|
به بهانه چاپ نخستين دانشنامه زبان و ادب فارسى
ضرورتى انكارناپذير
|
|
|
نعيمه دوستدار اواخر سال گذشته بود كه شنيديم جلد نخست دانشنامه زبان و ادب فارسى به سرپرستى دكتر اسماعيل سعادت، منتشر شده است. شنيدن اين خبر براى اهالى ادبيات فارسى، بسيار شيرين بود، چرا كه جاى خالى يك فرهنگ اختصاصى همواره در زبان و ادبيات فارسى به چشم مى خورد و انتشار اين مجموعه، نويدتوجه بيشتر پژوهشگران و محققان به مقوله دايرة المعارف نويسى است. دراين نوشته، نگاهى خواهيم داشت به جايگاه و ويژگى هاى دانشنامه درعرصه آموزش و پژوهش. دايرة المعارف ها و دانشنامه ها، گونه اى از كتاب هاى مرجع اند كه ديرباز در فرهنگ ايران حضور داشته اند. اگر از گذشته هاى دور شروع كنيم ردپاى اين گونه آثار را حتى در دوران پيش ازاسلام نيز مى يابيم كه «دين كرت» از جمله آنهاست. مفاتيح العلوم، كشاف اصطلاحات الفنون و... به عنوان كتاب هايى كه اختصاصاً يا به طور عمومى به مفاهيم رايج در يك علم يا كل معارف مى پردازند، نوعى دانشنامه بوده اند كه البته با گذشت زمان، شكل پرداخت پژوهشگران و نويسندگان به اين گونه آثار تغيير كرد. در دوران معاصر دايرة المعارف ها با توجه به شكل تدوين و تأليفشان به چند دسته تقسيم مى شوند. برخى از آنها دايرة المعارف هاى عمومى اند كه به شكل كلى حوزه هاى مختلف را در بر مى گيرند و برخى اختصاصى كه به يك موضوع خاص مى پردازند. دكتر تقى پورنامداريان ، استاد ادبيات فارسى و پژوهشگر در تعريف دايرة المعارف مى گويد: «دايرة المعارف ، معرفتى درباره يك حوزه علمى خاص مطرح مى كند ودر موضوعات مختلف مربوط به آن مقاله دارد». لغتنامه دهخدا كه درواقع نه فقط يك لغتنامه، بلكه مجموعه اى ازمعارف در حوزه هاى مختلف است و نيز دايرة المعارف لاروس و مصاحب، مشهورترين آثار اين حوزه اند كه البته از زمان تأليف هر كدام از آنها مدتها مى گذرد. به تعبير بسيارى از كارشناسان ،با اينكه تأليف كتاب هايى مشابه دانشنامه و دايرة المعارف ها از گذشته در ايران سابقه داشته، اما در حقيقت شيوه اصلى دانشنامه نويسى از اروپا آمده است و اروپاييان از همان آغاز انواع دايرة المعارفها رانوشته اند.در ايران، بخصوص پس از انقلاب دايرة المعارف نويسى بسيار رواج يافت. از معروف ترين آثار اين حوزه مى توان به دايرة المعارف تشيع و دايرة المعارف اسلامى ودانشنامه جهان اسلام اشاره كرد كه به طور خاص به مسائل مربوط به حوزه تخصصى خود پرداخته اند. راهنمايانى كه در كتاب ها منتظرند در اين كه وجود چنين كتاب هايى در حوزه آموزش و تحقيق و جامعه اى ضرورى است، ترديدى وجود ندارد. به تعبير ديگر، دايرة المعارف ها حكم ابزارى را دارند كه در حوزه هاى مختلف تحقيقى و آموزشى به كمك پژوهشگران و معلمان مى آيند و به عنوان ابزارى مستند و علمى، راهگشاى ابهامات وسؤالات اند. در مقايسه با گذشته، به نظر مى رسد اهميت و ضرورت دايرة المعارف ها بيشتر شده باشد. گسترش حوزه علوم و تنوع و تعدد معارف بشرى، علامه شدن را ناممكن كرده است و لذا همواره اين نياز وجود دارد كه استادان ودانشجويان ومحققان به ابزارى براى گسترش و استناد دانش شان مجهز باشند. به گفته «كامران فانى» ، دانشنامه ها، به نوعى مبين روح پرسشگر جامعه اند: «دايرة المعارف ياهر كتاب مرجع ديگر، پاسخگوى يك نياز اساسى جامعه است و آن نياز به پرسشگرى و پاسخگويى است. جامعه اى كه پرسش نداشته باشد يا براى پرسشى پاسخى فراهم نكرده باشد، جامعه اى مرده و راكد است». دكتر اسماعيل سعادت مترجم و ويراستار برجسته كشور كه خود سرپرست تدوين دانشنامه زبان وادب فارسى است، درباره لزوم تأليف دانشنامه ها مى گويد: «دانشنامه هرجا كه علم و تحقيق و دانش پيشرفته است، ضرورت اساسى دارد. اگر بخواهيم در موردى تحقيق كنيم، با توجه به گستردگى دامنه علوم و گستردگى منابع نمى دانيم بايد به كدام منبع رجوع كرد. دانشنامه اينها را جمع مى كند. مثلاً براى تحقيق درباره دهخدا در مورد اوكتابها و مقالات بسيار نوشته شده است و اهل تحقيق نمى تواند همه اينها را بخواند. دانشنامه مقاله اى دارد كه محقق را در شيوه مطالعاتش راهنمايى مى كند و اطلاعات لازم را در اختيار او مى گذارد. دراين مقاله منابع باذكر سند ونشانى آن در اختيار مراجعه كننده قرار مى گيرد و او را هدايت مى كند كه براى ادامه تحقيق بايد به كدام منابع مراجعه كند. در واقع دانشنامه كار را شسته و رفته در اختيار قرار مى دهد». دكتر سعادت كه در مقدمه دانشنامه زبان و ادب فارسى، ضرورت دانشنامه نويسى رابه تفصيل نگاشته است، معتقد است دانشنامه ابزار تحقيق است وبدون آن اصلاً تحقيق امكان ندارد، بر اين اساس مقاله دانشنامه، مى تواند جامع كل نظرات در آن حوزه خاص باشد و محقق را راهنمايى كندكه براى ادامه مطالعاتش بايد به كدام منابع مراجعه كند. دانشنامه، چكيده پژوهش هايى است كه پيشتر توسط محققان انجام شده و نتيجه پژوهش ديگران را در اختيار مى گذارد. اما، مقالات دانشنامه ها چه ويژگى هايى بايد داشته باشند؟ اگر به خطا برود... با توجه به اهميت دايرة المعارف ها و نقش آنها در هدايت دانش پژوهان، كيفيت تدوين آنها اهميت خاصى پيدا مى كند، به طورى كه مى توان گفت جهت بسيارى از حركت هاى پژوهشى به وسيله دانشنامه ها تعيين مى شود و در صورت انحراف ، كل روند تحقيق را منحرف مى كند. دكتر پورنامداريان درباره اهميت توجه به روش هاى تدوين دانشنامه ها مى گويد: «نويسندگان مقالات در دايرة المعارف ها بايد ازميان برجسته ترين افراد انتخاب شوند و از آنجا كه با شرايط فعلى، چنين امرى امكان پيدا نمى كند، نوشتن مقالات به كسانى محول مى شود كه شايد صلاحيت علمى لازم را ندارند ودر نتيجه، مقالات دانشنامه ها،سست و كم مايه مى شود». او درباره روش تدوين دانشنامه مى گويد: «دايرة المعارف نويسى از يك سو كار آسانى به نظر مى رسد، اما از سوى ديگر بسيار مشكل است. اين سرپرست دايرة المعارف است كه دستورالعمل مى دهد. اين كه مقاله ها از چند كلمه يا سطر تجاوز نكنند و يا منابع در كجاى متن بيايند و كتاب شناسى موضوع چگونه باشد. مسأله رسم الخط و ويرايش نيز از نكاتى است كه بايد در تدوين دايرة المعارف مورد توجه قرار گيرد». دكتر اسماعيل سعادت نيز درباره تفاوت مقالات دانشنامه ها با ساير مقالات مى گويد: «مقاله يك دانشنامه، با مقاله اى كه در يك مجله منتشر مى شود، تفاوت دارد. درمقاله يك مجله، نويسنده صرفاً مى تواند نظر خود را مطرح كند، اما دايرة المعارف اساسش سيستم ارجاعى است يعنى اگر شما مقاله اى بنويسيد و در آن نظام ارجاعى را رعايت نكنيد، مقاله قوت لازم را نخواهد داشت. نكته قوت مقاله دانشنامه، استناد به منابع است». سعادت در تبيين ويژگى هاى ديگر مقاله دانشنامه اى مى گويد: «مقالات دانشنامه ها بايد از نظر فارسى نويسى روشن، گويا و روان باشد و تكرار و اضافه نداشته باشد. در عين حال انسجام و ايجاز نيز در آن رعايت شده باشد. پرگويى در آن جايى ندارد، دانشنامه بايد بتواند مطلب را به سرعت و آسانى در اختيار بگذارد». با توجه به اين كه جامعيت ، يكى از ويژگى هاى اصلى يك دانشنامه است و دانشنامه چه اختصاصى و چه عمومى بايد تمام مسائل مربوط به يك حوزه را در خود بگنجاند، «مدخل يابى» ، از مسائل مهم و از وظايف اصلى سرپرست دانشنامه و گروه اوست. دكتر پورنامداريان در تأكيد بر اين موضوع مى گويد: «در تدوين دايرة المعارف بايد گروهى مدخل ياب وجود داشته باشد كه تعيين كند چه مباحث و موضوعاتى بايد دردانشنامه مطرح شود. اين باعث مى شود مباحث تكرارى در دانشنامه مطرح نشود ويا بعضى مداخل جا نيفتند.» كارشناسان ديگر نيز بر اهميت ويراستارى و يكدستى زبان و بيان مقالات تأكيد مى كنند كه با توجه به تعدد نويسندگان مقالات، اهميت آن بيشتر به نظر مى رسد. دانشنامه به رغم بهره گيرى از نظرات و نوشته هاى نويسندگان گوناگون، بايد بهره مند از يكپارچگى و انسجام باشد و پراكندگى و ضعف از آن به دور باشد. دانشنامه اى براى ادبياتى ها دانشنامه زبان و ادب فارسى، يك دانشنامه اختصاصى است كه با محوريت مسائل مربوط به ادبيات تدوين مى شود. جلد نخست اين دانشنامه اواخر سال گذشته منتشر شده است و قرار است كل آن در ۶ جلد وهرجلد حدوداً در ۷۵۰ صفحه منتشر شود. اسماعيل سعادت كه از سال ،۱۳۷۹سرپرستى اين دانشنامه را به عهده گرفته است درباره آن مى گويد: «دانشنامه زبان و ادب فارسى ، اختصاصى است؛ دايرة المعارف اسلامى و دانشنامه جهان اسلام از نظر اعتبار دانشنامه اى معتبرند، اما در حوزه اسلامى ؛ ولى اين دانشنامه اختصاصاً به زبان و ادب فارسى مى پردازد و نظير ندارد. البته با توجه به گستردگى زبان و ادب فارسى، حق مطلب در ۶ جلد ادا نمى شود و ما اميدواريم آيندگان اين كار را به شكلى وسيع تر دنبال كنند». اين دانشنامه، ضمن پرداختن به مهمترين مسائل ادبيات فارسى، به ادبيات دوره معاصر نيز مى پردازد و شاعران و نويسندگان اين دوره و آثار آنها را نيز معرفى مى كند. دكتر پورنامداريان اما اشاره مى كند: «اين كه يك نويسنده چند مقاله از اين دانشنامه را نوشته و شايد صلاحيت لازم را براى اين كار نداشته، بخشى از كار را دچار ضعف كرده است، ضمن اينكه برخى مدخل ها هم جا افتاده اند. تعيين حوزه بسيار اهميت دارد و به نظر مى رسد بعضى موضوعات اصلاً لازم نيست. بايد روشن شود در چنين فرهنگى بايد حتماً اشخاص و كتاب ها معرفى شوند يا نه؛ اصطلاحات عرفانى، فلسفى بيايند يا نه و اين روشن مى كند كه حوزه تا چه حد وسيع است». انتشار دانشنامه زبان و ادب فارسى ، ازهر حيث اتفاق خجسته اى است كه بهره مندى اين اثر از شيوه هاى جديد نظام ارجاعى، رعايت قواعد دستورى، پرهيز از اطناب و واژه پردازى و اكتفا به عبارات ساده و روشن، از مشخصات اين دانشنامه است. اسماعيل سعادت خبر مى دهد انتشار جلد دوم تا پايان سال صورت خواهد گرفت و هم اكنون به سرعت در حال تهيه و ويرايش است. بايد اذعان كرد دايرة المعارف نويسى كار دشوار و پرزحمتى است كه مراحل مختلف آن از تدوين و ويراستارى و انتشار، زمان زيادى را صرف مى كند و ارزش و اهميت اين كتاب ها نيز شايد به خاطر همين دشوارى هاست.
|