شنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۸ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Sat, May 6, 2006
فرهنگ و پايدارى
۳۴۶۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
درآستانه روز اسناد ملى
گفت وگو بامحبوب شهبازى مديركل جمع آورى و
نگهدارى آثار شهدا و ايثارگران
درمورد شهدا افراط و تفريط نكنيم!
257148.jpg
وفا شمس

صداى گلوله مى آيد هنوز. اينجا. سالها پس از پايان دوران دفاع مقدس. صداى گلوله مى آيد هنوز وضجه هايى كه بعداز حمله شيميايى عراق به بچه هاى اين مرز و بوم، به هوا رفتند. آن صداها اكنون در كجاى كهكشان حركت مى كنند؟ ما حالا در مركز اسناد و آثار فرهنگى شهدا و ايثارگران هستيم. جايى كه رد جنگ، رد سالهاى مقاومت و خون و كنسروهاى بيات شده اما اشتهاآور ديده مى شود. جايى كه به قول محبوب شهبازى، مديركل اين مركز يادمان مى آورد كه درمورد رابطه نسل امروز و آنانى كه جنگيدند و رفتند كم كارى كرده ايم. درست يا غلط بسيارى راهها، بيراهه بود و نمى دانستيم. تفكر محدود كردن افتخار به شهدا براى گروهى خاص تفكر خوبى نبود و به آنجا رسيديم كه سه ضلع مثلث ايثارگران و خانواده هاى شهدا، مردم و ارائه كنندگان خدمات، ناراضى هستند. هركس به نوعى. مردم فرانسه وقتى به نماد سنگى سربازى از ميهن خود مى رسند تعظيم مى كنند و بودجه ايالات متحده براى بازماندگان جنگهايشان چندين برابر درآمد نفتى ايران است. و ما...!
و ما حالا در كنار محبوب شهبازى هستيم. او هرروز به جايى مى آيد كه خاطرات ارزشمند رزمنده هاى ايرانى درون فايل ها و كشوها به دنبال يافتن راهى براى عريان كردن واقعيات هستند. واقعياتى به نام آثار شهدا.

سؤال اول ما به يك انگيزه مربوط مى شود. چه تفكرى پشت سر تأسيس مركز اسناد و آثار فرهنگى شهدا و ايثارگران وجودداشته است؟
به عنوان نسل حاضر خودمان را محق به دانستن درباره تاريخ گذشته مى دانيم، همينگونه آيندگان نيز خودشان را محق به دانستن درباره گذشته شان مى دانند. نسل بعدى پرسش هاى فراوانى درمورد جنگى كه نياكانش درگير آن بودند، خواهدداشت و حتى الآن نيز درمعرض اين سؤال هستيم كه درآن دهه از زمان و مملكت ما چه گذشت. به نظرمى رسد همين اسناد اصيل و ناب به جامانده ازشهيدان پاسخگوى اين سؤالات باشد.
انديشه ها و انگيزه هاى آنان از شهادت طلبى در همين مكتوباتى كه از آنان به يادگارمانده نهفته است. قطعاً به موازات برنامه جمع آورى و حفظ اسناد درصدد ايجاد شرايط و بستر مناسبى براى عرضه آنها نيز هستيم. انتظارمى رود با تمركز آثار در يك واحد و مجموعه منسجم دسترسى پژوهشگران و علاقه مندان را به تمامى اطلاعات موردنيازشان براى تحقيق و كنكاش در رابطه با اين آثار فراهم كنيم.
و حتماً براى طبقه بندى آثار و اصولاً ارائه تعريفى كه بشود بر مبناى آن اين طبقه بندى را انجام داد به نظر واحدى رسيده ايد؟
بله. تعريف خاصى براى اسناد و آثار فرهنگى شهدا و ايثارگران داريم. در يك تقسيم بندى كلى آثار به دو بخش تقسيم مى شود. آثارى كه توسط خود ايثارگر يا شهيد خلق شده و آثارى كه توسط ديگران در رابطه باشهيد و ايثارگران نقل شده و به دست ما مى رسد. فرض بفرماييد وصيت نامه اى كه از يك شهيد به جا مانده آثار شهيد تلقى مى شود، از آن طرف خاطره اى كه رزمنده اى يا هم سنگر شهيدى يا خانواده شهيدى در رابطه با شهيد روايت كرده آثار مرتبط با شهيد ناميده مى شود، دركل ما به دنبال جمع آورى، حفظ و نگهدارى حدود ۱۸ آيتم اطلاعاتى از هر ايثارگر هستيم. ازجمله اين آثار وصيت نامه، مناجات نامه، آثار ديدارى و شنيدارى، عكس، آثار هنرى، آثار موزه اى، تأليفات و مقالات و... است.
منابع گردآورى آثار فرهنگى شهدا و ايثارگران كجاست؟
منابع آثار نيز در يك تقسيم بندى به دو بخش تقسيم مى شوند: منابع اصلى و دسته اول و منابع فرعى و دسته دوم. حدود هشت مورد منبع اصلى و دسته اول داريم ازجمله خانواده، خود جانبازيا آزاده، سازمان متبوع ايثارگران، مراكز فرهنگى و پژوهشى، واحدهاى مختلف نيروهاى مسلح، دبيرخانه كنگره ها، دوستان و همرزمان و واحدهاى اعزام كننده.
اين منابع به عنوان منابع اصلى آثار ايثارگران و شهدا به شمار مى آيند. يك سرى منابع فرعى و دست دوم هم داريم، معمولاً ارجاعات منابع اصلى را تحت عنوان منابع فرعى يادمى كنيم. علاوه بر آن ممكن است آثارى از طريق رسانه ها و مطبوعات محلى يا ملى منتشر بشوند. البته اكثر اينها آثارى هستند كه از خود واحدها و دفاتر مختلف بنيادشهيد منتشر مى شوند ولى ممكن است تعدادى هم باشند كه ازسوى سازمانهاى فرهنگى و پژوهشى ديگر عرضه مى شوند و هنوز درج پرونده فرهنگى ايثارگر نشده باشد.
در بنياد براى هر شهيد و ايثارگر يك پرونده فرهنگى تشكيل و تمامى آثار فرهنگى شهدا و ايثارگران درآن ثبت مى شود تا بعداً مراحل طبقه بندى و نمايه گذارى براى فراهم آوردن دسترسى موضوعى به اين اسناد ممكن باشد.
اگرچه به لحاظ تاريخى زمان زيادى از جنگ نمى گذرد ولى به نظرمى رسد آثار به جامانده درمعرض انواع خطرات قرار دارند. از سويى شما آغازگر حفظ آثارى هستيد كه بايد به دست انسان ايرانى هزارسال بعد هم برسد، براى اين بخش چه كرده ايد؟
اسناد پس از طى مراحل شناسايى، جمع آورى، تنظيم و انتقال به مركز اسناد شهدا و ايثارگران براى قرارگرفتن در چرخه اطلاع رسانى بايد مراحل ديگرى مانند مجموعه سازى، ضدعفونى، مرمت، فهرست نويسى و كامپيوتريزه شدن را طى كنند.به عبارتى ديگر تلاش براى ايجاد زمينه مناسب به منظور حفظ و نگهدارى شايسته اسناد، انجام تمهيدات لازم جهت جلوگيرى از تحريف و تخريب اسناد و ايجاد بسترى مناسب براى بهره بردارى شايسته محققين و پژوهشگران و رسانه هاى جمعى ازجمله اهم اقدامات بخش مرمت و نگهدارى آثار است.
ضدعفونى در دو مرحله انجام مى گيرد. ابتدا ضدعفونى محيط، كه باتوجه به عوامل مخرب اسناد از قبيل انواع باكتريها، قارچها، حشرات و...، هر شش ماه يكبار، توسط شركتهاى طرف قرارداد با نظارت سازمان اسناد ملى ايران و با استفاده از آخرين يافته هاى علمى انجام مى شود و درمرحله بعدى ضدعفونى اسناد كه به روش خلأ و با استفاده از گازهاى متيل برومايد و اكسيد اتيلن صورت مى گيرد. اسناد و آثار فرهنگى با توجه به شرايط نگهدارى اوليه و جنس آنها و همچنين نوع آسيب وارده مورد آسيب شناسى در كارگاه اسناد قرار گرفته و متناسب با آسيب وارده تحت درمان و بهينه سازى قرار مى گيرند. تصور كنيد وصيت نامه اى كه در جيب شهيدى پيدا شده ممكن است گلوله خورده و يا آغشته به خون باشد. هنگام مرمت براى اينكه اصالت اين اسناد حفظ شود ضمن زدودن اسيدهاى آسيب رسان تلاش مى شود لكه هاى خون حفظ شود تا اينكه امكان انتقال پيام اصلى اين اسناد و آثار ميسر گردد. حتى بسيارى از اين اسناد در ميدان رزم دچار آفت هاى شيميايى شدند يعنى آثار فرهنگى شهداى ما نيز مصون از اين عمل ناجوانمردانه و غيرانسانى رژيم بعث نبوده اند. اسناد آغشته به مواد شيميايى هم برخوردهاى آسيب شناسى خاصى را مى طلبد.
تاكنون چه تعداد از آثار شهدا و ايثارگران را گردآورى كرده ايد؟
كار جمع آورى و مستندسازى آثار شهدا و ايثارگران از سال ۷۵-۷۴ شروع شده و تاكنون قريب به يك ميليون برگ سند از شهدا در مركز متمركز شده و براى حدود ۱۷۰ هزار ايثارگر، پرونده فرهنگى تشكيل داده ايم. پس از تجميع نهادهاى ايثارگرى، جمع آورى آثار فرهنگى آزادگان و جانبازان هم شروع شده و درصدد هستيم براى آنان نيز پرونده فرهنگى تشكيل دهيم.
دفاع مقدس ۸ سال طول كشيد ولى مى تواند فرايندى بسيار بيشتر از اين سال ها را در اختيار جامعه قرار دهد. نظر ما اين است كه در مورد واقعيت جنگ هنوز روى پله اول هستيم؟
اگر بگويم تمام حقايق دوران دفاع مقدس در لابه لاى سطور به جا مانده از شهدا و رزمندگان نهفته است، اغراق نكرده ام. من روزانه با اسناد و آثار فرهنگى شهدا به ويژه با وصيت نامه آنان سروكار دارم. يعنى روزى بر من نمى گذرد مگر اينكه وصيت نامه اى را از شهيد خوانده باشم بسيارى از اين وصايا ناتمام مانده يعنى شهيد در حال نگارش وصيت نامه بوده كه شهيد شده. هميشه تلاش مى كنم موضوع را اصطلاحاً درون فهمى كنم يعنى خودم را در موقعيت آن شهيدى قرار دهم كه فارغ از تمام تعلقات دنيوى با علم و آگاهى كامل مرگ سرخ را انتخاب كرده و حال مى خواهد چند سطرى براى بازماندگان بنويسد. به نظر مى رسد نوشتن در چنين موقعيتى با نوشتن و تفكر در وضعيت عادى بسيار متفاوت باشد. نمى توان تصور كرد قلم در اين برهه از زمان به غرض بچرخد. قطعاً هر انسانى در چنين موقعيتى صرفاً به نگارش باورهاى عميق و آخرين يافته هاى خود از هستى و انسان شناسى خواهد پرداخت. شما وصيت نامه شهيدى را بخوانيد و تأمل كنيد كه چقدر بى ريا و صادقانه قلم زده است؟ ببينيد مرگ را چگونه مى بيند؟ چگونه با مرگ كنار آمده و چگونه از دنيا و مافى ها به آسانى گذشته؟ چگونه از پدر و مادر و حتى طفل چند ماهه و چند ساله اش گذشته و چرا؟! تعجب شما زمانى مضاعف خواهد شد كه در مشخصات شهيد ملاحظه كنيد شهيد تحصيلاتش در حد دبيرستان و يا حتى دوره راهنمايى بوده است. چگونه ممكن است چنين جملات پرمحتوا و مفاهيم بسيار عميق فلسفى بر دل و زبان يك دانش آموز جارى شود بدون اينكه درهاى حكمت بر روى او گشوده شده باشد؟
مى خواهيم چيزى را به صراحت بگوييم حتى اگر شما ناراحت شويد. نتوانسته ايد ارتباط كاملى با نسل امروز براى آشنايى آنان با آنچه شهدا كردند انجام دهيد برخى مانورهاى تبليغاتى هم نتيجه عكس داده اند، نمى توان به احساسات دلخوش بود و تصور كرد توانسته ايم نظر همه را به سمتى كه مى خواهيم جلب كنيم اين يك ظلم در حق شهدا است؟!
بايد اقرار كنم اطلاع رسانى خوبى در اين زمينه انجام نداده ايم و هنوز بسيارى از مفاهيم ناشناخته مانده اند. قريب به يك ميليون برگ سند از اسرار نهفته شهدا و ايثارگران در همين مركز متمركز شده تا ان شاءالله بتوانيم بستر مناسبى براى اشاعه و انتقال آنها فراهم كنيم. از سويى افراط و تفريط در مورد شهدا كار درستى نيست. فراموش نكنيم آنان هم انسان بودند. تمام ارگان ها ابتدا بايد به تعريف واحدى برسند و بعد طبق آن تعريف حركت كنيم. فكر مى كنم بايد به نسل جوان بفهمانيم آنان هم مثل شما بودند زمينى و البته پرشور!
اگر اجازه دهيد به بحث مركز اسناد برگرديم. به طور كلى سرويس دهى در مركز اسناد براى علاقه مندان و پژوهشگران كه مى خواهند از اين اسناد استفاده كنند چگونه است؟
البته مركز اسناد شهدا و ايثارگران، همان طور كه از اسمش پيداست براى حفظ و نگهدارى اسناد تشكيل شده و در علم اسناد وقتى كه بحث از آفت ها و دشمنان اسناد مى شود در اولين مرحله، انسان را بزرگ ترين دشمن براى اسناد مى شمارند، بنابراين ما تلاش كرديم از طريق رايانه اى كردن و تبديل آثار به جا مانده، چه به صورت مكتوب چه به صورت غيرمكتوب، به فايل هاى رايانه اى و ارائه آنها از طريق نرم افزارهاى متعدد، دسترسى مستقيم به پرونده هاى فرهنگى را به حداقل برسانيم مگر در موارد نادر براى احراز سنديت و صحت تعلق اثر به آن ايثارگر مجبور به مراجعه به اصل اسناد و آثار باشيم. در كنار مركز اسناد شهدا و ايثارگران يك مركز ديگرى به عنوان مركز اطلاع رسانى از آثار شهدا و ايثارگران ايجاد شده است. در اين مركز آثار جمع آورى شده به صورت پردازش شده و از طريق نرم افزارهاى رايانه اى در اختيار مراجعين قرار مى گيرد. كتابخانه تخصصى ايثار و شهادت هم با جمع آورى و انجام خدمات كتابخانه اى با حدود ۲۰ هزار جلد كتاب، پايان نامه ها و مجموعه پژوهش هاى مرتبط آماده سرويس دهى به پژوهشگران و علاقه مندان است.
يقيناً به جز مركزى كه شما در آن فعاليت داريد ارگان هاى ديگرى نيز اسنادى از شهدا در اختيار دارند بدون آنكه ملاحظات حفاظتى رعايت شود، اين طور نيست؟
در پاسخ بايد بگويم دو نكته و دو درخواست مشخص دارم. اولاً از خانواده هاى محترم شهدا، آزادگان سرافراز و جانبازان بزرگوار تقاضا مى كنم براى غنى سازى مركز اسناد شهدا و ايثارگران كه به منظور حفظ و نگهدارى پرونده هاى فرهنگى تشكيل شده ما را يارى كرده و آثار و اسنادى كه از ايثارگران در اختيار دارند براى حفظ و نگهدارى و انجام تمهيدات لازم تحويل مركز اسناد شهدا و ايثارگران كنند. مشوق هايى هم در نظر گرفته شده و جوايزى هم به اهداكنندگان آثار تقديم خواهد شد. ثانياً از تمام اشخاص حقوقى به ويژه سازمان ها و نيروهاى مسلح درخواست مى كنيم كه اصل آثار را براى حفظ و نگهدارى به بنياد تحويل دهند.بديهى است رونوشتى از اينها را بنياد در اختيار همه واحدها قرار خواهد داد. جمع آورى و حفظ آثار و اسناد فرهنگى شهدا و ايثارگران نيازمند عزم ملى است. انتظار مى رود همه اركان نظام دست به دست هم داده تا بتوانيم اين ميراث ملى و فرهنگى را به نسل هاى بعدى منتقل كنيم. اين مهم به دست نخواهد آمد مگر با همكارى و هماهنگى صميمانه و نزديك بين ارگان هاى مختلف و بنياد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |