شنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۸ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Sat, May 6, 2006
گفت و گو
۳۴۶۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
درگفت وگوبازهرا رضاخانى پژوهشگر
لباس ايرانى و نگاه ايرانى به حجاب
(بخش اول)
257136.jpg
گفت و گو : يوسف ناصرى
ايرانيان از عهد كهن تاكنون درباره لباس پوشيدن تغيير نگرش اساسى نداشته اند. اگرچه در گذر زمان سعى كرده اند شيوه لباس پوشيدن را متناسب با شرايط متغير زمانه خود هماهنگ سازند ولى در مجموع ايرانيان متفاوت از ساكنان كشورهاى اروپايى بوده اند. سنگ نگاره هاى به جا مانده از عهد باستان هم نشان مى دهد كه جوامع شرقى از جمله ايران و مناطق ديگر همچون تمدن «تدمر» در سوريه على رغم تأثيرپذيرى از معمارى يونانى و رومى، باز حال و هواى شرقى خود را حفظ كرده اند و سنگ نگاره ها و پيكره هايى تقريباً پوشيده از لباس از آن دوره ها به يادگار مانده است. در حالى كه پيكره ها و سنگ نگاره هاى يونانى، برهنه يا نيمه برهنه هستند و اين صفت و ويژگى در روان ناخودآگاه جمعى اروپايى ها تأثير خود را بر جاى گذاشته و تفاوت نوع پوشش آنان در روزگار كنونى هم بيانگر و نشانگر آن باور ديرين است.
گفت وشنود در مورد علت و چرايى نوع لباس ايرانيان و جوامع ديگر، محور گفت وگو با زهرا رضاخانى محقق و كارشناس ارشد تحقيقات آموزشى است. اين گفت وگو در پى مى آيد.

ايرانيان از قديم الايام نسبت به لباس پوشيدن و پوشاندن بدن داراى سابقه هستند و آثار حجارى شده از عهد باستان، بر اين امر تأكيد دارد. از جمله اينكه در سنگ نگاره بيستون مى بينيم داريوش هخامنشى و دو سرباز او از يك طرف و گئوماتا و ساير همدستان اسير شده اش تقريباً پوشيده هستند ولى كمى پايين تر از محل كتيبه، در دوره سلوكيان كه جانشينان اسكندر مقدونى بوده اند، نگاره برهنه و فاقد پوشش هركول _ خداى شجاعت يونان و روم باستان _ حجارى شده است، در طاق بستان هم تصوير تقريباً پوشيده از لباس آناهيتا _ الهه ايرانى باور كننده خاك _ حجارى شده است كه شبيه لباس زنان ايرانى دوره ساسانى مى باشد. چرا پوشيدن لباس تا اين حد براى ايرانيان مهم بوده است؟
براساس مطالعاتى كه انجام داده ام به اين نتيجه رسيدم انتخاب پوشش براساس سه كاركرد صورت مى گيرد. مهمترين كاركردى كه باعث روى آوردن ما به سمت پوشيدن لباس مى شود، محفوظ نگه داشتن بدن از سرما و گرما مى باشد. كاركرد ديگر اين است كه ما با پوشش خودمان مى خواهيم پيامى را به ديگران انتقال دهيم و به نوعى ديدگاه مان را منعكس كنيم. كاركرد سوم نيز، مسأله زيباشناختى است.
از گذشته هم به هر سه كاركرد پوشش توجه شده بود و از ديرباز نوع و زيبايى پوشاك در بين مردم كشور ما اهميت خاصى داشته و تاريخ پوشاك، بخشى از تهران ما را تشكيل مى داده است. ايرانى ها در طول تاريخ هميشه حس زيبايى گرايى را داشته اند و هنر خودشان را در پوششى كه بر تن مى كردند جلوه گر مى ساختند.
كشور ما با داشتن بيش از بيست نوع پوشاك مردان و زنان، سرمايه اى كم نظير و در واقع يك سالن «مد» جهانى است. در همه دوره هاى تاريخى، لباس زنان بيشتر دستخوش تغيير و تحول شده است. لباس ايلات ما از باثبات ترين لباس هاى ملى و محلى هست كه از قبل از اسلام تاكنون وضع خود را حفظ كرده است. از لحاظ رنگ لباس، كمتر جايى را مى شود مانند ايران پيدا كرد كه اين همه تنوع رنگ در لباس وجود داشته باشد.
نسبت به نوع پوشش در ايران دوره معاصر چه تحولاتى رخ داده است؟
بعد از بازگشت ناصرالدين شاه قاجار از نخستين سفر اروپايى تغييراتى در نوع پوشش ايرانيان به وجود آمد. در همان زمان دستورى صادر شد كه زنان دربارى و همسران كارمندان دولت آن را مى بايد اجرا مى كردند و به جاى لباس هاى معمولى و سنتى از كلاه و بلوز و دامن استفاده مى كردند. در واقع كنار گذاشتن و يا كشف حجاب از همان موقع شروع شد.
با توجه به رنگارنگ بودن لباس ايرانى، چرا تلاش شد كه لباس پوشيدن به سبك غربى متداول شود؟ آيا صرفاً بحث تقليد از نوع پوشش بود يا موضوع راحت تر بودن آن پوشش هم در ميان بوده است؟
راحت تر بودن كه بوده است. بالاخره اگر تعداد قطعات لباس كمتر باشد، شايد گروهى راحت تر بتوانند از آن استفاده كنند و كارهاى خود را انجام دهند. در دوره پهلوى هم كه كشف حجاب صورت گرفت، يك گروه و طبقه از اين كار حمايت كردند و همين كار باعث رواج آن شد. يعنى به طور مشخص بعد از ۱۷ دى ۱۳۱۴ كه حكومت دستور داد زنان از كلاه و بلوز و دامن استفاده كنند، يك گروه از مردم در تلاش بودند كه سبك غربى لباس پوشيدن را تبليغ كنند.
رضا شاه فكر مى كرد با آن كار مى تواند باعث پيشرفت ايران شود. نكته جالب اين است كه در ۲۹ بهمن ،۱۳۰۱ مجلس لايحه اى را تصويب كرد كه همه كاركنان خدمات شهرى، اعضاى كابينه و نمايندگان مجلس را ملزم به پوشيدن پوشاك دوخت ايران در طول ساعات كار مى كرد. در چهارم مهر سال ،۱۳۰۷ كابينه مقرر كرد كه تمام مردان ايرانى به طور يكدست و به سبك غربى لباس بپوشند. طى چند دهه پيش از آن پوشيدن كت و شلوار و استفاده از كراوات و پاپيون از سوى عده اى اجرا مى شد. در ۱۷ دى ماه ۱۳۱۴ دستور كشف حجاب پس از بازگشت رضاشاه از تركيه صادر شد. اين دستور مورد پذيرش اكثريت زنان ايرانى كه حجاب را واجب مى دانستند قرار نگرفت و آنها را خانه نشين كرد. از طرفى مردان ايرانى كه كنار گذاشتن حجاب را آشكارا نشان بى عفتى مى دانستند با اين دستور مخالفت كردند.
با اين وجود تقليد ازمدهاى غربى ميان گروهى ازمردم از همان سال رواج داشت تا سال ۱۳۵۷ كه با پيروزى انقلاب اسلامى، تغيير و تحولات شگرفى در انديشه ها به وجود آمد. بى حجابى و تقليد از مدهاى غربى براى زنان ممنوع و پوشيدن لباس هاى ساده تر از آنچه در غرب رايج بود براى مردان به عنوان ارزش شناخته شد و حدود يك دهه تقريباً مى توان گفت كه مد و مدگرايى حداقل در ظاهر كم رنگ تر شد.
در سال ۱۳۰۱ چه جور شده كه دستور داده شده كارمندان از لباسهاى دوخت داخل استفاده كنند؟
دقيقاً اين براى من هم جالب است. اين نشان مى دهد كه آن موقع چنين مباحثى مطرح بوده است و برخى از مسؤولان به فكر اين بوده اند كه فرهنگ ايرانى را حفظ كنند. شايد توليد و تجارت در داخل دچار ركود هم شده باشد و طراحان لباس داخلى در آن دوره تحت فشار قرار گرفته باشند و دولت تصميم گرفته باشد تا حدى امنيت شغلى آنها را تأمين كند و واردات لباس هاى خارجى كمتر شود. به هر حال، اگر مدهاى غربى رايج شود طراحان مد ايرانى منفعل خواهند شد ولى اگر آنها فعال شوند، از فكرشان بهره مى گيرند و طرح هاى جديدى را ارائه مى دهند وگرنه طراحى لباس در كشور ما دچار ركود مى شود. بالاخره طراحان لباس هم نياز دارند زمينه شكوفايى شان فراهم گردد. متأسفانه الآن چون طراحان ايرانى به صورت جدى فعاليت ندارند، مدهاى لباس از كشورهاى ديگر وارد مى شود و مشكل ايجاد مى كند. طراحان غربى هم با در نظر داشتن الگوهاى ذهنى خاص خود طراحى لباس را انجام مى دهند. آنها با توجه به اينكه اروپايى ها قد بلندى دارند، به سمت توليد شلوارهاى كوتاه گرايش پيدا مى كنند. حتى اگر پوشيدن اين لباس ها در ايران رايج شود، نمى تواند برازنده و متناسب ايرانيان باشد. به دليل اينكه ايرانيان اكثراً قد متوسطى دارند و اگر بخواهيم شلوار كوتاه بپوشيم، با توجه به اينكه برش افقى در قامت شخص به وجود مى آيد و افراد را كوتاه قدتر نشان مى دهد و يا اينكه خانم هاى ايرانى، زياد لاغر نيستند. اما وقتى طراحى لباس از اروپا صورت مى گيرد و لباس ها نيز وارد ايران مى شود، مسلماً آنها متناسب با بدن ايرانيان نيست.
همين عدم تناسب باعث مى شود كه آنها متحمل رژيم هاى سخت غذايى شوند و سعى كنند خودشان را لاغر كنند. چون اين لاغر شدن هم مطابق اصول علمى انجام نمى شود آنها را دچار عوارض گوارشى و جسمى و كلاً روحى و روانى مى كند و چهره هاى آنها در اثر تغذيه نادرست دچار چين و چروك مى شود. تعداد زيادى از دانش آموزان دختر حتى در ايام امتحانات هم ممكن است دو روز پشت سرهم غذا نخورند تا لاغر شوند. در عوض، آنها پفك و چيپس مصرف مى كنند. درنتيجه اين كارها، سلامتى آنها به خطر مى افتد.
در دوره رضاشاه هم دختران از دوره بچگى آموخته بودند كه حجاب را رعايت كنند و پايبند تربيت خانوادگى بودند ولى دولت و گروه هايى از اجتماع از آنها مى خواست كه نوع پوشش غربى را انتخاب كنند. آن وضع هم باعث مى شود كه آنها دچار كشمكش فكرى شوند كه كدام يك را انتخاب كنند و كدام يك درست مى گويند. در آن زمان، آن نوع مسأله وجود داشته است و در زمان ما نيز مسائل ديگرى مطرح مى شود.
سخت گيرى براى مقابله با پوشش اسلامى و سنتى ايرانى در سالهاى پيش از انقلاب براى رعايت حجاب اسلامى را چگونه مى توان مورد بحث و تحليل قرار داد؟
در هر صورت اجبار و زور نتيجه نمى دهد و اين خود افراد هستند كه در نهايت بايد نسبت به پوشش خود تصميم عقلايى بگيرند. مخصوصاً اجبار در مورد كسانى كه از نظر فكرى و آموزشى در سطح بالاترى هستند و مى خواهند همه چيز را از طريق كندوكاو درك كنند، نتيجه رضايت بخش نخواهد داشت. اگرچه مدلى كه افراد انتخاب كرده اند ممكن است بدون بررسى لازم صورت گرفته باشد ولى اگر با قاطعيت از آنها بخواهيم كه مدل پوشش خود را تغير دهند، مطمئناً مخالفت مى كنند. تنها راهش اين است كه ما از طريق منطقى براى آنها دليل بياوريم و به فرهنگ سازى بپردازيم.
من فكر مى كنم الآن مردم بدون دليل راضى بشوند چيزى را تغيير بدهند. از سال ۱۳۰۱ گفته شده كه لباس با دوخت ايرانى را بپوشند و الآن سال ۱۳۸۵ است. در واقع چند دهه از آن زمان مى گذرد و ما هنوز درگير موضوع نوع پوشش و لباس هستيم. حالا اگر بخواهيم در عرض سه ماه نيروى انتظامى اين مشكل را حل كند و اين مسأله را ريشه كن كند، جاى ترديد وجوددارد.
در حال حاضر، كشورهاى ديگر از طريق شبكه هاى ماهواره اى با ظرافت روى اين مسأله كار كرده اند، وقت گذاشته و به شدت سرمايه گذارى كرده اند و تحقيقات مختلفى در اين زمينه انجام مى دهند تا بتوانند در جوامع ديگر نفوذ كنند. ما هنوز روزنه اى را ايجاد نكرده ايم ولى سريع جار مى زنيم كه مى خواهيم اين بساط را از بين ببريم. يعنى مى خواهيم با قاطعيت و ظرف مدت سه ماه مسأله را حل كنيم.
من معتقدم كه اين مسأله، مسأله اى كم اهميت نيست. به همين دليل اعتقاد دارم كه بايد تحقيقات گسترده اى در اين زمينه انجام شود.
در اينجا فرهنگ ما هم لطمه مى بيند و تجارت دچار ركود مى شود. وقتى كه اينگونه شود آسيب هاى فرهنگى هم به جامعه وارد مى شود. وقتى ما از طراحان داخلى استفاده نمى كنيم، در واقع باعث مى شويم كه فكر آنها ركود پيدا كند. پس به نوعى از اين نظر فرهنگ ما آسيب مى بيند. فرهنگ، فقط اين نيست كه پوشيده و مذهبى باشيم. وقتى فكرى ركود پيدا مى كند معنايش اين است كه زمينه شكوفايى آن فراهم نشده و يا به آن توجه نشده است.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |