|
سينماى جوان گفت و گو با كارگردان مستند «مهاجران»
|
|
|
|
مرور فيلم مرباى شيرين پس از پنج سال روى پرده
|
|
|
|
چه خبرا؟! تهيه كننده ، سازنده «مأموريت غيرممكن ۳»
|
|
|
|
|
|
|
سينماى جوان گفت و گو با كارگردان مستند «مهاجران»
يك مستند بازگوكننده
«پرونده هيلياس» بخشى از مجموعه مستند ۲۶ قسمتى «مهاجران» است كه زندگى ايرانيان خارج از كشور را بررسى مى كند. محمدعلى فارسى سازنده اين فيلم و مجموعه فارغ التحصيل دانشكده صدا و سيما در گرايش فيلمنامه نويسى و كارمند سازمان صدا و سيما است و تا به حال به عنوان نويسنده، تدوينگر و كارگردان فيلم ها و مجموعه هاى تلويزيونى فعاليت كرده است. پرونده هيلياس درباره على دنيايى، يك افسر ايرانى در دستگاه پليس انگلستان است كه چند سال پيش از توطئه اتهام هاى سنگينى كه برايش تدارك ديده بودند، سربلند بيرون مى آيد. فارسى درباره نحوه تحقيق درباره موضوع مى گويد: «در گام اول متوجه شديم دسترسى به كل پرونده به هيچ وجه امكان پذير نيست. با اين حال از طريق اينترنت توانستيم اطلاعات مهمى به دست آوريم. با سفر به انگلستان و يافتن دكتر دنيايى و راهنمايى ايشان تحقيقات ميدانى را آغاز كرديم. صحبت با چند وكيل و تعدادى از همكاران رنگين پوست دكتر دنيايى اصلى ترين منابع تحقيقات ما را تشكيل مى داد. در اين مستند استفاده فراوان و ساختارى از فيلم هاى آرشيوى جلب نظر مى كند و به نظر مى رسد انرژى فراوانى صرف يافتن اين فيلمها شده و در غير اين صورت مستندى با نام پرونده هيلياس در كار نبود:«اين پرونده از ابتدا تا پايان حدود سه سال زمان برده بود و كليه منابع آرشيو نياز، گزارش هايى بود كه شبكه هاى مختلف تلويزيون دولتى انگليس(BBC) در طول اين سه سال پخش كرده بودند. دسترسى به اين آرشيو بدون درخواست رسمى امكان پذير نبود و به تجربه مى دانستيم اولاً تهيه اين تصاوير از BBC بسيار گران قيمت است و ثانياً چون محتواى اين پرونده براى آنها يك اتفاق داخلى است، حاضر به فروش اين منابع به خارجى ها نمى شوند. سفارت ايران در انگليس و مركز اسلامى لندن هم نتوانستند كمكى به ما بكنند و با اتكا به توانايى اندك خودمان و صرف بودجه و زمان اين تعداد قسمت از مجموعه اين تصاوير را به دست آورديم». فارسى درباره روشى كه فيلم هاى آرشيوى را به دست آورده مى گويد كه زود است درباره اش حرف بزند. اما به جز تصاوير آرشيوى، بخشى از ماجراها از طريق تصاوير بازسازى شده به نمايش درمى آيند: «بزرگترين مشكل فيلم هايى مثل پرونده هيلياس، رسيدن به تصاوير و لحنى يكدست در طول اثر است. تهيه تصوير توسط هر فيلمبردار، متناسب با محتوا و شكل كلى اثر، شبيه نوشتن و يا حتى لحن سخن گفتن افراد مختلف است. مشكل است كه بتوان براى ساخت چنين فيلم هايى به تصويرهاى يكدست دست يافت تا حاصل كار دچار آشفتگى در زمينه نوع حركت هاى دوربين، اندازه نما و حتى رنگ و جنس تصوير نشود. ما هم ناچار به بازسازى برخى موقعيت ها بوديم؛ تصاويرى كه يا به آنها دسترسى نداشتيم يا چون متعلق به كشورى ديگر بود، به لحاظ مميزى قابل نمايش نبود و بايد تصاوير جايگزين تهيه مى كرديم. تصويرها بايد طورى آماده مى شد كه هنگام تدوين كنار تصاوير اصلى كليت فيلم را خدشه دار نمى كرد. خوشبختانه با اتكا به تجربه هاى قبلى در حيطه جنگ توانستيم اين مسأله مهم را رعايت كنيم». پرونده هيلياس مستندى بازگو كننده است كه تلاش يك انسان را براى حفظ هويت خود در فضايى بيگانه به تصوير مى كشد. على دنيايى هرچند با تأسيس انجمن پليس هاى رنگين پوست در دل سيستم پليس انگلستان مورد خشم و سپس در معرض توطئه قرار مى گيرد، ولى با تكيه بر اراده خود از اين آزمون سربلند بيرون مى آيد. ساير قسمت هاى مجموعه مهاجران هم كه اخيراً پخش آن از تلويزيون تمام شد، بازتاب خوب و مناسبى داشت و صحبت هايى درباره ساخت ادامه آن مطرح شده است.
|
|
|
|
|
مرور فيلم مرباى شيرين پس از پنج سال روى پرده
سرخوشى هاى غريبانه
|
|
|
على حسينى
داستان مشكلات سينماى كودك و نوجوان چندان تازه نيست.سينمايى كه در دهه شصت يكى از پايه هاى سينماى ايران بود ولى از نيمه هاى دهه هفتاد و از زمانى كه تب ساخت فيلم هاى جوانانه و قبل از آن اكشن ها بالا گرفت، تقريباً به فراموشى سپرده شد.در تمام سال هاى بعد البته هرگاه كارگردانان مهم سينماى كودك و نوجوان مثل مرضيه برومند و ايرج طهماسب سراغ اين نوع سينما رفتند، همه چيز روبه راه به نظر مى رسيد و فروش فيلم ها هم خوب بود اما خب اين بحث هم با فيلم هاى مشخصاً كم فروش كودكى كه توسط آدم هاى نابلد ساخته شد پيچيد كه فيلم هاى كودكانه ديگر سوددهى ندارند و براى همين ديگر نه از گروه سينماى ويژه كودك خبرى بود و نه از فيلم هاى كارگردانانى كه نام برديم در حيطه فيلم هاى كودك.در اين سال ها اگر تلاشى شد تنها براى پركردن برنامه جشنواره كودك اصفهان بود كه نمى شد بدون فيلم بماند و كارهايى هم كه در اين جشنواره نمايش داده مى شدند نه براى كودك كه بيشتر درباره كودك بودند.در ميان همه اين مسائل اكران نشدن فيلم مرباى شيرين و وقفه پنج ساله از زمان توليد تا اكرانش يك علامت سؤال بزرگ بود.فيلمى كه مى توانست در زمان مناسب اكران قابل توجهى داشته باشد و يكى از پرفروش هاى زمان نمايش خود باشد، حالا در شرايطى روى پرده رفته كه ديگر المان هاى جذابيتش چندان تازه به شمار نمى روند.فيلمى كه براى ابتداى دهه هشتاد ساخته شده، در نيمه دهه هشتاد كاملاً يك غريبه در ميان جمع است. * * * مرباى شيرين در وراهنر توليد شد.دفترى كه قرار بود به شكل يك كمپانى معظم فيلم هاى مهمى را در حيطه هاى مختلف توليد كند.دايره كارگردانانى كه در همان سال نخست با اين دفتر كار كردند (ابراهيم حاتمى كيا- فرزاد مؤتمن- سعيد ابراهيمى فر- مرضيه برومند و چندنفر ديگر) كه هر يك در حوزه اى مختص به خود كار مى كردند نشان مى داد كه وراهنر قرار است يك دفتر حرفه اى باشد اما شكست تجارى چندفيلم پياپى و بدهى هايى كه روى دست اين دفتر ماند باعث شد كارها متوقف شود و مرباى شيرين هم يكى از قربانيان اين داستان بود.فيلمى كه البته برخلاف ديگر كارهاى متوقف مؤسسه، آماده نمايش بود و حتى در جشنواره كودك همان سال به نمايش درآمد ولى به دليل نداشتن متولى، در پخش دچار مشكل شد و به اين ترتيب هيچكس نفهميد چه بر سر اين فيلم مى آيد.مرضيه برومند كارگردان فيلم سالى يك بار گفت و گو كرد تا بگويد تكليف فيلمش مشخص نيست و ديگران هم گهگاه از اين فيلم سخن گفتند كه پتانسيل هاى لازم براى فروش را دارد اما هيچكدام اينها دليلى براى اكران فيلم نشد.مرباى شيرين تا ارديبهشت ماه ۸۵ در بايگانى باقى ماند. * * * حالا كه پس از گذشت پنج سال فيلم اكران شده هنوز هم مايه هاى فراوانى براى جذب مخاطب دارد.فيلمى كودكانه كه در آن ليلا حاتمى نقش يك مادر كاملاً عادى را بازى مى كند، محمدرضا شريفى نيا براى اولين بار در آن تيپ يك بازارى را به عنوان مدير مؤسسه سازنده مربا با ويژگى هاى منحصر به فرد نقش اش بازى كرده _تيپى كه بعدها در دنيا و ازدواج به سبك ايرانى تكميلش كرد- و كلى كليپ هاى شهرى جذاب با ترانه هايى كه حداقل در زمان خودش مى توانستند در ذهن بمانند.بازيگران ديگر هم چهره هاى آشناى كارهاى برومند هستند.اميرحسين صديق، ليلى رشيدى و ارژنگ اميرفضلى در كنار مانى نورى كه همان پسربچه مجموعه قصه هاى تابه تا (زى زى گولو) است گروه بازيگران فيلم برومند هستند.به جز اين گروه بازيگرى و البته حضور خود برومند پشت دوربين كه وزنه قابل اتكايى است، نكته مهم در ساخته شدن فيلم از روى يكى از قصه هاى هوشنگ مرادى كرمانى به همين نام است. البته قصه ساده مرادى كرمانى را برومند رنگ و لعاب بيشترى زده تا جذابيت هاى فروش بالا را داشته باشد ولى به هرحال سير وقوع اتفاقات همان چيزى است كه در كتاب وجود دارد.داستان درباره پسرى است كه يك روز صبح نمى تواند در شيشه مربايش را باز كند و بعد به جاى اينكه از كنار اين مسأله ساده بگذرد آن را تبديل به يك معضل شهرى كرده و كار را تا كارخانه سازنده هم پيگيرى مى كند.وقتى قضيه تبديل به يك آبروريزى بزرگ براى شركت مى شود آنها هم در مقابله سعى مى كنند راهكارهاى تبليغاتى تازه اى را با استفاده از همين اتفاق پيدا كنند.يك فانتزى جمع و جور و جذاب كه مى تواند مخاطبش را براى نشستن ۹۰ دقيقه روى صندلى مجاب كند هرچند پخش درست فيلم در همان مقطع احتمالاً امتيازات بيشترى را به فيلم مى داد. * * * نكته مهمى كه با ديدن مرباى شيرين مى توان دريافت اين است كه مرضيه برومند جدا از مديوم تلويزيون سينما را هم خوب مى شناسد هرچند چندان در كار اين مديوم خوش شانس نبوده و معمولاً مجموعه هايى كه براى شبكه هاى مختلف سيما مى سازد كارهايى بى دردسرتر هستند و زودتر هم با مخاطبانشان ارتباط مى گيرند.با اين همه روايت برومند از داستان مرباى شيرين هوشنگ مرادى كرمانى يك روايت كاملاً سينمايى و با رعايت قواعد كامل مقوله اقتباس است.در همه اين سال ها سينماى كودك مجبور بوده يا از روى كاراكترهاى خلق شده در تلويزيون فيلم هاى پرفروش بسازد و يا از نمونه هايى مشابه، و در زمينه اقتباس عملاً جز در مورد كارهاى مرادى كرمانى كه آنها هم در تلويزيون مخاطب بيشترى داشته اند هيچ نمونه شاخصى را تجربه نكرده است.براى همين مرباى شيرين اگر در شكل فعلى نمايش هم درست نگاه شود و مورد ارزيابى قرار گيرد شايد راه هاى تازه اى را پيش روى سينماى كودك قرار دهد
|
|
|
|
|
چه خبرا؟! تهيه كننده ، سازنده «مأموريت غيرممكن ۳»
يازدهمين سفر ستاره اى بر پرده سينما
|
|
|
افشين ابراهيمى «سفر ستاره اى»_كه در ايران با نام «پيشتازان فضا»شناخته شده تر است _ يكى از پرطرفدارترين مجموعه هاى علمى-تخيلى در تاريخ سينما و تلويزيون است كه بعد از گذشت ۴۰ سال، هنوز ده ها ميليون طرفدار در سراسر دنيا دارد. نخستين مجموعه تلويزيونى «سفر ستاره اى»در سال ۱۹۶۶ به نمايش درآمد؛ هر چند كه به گفته كتاب «ساختن سفر ستاره اى»، از شش سال قبل مذاكرات و مقدمات آن شروع شده بود.اين مجموعه خلق شده توسط جين رادنبرى، ماجراى سفينه اينترپرايز و خدمه آن بود كه طى مأموريتى پنج ساله كهكشان را در مى نورديدند و به سيارات مختلف مى رفتند.خدمه اصلى سفينه عبارت بودند از كاپيتان جيمز تى كرك (با بازى ويليام شَتنر)، آقاى اسپاك (بيگانه اى از نژاد بى احساس ولكان با بازى ليونارد نيموى)، دكتر مك كوى (دى فارست كلى) و... در سال ۱۹۶۹ و در حالى كه اين سريال در اوج موفقيت و محبوبيت بود، پخش آن توسط شبكه ان بى سى متوقف شد.درخواست ها، تجمع ها و حتى سمينارهايى كه براى درخواست راه اندازى مجدد اين سريال برگزار شد (و حتى بزرگانى مثل آيزك اسيموف در آنها شركت داشتند) بى ثمر ماند و هر بار به دليلى ادامه اين مجموعه ساخته نشد. در سال ۱۹۷۳ يك مجموعه انيميشن به نمايش درآمد كه به نوعى ادامه مجموعه اصلى بود و همان شخصيت ها در آن حضور داشتند و همان بازيگران به جاى آنها صحبت مى كردند.در سال ۱۹۷۸ «سفر ستاره اى: فاز ۲»در مرحله توليد قرار گرفت.فيلمنامه ها نوشته شده بود، تمام بازيگران اصلى به جز ليونارد نيموى حاضر بودند و حتى بخشى از فيلمبردارى هم انجام گرفته بود.اما به دنبال موفقيت فيلم «جنگ هاى ستاره اى»، پارامونت تصميم گرفت ساخت سريال را متوقف كرده و فيلم سينمايى «سفر ستاره اى»را بسازد. به اين ترتيب «فيلم سينمايى سفر ستاره اى»در سال ۱۹۷۹ و با حضور تمام هنرپيشگان مجموعه اصلى ساخته شد و موفقيت قابل توجهى كسب كرد.به دنبال آن فيلم هاى ۲ تا ۶ هم با نام هاى «خشم خان» (۱۹۸۲)، «به دنبال اسپاك» (۱۹۸۴)، «سفر به خانه» (۱۹۸۶)، «مرز نهايى» (۱۹۸۹) و «سرزمين نامكشوف» (۱۹۹۱) هم با استقبال روبرو شدند. در همين حال از سال ۱۹۸۷ مجموعه تلويزيونى «سفر ستاره اى: نسل بعد»هم به نمايش در مى آمد كه داستان سالها بعد سفينه اينترپرايز را روايت مى كرد كه حالا خدمه جديدى داشت و توسط كاپيتان ژان-لوك پيكارد (با بازى پاتريك استوارت) هدايت مى شد.موفقيت اين مجموعه و تعداد مخاطبان آن حتى فراتر از مجموعه اول رفت.در هفتمين فيلم سينمايى «سفر ستاره اى»(«نسل ها»_ ۱۹۹۴)، شخصيت هاى دو مجموعه اصلى و «نسل بعد»در كنار هم قرار گرفتند و در فيلم هاى ۸ تا ،۱۰ خدمه اينترپرايز در «نسل بعد»حضور دارند.اين فيلم ها عبارتند از: «نخستين تماس» (۱۹۹۶)، «شورش» (۱۹۹۸) و «الهه انتقام» (۲۰۰۲) مجموعه هاى تلويزيونى بعدى هم عبارت بودند از: «سفر ستاره اى: فضاى عميق ۹» (۱۹۹۹-۱۹۹۳)، «سفر ستاره اى: وويه جر» (۲۰۰۱-۱۹۹۵) و «سفر ستاره اى: اينترپرايز» (۲۰۰۵-۲۰۰۱). هر چند كه پخش مجموعه هاى «سفر ستاره اى»از سال گذشته با توجه به كاهش مخاطب قطع شده و برنامه اى براى مجموعه بعدى هم اعلام نشده و از طرف ديگر فيلم «الهه انتقام»با شكست تجارى و هنرى روبرو شده است، اما محبوبيت جهانى «سفر ستاره اى»هنوز پابرجا است.طرفداران اين مجموعه گردهم آيى هاى سالانه برگزار مى كنند (استيون هاوكينگ يكى از اين طرفداران پر و پا قرص است)، يك شاتل و يك ناو آمريكايى اينترپرايز ناميده شده اند، تمبرى با نقش آن چاپ شده و نويسندگان بزرگ و معروف علمى-تخيلى با شخصيت ها و دنياى «سفر ستاره اى»داستان مى نويسند. به همين خاطر قرار شده كه يازدهمين فيلم «سفر ستاره اى»هم ساخته شود و هفته گذشته اعلام شد كه جِى جِى اِيبرامز - كارگردان و فيلمنامه نويس موفق تلويزيون كه نخستين ساخته سينمايى اش، «مأموريت غيرممكن ۳» بزودى به نمايش در مى آيد _ كارگردان آن خواهد بود.با اين وجود اِيبرامز اعلام كرد كه تنها چيزى كه قطعى است حضور او به عنوان تهيه كننده است و هنوز تصميم نگرفته كه فيلم را خودش كارگردانى كند يا خير.همچنين اعلام شده بود كه فيلم يازدهم داستان چند سال قبل از مجموعه اوليه و آشنايى كرك و اسپاك در دانشگاه را روايت خواهد كرد كه ايبرامز گفته لزوماً موضوع فيلم اين سوژه نيست. به هر حال آنچه قطعى است نمايش فيلم ديگرى از مجموعه «سفر ستاره اى»در سال ۲۰۰۸ است و جاى اميدوارى است كه جى جى ايبرامز بتواند فيلم خوبى ساخته و خاطره هاى خوش قديم را براى طرفداران اين مجموعه زنده كند.
|
|
|
|
|
خبرسازان
|
|
|
محمدرضا گلزار
بازگشتش روى پرده اميدواركننده است.در كمدى تهمينه ميلانى ظاهر تازه اى را هم تجربه كرده و قدرى سن و سالش بالاتر رفته هرچند به شكلى كاملاً آگاهانه در گريم صورت گلزار چندان دست نخورده و سعى شده با سفيد كردن بخشى از موها بالارفتن سن القا شود تا جذابيت هاى تصويرى اين ستاره از بين نرود.به هرحال پس از شكست تجارى فيلم گل يخ، حالا فروش بالاى آتش بس در همين چند روز نخست اكران نشان مى دهد كه گلزار هنوز هم مى تواند يك ستاره پولساز باشد به شرطى كه آنچه تماشاگر از او دوست دارد در فيلم باقى بماند و همانند فيلم پوراحمد يك سبيل روى صورت و صداى خواننده اى ديگر روى صورتش همه چيز را به هم نريزد.آتش بس نشان مى دهد كه گلزار همچنان محبوب است.
اسكارلت يوهانسن
پل جياماتى، كريس وانز و آليسيا كيز بازيگران همراه اسكارلت يوهانسن در فيلم «خاطرات پرستار» كه بر اساس رمان مشهورى از نيكولا كرائوس و اما مك لاگين ساخته مى شود هستند.فيلم محصول كمپانى وينستين است و داستان آن درباره زنى كه پرستار بچه هاى يك خانواده ثروتمند مى شود.تازه ترين كار يوهانسن بازى در فيلم «كوكب سياه» به كارگردانى دى پالما است.تماشاگران تلويزيون ايران امسال او را در نسخه اى عجيب از فيلم دخترى با گوشواره مرواريد از شبكه چهار ديدند و قبل از آن هم فيلم جزيره با بازى يوهانسون از تلويزيون پخش شده بود.بازيگر سينماى متفاوت آمريكا اين روزها كاملاً پركار است و سعى دارد با تمام كارگردانان مطرح كار كند.
ليلا حاتمى
به نقش يك مادر كاملاً معمولى در فيلم مرباى شيرين غافلگيركننده است.نقشى كه قرار بود چهارپنج سال پيش ديده شود سال هايى كه حاتمى اعتقاد داشت ستاره نيست و بازى اش در هر نقشى كه بتواند به يك فيلم كمك كند، منطقى و پذيرفتنى است. با اين وجود حالا وقتى كلى نقش مهم و تأثيرگذار در سينماى ما بازى كرده تا پايان مدت نمايش مرباى شيرين هم منتظرى كه يك اتفاق ويژه بيفتد و حاتمى حضور پررنگ ترى در فيلم داشته باشد.اتفاقى كه عملاً نمى افتد و او همان مادر مهربان و دلسوز باقى مى ماند.خبر درباره حاتمى هم اينكه او به عنوان يكى از اعضاى هيأت داورى جشنواره كارلو وى وارى ايتاليا كه سال قبل در آن فيلم سيماى زنى در دوردست به نمايش درآمده بود برگزيده شده است.
شان لوى
شان لوى كارگردانى كه بخش عمده كارهايش را در شبكه ام.تى.وى سروسامان داده همراه با بن استيلر قصد دارند يك كمدى رمانتيك به نام يك شب در موزه بسازند كه عواملش فوق العاده به نظر مى رسند.داستان درباره يك جوان است كه براى رسيدن به عشق اش با آدم هاى زيادى از جمله رئيس جمهور روزولت مواجه مى شود.نقش جوان را خب بن استيلر بازى مى كند و ديگرانى هم كه در فيلم حاضرند اين آدم ها هستند: اوون ويلسون، ديك وان ديك، ميكى رونى، استيو كوگان و رابين ويليامز.احتياجى هست كه بگويم ويليامز قرار است نقش آقاى رئيس جمهور را بازى كند؟ اين جمله شان لوى را هم درحين اعلام خبر توليد فيلم و رديف كردن فهرست بازيگرانش داشته باشيد: «دوست دارم شوك را در چهره مخاطبانى كه همه ستاره هاى كمدى نسل قديم و جديد را در كنار هم مى بينند، ببينم.»
.
مرور فيلم مرباى شيرين پس از پنج سال روى پرده
سرخوشى هاى غريبانه
على حسينى
داستان مشكلات سينماى كودك و نوجوان چندان تازه نيست.سينمايى كه در دهه شصت يكى از پايه هاى سينماى ايران بود ولى از نيمه هاى دهه هفتاد و از زمانى كه تب ساخت فيلم هاى جوانانه و قبل از آن اكشن ها بالا گرفت، تقريباً به فراموشى سپرده شد.در تمام سال هاى بعد البته هرگاه كارگردانان مهم سينماى كودك و نوجوان مثل مرضيه برومند و ايرج طهماسب سراغ اين نوع سينما رفتند، همه چيز روبه راه به نظر مى رسيد و فروش فيلم ها هم خوب بود اما خب اين بحث هم با فيلم هاى مشخصاً كم فروش كودكى كه توسط آدم هاى نابلد ساخته شد پيچيد كه فيلم هاى كودكانه ديگر سوددهى ندارند و براى همين ديگر نه از گروه سينماى ويژه كودك خبرى بود و نه از فيلم هاى كارگردانانى كه نام برديم در حيطه فيلم هاى كودك.در اين سال ها اگر تلاشى شد تنها براى پركردن برنامه جشنواره كودك اصفهان بود كه نمى شد بدون فيلم بماند و كارهايى هم كه در اين جشنواره نمايش داده مى شدند نه براى كودك كه بيشتر درباره كودك بودند.در ميان همه اين مسائل اكران نشدن فيلم مرباى شيرين و وقفه پنج ساله از زمان توليد تا اكرانش يك علامت سؤال بزرگ بود.فيلمى كه مى توانست در زمان مناسب اكران قابل توجهى داشته باشد و يكى از پرفروش هاى زمان نمايش خود باشد، حالا در شرايطى روى پرده رفته كه ديگر المان هاى جذابيتش چندان تازه به شمار نمى روند.فيلمى كه براى ابتداى دهه هشتاد ساخته شده، در نيمه دهه هشتاد كاملاً يك غريبه در ميان جمع است. * * * مرباى شيرين در وراهنر توليد شد.دفترى كه قرار بود به شكل يك كمپانى معظم فيلم هاى مهمى را در حيطه هاى مختلف توليد كند.دايره كارگردانانى كه در همان سال نخست با اين دفتر كار كردند (ابراهيم حاتمى كيا- فرزاد مؤتمن- سعيد ابراهيمى فر- مرضيه برومند و چندنفر ديگر) كه هر يك در حوزه اى مختص به خود كار مى كردند نشان مى داد كه وراهنر قرار است يك دفتر حرفه اى باشد اما شكست تجارى چندفيلم پياپى و بدهى هايى كه روى دست اين دفتر ماند باعث شد كارها متوقف شود و مرباى شيرين هم يكى از قربانيان اين داستان بود.فيلمى كه البته برخلاف ديگر كارهاى متوقف مؤسسه، آماده نمايش بود و حتى در جشنواره كودك همان سال به نمايش درآمد ولى به دليل نداشتن متولى، در پخش دچار مشكل شد و به اين ترتيب هيچكس نفهميد چه بر سر اين فيلم مى آيد.مرضيه برومند كارگردان فيلم سالى يك بار گفت و گو كرد تا بگويد تكليف فيلمش مشخص نيست و ديگران هم گهگاه از اين فيلم سخن گفتند كه پتانسيل هاى لازم براى فروش را دارد اما هيچكدام اينها دليلى براى اكران فيلم نشد.مرباى شيرين تا ارديبهشت ماه ۸۵ در بايگانى باقى ماند. * * * حالا كه پس از گذشت پنج سال فيلم اكران شده هنوز هم مايه هاى فراوانى براى جذب مخاطب دارد.فيلمى كودكانه كه در آن ليلا حاتمى نقش يك مادر كاملاً عادى را بازى مى كند، محمدرضا شريفى نيا براى اولين بار در آن تيپ يك بازارى را به عنوان مدير مؤسسه سازنده مربا با ويژگى هاى منحصر به فرد نقش اش بازى كرده _تيپى كه بعدها در دنيا و ازدواج به سبك ايرانى تكميلش كرد- و كلى كليپ هاى شهرى جذاب با ترانه هايى كه حداقل در زمان خودش مى توانستند در ذهن بمانند.بازيگران ديگر هم چهره هاى آشناى كارهاى برومند هستند.اميرحسين صديق، ليلى رشيدى و ارژنگ اميرفضلى در كنار مانى نورى كه همان پسربچه مجموعه قصه هاى تابه تا (زى زى گولو) است گروه بازيگران فيلم برومند هستند.به جز اين گروه بازيگرى و البته حضور خود برومند پشت دوربين كه وزنه قابل اتكايى است، نكته مهم در ساخته شدن فيلم از روى يكى از قصه هاى هوشنگ مرادى كرمانى به همين نام است. البته قصه ساده مرادى كرمانى را برومند رنگ و لعاب بيشترى زده تا جذابيت هاى فروش بالا را داشته باشد ولى به هرحال سير وقوع اتفاقات همان چيزى است كه در كتاب وجود دارد.داستان درباره پسرى است كه يك روز صبح نمى تواند در شيشه مربايش را باز كند و بعد به جاى اينكه از كنار اين مسأله ساده بگذرد آن را تبديل به يك معضل شهرى كرده و كار را تا كارخانه سازنده هم پيگيرى مى كند.وقتى قضيه تبديل به يك آبروريزى بزرگ براى شركت مى شود آنها هم در مقابله سعى مى كنند راهكارهاى تبليغاتى تازه اى را با استفاده از همين اتفاق پيدا كنند.يك فانتزى جمع و جور و جذاب كه مى تواند مخاطبش را براى نشستن ۹۰ دقيقه روى صندلى مجاب كند هرچند پخش درست فيلم در همان مقطع احتمالاً امتيازات بيشترى را به فيلم مى داد. * * * نكته مهمى كه با ديدن مرباى شيرين مى توان دريافت اين است كه مرضيه برومند جدا از مديوم تلويزيون سينما را هم خوب مى شناسد هرچند چندان در كار اين مديوم خوش شانس نبوده و معمولاً مجموعه هايى كه براى شبكه هاى مختلف سيما مى سازد كارهايى بى دردسرتر هستند و زودتر هم با مخاطبانشان ارتباط مى گيرند.با اين همه روايت برومند از داستان مرباى شيرين هوشنگ مرادى كرمانى يك روايت كاملاً سينمايى و با رعايت قواعد كامل مقوله اقتباس است.در همه اين سال ها سينماى كودك مجبور بوده يا از روى كاراكترهاى خلق شده در تلويزيون فيلم هاى پرفروش بسازد و يا از نمونه هايى مشابه، و در زمينه اقتباس عملاً جز در مورد كارهاى مرادى كرمانى كه آنها هم در تلويزيون مخاطب بيشترى داشته اند هيچ نمونه شاخصى را تجربه نكرده است.براى همين مرباى شيرين اگر در شكل فعلى نمايش هم درست نگاه شود و مورد ارزيابى قرار گيرد شايد راه هاى تازه اى را پيش روى سينماى كودك قرار دهد
چه خبرا؟! تهيه كننده ، سازنده «مأموريت غيرممكن ۳» يازدهمين سفر ستاره اى بر پرده سينما
افشين ابراهيمى «سفر ستاره اى»_كه در ايران با نام «پيشتازان فضا»شناخته شده تر است _ يكى از پرطرفدارترين مجموعه هاى علمى-تخيلى در تاريخ سينما و تلويزيون است كه بعد از گذشت ۴۰ سال، هنوز ده ها ميليون طرفدار در سراسر دنيا دارد. نخستين مجموعه تلويزيونى «سفر ستاره اى»در سال ۱۹۶۶ به نمايش درآمد؛ هر چند كه به گفته كتاب «ساختن سفر ستاره اى»، از شش سال قبل مذاكرات و مقدمات آن شروع شده بود.اين مجموعه خلق شده توسط جين رادنبرى، ماجراى سفينه اينترپرايز و خدمه آن بود كه طى مأموريتى پنج ساله كهكشان را در مى نورديدند و به سيارات مختلف مى رفتند.خدمه اصلى سفينه عبارت بودند از كاپيتان جيمز تى كرك (با بازى ويليام شَتنر)، آقاى اسپاك (بيگانه اى از نژاد بى احساس ولكان با بازى ليونارد نيموى)، دكتر مك كوى (دى فارست كلى) و... در سال ۱۹۶۹ و در حالى كه اين سريال در اوج موفقيت و محبوبيت بود، پخش آن توسط شبكه ان بى سى متوقف شد.درخواست ها، تجمع ها و حتى سمينارهايى كه براى درخواست راه اندازى مجدد اين سريال برگزار شد (و حتى بزرگانى مثل آيزك اسيموف در آنها شركت داشتند) بى ثمر ماند و هر بار به دليلى ادامه اين مجموعه ساخته نشد. در سال ۱۹۷۳ يك مجموعه انيميشن به نمايش درآمد كه به نوعى ادامه مجموعه اصلى بود و همان شخصيت ها در آن حضور داشتند و همان بازيگران به جاى آنها صحبت مى كردند.در سال ۱۹۷۸ «سفر ستاره اى: فاز ۲»در مرحله توليد قرار گرفت.فيلمنامه ها نوشته شده بود، تمام بازيگران اصلى به جز ليونارد نيموى حاضر بودند و حتى بخشى از فيلمبردارى هم انجام گرفته بود.اما به دنبال موفقيت فيلم «جنگ هاى ستاره اى»، پارامونت تصميم گرفت ساخت سريال را متوقف كرده و فيلم سينمايى «سفر ستاره اى»را بسازد. به اين ترتيب «فيلم سينمايى سفر ستاره اى»در سال ۱۹۷۹ و با حضور تمام هنرپيشگان مجموعه اصلى ساخته شد و موفقيت قابل توجهى كسب كرد.به دنبال آن فيلم هاى ۲ تا ۶ هم با نام هاى «خشم خان» (۱۹۸۲)، «به دنبال اسپاك» (۱۹۸۴)، «سفر به خانه» (۱۹۸۶)، «مرز نهايى» (۱۹۸۹) و «سرزمين نامكشوف» (۱۹۹۱) هم با استقبال روبرو شدند. در همين حال از سال ۱۹۸۷ مجموعه تلويزيونى «سفر ستاره اى: نسل بعد»هم به نمايش در مى آمد كه داستان سالها بعد سفينه اينترپرايز را روايت مى كرد كه حالا خدمه جديدى داشت و توسط كاپيتان ژان-لوك پيكارد (با بازى پاتريك استوارت) هدايت مى شد.موفقيت اين مجموعه و تعداد مخاطبان آن حتى فراتر از مجموعه اول رفت.در هفتمين فيلم سينمايى «سفر ستاره اى»(«نسل ها»_ ۱۹۹۴)، شخصيت هاى دو مجموعه اصلى و «نسل بعد»در كنار هم قرار گرفتند و در فيلم هاى ۸ تا ،۱۰ خدمه اينترپرايز در «نسل بعد»حضور دارند.اين فيلم ها عبارتند از: «نخستين تماس» (۱۹۹۶)، «شورش» (۱۹۹۸) و «الهه انتقام» (۲۰۰۲) مجموعه هاى تلويزيونى بعدى هم عبارت بودند از: «سفر ستاره اى: فضاى عميق ۹» (۱۹۹۹-۱۹۹۳)، «سفر ستاره اى: وويه جر» (۲۰۰۱-۱۹۹۵) و «سفر ستاره اى: اينترپرايز» (۲۰۰۵-۲۰۰۱). هر چند كه پخش مجموعه هاى «سفر ستاره اى»از سال گذشته با توجه به كاهش مخاطب قطع شده و برنامه اى براى مجموعه بعدى هم اعلام نشده و از طرف ديگر فيلم «الهه انتقام»با شكست تجارى و هنرى روبرو شده است، اما محبوبيت جهانى «سفر ستاره اى»هنوز پابرجا است.طرفداران اين مجموعه گردهم آيى هاى سالانه برگزار مى كنند (استيون هاوكينگ يكى از اين طرفداران پر و پا قرص است)، يك شاتل و يك ناو آمريكايى اينترپرايز ناميده شده اند، تمبرى با نقش آن چاپ شده و نويسندگان بزرگ و معروف علمى-تخيلى با شخصيت ها و دنياى «سفر ستاره اى»داستان مى نويسند. به همين خاطر قرار شده كه يازدهمين فيلم «سفر ستاره اى»هم ساخته شود و هفته گذشته اعلام شد كه جِى جِى اِيبرامز - كارگردان و فيلمنامه نويس موفق تلويزيون كه نخستين ساخته سينمايى اش، «مأموريت غيرممكن ۳» بزودى به نمايش در مى آيد _ كارگردان آن خواهد بود.با اين وجود اِيبرامز اعلام كرد كه تنها چيزى كه قطعى است حضور او به عنوان تهيه كننده است و هنوز تصميم نگرفته كه فيلم را خودش كارگردانى كند يا خير.همچنين اعلام شده بود كه فيلم يازدهم داستان چند سال قبل از مجموعه اوليه و آشنايى كرك و اسپاك در دانشگاه را روايت خواهد كرد كه ايبرامز گفته لزوماً موضوع فيلم اين سوژه نيست. به هر حال آنچه قطعى است نمايش فيلم ديگرى از مجموعه «سفر ستاره اى»در سال ۲۰۰۸ است و جاى اميدوارى است كه جى جى ايبرامز بتواند فيلم خوبى ساخته و خاطره هاى خوش قديم را براى طرفداران اين مجموعه زنده كند.
خبرسازان
محمدرضا گلزار
بازگشتش روى پرده اميدواركننده است.در كمدى تهمينه ميلانى ظاهر تازه اى را هم تجربه كرده و قدرى سن و سالش بالاتر رفته هرچند به شكلى كاملاً آگاهانه در گريم صورت گلزار چندان دست نخورده و سعى شده با سفيد كردن بخشى از موها بالارفتن سن القا شود تا جذابيت هاى تصويرى اين ستاره از بين نرود.به هرحال پس از شكست تجارى فيلم گل يخ، حالا فروش بالاى آتش بس در همين چند روز نخست اكران نشان مى دهد كه گلزار هنوز هم مى تواند يك ستاره پولساز باشد به شرطى كه آنچه تماشاگر از او دوست دارد در فيلم باقى بماند و همانند فيلم پوراحمد يك سبيل روى صورت و صداى خواننده اى ديگر روى صورتش همه چيز را به هم نريزد.آتش بس نشان مى دهد كه گلزار همچنان محبوب است.
اسكارلت يوهانسن
پل جياماتى، كريس وانز و آليسيا كيز بازيگران همراه اسكارلت يوهانسن در فيلم «خاطرات پرستار» كه بر اساس رمان مشهورى از نيكولا كرائوس و اما مك لاگين ساخته مى شود هستند.فيلم محصول كمپانى وينستين است و داستان آن درباره زنى كه پرستار بچه هاى يك خانواده ثروتمند مى شود.تازه ترين كار يوهانسن بازى در فيلم «كوكب سياه» به كارگردانى دى پالما است.تماشاگران تلويزيون ايران امسال او را در نسخه اى عجيب از فيلم دخترى با گوشواره مرواريد از شبكه چهار ديدند و قبل از آن هم فيلم جزيره با بازى يوهانسون از تلويزيون پخش شده بود.بازيگر سينماى متفاوت آمريكا اين روزها كاملاً پركار است و سعى دارد با تمام كارگردانان مطرح كار كند.
ليلا حاتمى
به نقش يك مادر كاملاً معمولى در فيلم مرباى شيرين غافلگيركننده است.نقشى كه قرار بود چهارپنج سال پيش ديده شود سال هايى كه حاتمى اعتقاد داشت ستاره نيست و بازى اش در هر نقشى كه بتواند به يك فيلم كمك كند، منطقى و پذيرفتنى است. با اين وجود حالا وقتى كلى نقش مهم و تأثيرگذار در سينماى ما بازى كرده تا پايان مدت نمايش مرباى شيرين هم منتظرى كه يك اتفاق ويژه بيفتد و حاتمى حضور پررنگ ترى در فيلم داشته باشد.اتفاقى كه عملاً نمى افتد و او همان مادر مهربان و دلسوز باقى مى ماند.خبر درباره حاتمى هم اينكه او به عنوان يكى از اعضاى هيأت داورى جشنواره كارلو وى وارى ايتاليا كه سال قبل در آن فيلم سيماى زنى در دوردست به نمايش درآمده بود برگزيده شده است.
شان لوى
شان لوى كارگردانى كه بخش عمده كارهايش را در شبكه ام.تى.وى سروسامان داده همراه با بن استيلر قصد دارند يك كمدى رمانتيك به نام يك شب در موزه بسازند كه عواملش فوق العاده به نظر مى رسند.داستان درباره يك جوان است كه براى رسيدن به عشق اش با آدم هاى زيادى از جمله رئيس جمهور روزولت مواجه مى شود.نقش جوان را خب بن استيلر بازى مى كند و ديگرانى هم كه در فيلم حاضرند اين آدم ها هستند: اوون ويلسون، ديك وان ديك، ميكى رونى، استيو كوگان و رابين ويليامز.احتياجى هست كه بگويم ويليامز قرار است نقش آقاى رئيس جمهور را بازى كند؟ اين جمله شان لوى را هم درحين اعلام خبر توليد فيلم و رديف كردن فهرست بازيگرانش داشته باشيد: «دوست دارم شوك را در چهره مخاطبانى كه همه ستاره هاى كمدى نسل قديم و جديد را در كنار هم مى بينند، ببينم.»
.
|
|
|
|