چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۵ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Wed, May 3, 2006
ديپلماتيك
۳۴۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
وطنم بنين
256731.jpg
هادى جرقوئيان
«بنين» كشورى در غرب آفريقاست. مردمش فرانسه را به خوبى مى دانند،زيرا مستعمره آن بوده اند. اول آگوست ۱۹۶۰ ميلادى، سالروز آزادى واستقلال بنين است از فرانسه. پايتخت رسمى اين كشور آفريقايى، پورتو - نووو (porto-Novo) است اما مركز سياسى كشور در «كوتونو» قرار گرفته است.
انتخاب
شايد در بسيارى از نقاط جهان، برگزارى انتخابات امرى عادى باشد اما براى آفريقا وضع متفاوت است. هنوز سياهان اين قاره در ابتداى راه دموكراسى هستند و هر قدمى در اين راه، مشكلات وسختى هاى فراوان دارد. طبيعى است زمانى كه انتخاباتى (سالم و يا حتى ناسالم) برگزار شود، پيروزى بزرگى براى دموكراسى خواهان خواهد بود.
در ماه مارس سال جارى ميلادى نيز يكى از اين پيروزيها براى مردم بنين به دست آمد.آنها درتاريخ پنجم اين ماه، براى انتخاب رئيس جمهور خويش رأى دادند؛ رئيس جمهورى كه بايد در ۵ سال آينده، سياستهاى داخلى و خارجى بنين را رهبرى كند. رقابت ميان نامزدهاى رياست جمهورى امسال بنين، بسيار نزديك و حساس بود. از طرفى، افراد زيادى نامزدهاى رياست جمهورى بودند و از طرف ديگر، تبليغات (نسبتاً) مناسب، رقابت را نزديك تر كرده بود. به طورى كه هيچ نامزدى پيش از برگزارى انتخابات، شانس «مسلم» رأى گيرى نبود.
به هر ترتيب، انتخابات رياست جمهورى بنين در تاريخ معين خود برگزار و پس از شمارش آرا، مشخص شد انتخابات به دور دوم كشيده شده است.
در مرحله اول انتخابات، «يايى بونى» (yayi Boni)  با كسب ۳۵ درصد آرا ، رتبه نخست را به دست آورد و «آدرين هوبجى» (Adrien Hougbedji) با ۲۴ درصد آرا دوم شد. از آنجا كه هيچ يك از كانديداها نتوانست اكثريت مطلق را به دست آورد، ۲ نفر برتر براى تعيين رئيس جمهور به دور دوم پاگذاشتند. بايد گفت افراد سرشناسى از اين رقابت بازماندند از جمله سخنگوى سابق پارلمان و نيز پسر رئيس جمهور سابق بنين كه به ترتيب ، سوم و چهارم شدند.
به رغم آنكه كميسيون برگزارى انتخابات، زمان بيشترى تا دور دوم درخواست كرد اما با رد خواسته كميسيون مذكور، مرحله دوم ۱۴ روز بعد در تاريخ ۱۹ مارس برگزار شد. در اين دور، بونى ۷۵ درصد آرا و رقيب او ربع آرا را به دست آوردند. به اين ترتيب، «يايى بونى» با سوگند خود در ۶ آوريل سال جارى ميلادى، رسماً رئيس جمهورى بنين شد.
حاشيه انتخاب
جنجال هميشه زيباست، به خصوص اگر درباره سياست باشد.
انتخابات رياست جمهورى بنين نيز حواشى خاص خود را داشت كه مى توان از ورود چهره هاى جديد و نزول قدرت شخصيت هاى قديمى سياسى نام برد. در انتخابات اخير، «ماتيو كركو» كه در ۱۰ سال گذشته رئيس جمهورى بنين بود، به دليل پيروزى در ۲ دوره گذشته و براساس قانون اساسى، حق كانديدا شدن در انتخابات را نداشت. «سوگلو» (Soglo) نيز كه در سالهاى ۶ - ۱۹۹۱ رئيس جمهور بنين بود، به دليل بالاتر بودن سنش از حد نصاب قانون اساسى، نمى توانست نامزد رياست جمهورى شود. در نتيجه، رقابت بدون رئيسان جمهور ۱۵ سال اخير بنين برگزار شد. مسأله دوم، عدم تغيير قانون اساسى به نفع سياستمداران با نفوذ بود.
همانطور كه ياد شد، كركو به دليل پيروزى در ۲ دوره متوالى، نمى توانست در اين انتخابات نامزد شود؛ از آنجا كه در كشورهاى مختلف جهان (بويژه آفريقا) ، سياستمداران قدرتمند در چنين مواقعى قانون اساسى را به سود خود تغيير مى دهند، تصور مى شد كركو نيز دست به چنين كارى بزند. درست چندماه قبل، همين مشكل براى «موسونى» رئيس جمهورى اوگاندا بوجود آمد و او با اصلاح قانون اساسى! باز هم رئيس جمهور شد. اما كركو قانون اساسى را عوض نكرد و در عوض ، از آن اطاعت كرد، مسأله اى كه در كشورهاى آفريقايى سابقه كمى دارد.
موضوع سوم، تعداد بسيار زياد نامزدهاى رياست جمهورى بود. از آنجا كه محدوديتى براى كانديداهاى رياست جمهورى وجود ندارد، در دوره اخير ۲۶ نفر براى رقابت نام نويسى كردند. پس از اتمام دور اول، آمار نامزدهاى نه چندان معروف، جالب بود به طورى كه نفر آخر، تنها ۳۴۱۹ رأى به دست آورد!
آخرين حاشيه به دور دوم انتخابات باز مى گردد. در اين مرحله كه بونى و آدرين مبارزه مى كردند، بسيارى از سياستمداران از بونى حمايت كردند. جالب ترين حمايت از طرف سوگلو (رئيس جمهور سابق بنين) بود. او كه در دور اول، پسرش مغلوب انتخابات (و در حقيقت بونى) شده بود، در مرحله دوم به طرفدارى از بونى برخاست. بنينى ها مى گفتند اگر فرزند سوگلو و بونى به دور دوم مى رفتند، سوگلو حامى كداميك مى شد؟
به اعتقاد كارشناسان و ناظران بين المللى ، انتخابات رياست جمهورى سال جارى در بنين، يكى از سالم ترين انتخابات آفريقا بوده است. اين خبر، بيشتر از هركس براى مردم بنين خوشحال كننده است كه مى توانند به «وطن» خود «افتخار» كنند.
شكست ديپلماسى آمريكا در هند
ايمانوئل والرشتاين ـ ترجمه: هرمز برادران
«جورج بوش» رئيس جمهور آمريكا در ماه مارس به هند رفت و توافقنامه اى امضا كرد كه بسيارى از تحليلگران آن را اتفاقى تاريخى ونقطه عطفى در ژئوپوليتيك سيستم جهانى مى دانند. به نظر مى رسد اين سفر (كه برخى آن را با ديدار نيكسون با مائو در پكن مقايسه مى كنند) تغيير بزرگى در نگرش ها و رويكردهاى ۲ كشور ايجاد كند.
در سيستم جهانى پس از ۱۹۴۵ ، از ديدگاه آمريكا، هند يك عنصر بسيار آزار دهنده بود. در جريان جنگ سرد، هند يك قدرت غيرمتعهد ميان ايالات متحده آمريكا واتحاد شوروى بود. اما آمريكا از صراحت و اصرار هندى ها درباره حفظ جايگاه خود خشنودنبود.
آمريكا عدم تعهد هند را به نفع اتحاد شوروى مى دانست، بنابراين براى آنكه هند را با مشكل مواجه كند پاكستان را مورد حمايت قرار داد. كنگره ملى هند يك جنبش آزادى بخش ملى بود كه از بسيارى جهات الگوى جنبش هاى آسيا و آفريقا به شمار مى آمد. سياست هاى «جواهر لعل نهرو» اولين نخست وزير هند و جانشينش با حمايت فعالانه از جنبش هاى ضداستعمارى سراسر دنيا و نوعى سوسيال دموكراسى در داخل هند توأم شد. هند همچنين مايل به تقويت ظرفيت نظامى خود بود. از آنجا كه ايالات متحده كمكى به بلندپروازى هاى نظامى هند نمى كرد هندى ها از شوروى سلاح و هواپيما خريدند كه اين عامل آزار دهنده ديگرى براى آمريكا به شمار مى رفت.
اما كنگره ملى هند همانند ساير جنبش هاى مشابه سال هاى دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ با ناكامى ها و نوميدى هاى فلج كننده اى مواجه شد. در دهه ۱۹۹۰ اين كنگره محبوبيت و جلاى خود را از دست داد و حزب «بهاراتيا جاناتا» (BJP) كه يك حزب راستگراى هندو بود برسركار آمد و از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴ بر هندى ها حكومت كرد.
در دوره پس از جنگ سرد، كنگره ديگر ادعاى عدم تعهد و حمايت از اتحاد عليه استعمار را نداشت و همچنين ديگر به سوسيال دموكراسى شباهتى نداشت. در ۵ سال گذشته تحولات و تغييرات مهمى در هر دو كشور رخ داده است. از يك سو، توسعه اقتصادى هند اين كشور را به كانون عظيمى براى رقابت با اطلاعات و انفورماتيك آمريكا مبدل ساخته است. هندى هاى مقيم آمريكا كه در بخش انفورماتيك و ساير مشاغل به ثروت قابل توجهى دست يافته اند ارتباط خود را با هند حفظ كرده اند و آنان كه از لحاظ سياسى به يك گروه محافظه كار تبديل شده اند از دولت هند مى خواهند تا روابط نزديك ترى با آمريكا برقرار كند.
از سوى ديگر، آمريكا به دليل سياست هاى رژيم بوش به انزواى سياسى كشيده شده است. هند يكى از معدود كشورهايى است كه اكثريت جمعيت آن نسبت به آمريكا نظر مساعد دارند. با اين حال، هند برخلاف متحدان سنتى آمريكا، مانند اروپاى غربى و كره جنوبى حركت كرده است.همه اين مسائل پيش زمينه سفر بوش به هند را فراهم كرد كه اوج مذاكرات ميان دو كشور به كمك آمريكا به برنامه هسته اى هند مربوط مى شد. هند از امضاى پيمان منع گسترش سلاح هاى هسته اى امتناع ورزيده است.
تااين اواخر، آمريكا رسماً با برنامه هسته اى هند مخالفت مى كرد. زمانى كه هند در سال ۱۹۹۸ بمب هاى خود را آزمايش كرد آمريكا صدور تكنولوژى هسته اى به آن كشور را محدود كرد.
اما آمريكا اكنون تغيير موضع داده است. طبق توافقنامه اخير، آمريكا موافقت كرده به هند سوخت وتكنولوژى هسته اى بفروشد و اين در حالى است كه هند پيمان منع گسترش سلاح هاى هسته اى را امضا نكرده است.
بوش اين توافقنامه را آغاز يك «همكارى استراتژيك» خوانده است. دستاوردهاى هند از اين توافقنامه بسيار آشكار است. هندى ها كمك هاى تكنيكى لازم براى تسريع برنامه هاى هسته اى خود را به دست آورده اند و هند به عنوان يك قدرت هسته اى مشروع شناسايى موقت خواهد شد و كم و بيش در مقوله اى همسان با پنج عضو دائم شوراى امنيت قرار مى گيرد. هندى ها براى رسيدن به اين موقعيت از هيچ چيزى صرف نظر نكردند. دستاوردهاى آمريكا از اين توافقنامه مبهم است. گفته مى شود كه ايالات متحده مى خواهد در آسيا هند را به وزنه اى در مقابل توان سياسى و نظامى چين تبديل كند. شايد به همين دليل آمريكا از قدرت بزرگى كه در اين سالها سخت نيازمند شده، پاسخ مثبت مى گيرد. اما اين توافقنامه انتقادات فراوانى را در پى داشت. در هند همه كسانى كه با گرايش ژئوپوليتيكى به سوى ايالات متحده مخالفند از اين توافقنامه ناخشنود هستند.
در آمريكا هم تمام طيف هاى سياسى بر اين باورند كه اين توافقنامه پيمان منع گسترش سلاح هاى هسته اى را به خطر مى اندازد. البته پاكستان هم ناخرسند است زيرا بوش اعلام كرده كه آمريكا درصدد امضاى توافقنامه مشابهى با اين كشور نيست. پرسش اصلى اينجاست كه نتيجه اين همه بحث چه خواهد بود. منتقدان در كنگره آمريكا مى خواهند شروطى براى تصويب اين پيمان تعيين كنند اما در اين صورت، هند همه شروط را رد خواهد كرد. اگر چنين اتفاقى بيفتد احساسات گرم دولت هند نسبت به آمريكا از بين خواهد رفت و در عين حال روابط آمريكا و پاكستان كه در حال حاضر تيره شد، احتمالاً تا آن زمان بدتر هم خواهد شد.
درهر حال، هند راه پيشروى خود را خواهد يافت. روسيه پيشنهاد فروش سوخت هسته اى را به هند داده است كه البته در گذشته ، آمريكا تلاش هاى فراوانى براى ممانعت از آن كرد. اما ايالات متحده ديگر استدلال قابل قبولى براى ممانعت از اين امر ندارد.
ماحصل اين دستاورد تاريخى، امتيازات بسيار براى هند و يك شكست ديگر براى ديپلماسى آمريكاست. اين پيمان نه تنها پايه يك همكارى استراتژيك نيست بلكه جايگاه ژئوپوليتيكى آمريكا را متزلزل تر مى كند.
نسيم «چپ نو» در آمريكاى لاتين
256734.jpg
ترجمه: ايرج جودت
طرح ديدگاهها و اظهارات ضدامپرياليستى «هوگو چاوز» رئيس جمهورى ونزوئلا در سالهاى اخير، پيروزى «اوومورالس» در انتخابات رياست جمهورى سال گذشته بوليوى كه با حمايت و پشتيبانى همه جانبه كشاورزان سرخپوست و فقير اين كشور به دست آمد و اكنون برترى «الانتا هومالا» در دور اول انتخابات رياست جمهورى پرو كه با طرح شعارهاى ناسيوناليستى و بعضاً چپ گرايانه زمينه ساز جلب آراى مردم به وى گرديد، بسيارى از كارشناسان مسائل آمريكاى لاتين و مركزى را به اين باور رسانده كه اين منطقه اكنون شاهد ظهور جنبش نوينى است كه از آن با عنوان «چپ نو» ياد مى شود. گرچه از ديرباز فقر فزاينده و بحران هاى اقتصادى در بسيارى از كشورهاى آمريكاى لاتين بستر مناسبى براى ظهور جنبش هاى چپ گرايانه و عدالتخواه در آمريكاى لاتين بوده اما هنوز بسيار زود است كه درباره عملكرد سياسى و ساختار تئوريك جنبش هاى نوظهور در اين منطقه به اظهارنظر پرداخت. روزنامه اتريشى استاندارد با الانتاهومالا رئيس  جمهور احتمالى پرو مصاحبه اى انجام داده است كه در زير مى خوانيد:
از هم اكنون شما را به عنوان رهبر جديد چپ گراى آمريكاى لاتين محسوب مى كنند. چه احساسى داريد از اينكه در كنار «هوگو چاوز» رئيس جمهور ونزوئلا و «اوو مورالس» رئيس دولت بوليوى به اين نام خوانده شويد؟
- من فقط كانديداى ساده اى هستم و احساس مباهات مى كنم كه با اين رهبران محبوب و بسيار قابل احترام در ميان مردم كشورشان مقايسه شوم. من خودم را جزيى از خانواده  آمريكاى لاتين مى بينم.
مشخصاً ارتباط شما با دولت چاوز به چه صورت خواهد بود؟
- از پرو شعبه ديگرى براى سياستهاى چاوز درست نخواهم كرد. ما جنبشى ناسيوناليستى هستيم و به هيچ شخصى هم وابستگى نداريم. الگوى من رئيس جمهور پيشين پرو ژنرال ولاسكو است.(۱) من نظامى و نيز ناسيوناليست هستم. سياست من برخلاف رژيم هاى مرسوم در آمريكاى لاتين است كه دست به فريب توده مردم مى زنند.
آيا جنبش چپ گراى جديدى در آمريكاى لاتين ظهور كرده است؟
- مى توان از چپ جديدى كه از گرايشهاى بومى و يا چيزى شبيه آنچه در پرو تحت عنوان ناسيوناليسم به وجود آمده صحبت كرد. درباره نامها مى  توانيم بحث كنيم. اين جنبشى است عليه نئوليبراليسم كه به دنبال گزينه اى ديگر براى حل مسائل و مشكلات اكثريت جامعه مى گردد.
چه برداشتى از ناسيوناليسم داريد؟
- ناسيوناليسم دفاع از ملت است و پاسخى به روند جهانى سازى. ناسيوناليسم براى ما تأييد مردم سالارى است كه به تقويت شهروندان منجر شود.
آيا مى خواهيد شركتهاى خارجى را ملى كنيد؟
- نه، ما به مالكيت خصوصى احترام مى گذاريم و با سرمايه گذارى خارجى موافقيم. اما در حوزه استخراج زغال سنگ وگاز بايد دولت بتواند در تصميم گيرى ها شركت كند و تأثير بگذارد. ما قصد نداريم شركتهاى خارجى را بيرون كنيم اما مى خواهيم دولت هم شريك و سهامدار اين شركتها باشد.
مناسبات با آمريكا را چگونه شكل مى دهيد؟
- قصد ما اين است كه با آمريكاييها همكارى كنيم. ضدآمريكايى نيستيم.
چه انتظارى از كنفرانس سران اتحاديه اروپا و آمريكاى لاتين كه ماه مه سال جارى در وين برگزار مى شود ، داريد؟
- از بسيارى از اين كنفرانس ها معمولاً نتايج ملموس و مشخصى به دست نمى آيد. چيزى كه من از اروپا انتظار دارم درك اين نكته اساسى است كه دنيا نمى تواند با وجود قاره ها و انسانهايى كه از روند و جريان اقتصاد محروم و كنار گذاشته مى شوند كماكان به پيشرفت و توسعه خود ادامه دهد؛ انسانهايى كه به ويژه در آفريقا، آسيا و آمريكاى لاتين زندگى مى كنند. اين مسؤوليت جهان توسعه يافته است كه سياستى را طرح ريزى كنند كه به كشورهاى فقير جهان كمك كند.
۱- ژنرال خوان ولاسكو از ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۵ يك رژيم نظامى متمايل به چپ را در پرو رهبرى مى كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |