جمعه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۷ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Fri, May 5, 2006
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۴۶۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
ارتباطات
نگاهى به «اسلايدشو» ۱۹ عكاس در خانه هنرمندان
موسيقى
منطقه آزاد
دوسالانه اى براى همه هنرها

حدود ۶۰ سال پيش وقتى اولين دوسالانه تهران برگزار شد، تمام رشته هاى هنرى در آن رويداد در كنار هم عرضه مى شدند. البته اين دوسالانه فقط به هنرهاى مدرن اختصاص داشت و آثار برگزيده هر دوسالانه به دوسالانه ونيز ارسال مى شدند.
اما در سال هاى پس از انقلاب هر رشته هنرى دوسالانه اى مختص به خود پيدا كرد و به اين ترتيب دوسالانه هاى نقاشى، مجسمه سازى، عكس، نگارگرى، گرافيك، سفال و سراميك، كاريكاتور و... شكل گرفتند كه در ابتدا از سوى مركز هنرهاى تجسمى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى برگزار مى شدند.
در دوره قبلى فعاليت هاى اين مركز، برپايى هر كدام از دوسالانه ها برعهده انجمن هر يك از رشته هاى هنرى قرار گرفت. با اين حال به غير از دوسالانه كاريكاتور، هيچ يك از دوسالانه هاى ديگر در زمان مشخص شده برگزار نمى شدند و ركوردهايى مثل هفت يا هشت سال فاصله براى برپايى هر دوره از برخى از دوسالانه ها در ايران ثبت شد كه در تمام دنيا بى نظير و ستودنى(!) است.
مثل اينكه بالاخره همه چيز به ۶۰ سال قبل بازگشت و قرار است تمام رشته هاى هنرى در يك دوسالانه مشترك حضور پيدا كنند. البته باز هم نه مثل آن زمان، بلكه اين بار قرار است همه رشته هاى هنرهاى سنتى و مدرن در كنار هم قرار بگيرند كه مشخص نيست به اين ترتيب چه اتفاقى براى اين همه رشته در كنار هم روى خواهد داد.
محل برپايى اين دوسالانه نيز مؤسسه فرهنگى _ هنرى صبا مشخص شده است. پيش از اين در زمان برپايى دوسالانه هاى عكس، كاريكاتور و مجسمه نيز از همين فضا استفاده شد، اما تمام آن به طور جداگانه به هر دوسالانه اختصاص يافت. هر چند به تازگى فضاى مؤسسه فرهنگى _ هنرى صبا افزايش پيدا كرده است، اما باز هم غيرممكن به نظر مى رسد كه بتوان آثار همه دوسالانه هاى كشور را در فضاى فعلى آن ارائه كرد.
اكسپو برگزار مى شود
هفته گذشته از موزه هنرهاى معاصر تهران خبر رسيد كه «دومين اكسپو تهران برگزار مى شود.» اولين سؤالى كه با شنيدن اين خبر به ذهن مى رسد اين است كه مگر قرار بود اكسپو برگزار نشود.
اكسپو هم اتفاقى است مثل برپايى دوسالانه هاى كشور كه بالاخره برگزار خواهد شد. سال گذشته نيز همه مى گفتند كه اكسپو برگزار مى شود. گويا دليل اصلى انتشار اين خبر، جلسه اى بود كه چهارشنبه هفته گذشته با حضور صاحبان نگارخانه ها و رئيس موزه هنرهاى معاصر تهران برگزار شد. پس از استعفاى گروه برگزاركننده اولين اكسپوى تهران، حاضران در اين جلسه تصميم گرفتند طى نشستى افرادى ديگر به عنوان شوراى برگزارى اكسپو انتخاب شوند.
همانطور كه از متن اين خبر مشخص است، هنوز بايد در انتظار جلسه ها، رأى گيرى ها، اعتراض به رأى گيرى و... براى انتخاب شوراى برگزارى اكسپو بود تا بعد نوبت به دعواهاى شيوه برپايى اكسپو برسد. پس از آن مرحله راضى كردن مؤسسه هاى دولتى و وزارتخانه ها براى خريد اثر از اكسپو آغاز مى شود. در پايان نيز مانند دوره گذشته بايد به انتظار نشست تا خريداران، آثار خريدارى شده را به نگارخانه داران و هنرمندان بازگردانند.
در مذمت موسيقى رپ
يكى از مراكز پژوهشى آمريكا اعلام كرد افرادى كه به موسيقى رپ به شكل جدى گوش مى دهند، تمايل بيشترى به استفاده از الكل و مواد مخدر دارند و رفتارهاى تهاجمى در جامعه از خود نشان مى دهند.
پژوهشگاه غيرانتفاعى پسفيك، نتايج اين تحقيق را با انجام پژوهش بر روى ۱۲۰۰ دانش آموز و دانشجوى كاليفرنيايى در رده سنى ۱۵ تا ۲۵ سال منتشر كرد. در پرسشنامه هاى اين پژوهش سؤال هايى درباره علاقه به نوع موسيقى، مصرف مشروبات الكلى يا مواد مخدر و برخوردهاى فيزيكى خشن در جامعه مطرح شده بود.
مرگ خواننده رپ
يكى از اعضاى گروه رپ O12 در يك كلوپ شبانه در ديترويت به قتل رسيد. اين فرد كه نام واقعى او «ديشان هولتون» بود با نام مستعار «پروف» شهرت داشت و در كلوپى واقع در جاده هشت مايلى ديترويت به قتل رسيد. اين كلوپ با فيلم «هشت مايل» كه درباره زندگى امينم بود، مشهور شد.
پروف نيز يكى از دوستان بسيار نزديك امينم بود و به اين ترتيب با مرگ او، دومين حادثه در ماه اخير براى نزديكان اين خواننده مشهور روى داده است. پيش از اين حادثه، «اوبى ترايس» خواننده اى كه با شركت امينم قرارداد دارد، در حال رانندگى در شهر ديترويت هدف شليك گلوله قرار گرفت و آسيب ديد.
نگاهى به «اسلايدشو» ۱۹ عكاس در خانه هنرمندان
تصوير و صدا با هم
256995.jpg
چنگيز محمود زاده
برگزارى يك «اسلايدشو» تا چندى پيش در ايران بى سابقه بود و عكاسان كشور، هيچ وقت از اين شيوه براى نمايش آثار خود استفاده نكردند. اما وقتى در روز سوم ارديبهشت اولين تجربه اين چنينى از سوى سايت عكاسى فانوس با نمايش آثار ۱۹ عكاس در خانه هنرمندان شكل گرفت، چنان استقبالى از سوى مخاطبان شكل گرفت كه مسؤولان خانه هنرمندان ناچار شدند تالار فريدون ناصرى را نيز به اين نمايشگاه اختصاص دهند و آثارى كه در تالار بتهوون پخش مى شد به وسيله ويديو پروجكشن در آن سالن هم به نمايش دربيايد.
اين برنامه يك نمايشگاه عكس صرف نبود، چرا كه هر عكاسى مى توانست با انتخاب موسيقى مورد نظر خود بخشى از مفاهيمى كه در ذهن داشت را با استفاده از موسيقى به مخاطبان منتقل كند.
سايت عكاسى فانوس از حدود دو سال قبل فعاليت خود را در فضاى مجازى و با نمايش آثار عكاسان آغاز كرد. براى اين نمايشگاه نيز از ۱۹ عكاس دعوت شد تا آثار خود را در بخش هاى هنر، طبيعت، معمارى، ورزش و مستند اجتماعى به نمايش بگذارند.
در اين مجموعه، آثار بسيار متنوع و متفاوتى ديده شد كه بيشتر آنها، جذاب و ديدنى بودند. پيمان هوشمندزاده همان نوآورى هايى را كه پيش از اين در عكس ها و نوشته هايش به نمايش گذاشته بود در اين مجموعه نيز ارائه كرد. يكى از نوآورى هاى او، استفاده از صداى شبكه هاى مختلف راديويى و اصوات محيطى به جاى موسيقى براى هر تصوير بود. اين مجموعه با عنوان «تكه هاى پنهان»، كادرهاى مشابهى از تراس خانه هاى يك مجموعه مسكونى بود كه در شرايط و با اشياى مختلف ديده مى شدند.
ميترا تبريزيان با دو مجموعه در اين اسلايدشو حضور داشت كه هر دو آنها به ارتباط انسان ها در دوران امروزى مربوط مى شد. عكس هاى تبريزيان از نظر چينش عوامل بر كادر، هماهنگى تصاوير با موسيقى و كوتاه و موجز بودن كار، بسيار دلنشين بود. اما آن قدرتى كه در عكس هاى تبريزيان ديده مى شد به هيچ وجه در متنى كه پيش از نمايش عكس  ها خوانده شد، وجود نداشت.
اين اسلايدشو، طيف هاى مختلفى از عكاسى را در بر مى گرفت و همان طور كه آثار خوب در مجموعه وجود داشت، آثار ضعيفى نيز ارائه شده بود.
يكى از اين مجموعه ها، عكس هاى آرش حنايى بود كه يكى از پروژه هاى قبلى او با موضوع عروسك هاى سوخت را به ياد مى آورد؛ مجموعه اى فضل فروشانه كه همان نشانه هاى آثار روشنفكر مآبانه سال هاى اخير در آن ديده مى شد.
محمد غزالى هم نتوانست آثار خوبى در اين مجموعه ارائه كند. متنى كه اين عكاس براى مجموعه خود نوشته بود، بيشتر به حال و هواى وبلاگ هاى فارسى نزديك بود. در تالار فريدون ناصرى و با كيفيت بد تصويرى، چيز زيادى هم از عكس هاى غزالى قابل تشخيص نبود.
يكى از بهترين آثار به نمايش گذاشته شده در اين مجموعه، عكس هاى احسان بهمنش با عنوان «نوسان» بود و در بخش عكس هاى هنرى ارائه شد. بهمنش كه به تازگى در رشته عكاسى فارغ التحصيل شده است، مجموعه اى از سلف پرتره هاى خود را در قالبى انتزاعى ارائه كرد و با فيگورهاى جالبى در مقابل دوربين، حس عدم تعادل و نوسان روحى انسان را به نمايش گذاشت.
اين عكاس جوان، موسيقى مناسبى براى همراهى با عكس ها انتخاب كرده بود. هر چند عكس هاى او به فضاسازى هاى آثار غربى بسيار نزديك بود اما انتخاب موسيقى مقامى براى آن، جلوه ديگرى به كارش داد.
تركيب بندى اين عكس ها و شيوه همنشينى فرم هاى حركت بدن، موجب خلق تصاويرى قابل قبول و تفكربرانگيز شده بود.
همايون اميريگانه و حسين كريم زاده دو عكاسى بودند كه آثار خود را در بخش معمارى ارائه كردند. امير يگانه از سال ها پيش مشغول عكاسى از بناهاى تاريخى ايران است و دو كتاب «تخت جمشيد» و «اصفهان» از آثار او منتشر شده است.
نكته جالبى كه در عكس هاى حسين كريم زاده و اوشين زاكاريان (در بخش طبيعت) ديده مى شد استفاده اين دو عكاس از حركت ستاره ها در تصاوير بود. گرفتن چنين عكس هايى نياز به صرف وقت زيادى دارد و عكاس بايد پرده شاتر را بين ۳۰ تا ۴۵ دقيقه (و در برخى موارد شايد بيشتر) رو به آسمان شب باز بگذارد تا ستاره ها به شكل خط هاى نورانى در عكس ديده شوند.
در بخش عكس هاى ورزشى فقط ميلاد پيامى حضور داشت. مجموعه بدون عنوان او علاوه بر تغيير فضاى حاكم بر اين اسلايدشو، تماشاگران را بر سر ذوق آورد و حتى آنها را خنداند. پيامى، شكلى از نگاه يك عكاس ورزشى را به نمايش گذاشت كه فقط به دنبال رويدادهاى معمولى ورزش نيست، بلكه تركيب بندى هاى خاصى را در كادرهاى خود دنبال مى كند و در يك ميدان ورزشى، چيزى را مى بيند كه به چشم فرد ديگرى نمى آيد.
«كنترل» آخرين مجموعه ارائه شده در اين برنامه بود كه به عكس هاى «اميد صالحى» اختصاص داشت. صالحى در يك پروژه يكساله به عكاسى از تصاوير دوربين مدار بسته خانه خود پرداخت و لحظه هايى را ثبت كرد كه همسايگانش در مقابل در ورودى خانه بدون اطلاع از وجود يك ناظر سپرى مى كردند.
طرح و ايده اين پروژه بسيار جذاب بود كه مطمئناً جاى كار بيشتر هم دارد اما نحوه ارائه آثار چندان چشمگير نبود. خود صالحى نيز از اين مسأله راضى نبود و مى گفت كه عكس هايش را به همراه موسيقى در اختيار برگزاركنندگان گذاشته و آنها خودشان ترتيب نمايش عكس ها و نحوه همراهى موسيقى با تصاوير را تعيين كرده اند.
همايون اميريگانه نيز همين مشكل را داشت تا قبل از لحظه نمايش، نمى دانست كارش چه چيزى از آب درآمده است.
پراكنده بودن موضوع هاى اسلايدشو و طولانى شدن زمان آن موجب خسته كننده شدن اين برنامه شد و برخى از تماشاگران پس از به پايان رسيدن بخش اول نمايش آثار، سالن ها را ترك كردند. اگر اين برنامه بخواهد ادامه پيدا كند شايد بهتر باشد عكس هاى مرتبط با هر بخش در يك برنامه جداگانه ارائه شود.
اما اين اسلايدشو دو ساعته اتفاق جالبى بود كه در اين روزهاى ركود در عرصه هنرهاى تجسمى، جذابيت داشت به ويژه آنكه در مدتى حدود دو ساعت، نزديك به ۶۰۰ عكس به نمايش درآمد كه حداقل نيمى از آنها قابل توجه بودند.
موسيقى
باب ديلن در قاب اسكورسيزى
ترجمه: گلاله خسروى كردستانى
گمان نمى كنم تاكنون يك ستاره راك سرسخت تر از باب ديلن ديده باشيد. زمانيكه براى يك خواننده فولكلور، واگويى آهنگهاى سنتى امتياز به شمار مى رفت، باب ديلن دست به نوشتن آهنگهايى زد كه از آن خودش بود. زمانى كه يك آهنگساز برجسته، موسيقى را برحسب وظيفه پشت مرزهاى تكرار مى گذاشت، باب شروع به سرودن شعرهاى پيچيده و رؤيايى كرد و زمانى كه يك نوازنده دوره گرد گيتار در پندارش به آواهاى پرشكوه روستايى وفادار بود، باب گيتارش را به برق زد، يك گروه جوان استخدام كرد و موسيقى جاز موهومى را به راه انداخت. داستانى كه گفته شد مقدمه اى است از دو اجراى آهنگ «راهى به سوى خانه نيست» از آلبوم قاچاق و فيلم مستندى به همين نام به كارگردانى مارتين اسكورسيزى كه سپتامبر گذشته در كانال PBS برنامه «سران آمريكايى» پخش شد.
257019.jpg
عليرغم عنوان روى CD، نوع برخى از آهنگها در آلبوم و فيلم متفاوت است و آهنگ و فيلم مستند، هر دو، زندگى باب ديلن را از سال هاى اول زندگى تا واقعه تصادف موتورسيكلت در سال ۱۹۶۰ دنبال مى كنند: از نوازنده گيتار ميدوسترن تا محبوب اهالى روستاى گرينويچ و در ادامه، از خواننده بومى تا نوازنده راك. نه آلبوم و نه مستند، تاريخچه زندگى ديلن را بصورت گسترده بازبينى نمى كنند و همانند هميشه آشفتگى هاى دهه ۶۰ پس پرده مى مانند. بار ديگر بومى هاى پرحرارت روستاى گرينويچ هستند كه عاشق آهنگها و آواهاى سنتى بوده و در هنگامه تحقير و توهين به موسيقى و فرهنگ پاپ در تلاشند كه بدان ارزش و اعتبار ببخشند.
و اينجا باز باب ديلن است كه گذشته اش را دور مى اندازد و در آهنگ ها و روش هاى خاص خودش غوطه مى خورد. وى با تمام كسانى كه براى تغيير شكل دادن ها و تلفيق هاى جديد آمادگى دارند ارتباط پيامى برقرار مى كند. در جايى از فيلم، نحوه كار خود را «لشكركشى براى موسيقى» مى نامد. در روشى كه باب ديلن منابع را پيدا مى كند، از آنها الهام گرفته و استفاده مى كند،نوعى بيرحمى و سنگدلى وجود دارد. وى معتقد است: بيرحمى بهترين غريزه يك هنرمند است. در فيلم مستند مصاحبه هاى زيادى كه بى پرده و خودمانى با آقاى ديلن انجام شده وجود دارد، البته با شواهدى عينى از دورانى كه زياد خوشايند وى نيست همراه شده است. اين فيلم به كندوكاو حضور ديلن در جشنواره هاى بومى نيوپورت و سفرهاى اروپاييش نيز پرداخته است. همچنين اشاره شده كه وى در سال ۱۹۶۵ بعنوان يك ستاره بى پروا، نوازندگى گيتار سولو را در آهنگهاى مزرعه مگى و غم غربت نهانى به عهده داشته است. وى با اجراى پرشور و حرارت «به عقب نگاه نكن» اصرار دارد بگويد كه ديگر يك خواننده بومى نيست. چيزهايى كه نهايتاً در بحبوحه روزهاى سخت كار و سفر براى او بازده و نتايجى به همراه داشته اند، سه آلبوم هستند با عناوين: «همه چيز را به خانه بازگردان»، «بازرسى بزرگراه ۶۱» و «بلوندتر از بلوند». در فيلم مستند آقاى اسكورسيزى، آقاى باب ديلن يك هنرپيشه است. كسى كه مخاطبينش را ملاقات مى كند و خبرنگاران متحير را بى جواب مى گذارد. او يك عظمت درك نشده است.
خبرسازان
256998.jpg
نقاش خستگى ناپذير


احمد اسفنديارى، هنرمند نقاش ۸۳ ساله قصد دارد از نيمه ارديبهشت ماه نمايشگاهى از آثار تازه خود در نگارخانه هما برگزار كند. پيش از اين نمايشگاه در سال گذشته، نمايشگاه بزرگى از دوره هاى مختلف كارى اين هنرمند در مؤسسه فرهنگى هنرى صبا برگزار شده بود و اين هنرمند نيز در آن زمان به سخنرانى درباره نقاشى معاصر ايران پرداخت. اسفنديارى از نخستين فارغ التحصيلان دانشكده هنرهاى زيبايى دانشگاه تهران است و از معدود هنرمندان ايرانى به شمار مى رود كه نامش در فرهنگ لاروس ثبت شده است. اين هنرمند نقاش با وجود آنكه سبك هاى مختلف نقاشى را در آثار خود آزموده است اما همواره ميل شديدى به خلق تابلوهاى رئاليستى با شيوه اى خاص خودش داشت. اسفنديارى نخستين نمايش گروهى خود را همراه با عده اى از هنرمندان هم دوره اى خود در انجمن ايران و فرانسه برپا كرد و سپس با چند نمايشگاه گروهى ديگر به نخستين گالرى تهران (آپادانا) رفت. در سال ۱۳۶۶ نيز موزه هنرهاى معاصر تهران، نمايشگاه بزرگى از آثار اين هنرمند برپا كرد.


پاواروتى خداحافظى نمى كند


خداحافظى كردن لوچيانو پاواروتى از دنياى هنر به خداحافظى فوتباليست ها شبيه شده است و انگار اين هنرمند به اين سادگى قصد دل كندن از دنياى موسيقى را ندارد.
در سال گذشته اخبار متفاوتى از خداحافظى اين خواننده اپرا از موسيقى شنيده مى شد اما هفته گذشته خبر تازه اى از كنسرت هاى او منتشر شد و پاواروتى خداحافظى خود را به بعد از برگزارى كنسرت هايى در سراسر جهان پس از انجام عمل جراحى خود موكول كرد. اين تور در هشت كشور جهان برگزار مى شود و «خوره كارياس»، «پلاچيد» و «دمينگو» او را در اين كنسرت همراهى مى كنند. اين مجموعه كنسرت ها از آغاز فصل تابستان شروع خواهد شد. پاواروتى از چهره هاى سرشناس موسيقى كلاسيك جهان است كه با صداى بى نظير خود به عنوان تنور در تمام دنيا شناخته شد. اين هنرمند كنسرت هاى خيريه بسيارى نيز برگزار كرده است.


بنياد مكرمه قنبرى


مكرمه قنبرى، هنرمند نقاش خودآموخته در سال هاى پايانى عمرش توجه بسيارى را به خود جلب كرد و نمايشگاه هاى متعددى از آثار او در كشورهاى ديگر برگزار شد. حال نزديك به شش ماه پس از درگذشت قنبرى، قرار است بنيادى به نام او با همكارى ع.پاشايى، جهانگير كازرونى، فريال سلحشور، ايرج زند، حميد سورى و يكى از فرزندان او راه اندازى شود. امير على بلبلى، فرزند و وصى مكرمه قنبرى با اعلام اين خبر و با اشاره به آغاز فعاليت ها براى شناسنامه دار شدن آثار اين هنرمند روستايى، گفت: «اين بنياد به منظور حفظ آثار مكرمه و محل زندگى او كه بزودى موزه مى شود به راه مى افتد. البته تهيه شناسنامه براى آثار مكرمه همزمان با گشايش نمايشگاهى از نقاشى هايش در نگارخانه دى آغاز شده تا مشخصات تمام آثار و محل نگهدارى آنها پس از فروش مشخص باشد.» مكرمه نقاشى را از سن ۶۷ سالگى آغاز كرد و پس از آن بر روى هر چيزى كه دم دست مى ديد به نقاشى پرداخت و منزل خود را به موزه اى از نقاشى هاى مختلف تبديل كرد.


انيوموريكونه بر روى صحنه


انيوموريكونه، آهنگساز ايتاليايى كه با خلق قطعاتى به ياد ماندنى جلوه تازه اى به آثار سينمايى در دهه هاى گذشته داده است قصد دارد روز ۱۹ جولاى (۲۸تير) كنسرت زنده اى را به روى صحنه ببرد. اين كنسرت تئاتر همراسميت شهر لندن برگزار خواهدشد. آخرين كنسرت زنده اين هنرمند به سال ۲۰۰۳ بازمى گردد كه در سالن آلبرت برگزار شد. كنسرت موريكونه بخشى از سرى كنسرت هاى «به پشت سر نگاه نكن» است كه به آهنگسازان بزرگ اختصاص يافته است. اين آهنگساز ايتاليايى قصد دارد قطعاتى را كه براى برخى فيلم هاى مشهور خلق كرده است اجرا كند. اركستر فيلارمونيك گيور از لهستان او را در اين كنسرت همراهى مى كنند و گيلدا بوتا نوزانده پيانو و سوزانا ريگاچى خواننده سوپرانو كنسرت فوق خواهند بود. موريكونه براى فيلم هايى مانند به خاطر يك مشت دلار، به خاطر چند دلار بيشتر و خوب، بد، زشت را بر اساس استفاده از موسيقى مدرن الكترونيك خلق كرد اما بعدها اجراهايى با اركسترهاى كلاسيك از همين آثار را به روى صحنه برد.
كاريكاتور
257112.jpg
كاريكاتور


|   شناسنامه   |   آرشيو   |