چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۵ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Wed, May 3, 2006
زنان
۳۴۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
كارنامه تغذيه
اخبار زنانه
۹ وزير زن دركابينه ايتاليا

«رومانو پرودى» رهبر جناح چپ كه اميدواراست هر چه زودتر زمام امور كشور را در دست بگيرد در كابينه خود ۹ وزير زن خواهد داشت . روزنامه« كوريره دلاسرا» درشماره روز پنجشنبه خود به نقل از وى نوشت: درحال كار كردن به روى تركيب دولت هستم، تا هر لحظه اى كه رئيس جمهور مرا مأمور تشكيل كابينه كرد ، آماده باشم. هدف پرودى اين است كه بتواند تا روزشنبه ، اعضاى دولت خود را تعيين كند . وى گفت : ما موفق خواهيم شد و دولتى قدرتمند تشكيل خواهيم داد. در جناح چپ همه براين موضوع كه مى بايست براى پايين آوردن هزينه هاى دولتى حداقل معاونين را داشت ، موافق هستند. اما موضوع مهم و جديد در دولت پرودى مى تواند حضور زنان ( ۸يا ۹نفر) در كابينه باشد، پرودى برروى اين مسأله خيلى تأكيد دارد. وى درتبليغات انتخاباتى قبل از رأى گيرى ها اظهار داشته بود كه يك سوم اعضاى دولت او را زنان تشكيل خواهند داد. در دولت پرودى ۳۰درصد از ۲۵وزير را زنان تشكيل خواهند داد.

يك متخصص: ۸ درصد زنان باردار دچار عفونت ادرارى بدون علامت هستند

به گفته يك متخصص بيمارى هاى عفونى، عفونت ادرارى يكى از مشكلات شايع دوران باردارى به حساب مى آيد و بى توجهى به آن نيز عواقب وخيمى را براى مادر و نوزاد به همراه خواهد داشت. دكتر نازنين حاتمى در خصوص درصد شيوع عفونت ادرارى در باردارى گفت: طبق آمار، ۳ تا ۸ درصد زنان حامله مبتلا به عفونت ادرارى بى علامت هستند و عدم پيگيرى اين بيمارى در ۱۵ تا ۴۵ درصد موارد، به عفونت حاد مثانه يا كليه خواهد انجاميد. وى ادامه داد: تشخيص و درمان عفونت ادرارى بى علامت در حاملگى اهميت زيادى در كاهش موارد ابتلا به پيلونفريت (عفونت كليه)، زايمان زودرس و تولد نوزاد كم وزن دارد. اين متخصص عفونى با تأكيد بر جدى تلقى كردن عود عفونت ادرارى در طى حاملگى خاطرنشان  كرد: بررسى وضعيت فيزيولوژيك سيستم ادرارى در چنين مواردى الزامى است. دكتر حاتمى در پايان كشت ادرار به همراه شمارش باكترى ها را بهترين آزمايش براى غربالگرى و شناسايى موارد عفونت بدون نشانه ادرار معرفى و تصريح كرد: رديابى نوعى ماده شيميايى موسوم به نيتريت در ادرار زنان حامله مى تواند پزشك را در تشخيص قطعى بيمارى كمك كند.

مصرف سويا در ميان زنان و مردان

متخصصان اعلام كردند: مصرف زياد سويا براى مردان مى تواند مضر باشد. پژوهشگران دانشگاه «ويك فاست» اعلام كردند با اين كه مصرف سويا در زنان سبب ايجاد اثرات مثبتى مى شود ولى مصرف فراوان آن در مردان تأثيرات منفى در پى دارد. كاهش خطر بروز برخى سرطان ها، پوكى استخوان، بيمارى هاى قلبى -- عروقى و علايم بعد از يائسگى از مزاياى مصرف سويا در زنان است و اين ماده مغذى در مردان سبب تأثير منفى بر رفتار اجتماعى آنان و بروز رفتارهاى اجتماعى و خشن مى شود.

اثرات شير در دوران باردارى


نوشيدن شير در دوران باردارى به وزن نوزاد مى افزايد . به گفته محققان كانادايى، زنان باردار بايد در دوران باردارى شير بنوشند تا نوزاد آنها وزن بيشترى داشته باشد. نتايج اين تحقيق كه روى ۲۷۹ مادر سالم ۱۹ تا ۴۵ سال و نوزادان آنها انجام گرفت , نشان مى دهد: نوزاد آن دسته از زنان باردارى كه در دوران حاملگى شير مى نوشند در مقايسه با نوزاد زنان باردارى كه در اين مدت شير نمى نوشند، وزن بيشترى دارند .

تحمل مردان در درد، بيشتر از زنان


مردان در مقايسه با زنان راحت تر درد را تحمل مى كنند . محققان انگليسى در بررسيهاى خود دريافته اند هر چند زنان در مقايسه با مردان، اغلب اوقات با درد و بيمارى هاى بيشترى روبرو هستند، اما نگرانى و اضطراب بيشتر آنها درباره بيماريشان تحمل آنها را در برابر درد كمتر مى كند. در مقابل، مردان همواره در جست وجوى راههايى براى سازگارشدن با دردهاى مزمن خود هستند، تا به آن عادت كنند و رنج كمترى بكشند .

افسردگى زنان پس از سكته


در حالى كه وارد شدن به يك مرحله افسردگى پس از پشت سر گذاشتن يك حمله قلبى براى هر فردى به شدت معمول و امكان پذير است، تحقيقات جديد نشان مى دهد كه زنان ۶۰ ساله و جوانتر بسيار بيشتر از گروه هاى ديگر در معرض ابتلا به اين اختلال روانى در شرايط مزبور قرار دارند. اين يافته بسيار حائز اهميت است چرا كه افرادى كه پس از سكته قلبى به افسردگى مبتلا مى شوند بيشتر در بيمارستان ها بسترى شده، احتمال فوت آنها به دليل ابتلا به مشكلات و ناراحتى هاى قلبى بيشتر است و بالاخره در مقايسه با گروهى كه افسرده نمى شوند هزينه بيشترى را صرف مراقبت هاى بهداشتى مى كنند. محققان مى گويند: شناسايى بيماران سكته كرده كه افسرده هستند به پزشكان در درمان بهتر آنها كمك مى كند. دكتر سوسميتا ماليك استاديار پزشكى دانشگاه امورى در ايالات متحده كه در اين پژوهش ها حضور داشته در اين باره خاطرنشان كرد: افسردگى در بين افرادى كه دچار حمله قلبى مى شوند بسيار شايع است به طورى كه حدود ۲۲ درصد از اين بيماران به افسردگى مبتلا مى شوند. اما تحقيقات نشان مى دهد كه زنان جوانتر در اين شرايط بيشتر افسرده مى شوند به طورى ميزان ابتلا به زنان ۶۰ سال و جوانتر به افسردگى پس از سكته قلبى حدود ۴۰ درصد و در زنان مسن تر ۲۱ درصد است. البته هنوز براى محققان علت اصلى اين شدت در زنان جوان مشخص نيست. از اين رو محققان توصيه مى كنند كه زنان جوان بايد راحت تر و آزادانه تر درباره احساساتشان با پزشك معالجشان صحبت كنند.

سزارين نتيجه به روز نشدن زايمان طبيعى

يك متخصص زنان گفت:  در حال حاضر طريقه زايمان طبيعى در مقايسه با ۵۰ سال پيش خيلى تغيير كرده ولى در كشور ما اين طور نيست كه اين مسأله يكى از دلايل گرايش زنان به انجام سزارين است.
دكتر ملك منصور اقصى در گفت وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزارى دانشجويان ايران، با بيان اين مطلب اظهار كرد: بيمار امروز با بيمار ۵۰ سال پيش خيلى متفاوت است و اين كه مادران سزارين را به زايمان طبيعى ترجيح دهند كاملاً طبيعى است و بايد به آنها حق داد كه شرايط بهترى را خواستار باشند.
وى در رابطه با علت افزايش آمار سزارين در ايران گفت:  همان طور كه در دنيا آمار سزارين بالا رفته در ايران هم همين اتفاق افتاد اما نه مانند استانداردهاى دنيا و علت يابى آن نياز به تحقيقات زيادى دارد ولى با نگاهى كاملاً تجربى مى توان گفت فاكتور اصلى آن خود بيمار و تفاوتهاى آنها با سالهاى گذشته است و پذيرش اين واقعيت مى تواند جواب خيلى سؤالها باشد و از طرف ديگر پزشكان نيز سزارين را با خيالى راحت تر انجام مى دهند.
وى در ادامه توضيح داد: بى انصافى است كه علت تمايل پزشكان و ترجيح آنها به سزارين را تماماً مادى و از سر خود خواهى آنها بدانيم در حالى كه شايد علت اصلى اين تمايل مطمئن تر بودن و قابل پيش بينى بودن و اين كه تمام امور زايمان تحت كنترل خود پزشك است باشد. چون در زايمان طبيعى علاوه بر اين كه قابل پيش بينى نيست و هر آن ممكن است مادر آماده براى زايمان باشد به دليل كمبود امكانات در ايران امكان اين كه شرايط اضطرارى براى مادر پيش بيايد و يا نياز به سزارين باشد زياد است اين شرايط نامطمئن موجب ترجيح سزارين مى شود.
دكتر اقصى پيشنهاد داد: به جاى اينكه مدام از آمار بالاى سزارين در كشور نسبت به استانداردهاى دنيا اظهار نگرانى كنيم و آن را مشكل بدانيم بهتر است شرايط مناسب و استاندارد زايمان طبيعى را براى مادران فراهم كنيم.
حق انتخاب با مادر
وى در پايان انتخاب چگونگى زايمان را حق هر مادرى دانست و افزود: مادر بايد مطمئن باشد كه هر روشى را انتخاب كند به بهترين نحو ممكن آن عمل صورت مى گيرد و اين اطمينان وقتى حاصل مى شود كه شرايط زايمان طبيعى هم به روز و مطابق با استانداردها پيشرفت كند و تسهيلاتى كه براى آن در نظر گرفته مى شود منصفانه باشد و اين انتخاب از روى ناچارى و ناآگاهى صورت نگيرد.
كارنامه تغذيه
تغذيه ، دريچه اى
به سوى توانايى هاى كودكان
كريستين سالازار والكمن

بهبود وضعيت تغذيه، به ويژه در سال هاى اوليه دوران كودكى، گامى مهم در جهت رسيدن به اهداف توسعه هزاره به حساب مى آيد. تغذيه مناسب، به ريشه كنى فقر و گرسنگى در جهان كمك مى كند. همان طور كه در پيمان نامه جهانى حقوق كودك آمده است، بهره مند بودن از بالاترين استانداردهاى سلامت و تغذيه، حق هر كودك است.
موضوع تغذيه كه يكى از مهم ترين چالش هاى توسعه در عصر حاضر به حساب مى آيد، به بحرانى تبديل شده كه نه منابع كافى به آن اختصاص داده شده و نه توجه لازم به آن شده است.
طبق گزارشى كه امروز از سوى يونيسف به چاپ رسيد، هر ساله به طور تقريبى شش ميليون كودك زير ۵ سال در دنيا از بيمارى هاى ناشى از تغذيه نامناسب مى ميرند. اين گزارش كه «پيشرفت براى كودكان: كارنامه تغذيه» نام دارد، مى افزايد: «علاوه بر اين از هر چهار كودك زير پنج سال يك كودك، به عبارتى ۱۴۶ ميليون كودك در كشورهاى در حال توسعه، كم وزن تر از سن خود بوده و در خطر مرگ زودرس قرار دارند. يونيسف معتقد است اين آمار مدركى است كه نشان مى دهد جهان در مقابل نيازهاى كودكان ناتوان است».
در ايران، آخرين آمارها نشان مى دهند كه محروميت هايى در زمينه تغذيه در برخى نقاط كشور، از جمله استان هاى كرمان و سيستان و بلوچستان كه بيشترين تعداد كودكان كم وزن را دارند، وجود دارد. طبق آمار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى، ۱۱درصد از كودكان زير پنج سال در استان كرمان كم وزن اند كه اين رقم در استان سيستان و بلوچستان به ۱۶درصد مى رسد.
تغذيه نامناسب به ويژه در ميان كودكان چالشى پيش روى بشريت است كه مانع تحقق توانايى هاى كامل افراد و حتى كل جامعه مى شود. كودكانى كه با كمبود تغذيه مواجه هستند، مقاومت كمترى در مقابل عفونت ها داشته و در اثر بيمارى هاى رايج كودكان نظير اسهال يا عفونت هاى تنفسى با خطر مرگ مواجه مى شوند. كودكانى نيز كه از اين بيمارى ها جان سالم به در مى برند به طور متناوب به بيمارى هاى گوناگون مبتلا شده و در رشد خود دچار اختلال مى شوند كه اين امر، آسيبى جبران ناپذير به تكامل اجتماعى و شناختى آنان وارد مى كند.
والدين و دولت هايى كه تغذيه مناسب و سالم براى كودكانشان به ويژه در سنين خردسالى فراهم مى كنند، در اصل راه را براى تحقق كامل توانايى هاى انسانى و فردى در جامعه هموار مى سازند. دو سال آغازين زندگى دريچه اى مهم به سوى محافظت از توانايى هاى آينده كودك است. به طور تقريبى ۱۰۰ ميليارد سلول مغز نوزاد تازه متولد شده، تكثير شده و يا به عبارتى به هم متصل مى شوند تا ظرفيت هاى ذهنى كودك را در طول زندگى تأمين كنند. در ۳۶ ماه اول تولد نوزاد، كودك، توانايى فكر كردن، صحبت كردن، يادگيرى و تجزيه و تحليل به علاوه توانايى شناخت ارزش ها و رفتار اجتماعى را به تدريج به دست مى آورد. اين روند و ظرفيت ذهنى و تفكرى كودك كه به تبع آن شكل مى گيرد، تا حد زيادى به نوع و چگونگى تغذيه كودك در اين سنين بستگى دارد.
تغذيه مناسب، تبعات اقتصادى مناسبى نيز به همراه دارد. اگر مردم از تغذيه مناسب برخوردار باشند، به تبع آن بهره ورى افراد بهتر، هزينه هاى درمانى كمتر و بازده اقتصادى بالاتر مى رود.
يونيسف ايران الگويى مبتنى بر «تغذيه جامعه محور» ايجاد كرده كه در آن مراكز مشاوره تغذيه اى فعاليت مى كنند. اين مراكز آموزش، امكانات و مواد آموزشى لازم را براى مادران روستايى، بهياران و داوطلبين تهيه مى كنند. يونيسف همچنين پروژه آموزش تغذيه را در مدارس ابتدايى در بم آغاز كرده و در استان كرمان استفاده از ريزمغذى ها و مكمل هاى آهن و فوليك اسيد را براى غنى سازى آرد به مدت يك سال در دست اجرا دارد.
* رئيس دفتر يونيسف در ايران
قصه تنهايى مادر بزرگ ها
256722.jpg
دكتر فربد فدايى ـ روانپزشك، دانشيار دانشگاه

چرخه زندگى همه انسانها ازجمله زنان سالمند را تنها در چارچوب سامانه ها مى توان بررسى كرد.
ما در دنيايى از سامانه ها احاطه شده ايم. ياخته ها (سلولها)ى بدن ما سامانه هايى هستند كه از سامانه هاى كوچكتر تشكيل شده اند و در عين حال جزو سامانه هاى بزرگترى به شمار مى روند كه بافت هاى بدن و اعضاى گوناگون آن باشد.
ازمجموع بافت ها و اعضاى بدن سامانه اى تشكيل مى شود كه همان انسان باشد. چند انسان سامانه خانواده را تشكيل مى دهند. از چند خانواده يك گروه اجتماعى، از گروهها جوامع ملى و سپس جامعه بين المللى پديد مى آيد.
زنان سالمند هم به عنوان يك گروه ويژه درون اين سامانه ها قابل ارزيابى هستند. باتوجه به نقش خانواده در جوامع بشرى در همه دوره ها، بررسى سالمندان درون سامانه خانواده بسيارمهم است.
هرخانواده به صورت يك منظومه فعال عمل مى كند كه نه تنها از اعضاى خانواده، بلكه از روابط دوسويه اعضاى خانواده با يكديگر و نيز رابطه هرعضو با كل خانواده و با دنياى بيرون تشكيل مى شود.
به عبارت ديگر، خانواده فقط جمع جبرى پدر و مادر و فرزندان و كسان ديگرى كه در خانه زندگى مى كنند نيست. بلكه فراتر از آن است. اعضاى خانواده موجودات زنده اى هستند كه اگر عضوى تغييركند برآنان هم مؤثر است و موجب مى شود بكوشند آگاهانه يا ناخودآگاه، خويشتن را با آن دگرگونى سازگار كنند تا كاركرد پيشين حفظ شود. تمايل به حفظ وضعيت ثابت يكى ازكاركردهاى هرسامانه زنده است. سامانه زنده در برابر دگرگونى مقاومت مى كند زيرا تغيير، او را از نظمى كه دارد خارج مى كند و كاركردهاى او را منحرف مى سازد و ديگر آن سيستمى كه بود نخواهدماند.
خانواده معمولاً از پدر و مادر و فرزندان تشكيل مى شود. اين همان چيزى است كه به خانواده هسته اى معروف است و در شكل هاى گوناگون خود ويژه جوامع صنعتى غرب است. در ايران ما با خانواده گسترده روبرو هستيم كه البته مختص ايران نيست و درجوامع سنتى جنبه فراگير دارد. خانواده هسته اى و خانواده گسترده هريك معايب و محاسنى دارد، اما به هرحال شكل غالب خانواده ناشى از وضعيت هرجامعه است.
از اين رو ترجيح يكى بر ديگرى بدون توجه به زمينه اجتماعى كارى نادرست است، زيرا هريك از اين دو نوع در جامعه پديدآورنده خويش نقش سازگارانه و سودمندترى دارند. بى ترديد مى توانيم بگوييم كه خانواده گسترده تاكنون مناسب ايران بوده است. هرچند سير دگرگونى درايران نيز به سوى خانواده هاى هسته اى خواهدبود.
در خانواده گسترده، معمولاً زن و شوهر ارتباط بسيارنزديك با پدران و مادران خود دارند. خيلى از اوقات زن و شوهر بين خانواده شوهر زندگى مى كنند. فرزندان از آغاز با پدربزرگ، مادربزرگ، عمو، عمه، خاله و دايى و فرزندان آنان روبرو هستند. گاهى نيز فضاى زندگى از نظر مادى مشترك نيست. اما رابطه عاطفى بسيار گرم و زنده است و در هردوصورت، پدر بزرگ و مادربزرگ مادرى نقش عمده اى در پرورش نوه ايفا مى كنند. از آنجا كه امكانات مالى زن و شوهر در آغاز ازدواج ناچيز است خواه ناخواه نقش والدين در زندگى آنان مهم مى شود و چون در جامعه سنتى،شغلها نيز نسل به نسل و از سالمندان به جوانترها منتقل مى گردد، نقش فرهنگى و اجتماعى سالمندان نيز چشمگير مى شود.
در يك جامعه سنتى باثبات، افراد سالمند از وقار و احترام و اهميت متناسب برخوردارند و نقش خود را به عنوان رئيس و راهبر خانواده تا پايان ايفا مى كنند.
مشكل از زمانى چهره مى نمايد كه تندباد دگرگونى بر چهره سامانه خانواده سنتى مى وزد. تغيير شرايط معيشتى و تحولات فرهنگى بر منظومه خانواده تأثيرمى گذارد. خانواده گسترده كه با جامعه كشاورزى، عشايرى، يا پيشه ور سنتى هماهنگ بود. در جامعه روبه صنعتى شدن به تدريج كارايى خود را ازدست مى دهد.
دختران و عروسان نيز ديگر مادر و مادر شوهر را سرمشق خود نمى دانند و احترام به آنان را نه به عنوان يك ضرورت ناشى از واقعيت خانواده گسترده، بلكه به عنوان وظيفه اى اخلاقى تلقى مى كنند كه جنبه دوسويه دارد و بى قيد و شرط نيست.
خانه هاى بزرگ كه چند نسل دركنار هم مى توانستند در آنها بزيند و محله هايى كه سكونتگاه همه بستگان بودند جاى خود را به آپارتمانهاى كوچك پراكنده در شهر بزرگ مى دهند. زن يا مرد سالمند اكنون نه از نظر مادى موردنياز نسل نو است و نه براى تربيت نوه صالح شناخته مى شود. به نحوى كه مهدكودك را به وى ترجيح مى دهند.
به اين ترتيب فرد سالمند از سامانه خانوادگى خوگرفته و آشنايى خويش دورمى افتد و برخلاف نقش مركزى كه درخانواده گسترده داشت نقشى حاشيه اى پيدامى كند. اين اتفاق براى زن سالمند مشكلات بيشترى را ايجاد مى كند، زيرا به علت طول عمر بيشتر زنان نسبت به مردان و نيز ازدواج زن با مردى كه گاه بيست سالى از او بزرگتر است و طبعاً زودتر از دنيا مى رود، زن سالمند زودتر تنها مى شود.
مادربزرگ كه برحسب سنت انتظار محبت و توجه و فرمانبرى از فرزندان و نوه هاى خود را دارد و مى خواهد با آنان زندگى كند چون ببيند مورد بى توجهى قرارگرفته و تنها مانده است به بيمارى روانى يا روان تنى دچارمى شود.
اين بيمارى موجب مى شود فرزندان به فكر او بيفتند، او را نزد خود ببرند و مورد محبت قراردهند. با توجهات فرزندان، وى بهبود مى يابد. درنتيجه بارديگر از مركز توجه به حاشيه رانده مى شود و چون حالش خوب شده است او را به خانه خود بازمى گردانند. نياز به محبت و حمايت باعث مى شود زن سالمند ديگر بار و به ناخودآگاه نشانه ديگرى بيافريند تا طرف توجه شود و جايگاه خود را ولو به شكلى ديگر در سامانه خانواده حفظ كند.
درچنين مواردى بايد ريشه اصلى بيمارى را شناخت كه همان دگرگونى جايگاه فرد در سامانه خانواده است و تا اين مشكل حل نشود بيماريها يا مشكلات رفتارى متعدد زن سالمند، همچون كج خلقى و رنجش و بى خوابى و اضطراب و افسردگى و بى قرارى و دردهاى گوناگون برطرف نخواهدشد.
گاهى زن سالمند ازنظر مادى، اما نه از نظر عاطفى، در سامانه خانواده هسته اى پسر يا دختر خود پذيرفته مى شود و روابط جديدى برقرارمى گردد. اما سامانه هسته اى كه تمايل به دگرگونى ندارد شروع به مقاومت مى كند. فرد سالمند به سيستمى واردشده است كه قبلاً بدون او كارايى داشت. اكنون او بايد خود را با اين سيستم هماهنگ كند، كارى كه براى او دشوار است. درنتيجه، ناسازگاريها و ناهماهنگى هاى سامانه در ضعيف ترين و آسيب پذيرترين عضو خانواده به شكل بيمارى تظاهرمى كند.
اين عضو معمولاً همان زن سالمند است كه به علت سن خويش چندان انعطاف پذير نيست و درعين حال توقعات زيادى نيز دارد.
در خانواده اى كه دچار عيب زمينه اى يا به اصطلاح آسيب پذير است، هرگونه بحران انسجام ظاهرى را ازبين مى برد. در اين شرايط افراد به دنبال يك سپربلا هستند كه تقصير را به گردن او بيندازند و بازهم فرد سالمند است كه به عنوان عضو ضعيف خانواده در معرض اتهام قرارمى گيرد و براى نمونه مى گويند: «تا خانم بزرگ نبود ما هيچ مشكلى نداشتيم». يا اينكه: «خانم بزرگ مرتب مريض مى شود و همه را اذيت مى كند». يا: «خانم بزرگ با دخالت در تربيت بچه، او را لوس كرده است».
مشكلاتى كه ذكر شد بيشتر مربوط به دوره گذر از خانواده گسترده به خانواده هسته اى است و در برخى كشورهاى صنعتى بخشى از وظايف خانواده گسترده در حمايت از سالمندان را سازمانهاى تأمين اجتماعى و رفاه اجتماعى و بيمه و بهداشت همگانى و تشكيلات خيريه نيرومند برعهده گرفته است. اما حمايت و تأمين مادى تنها وجهى از وجوه گوناگون اين مسأله است. در كشور ما به نظر مى رسد حتى در صورت وجود امكانات عمومى براى نگهدارى سالمندان بيرون از چارچوب خانواده، فرهنگ و آيين به چنين وضعى تمايلى نداشته باشد.
تداوم فرهنگ و آيين و تعديل نوگرايى افراطى با احتياط و متانت، از جنبه هاى مثبت وجود فرد سالمند در خانواده است. البته ممكن است ايراد گرفته شود كه حضور فرد سالمند زيانهايى در سطح خانواده پديدمى آورد: انعطاف ناپذيرى، محافظه كارى، زودرنجى، توقعات زياده از حد، نياز به رعايت و مراقبت هاى ويژه از نظر خواب و استراحت و نوع غذاى سالمندان، اما دركل، معايب در موازنه با منافع قرارمى گيرد و نكته مثبت آن است كه آسايش و تمايل سالمندان هم منظور شده است. زيرا آنان نيز جزئى از جامعه هستند و شايسته نيست همه توجه را به كودك و نوجوان يا جوانان و ميانسالان معطوف كنيم و سالمندان را به عنوان گروهى پيرامونى ناديده بگيريم.
دركل مى توان گفت به هنگام اختلال در روابط خانوادگى يا در شرايط بحرانى، فرد ضعيف تر كه همان زن سالمند باشد دچار بيمارى روانزاد مى شود. اين وضعيت برحسب الگوهاى فرهنگى به شكل بيمارى واقعى يا احساس كسالت و تمارض ظاهر مى گردد.
بيمارى واقعى شامل اختلالات روان - تنى، افسردگى و دردهاى روانزاد است كه به آن افسردگى پنهان يا نقابدار هم گفته اند. زن سالمند، فشارهاى روانى _ اجتماعى _ زيستى را به شكل بيمارى روانى، تظاهرات رفتارى ضداجتماعى، يا بيمارى جسمى آشكارمى سازد. از اين رو چاره كار و راه درمان او نيز توجه به همه عواملى است كه در زندگى وى وجوددارد و اين درمان هم تنها در چارچوب سامانه خانواده انجام پذير است.
معمولاً گفته مى شود آينده از آن كودكان است. ليكن باتوجه به افزايش شمار سالمندان چه ازنظر مطلق و چه از نظر نسبى، دهه هاى آينده از آن سالمندان نيز هست و برنامه ريزى براى ايجاد نگرش مثبت اجتماعى به آنان و بهداشت و درمان مكفى و رفاه مطلوب سالمندان ضرورى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |