|
|
|
درباره روديارد كيپلينگ
|
|
|
|
بخوابيد
|
|
|
|
|
درباره روديارد كيپلينگ
جهانگرد افسانه سرا
|
|
|
مانا نيستانى اگر حوصله كنيد و قصه اين هفته ما را كه در صفحه دو چاپ شده (خرطوم بچه فيل) بخوانيد با دنياى فانتزى جذاب و متفاوتى روبرو مى شويد كه خالق آن يكى از بزرگترين نويسندگان و شاعران اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيستم ميلادى يعنى «روديارد كيپلينگ» است. شما اگر «كارتون باز» حرفه اى باشيد، احتمالاً او را با داستان معروفترى مى شناسيد: «كتاب جنگل» كه ديزنى در سال ۱۹۶۷ انيميشنى ديدنى بر اساس آن ساخت. كيپلينگ شخصيت عجيب و بحث انگيزى در تاريخ ادبيات انگلستان و دنيا محسوب مى شود كه مخالفان و موافقان دوآتشه اى دارد. او تا مدت ها بعد از مرگ، چندان محبوب مجامع ادبى نبود، چرا كه به طرفدارى از سياست هاى استعمارگرايانه انگلستان شهرت داشت. تنها با گذشت سال ها، كم كم سنگينى كفه ارزش هاى فراوان آثارش بر اين جور مسائل چربيد و به خاطر داستان هاى خيال انگيزش در حافظه دوستداران ادبيات جاودانه شد. كيپلينگ در سال ۱۸۶۵ از پدر و مادرى انگليسى در شهر بمبئى به دنيا آمد. آن زمان، هندوستان مستعمره امپراتورى بريتانيا محسوب مى شد و پدر روديارد معلم يك مدرسه محلى هنر در بمبئى بود. پدر و مادر كيپلينگ، او را در شش سالگى همراه با خواهر سه ساله اش به انگلستان فرستادند كه تا شش سال بعد تحت مراقبت و سرپرستى زنى به نام «خانم هالووى» قرار داشتند. رفتار نامناسب و سهل انگارانه سرپرست تازه (روديارد مدام مثل بچه فيل قصه از او كتك مى خورد!) و بى توجهى پدر و مادر، تأثير زيادى بر روى روديارد و نوشته هاى آينده اش گذاشت و باعث شد تا در آثارش توجه ويژه اى به كودكان كند و قصه هاى زيادى برايشان بيافريند. روديارد در هفده سالگى مجدداً به هندوستان برگشت و در شهر «لاهور» (كه امروزه ديگر جزو پاكستان محسوب مى شود) به عنوان خبرنگار يك روزنامه محلى مشغول به كار شد. او در همين ايام نخستين گام هايش را در دنياى شعر برداشت و اولين اشعارش را در سال ۱۸۸۳ فروخت. كيپلينگ در اواسط دهه ۱۸۸۰ به سرتاسر كشور هند سفر كرد و همزمان استعداد داستانسرايى اش شكوفا شد. شش داستان كوتاه او در سال ۱۸۸۸ به چاپ رسيد كه براساس معروفترين آنها يعنى «مردى كه مى خواست سلطان باشد» فيلمى هم تهيه شده است. او سال بعد، سفرى طولانى را از هندوستان به انگلستان آغاز كرد و كشورهاى متعددى را مانند برمه، چين و ژاپن زير پا گذاشت. به علاوه، از سال ۱۸۹۸ كيپلينگ هر سال تعطيلات زمستانى اش را به آفريقا سفر مى كرد كه از همان سفرها مواد اوليه مجموعه داستان هاى معروف كودكانش يعنى «قصه هاى پيدايش» (كه داستان خرطوم بچه فيل را هم از آن انتخاب كرده ايم) گردهم آورد. تأثير جهانگردى ها و گشت و گذار روديارد كيپلينگ در كشورهاى مشرق زمين و آفريقايى را مى توان به خوبى در داستان هايش ديد كه افسانه هاى بومى را با تخيل ناب و سبكى خاص آميخته اند. او بعد از ازدواج با «كارولين باليستر» در سال ۱۸۹۲ انگلستان را به مقصد آمريكا ترك كرد و چهار سال در ايالات متحده ساكن بود. در همين ايام، مهمترين اثرش را در زمينه ادبيات كودك پديد آورد: «كتاب جنگل» (۱۸۹۴) كه سال بعد دنباله اى هم با عنوان «كتاب جنگل دوم» برايش نوشت. اوج شهرت ادبى كيپلينگ در دهه اول قرن بيستم بود كه به خاطر آثار داستانى و اشعار قدرتمندش (مانند «گون گادين») موفق به دريافت جايزه نوبل در سال ۱۹۰۷ شد و نام خود را به عنوان جوانترين دريافت كننده اين جايزه ثبت كرد. مخالفان كيپلينگ او را يك نژادپرست تمام عيار و استعمارطلب مى خوانند و به شخصيت پردازى كاراكترهاى هندى در قصه هايش اشاره مى كنند كه انگار بدون كمك حاميان اروپايى كارى ازشان برنمى آيد يا از عبارات تحقيرآميزى كه در اشعارش بوميان مستعمره نشين را با آنها ياد كرده، انتقاد مى كنند. اما مدافعين او معتقدند كه اكثر شخصيت هاى نژادپرست در داستان هاى كيپلينگ، خيالى اند و نبايد با خود او يكسان گرفته شوند و لحن او در اشعارش، طنزآميز و غيرجدى است. به هر حال، چه او را يك نژادپرست طرفدار استعمار بدانيم و چه ندانيم، آنچه با گذشت هفتاد سال از مرگ كيپلينگ باقى مانده، نبوغ و قدرت نويسندگى اوست كه در قالب داستان هايش خود را به رخ مى كشد و ديدگاه هاى اجتماعى و سياسى او را كمرنگ جلوه مى دهد. بعضى ها كيپلينگ را پدر ادبيات علمى و تخيلى هم مى دانند، هر چند كه هرگز از مردان نامرئى يا سفرهاى فضايى ننوشت، اما سبك روايتگرى او بر بخشى از ادبيات علمى و تخيلى تأثير شگرف گذاشت. منتقدان ادبى سبك او را «توصيف غيرمستقيم» ناميده اند. يعنى او دنياى خيال انگيز داستان هايش را با جملات توصيفى شرح نمى داد، بلكه جهان فانتزى را در قالب شخصيت ها و ديالوگ هاى ظاهراً ساده شان مى ساخت. اين تكنيك كه باعث مى شد او بتواند پيچيدگى هاى جامعه مشرق زمين را براى خوانندگان غربى اش قابل فهم كند، بر نويسندگان مطرح ادبيات تخيلى تأثير بسيارى گذاشت. به علاوه، او آموزش ارزش هاى اخلاقى در قالب آثار تخيلى با كيفيت را تبديل به يك سنت در ادبيات كودك كرد. چكيده دنياى كيپلينگ را در همين داستان «خرطوم بچه فيل» مى شود ديد. وقتى در قالب يك افسانه بومى، پيدايش خرطوم دراز فيل را با شوخ طبعى توضيح مى دهد و در عين حال از ارائه پيامى اخلاقى براى كودكانى كه از برخورد نادرست بزرگترها در عذابند، غافل نمى شود. كيپلينگ در سال ۱۹۳۶ در اثر خونريزى مغزى در سن هفتاد سالگى درگذشت، در حالى كه چند هفته زودتر يكى از مجلات، خبر مرگ او را به اشتباه چاپ كرده بود! او تا آخرين روزهاى عمر، شوخ طبعى اش را كنار نگذاشت و در نامه اى به آن مجله نوشت: «امروز خبر مرگم را در مجله شما خواندم. يادتان باشد كه اسمم را از فهرست مشتركين خط بزنيد!»
|
|
|
|
|
بخوابيد
مغز بيدار است!
|
|
|
به نقل از سايت اخبار علمى براى كودكان مترجم: روجا نيستانى خواب كافى و بموقع فايده هاى زيادى دارد. علاوه بر اين كه جلوى چرت زدن شما را سركلاس درس مى گيرد اجازه مى دهد مغزتان با خيال راحت آنچه را كه در طول روز آموخته ايد براى هميشه طبقه بندى و مرتب كند. بررسى هاى جديد نشان داده كه بخش هايى از مغز كه ما براى يادگيرى كارى از آنها استفاده مى كنيم در طول زمان خواب دوباره فعال مى شوند. محققان مى گويند كه در اين مرحله، مغز خاطرات را از بخش حافظه كوتاه مدت به بخش طولانى مدت انتقال مى دهد. البته مغز براى شروع اين فعاليت، منتظر خاموش شدن چراغ هاى خانه نمى ماند! براى فهميدن اين كه مغز چگونه در زمان بيدارى، اطلاعات را به حافظه مى سپارد محققان به ۱۵ نفر داوطلب دو نوع فعاليت دادند كه براى يادگيرى هركدام، بخش جداگانه اى از مغز لازم بود. در يكى از فعاليت ها، افراد مى آموختند كه چگونه در يك شهر مجازى كامپيوترى حركت كنند و بعد به دنبال شىء خاصى در آن شهر بگردند، در فعاليت دوم افراد ياد مى گرفتند كه مكان ظهور يك رديف نقطه را بر روى صفحه نمايش كامپيوتر، پيش بينى كنند. محققان با استفاده از يك دستگاه مخصوص از مغز داوطلبان اين آزمايش، درست قبل و بعد از آموختن دو فعاليت، عكسبردارى كردند. آنها دو تصوير را با هم مقايسه كردند تا ببينند كه آيا بخش هاى مختلف مغز كه مشغول يادگيرى هستند پس از پايان فعاليت همچنان مشغول به كار باقى مى مانند يا نه. پس از گذشت مدت زمانى كوتاه، دانشمندان سومين عكس را از مغز شركت كنندگان گرفتند. آنها مى خواستند ثابت كنند كه اين بخش هاى مغز حتى پس از گذشت مدت زمان طولانى تر، همچنان به فعاليت خود ادامه مى دهند. نتيجه بررسى و مقايسه عكس ها بسيار جالب بود، آنها كشف كردند كه مغز ما يك ساعت بعد از يادگيرى يك مطلب يا فعاليت، همچنان مشغول به كار مى ماند و به نظر مى رسد كه به پردازش و طبقه بندى اطلاعات جديد، ادامه مى دهد. به علاوه ، عكس ها نشان دادند كه وقتى حواس داوطلبين پرت مى شد و به چيز ديگرى فكر مى كردند مغزشان همچنان به جمع آورى و طبقه بندى اطلاعات مربوط به فعاليت اصلى، ادامه مى داد! اين به آن معناست كه وقتى شما بعد ازساعتى درس خواندن مشغول تماشاى يك كارتون پرماجرا هستيد مغزتان همچنان مباحث درسى را كه تازه خوانده ايد دسته بندى مى كند و در كشوهاى حافظه قرار مى دهد! عده اى از دانشمندان معتقدند كه خوابيدن كمك چندانى به مرحله جمع آورى و طبقه بندى خاطرات در مغز نمى كند و در هرحال اين عضو وظيفه شناس بدن كارش را انجام مى دهد اما برخى هم مخالف اين عقيده اند. نظر ما را بخواهيد مى گوييم بهتر است تا زمانى كه چيزى كاملاً ثابت نشده كارى را انجام دهيد كه به نفع تان باشد يعنى به قدر كافى بخوابيد تا معلم سر كلاس جريمه تان نكند!
|
|
|
|
|