستند.
هنر فاخر خاصه اگر از گنجينه هنرهاى ملى باشد در هر سرزمينى تنها و تنها با حمايت همه جانبه سازمانهاى متولى ادامه حيات مى دهد. اين حمايت البته به معناى سياست گذارى هاى ساخت و ساز و توليد انبوه اين هنرها نيست! بلايى كه به جان هنر فاخر قالى ايرانى افتاد و متوليان ناآگاه همه ارزش افزوده اين كالاى نفيس را با توليدهاى انبوه كارگاهى و سياست هاى غلط توليدى كردن هنر سنتى از بين بردند. هنر سنتى نياز به حمايت دارد اما اين حمايت تنها و تنها بايد مصروف پاسداشت استادان و ضبط و ثبت محفوظات سينه آنان و ايجاد شرايطى براى يادگيرى نسل تازه علاقه مند به فرهنگ ديرپاى ايران شود. استاد ذبيح الله احمدى يكى از اين بسياران و البته از مهمترين آنها است.
از آثار زرباف استاد ذبيح الله احمدى كه در حال حاضر زينت بخش گنجينه مركز پژوهش و آفرينش هنرهاى سنتى سازمان ميراث فرهنگى و موزه هنرهاى ملى است، مى توان از قطعه پارچه هاى زرى با طرح آرامگاه ابن سينا - طرح پهلوان و اژدها - طرح اژدها - طرح ليلى و مجنون - طرح سيمرغ و طرح طاووس، نام برد.
برايش آرزوى سلامت و طول عمر داريم.
پى نوشت:
۱ـ پژوهشكده هنرهاى ملى ، سايت
۲ـ ايسنا ۸۴/۴/۷