چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۵ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Wed, May 3, 2006
ويژه ۲
۳۴۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نمايشگاه آثار محمدعلى بنى اسدى - خانه هنرمندان ايران
نگارخانه مميز - ۹ تا ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۵
سادگى از نوع دوم
256710.jpg
احمدرضا دالوند

وقتى با فوران خلاقه هنرمندى پركار رودررو مى شويم چه واكنشى بايد داشته باشيم؟ با او به پرواز درآييم يا مثل يك خياط جدى و بى انعطاف بيهوده تلاش كنيم تا با متر پوسيده خود ابعاد هر دم متغيرش را اندازه بزنيم؟ هر مكث كوتاهش را به معناى فرصتى براى «پرو» بدانيم يا تنفسى براى چرخشى ديگر و فورانى فراتر؟
بنى اسدى، يكسره حوارى و فريفته زيبايى است و از زيبايى هر بار لمحه اى را، آن هم با خست به تو نشان مى دهد. بى تاب از اين تابلو به آن تابلو سر مى كشى و هر بار گوشه چشمى... فقط! و راستى اگر زيبايى را مى شد به تمامى به چنگ آورد، متوقف كرد و نشان داد، دنيا به كجا مى رسيد؟ اين را به آن نقاشان مقاطعه كار مى گويم كه با رنگ خودنمايى مى كنند و با «پوسته زيبايى» خودفروشى!
به تماشا آمده ام و قصد مساحى ندارم، اصولاً نگاه حسابگرانه يك منتقد به كار نقاشانى مى آيد كه از ديد يك مقاطعه كار به جهان و پديده هايش مى نگرند. نقاشانى كه سيب و پرتقال و ليموى شان، پارچه و چوب و سنگ شان از نوع لوكس و دست چين شده است. سيب هاى مرغوب تابلوهايشان حسرت يك گاز پرآب را در دل بيننده بى نوا بر جاى مى گذارد و تماشاى ململ و زربفت و حريرشان آه از نهاد برخى درمى آورد.
بسيار ديده شده كه ميان طراحى ها و نقاشى هاى بعضى از هنرمندان تفاوت فاحشى وجود دارد، يعنى در صورتى كه طراحى ها و نقاشى هاى چنين هنرمندانى را به طور جداگانه نمايش دهند، هيچ شباهت و همخوانى ميان آنها رؤيت نمى شود و بيننده قادر به رديابى هيچ فصل مشتركى ميان طراحى ها و نقاشى هايشان نمى شود. چنين معضلى تنها هنگامى رخ مى دهد كه هنرمند از درون و در اعماق ضميرش هنوز «طراحى» را مقدمه و يادداشت اوليه براى رسيدن به «تابلو» تلقى كند. اين استنباط مدرسه اى، خشك و تصنعى از طراحى، ديرزمانى است كه از سكه افتاده. اما با كمال حيرت، هنوز مى توان با نمونه هاى زنده آن در اين گالرى و آن موزه روبرو شد.
محمدعلى بنى اسدى از معدود نقاشانى است كه يك وحدت درونى و استه تيك در همه گونه هاى مختلف آثارش قابل شناسايى است. از كوچك ترين طرح هايى كه بر تكه اى كاغذ شتابزده قلمى كرده باشد تا بزرگ ترين و پركارترين تابلوهاى رنگى اش، از تصويرگرى هايش براى كتاب هاى كودكان تا حجم هاى اخيرش، از تصويرسازى هاى مطبوعاتى تا طرح هاى آزادش، از طرح هاى مدادى تا طرح هايى كه با قلم فلزى اجرا مى كند، از آثار رنگى اش اعم از آبرنگ، گواش، آكريليك، تا رنگ و روغن، مداد رنگى، mixed media و كلاژهايش... همه و همه بنى اسدى اند. يكى از نكات مهم در همه آثار محمدعلى بنى اسدى، حضور معصومانه كودك درون اوست.
مى گويند در هر هنرمند، سه ويژگى توأمان وجود دارد: تخيل كودكانه، حس زنانه و قدرت و اراده مردانه.
در آثار بنى اسدى ويژگى نخست بسيار پررنگ، ويژگى دوم به طور غيرمستقيم قابل دريافت و ويژگى سوم گهگاه و به ندرت رؤيت مى شود (در مثل مناقشه نيست).
شايد با اعتنا به چنين توضيحى باشد كه در آثار بنى اسدى شقاوت، پرخاش و خشونت جايى ندارد.
خشونت در آثار بنى اسدى، هنگامى كه فرصت ظهور و انتقال بر صفحه را مى يابد، گويى در فهمى كودكانه و احساسى زنانه گرفتار شده و لبه هاى تيز و جنبه هاى زشت آن در انحناى نرم خطوط و همنوازى دلپذير رنگ ها تغيير ماهيت داده و لحن و بيانى ملايم و مشفقانه مى يابد. به طورى كه با صراحت (و با صدايى آرام) مى توان گفت آثار محمدعلى بنى اسدى منادى صلحى درونى در جهان آرمانى است. جهانى كه در آن پرنده و اسب و كودك، رؤيا و واقعيت، كلمه و شعر و حقيقت در يك سونات رنگارنگ در كنار هم تركيب شده اند. برخوردارى از چنين لحن كودكانه و رؤيايى، آن هم در آستانه پنجاه سالگى نشانه قابل تعمقى است.
«روبر برسون» مى گويد دو نوع سادگى هست:
۱) سادگى نوع بد، يا سادگى در آغاز كار، كه زودتر از موعد به دست آمده است.
۲) سادگى نوع خوب، يا سادگى اى كه در نهايت، كه در سال هاى اوج كار به دست مى آيد، كه پاداش سال ها تلاش است. آثار محمدعلى بنى اسدى در اواخر دهه پنجاه و اوايل دهه شصت (۲۵ تا ۳۰ سال پيش)، آثارى فيگوراتيو با طعمى تلخ، اكسپرسيونيستى و روحيه اى سياه و طنزى گزنده بودند.
در بنى اسدى بيست و چند ساله، ويژگى سوم (قدرت و اراده مردانه) بسيار برجسته و پررنگ بود. وى به موازات كسب دانش، مهارت و تجربه بيشتر و نيز اضافه شدن سال هاى عمرش، از خشونت، تلخى و سياهى مستتر در آثار اوليه اش فاصله گرفت و زيستن در اين جهان را در تعبيرى مهربان و تصويرى خيال انگيز معنا كرد.
بازگشت به دوران پاكدامنى و هضم تئورى ها و دانش فنى در ساختارى خالص و روايتى ناب از مهم ترين دستاوردهاى محمدعلى بنى اسدى در يكى دو دهه گذشته است. او به نسلى از نقاشان ما تعلق دارد كه دوران شكل گيرى و قوام يافتن اش را در واپسين سال هاى قبل از انقلاب و تا حدودى در نخستين سال هاى پس از انقلاب آغاز كرده و در طول دهه هاى ۶۰ و ۷۰ به جست وجو، كنكاش و مطالعه خود و دنياى پيرامون اش پرداخته است.
از جمله خصوصيات مثال زدنى بنى اسدى، اعتقاد راسخ او به راهى است كه در طراحى و نقاشى برگزيده است. او هيچگاه براى كسب رضايت طرف مقابل (تقريباً هر كسى كه بتوان تصور كرد)، حتى به نامحسوس ترين و كوچك ترين جرح و تعديل و پذيرش تغيير به قصد موردپسند بودن؛ تن نداده است. حتى اگر با بى مهرى، عدم درك و ديده نشدن همراه بوده باشد (كه بوده است).
اين خصلت بنى اسدى را نبايد به لجاج و يكدنگى و عدم پذيرش خشك و بى منطق تعبير كرد.
بنى اسدى بى ترديد يكى از نمايندگان مهم ادراك مدرن طراحى و نقاشى در زمانه ماست. «مدرن» به معناى برخوردارى او از «عقل انتقادى» است. عقلى كه در پرتو آن آثار بنى اسدى فروغى ديگر يافته اند. آثارى كه به راستى نيازمند نگاهى متفاوت و بازنگرى اساسى هستند.
طرح هايى كه از توقع، تفاخر، خوش قريحگى و پسندروز بودن مى گريزند، طرح هايى بى مخاطب كه در فقدان نگاهى فرهيخته، زيباتر و باشكوه تر جلوه مى كنند.
محمدعلى بنى اسدى، چيزى به گنجينه هنر معاصر ما افزوده است، چيزى به رنگ بى گناهى، چيزى از جنس معصوميت و تخيل، چيزى كه جهان ما سخت به آن محتاج است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |