كامبيز توانا
همه چيز از گزارش دبير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى آغاز شد. آنچه ايران مى خواست تمام و كمال در گزارش البرادعى نبود اما آمريكا هم آنچه مى خواست نيافت. حاصل آن فضايى است از تحليل و تنش كه هنوز آرامش بر آن حاكم نشده تا بتوان تصميمى منطقى گرفت و تا اين گونه باشد، راه حل مناسبى نيز در كار نيست.
آمريكا و تمام كارتهايش
هفته نامه نيوزويك نوشت: «غرب اكنون نمى داند چطور با ايران برخورد كند. اگر به سال ۲۰۰۲ بازگرديم، دولت بوش با تكيه بر نادانسته هاى خود درباره عراق طرح هاى حمله به اين كشور را تنظيم كرد - تروريست ها و سلاح هاى كشتار جمعى- دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا زمانى كه در حال جمع آورى اطلاعات درباره عراق بود گفت : عدم وجود نشانه، نشانه عدم وجود نيست!
وى دركنفرانسى مطبوعاتى افزود :هم اكنون چيزهايى هستند كه ما مى دانيم كه نمى دانيم ، همچنين نادانسته هايى هستند كه نمى دانيم كه از آن ها خبر نداريم.
هم اكنون چنين بحرانى در زمينه ايران نيز وجود دارد ، برخى چيزها را غرب مى داند و از برخى مسائل ديگر بى خبر مانده است. البته با نتايج بسيارناگوارى كه آمريكا در عراق به دست آورده ، هم اكنون مشخص نيست چه تصميم گيرى درباره نادانسته هاى خود در ايران خواهد داشت. البته موضوع ايران كاملاً تفاوت دارد .
همين تفاوت ايران و عراق آن شده است كه آمريكا و اروپا در برخورد با اين كشور نه ازاحتمال حملات نظامى بلكه مدام از تحريم آن هم نه تحريم هاى جدى بلكه تحريم هاى مربوط به سفر مسؤولان دولتى سخن مى گويند. غرب به خوبى مى داند ايران به عنوان يكى از مهمترين توليد كنندگان نفت مى تواند همان كارى را با غرب انجام دهد كه روسيه با اروپا انجام داد .
هم اكنون ما مى دانيم كه ايران در زمينه تكنولوژى هسته اى پيشرفت زيادى كرده و به برخى از موفقيت ها دست پيدا كرده است. اما نكته مهمى كه درباره آن نمى دانيم اين است كه آيا آنان مى خواهند بمب اتمى بسازند؟ آيا چنين تصميمى دارند؟ و آيا مى توانند اين تكنولوژى را به كشورهاى ديگر همچون سودان انتقال دهند يا نه؟
غرب هم اكنون اين مشكل را دارد كه نمى داند چطور با ايران برخورد كند تا هم نگرانى هاى خود را درباره برنامه هسته اى اين كشور را كاهش دهد و هم بتواند شرايطى را فراهم كند كه ايران براى غرب محدوديت هاى خاص بويژه در زمينه نفت ايجاد نكند.غرب هم اكنون با پيچيدگى و ابهام زيادى درباره موضوع هسته اى ايران گرفتار شده است .»
از متحد خبرى نيست
طرفداران نظريه برخورد نظامى با ايران در محافل آمريكا پس از نااميدى نسبت به اجماع داخلى،ظاهراً به اين نتيجه رسيده اند كه بايد دست به دامن تونى بلر نخست وزير انگليس شد تا بتوانند به اجماع نظر عليه ايران برسند، حتى اگر اين اجماع به سقوط دولت كارگرى بلر منتهى شود.
مؤسسه مطالعاتى«هريتج» آمريكا درتحليلى نوشت: موفقيت اخير ايران در دستيابى به غنى سازى اورانيوم و پيوستن آن به باشگاه هسته اى ، تا حد زيادى خطرات مواجهه بين غرب و تهران را افزايش داد.
در حاليكه آمريكا تلاش خود را براى تحريمهاى اقتصادى ايران به كارمى برد، بايد از اقدامات ديگرى استفاده كند.راه حل اين مسأله ايجاد يك ائتلاف بين آمريكا با نزديكترين هم پيمان آن يعنى انگليس است. جرج بوش رئيس جمهورى آمريكا بايد گفت وگوهاى مهمى را درمورد گزينه هاى پيش روى آنها عليه ايران ترتيب دهد.
هريتج در بخش ديگرى از تحليل خود خاطر نشان مى كند كه مذاكرات سه كشور اروپايى ( انگليس، فرانسه و آلمان) با ايران ضعف اتحاديه اروپا را نشان داد و همين مسأله موجب شد تا اين تفكر در بين مردم انگليس رواج يابد كه مذاكرات آنها با يك شكست بزرگ روبرو شده است.
به نوشته هريتج، مقامات دفاعى انگليس در اوايل آوريل، «گفت وگوهايى سرى» با مقامات وزارت خارجه و پارلمان انگليس ترتيب دادند و درباره پيچيدگيهاى حملات نظامى آمريكا عليه تأسيسات هسته اى ايران مذاكره كردند. اين نشستها نشان دهنده يك تغيير در تفكر استراتژيك لندن بر سر چگونگى تعامل با تهران بود.
از سوى ديگر حمايت انگليس از اقدام نظامى آمريكا ممكن است به خطرات سياسى و نظامى براى دولت انگليس منجر شود. يأس و نااميدى در انگليس در نتيجه جنگ عراق رو به افزايش است و يك چنين اقدامى هم مى تواند با مخالفت گسترده اى از سوى مردم و رسانه هاى انگليس روبرو شود.
براى بلر كه محبوبيت آن به پايين ترين حد خود رسيده است، يك چنين اقدامى عليه ايران سبب مى شود تا كابينه وحزب حاكم كارگر به دوگروه تقسيم شوند و ازسوى ديگر وى نمى خواهد كه در آخرين دوره نخست وزيرى اش به عنوان يك رهبر ضعيف مطرح شود و اين در حالى است كه وى وعده صلح به مردمش داده بود.
بلر و مشاوران نزديك وى در واقع از تهديدهاى استراتژيك يك اقدام نظامى عليه تهران آگاه هستند و با وجود آنكه موقعيت بلر با توجه به زمان حمله به عراق ضعيف تر شده است. اين احتمال نيز وجود دارد كه در نتيجه مشكلات سياسى در داخل و تهديدهاى لفظى در داخل حزب كارگر، وى تا پيش از پايان يافتن مدت نخست وزيرى خود تا سال ،۲۰۱۰ كناره گيرى كند كه ممكن است در سال ۲۰۰۸ اين مسأله اتفاق بيفتد.
پاسخ ايران به تهديد
ايران در نامه اى، از دبيركل سازمان ملل خصوصاً شوراى امنيت درخواست كرد كه به تهديدات «غيرقانونى، گستاخانه و غيرمشروع» واشنگتن عليه تهران، توجهى جدى و در اين مورد، قاطع و فورى اقدام كند .
اين درخواست تهران، در قالب نامه «محمدجواد ظريف» سفير و نماينده دائم ايران خطاب به «كوفى عنان» دبير كل سازمان ملل، به عنوان سند شوراى امنيت و مجمع عمومى اين سازمان منتشر شد.در اين نامه آمده است:
«مايلم توجه جنابعالى را به اين نكته معطوف كنم كه استفاده از بهانه هاى واهى توسط مقامات ارشد آمريكايى در جهت طرح تهديدات غيرمشروع و علنى در توسل به زور عليه جمهورى اسلامى ايران كه در تقابل آشكار با حقوق بين الملل و اصول اوليه منشور ملل متحد است، بى وقفه ادامه دارد.»
اين تهديدات گستاخانه اخيراً با انتشار برخى اخبار در روزنامه هاى آمريكا مبنى بر اينكه احتمالاً استفاده از حملات هسته اى در سياست هاى تجاوزكارانه آمريكا عليه جمهورى اسلامى ايران مد نظر قرار دارد و متعاقباً خوددارى مقامات آمريكايى از رد اين اخبار، وارد مرحله جديدى شده است.
در همين زمينه، جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا در يك نشست پرسش و پاسخ در كاخ سفيد در پاسخ به سؤالى مبنى بر اينكه آيا گزينه هاى آمريكا در مورد ايران شامل گزينه امكان حملات هسته اى هم مى شود و نيز اينكه آيا دولت وى درصدد طراحى چنين چيزى است يا خير، از رد امكان حملات هسته اى خوددارى و در عوض جواب داد تمامى گزينه ها روى ميز هستند.
همچنين كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا در شوراى روابط خارجى شيكاگو پاسخ به سؤالى درمورد ايران به تكرار تهديدات غير قانونى گذشته خود پرداخت و گفت:« ما آماده استفاده از تمامى اقدامات ممكن اعم از سياسى، اقتصادى و ساير اقدامات هستيم و بار ديگر بر نظر بوش در خصوص اينكه در ارتباط با ايران «تمامى گزينه ها روى ميز هستند»، تأكيد كرد.چنين اظهارات خطرناكى، خصوصاً اظهارات بوش كه به نحو گسترده اى درمحافل سياسى و خبرى به عنوان تأييد ضمنى اخبار شوك آور مبنى بر احتمال استفاده از گزينه حملات هسته اى عليه اهدافى در ايران توصيف شده، به نحو چالش آميزى مبين سياست ها و نيات آمريكا در ارتباط با تمايل به توسل به سلاح هاى هسته اى و در تناقض آشكار با حقوق بين الملل، منشور ملل متحد، معاهده عدم اشاعه و ساير تعهدات چندجانبه آمريكا در ارائه تضمين هاى امنيتى منفى است.
با توجه به اقدامات غير قانونى گذشته آمريكا، چنين اظهاراتى بار ديگر مسائلى با جديت فراوان را گوشزد مى كند. بنابر اين لازم است سازمان ملل و شوراى امنيت نسبت به اين تهديدات و اظهارات غيرقانونى توجهى جدى نموده و اقدامى فورى و قاطع به عمل آورند.
جاى تأسف است كه كوتاهى هاى گذشته سازمان ملل در پاسخ به اين تهديدات غيرقانونى و غيرقابل توجيه، سبب تشجيع مقامات ارشد آمريكايى شده به نحوى كه اينك پا را فراتر گذاشته و حتى استفاده از سلاح هسته اى را نيز به عنوان گزينه اى روى ميز تلقى مى كنند.