ترجمه: گلاله خسروى كردستانى
گمان نمى كنم تاكنون يك ستاره راك سرسخت تر از باب ديلن ديده باشيد. زمانيكه براى يك خواننده فولكلور، واگويى آهنگهاى سنتى امتياز به شمار مى رفت، باب ديلن دست به نوشتن آهنگهايى زد كه از آن خودش بود. زمانى كه يك آهنگساز برجسته، موسيقى را برحسب وظيفه پشت مرزهاى تكرار مى گذاشت، باب شروع به سرودن شعرهاى پيچيده و رؤيايى كرد و زمانى كه يك نوازنده دوره گرد گيتار در پندارش به آواهاى پرشكوه روستايى وفادار بود، باب گيتارش را به برق زد، يك گروه جوان استخدام كرد و موسيقى جاز موهومى را به راه انداخت. داستانى كه گفته شد مقدمه اى است از دو اجراى آهنگ «راهى به سوى خانه نيست» از آلبوم قاچاق و فيلم مستندى به همين نام به كارگردانى مارتين اسكورسيزى كه سپتامبر گذشته در كانال PBS برنامه «سران آمريكايى» پخش شد.
|
|
|
عليرغم عنوان روى CD، نوع برخى از آهنگها در آلبوم و فيلم متفاوت است و آهنگ و فيلم مستند، هر دو، زندگى باب ديلن را از سال هاى اول زندگى تا واقعه تصادف موتورسيكلت در سال ۱۹۶۰ دنبال مى كنند: از نوازنده گيتار ميدوسترن تا محبوب اهالى روستاى گرينويچ و در ادامه، از خواننده بومى تا نوازنده راك. نه آلبوم و نه مستند، تاريخچه زندگى ديلن را بصورت گسترده بازبينى نمى كنند و همانند هميشه آشفتگى هاى دهه ۶۰ پس پرده مى مانند. بار ديگر بومى هاى پرحرارت روستاى گرينويچ هستند كه عاشق آهنگها و آواهاى سنتى بوده و در هنگامه تحقير و توهين به موسيقى و فرهنگ پاپ در تلاشند كه بدان ارزش و اعتبار ببخشند.
و اينجا باز باب ديلن است كه گذشته اش را دور مى اندازد و در آهنگ ها و روش هاى خاص خودش غوطه مى خورد. وى با تمام كسانى كه براى تغيير شكل دادن ها و تلفيق هاى جديد آمادگى دارند ارتباط پيامى برقرار مى كند. در جايى از فيلم، نحوه كار خود را «لشكركشى براى موسيقى» مى نامد. در روشى كه باب ديلن منابع را پيدا مى كند، از آنها الهام گرفته و استفاده مى كند،نوعى بيرحمى و سنگدلى وجود دارد. وى معتقد است: بيرحمى بهترين غريزه يك هنرمند است. در فيلم مستند مصاحبه هاى زيادى كه بى پرده و خودمانى با آقاى ديلن انجام شده وجود دارد، البته با شواهدى عينى از دورانى كه زياد خوشايند وى نيست همراه شده است. اين فيلم به كندوكاو حضور ديلن در جشنواره هاى بومى نيوپورت و سفرهاى اروپاييش نيز پرداخته است. همچنين اشاره شده كه وى در سال ۱۹۶۵ بعنوان يك ستاره بى پروا، نوازندگى گيتار سولو را در آهنگهاى مزرعه مگى و غم غربت نهانى به عهده داشته است. وى با اجراى پرشور و حرارت «به عقب نگاه نكن» اصرار دارد بگويد كه ديگر يك خواننده بومى نيست. چيزهايى كه نهايتاً در بحبوحه روزهاى سخت كار و سفر براى او بازده و نتايجى به همراه داشته اند، سه آلبوم هستند با عناوين: «همه چيز را به خانه بازگردان»، «بازرسى بزرگراه ۶۱» و «بلوندتر از بلوند». در فيلم مستند آقاى اسكورسيزى، آقاى باب ديلن يك هنرپيشه است. كسى كه مخاطبينش را ملاقات مى كند و خبرنگاران متحير را بى جواب مى گذارد. او يك عظمت درك نشده است.