جمعه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۷ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Fri, May 5, 2006
ورزش
۳۴۶۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
ارتباطات
وقتى برانكو قدر خود را نمى داند
بازگشت آغاسى، روى چمن
«آندره آغاسى» پس از سه ماه دورى باز هم به ميدان بازمى گردد، و در باشگاه كويين لندن و در رقابت هاى قهرمانى «استلا آرتويس» بازى مى كند.
مرد ۳۶ ساله آمريكايى، فصل بازى هاى تنيس را در «زمين هاى رسى» ناديده گرفت تا خودش را براى بازى روى چمن در ويمبلدون آماده كند و اين رقابت هاى كهنه كه مثل ويمبلدون در چمن برگزار مى شود، تمرينى دلخواه براى اوست.
آغاسى مى گويد: «در گذشته هميشه ترس و نگرانى از بازى را در زمين هاى خاك رس قبل از بازى در زمين چمن داشتم».
«چمن چيزى است كه نمى خواهم آن را از دست بدهم».
شايد اين سال آخر بازى هاى آغاسى باشد، براى همين او خيلى مراقب سلامتى اش است. اين ستاره اهل لاس وگاس در دو سال گذشته رقابت هاى ويمبلدون را به خاطر آسيب ديدگى از دست داده بود.
در رقابت هاى «استلا آرتويس» او به همراه رافائل نادال، اندى راديچ، ليتون هيويت، ايوان ليوبيچيچ حضور خواهد داشت.
البته ستاره هاى بريتانيايى تنيس جهان، اندى مورى، تيم هنمن و گرگ رازدسكى نيز در اين رقابت ها كه ۱۲ ژوئن آغاز مى شود، شركت مى كنند. نادال رقيب آغاسى هم مى گويد: «استلا آرتويس از رقابت هاى مهم و سنتى است. من بازى در چمن را دوست دارم»، «نياز دارم بهتر شوم و مى خواهم بهتر شوم، و بايد در لندن بمانم و قبل از ويمبلدون روى چمن بازى كنم، اين فرصت خيلى خوبى براى من است».
257091.jpg
حمله هاى دو مرحله اى آغاسى
نويسنده: دن تورپ (مربى LTA)

آندره آغاسى بهترين سرويس زن در جهان تنيس نيست ولى از همه بيشتر از سرويس هاى خود بهره مى گيرد.
هميشه او در يك حركت دو مرحله اى به نتيجه مى رسد كه سرويس آغازكننده حركت است و «فورهند» بعدى مكمل حركت.
همه اين را مى دانند اما هيچ حريفى در اين ده سال اخير راه مقابله با حركت دو مرحله اى آغاسى را پيدا نكرده است! اين حركت را در سه گام تشريح مى كنيم.

گام اول


سرويس زدن به وسط
آغاسى علاقه دارد از قسمت راست زمين، هميشه به مركز و پايين زمين حريف سرويس بزند.
او با اين حركت فرصت ضربه زنى را به حريف مى دهد، اجازه مى دهد حريف سريعتر باشد، اما حريف مجبور است كه با «بك هند» توپ را به وسط زمين آغاسى برگرداند.

گام دوم


همان لحظه كه توپ برگشتى را مى بيند، آغاسى به چپ خود متمايل مى شود تا توپ را با «فورهند» به جريان بيندازد، در اين لحظه حريف در وسط زمين ايستاده است و تصور مى كند كه آغاسى گير افتاده است.
اما در اين حالت آغاسى هم مى تواند «بك هند» بزند هم «فورهند».
آغاسى در اين هنگام خودش را در جايى قرار مى دهد كه مطمئن شود كه مى تواند هم به جناح راست هم به جناح چپ حريف ضربه بزند و شرايط برايش فرقى نمى كند. در اين شرايط حريف نمى تواند تصميم بگيرد به كدام سمت حركت كند.


گام سوم

هدف را انتخاب كن
آغاسى حالا انتخاب مى كند كه به كدام سمت زمين حمله كند.
با اين كه اغلب او حمله هاى متفاوتى را انتخاب مى كند كه هميشه حريف را در شك و ترديد قرار بدهد، ولى كمتر تمايل دارد توپ را به سوى «بك هند» حريف شليك كند. پس از شليك، آغاسى مسير حركت را دنبال مى كند، او با نهايت قدرت شليك مى كند اما به زيبايى تعادل خود را حفظ مى كند.
وقتى برانكو قدر خود را نمى داند
بداقبالى هاى يك مربى خوشبخت!
برديا افشين
آن اوايل وقتى روزنامه ها را ورق مى زد، يا به حرف مردم كوچه و خيابان گوش مى داد، برافروخته مى شد. پيش خودش احساس مى كرد كه چه «آدم بداقبالى است!» براى همين از خيلى وقت پيش خواندن را سرسرى گرفت، پنبه در گوشش فرو كرد و هر وقت از او چيزى پرسيدند، از پاسخ دادن طفره رفت، يا اگر پاسخ داد، استدلال قابل توجهى نداشت. حالا برانكو ايوانكوويچ فقط كار خودش را مى كند و به آن يازده مرد هميشگى اش كه شبها در رؤيايش از پس پرتغال، آنگولا و مكزيك بر مى آيند، دلخوش كرده است در هر فرصتى كه به دست مى آورد، فقط به آنها ميدان مى دهد و غير قابل تصور است كه در واقعيت كس ديگرى جاى آنها را بگيرد. آنها محتمل ترين تركيب ثابت جام جهانى ۲۰۰۶ اند!
257100.jpg
مرد كروات شايد حالا خودش را بداقبال نداند و به ريش آنهايى كه بخندد كه هر بار مى گويند «چرا فلانى و بهمانى را دعوت نكرده اى؟» او كه به يازده مرد محبوبش چسبيده است، به انتقادها گوش نمى دهد، به انتقادهايى بر سر انتخاب آنان كه مى آيند، تمرين مى كنند، ذخيره مى شوند و حداكثر اگر خوش شانس باشند، ۱۵ دقيقه وقت بازى پيدا مى كند.
اما اى كاش او كه خودش را صرفاً بداقبال نمى داند، مى دانست كه چقدر خوشبخت است و از بخت خوشش بهره مى برد، چه بختى بلندتر از اين كه ۴۰ بازيكن هم سطح مدعى پيراهن تيم ملى را داراست و چه حسرت برانگيز براى هر مربى اى و چه ناشكرانه او خوشبختى اش را درك نمى كند.
البته برانكو ايوانكوويچ را چه خوشبخت بخوانيم، چه بدشانس، عده اى بازيكن را بايد سخت بداقبال بخوانيم، آنهايى كه لياقت پوشيدن پيراهن تيم ملى را دارند، اما رقباى نامدار و جدى فرصتى براى آنها باقى نمى گذارند.
بداقبال ها
بسيارى از اين بداقبال ها را مى توانيم همين جا معرفى كنيم: «سيد جلال حسينى»، واقعاً خوش درخشيد، او كه سابقه حضور در تركيب منتخب ايران در رقابتهاى غرب آسيا را دارد، در خط دفاعى سايپا مرد اول بود و در موفقيت اين باشگاه تهرانى كلى سهم داشت، او به راحتى ناديده گرفته شد.
«پيروز قربانى» يكى از اعضاى سه گانه دفاع مستحكم قهرمان ليگ برتر تمجيد خيلى ها را برانگيخت، اما براى برانكو در اين صف جايى نداشت.
«كريم باقرى» به ويژه ابتداى فصل يادآور بهترين روزهايش بود، اما تجربه و توانايى او براى تيم ملى ايران در جام جهانى كارآمد تشخيص داده نشد.
«سپهر حيدرى» آنقدر براى ذوب آهن در سطح بالا بازى كرد تا خيلى ها او را به رخ برانكو بكشند، اما انگار «حسين كعبى» هميشه به او ارجح است. حتى به «شيث رضايى» كه پديده است و در جناح راست خط دفاع پرسپوليس همه كار مى كند، آنقدر هم سطح بالا كه رنه سيموئز مربى تيم ملى اميد ايران خدا را شكر مى كند كه او را دارد.
«جواد شيرزاد» هميشه جزو بهترين هاى پاس بود، اما حالا بايد باور كرد يك چپ پاى قدرتمند جايى در تيم ملى ايران نخواهد داشت و يك راست پا و يك هافبك، دفاع چپ تيم ملى باشد! «پژمان جمشيدى» نيز براى نايب قهرمان بازيكن مؤثرى بود، اما او خيلى وقت است كه به چشم نمى آيد.
«كيانوش رحمتى» جاى خالى «جواد نكونام» را پر كرد، مصطفى دنيزلى را ذوق زده كرد، اما هيچ احساسى را در برانكو برنينگيخت.
«مازيار زارع» را در انزلى جانشين «سيروس قايقران» مى دانند، اما او برخلاف افسانه ملوانان فقط فرصت دارد در انزلى بدرخشد و ظاهراً تيم ملى همچنان با او فاصله ها دارد!
«حسين كاظمى» نويد اين را داد كه يك هافبك دفاعى كامل براى فوتبال ايران متولد شده است، اما به نظر مى رسد اين جهش كافى نبود تا به تيم ملى برسد.
از بين اهوازى ها آنان كه بيشترين سهم را در «افتضاح كارى» هاى تيم داشتند، جايشان در تيم ملى است!، حسين كعبى و ابراهيم ميرزاپور، اما برترين هاى آنان «ميثم سليمانى»، «عادل كلاه كج» و «اميد شريفى نسب»  راهى به تيم ملى نمى يابند، البته «ميلاد نورى»، كاپيتان تيم ملى جوانان به جمع موفق هاى اهوازى بايد اضافه شود كه شايد خيلى ها عقيده داشته باشند براى او هنوز زود است. «صبا باترى» موفقيت نيم فصل دوم را مديون باتجربه هايش است، درحالى كه ما تصور مى كرديم بازيكن با استعدادى مثل مصطفى مهدى زاده بدرخشد، اما پيرترها درخشيدند. از جمع كهنه كارهاى موفق تنها «سهراب بختيارى زاده» به تيم ملى دعوت شده است، «على دايى» و «يحيى گل محمدى» كه جزو يازده مرد محبوبند، اما «محمد نوازى» به چشم كسى نيامد.
شايد اگر على دايى به مربى تيم ملى خط مى داد، او دست كم به تيم ملى دعوت مى شد. هنوز هم هيچ كس مثل او نمى تواند با دو پا اين گونه توپ را روى دروازه ارسال كند. نوازى واقعاً در موفقيت صبا مؤثر بود.
«سياوش اكبرپور» يك فوق مهاجم بود، شايد در جدول رده بندى فاتحان دروازه حريفان خيلى موفق نبود، اما او در طول فصل كارهايى كرد كه تصورش را نمى كرديم. درباره او نوشتن كافى نيست، بازيهايش را بايد دوباره ديد.
وقتى ابومسلم از ته جدول خودش را بالا كشيد، حسين بادامكى بار زيادى از اين موفقيت را به دوش برد، اما انگار كسى به چشمش نيامد كه او چه كرد.
به غير از اين عده كه در ليگ داخلى درخشيدند، خيلى هاى ديگر هم بودند كه بيرون از ايران ستايش شدند، اما رضايت خاطر آنان را كه در داخل نشسته اند، به دست نياوردند!
«على سامره» در اين جمع نخستين است، او در يك تيم ميانه جدولى بازى مى كرد، اما جزو برترين مهاجمان ليگ امارات متحده عربى بود، اما او هم خيلى وقت است كه به شايستگى هايش نمى رسد و هيچ كس هم نمى داند چرا.
«فرهاد مجيدى» حتى اگر چند بار در اين سالها براى تيم ملى به ميدان رفته باشد، اما از بازيهاى جام ال جى ۲۰۰۲ در مصر از چشم مربيان تيم ملى افتاده است.
آنقدر به او بى اعتنايى شده است كه انگار او يك فوتباليست ايرانى نيست!
خبر مى رسد از كارشناسان باتجربه و خوشنام فوتبال ايران كه مهدى پاشازاده در اتريش مى درخشد، اما انگار او بايد تنها با خاطره بازى ايران - استراليا و جام جهانى ۱۹۹۸ زندگى كند.
كسى نيست كه «ايمان مبعلى» را شايسته حضور در تيم ملى ايران نداند، اما تنها لطفى كه به او مى شود، اين است كه نامش را در سياهه ۵ نفره يك ليست انتظار بياورند!
و در آخر شايد مهرداد اولادى هم مى توانست در اين فهرست ۲۵ نفره جايى داشته باشد.
همه اينها كه نام برديم، مى توانستند در آلمان تيم ملى را همراهى كنند. با اين عده مى توان دو تركيب يازده نفره تشكيل داد كه هر كدام مى توانند محبوب هاى برانكو ايوانكوويچ را شكست دهند، اما اين باعث نمى شود كه استخوانبندى تيم ملى را ناديده بگيريم.
ترديدى نيست كه مهدى مهدوى كيا، على دايى، فريدون زندى، على كريمى، ابراهيم ميرزاپور، رحمان رضايى، جواد نكونام و وحيد هاشميان، در هر صورت انتخاب اول همه يا اكثريت كارشناسان فوتبال خواهند بود، ولى اين نامهاى شايسته اى كه آورديم، انگار فقط بداقبال اند كه در دوره اى بازى مى كنند كه اين همه ستاره وجود دارد، پس مى توان به سادگى آنها را ناديده گرفت!
...كاملاً اسفناك!
257094.jpg
ترجمه: پدرام افشين

آنها را يكى از چهار بخت اول قهرمانى در جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان مى خواندند، اما حالا همه در شك و ترديدند و از خود مى پرسند «انگليس بدون وين رونى مى تواند بازهم مدعى باشد؟»
گوران اسون اريكسون ، مربى انگليس در گفت و گو با بى بى سى تأييد كرد كه از دست دادن وين رونى اين بازيكن با كيفيت يك «ضايعه» است، اما ادعا كرد «عميقاً باور دارم كه در جوخه ما بازيكنان سطح بالاى بسيارى وجود دارد، مى فهمم كه خبر مصدوميت براى تماشاگران دردناك است اما مهم اين است كه همه ما باور داشته باشيم كه مى توانيم در آلمان به موفقيت برسيم.»
اما نه، نمى توان آنقدر كه اريكسون مى گويد خوشبين بود. رونى، اين پسر ۲۰ ساله ، واقعاً يك «كيمياگر» است، از ناممكن، ممكن مى سازدو در يك لحظه همه جريان ها را عوض مى كند. انگليسى ها وقتى به قهرمانى مى توانستند فكر كنند كه رونى را در تركيب خود مى ديدند و حالا «ضايعه» يا البته بهتر است بگوييم «فاجعه» قوت قلب را از آنها مى گيرد.
اميدوارى ها
الكس فرگوسن ، مربى منچستر يونايتد ، هم اين را تأييد مى كند و مى گويد:«بدون شك اين يك ضايعه فلج كننده براى انگليس است.»
اما او عقيده دارد كه در نبود وين رونى ، كار با تجربه هايى چون ديويد بكام، استيون جرارد، فرانك لمپارد، جان ترى، ريوفرديناند و گرى نويل سخت تر مى شود.
فرگوسن گفت : «اگر انگليس وين رونى را در اختيار نداشته باشد، نياز دارد به اثرگذارى ديگر بازيكنان اميد ببندد».
اما مثل اين كه اريكسون همچنان اميدوار است كه رونى را در اختيار داشته باشد، گرچه اين يك ريسك است ، اما او به جادوى پزشكان دل بسته است تا شايد از زمان پيشى بگيرند و رونى را به جام جهانى برسانند . مربى تيم ملى انگليس مى گويد: «او يك بازيكن سطح بالاست و هر فرصتى را در اختيارش مى گذارم كه در جام جهانى بازى كند با استعداد بسيارى كه دارد ناچارم كه اين كار را بكنم.»
رؤياى وحشيانه
البته اين نظر مرد سوئدى ، فرگوسن را وادار به واكنش كرده است و او در طول هفته بارها به اريكسون خرده گرفت و به او هشدار داد كه ۶ هفته تا جام جهانى باقى است سپس دو هفته ديگر نياز دارد تا بهبود پيدا كند و در مرحله يك چهارم پايانى جام جهانى بازى كند اين يك رؤياى وحشيانه است. اسون مى گويد:« او چه آماده باشد چه نباشد به جام جهانى مى رود ، اما اين خواسته مانيست.»
او علاقه دارد كه در صورت آمادگى كامل رونى را به جام جهانى بايد برد، گفت : «ما همه تلاش خودمان را مى كنيم تا اين پسر را به جام جهانى برسانيم.»
ترى بوچر، كاپيتان تيم ملى انگليس درجام جهانى ۱۹۹۰ومربى باشگاه مادرول اسكاتلند هم اعتقاد دارد كه ا رزشش را ندارد روى رونى قمار كرد. بوچر مى گويد اگر خودش مربى بود ، اين مهاجم را انتخاب نمى كرد. بوچر گفت « با اين آسيب ديدگى اگر او به بازى هم برسد تنها سايه اى از آن رونى كه الآن مى شناسيم خواهد بود.»
بوچر به جام جهانى ۲۰۰۲ اشاره كرد كه ديويد بكام هفت هفته و نيم قبل از آغاز رقابت ها همين آسيب ديدگى را پيدا كرده بود، او گفت: «بله بكام فرسنگ ها از خودش فاصله داشت».
درست مثل قبل
البته بوچر حافظه خوبى دارد و مى گويد: «در واقع وقتى نبايد از شش هفته دورى از ميان حرف زد به آن بايد چهار هفته يا پنج هفته اضافه كنيم تا بهبودى رونى حاصل شود».
«آخرين بار رونى يك مصدوميت مثل اين داشت در يورو ۲۰۰۴ كه دوازده يا سيزده هفته دور از ميدان بود».
همه از آرزوهاى انگليس حرف مى زنند، از «رؤياهاى وحشيانه» اسون گوران اريكسون، اما چه كسى فكر مى كند، اين بچه بيست ساله حالا چه مى كنند؟
بد موقعى اهريمن آسيب ديدگى سراغش آمد، او و يارانش به پيروزى فكر مى كردند و به قهرمانى اما چلسى منچستريونايتد را شكست داده بود، و در آن دقايق تلاش آنها كاملاً بيهوده بود، يونايتدها نمى توانستند كارى از پيش ببرند، وقت نمانده بود، آنها همه چيز را از دست داده بودند، اما رونى در يك تلاش براى به دست آوردن توپ وقتى به مدافع چلسى، پائولو فريرا، برخورد كرد، فهميد حالا جام جهانى را هم از دست داده است. چه اسفناك كه بيهوده براى چيزى از دست رفته مى جنگيد و در اين تلاش چيزى مهمتر را از دست داد.
الماس
فرگوسن مى گويد: «با وين حرف زدم، روشن بود كه او كمى افسرده است اما به او گفتم اين چيزها پيش مى آيد».
او ادامه داد:«فكر مى كنم اين فراتر از يك ضايعه كشنده براى اوست چرا كه مى داند يك رقابت بزرگ را از دست داده است».
فرگوسن با اشاره به آسيب ديدگى رونى در يورو ۲۰۰۴ گفت: «اين بار خيلى سخت تر است چرا كه او بازيكن بالغ تر و پخته ترى است و در اين دو سال خيلى بهتر شده، به همين دليل اين واقعاً يك فاجعه واقعى است».بله يك فاجعه واقعى، جام جهانى بدون الماس هاى درخشانش خيره كننده نخواهد بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |