شنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۸ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Sat, May 6, 2006
ايران اقتصادى
۳۴۶۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
درنگى در پيامدهاى ملى شدن
صنعت انرژى بوليوى بر جهان سياست و سرمايه
چپگرايان مبارزه را
به زمين اقتصاد مى كشانند
• مسأله اصلى جهان پس از دريافت شوك ملى شدن اقتصاد بوليوى اين خواهد بود كه چگونه بر كابوس تكرار اين واقعه غالب آيد، آن هم در وضعيتى كه پايه گذاران انقلاب بوليوى دست اتحاد در دست گروه بزرگى از دولتها ورهبران نام آشناى جهان سوم دارند.

• پس از شوكهاى سه گانه بحران عراق،قطع گاز روسيه ونزاع هسته اى ايران تنها يك ضربه ديگر كافى بود تا قلب مجروح بازار انرژى ونفت تعادل خود رابراى مدتى نامعلوم از دست بدهد.
257166.jpg
محمدنورى

براى جهان وحشت زده اقتصاد وسرمايه ،خبر روز دوشنبه آمريكاى لاتين عين يك زلزله مرگبار بود.پس از شوكهاى سه گانه بحران عراق،قطع گاز روسيه ونزاع هسته اى ايران تنها يك ضربه ديگر كافى بود تا قلب مجروح بازار انرژى ونفت تعادل خود رابراى مدتى نامعلوم از دست بدهد.
تصميم رهبر محبوب سرخپوستان بوليوى اگربهار آمريكاى لاتين را خرم كرد براى ملتهاى فقير نسيم اميد آورد و در مقابل براى دنياى سرمايه و صنعت توفان به بار آورده است .
حادثه ملى شدن گازوصنعت بوليوى در طليعه قرنى كه تحليلگران خوشبينانه نام عصر پايان انقلابها بر آن نهاده بودند يك انقلاب وجنبش كامل است.جنبشى كه مورالس مشعل آن را روشن ساخت آنقدر پيامد سياسى و اقتصادى داردكه ذهن معماران نظام نوين جهانى رابه خود مشغول سازد.
شك نبايد داشت كه در تقويم سرمايه دارى جهانى دوشنبه بوليوى به عنوان دوشنبه سياه ثبت شد ودرهمان حال مورخان روابط بين الملل اين روز را به عنوان نقطه عطفى تازه در معادلات جهانى تيك زدند.
به اين محاسبه فكر نكنيد كه بوليوى چه سهمى از بازار انرژى را در اختيار داردوچند درصد از كشورها از خوان اقتصاد اين كشور سود مى برند بلكه عمق حادثه در همان عنوانى است كه او و مورالس بر واقعه دوشنبه لاپاز گذاشته است: ملى شدن انرژى . اتفاقى كه در چند ماه اخير براى دنياى آشفته انرژى حكم يك كابوس بزرگ را داشته است. رهبر بوليوى حادثه اى را عينيت بخشيده كه دنياى مدرن حتى از شنيدن آن دچار رعشه مى شود چه رسد به اينكه اين واقعه در پيش چشم قلندران جهان سرمايه يعنى توتال وبريتيش پتروليوم رخ داده باشد.
واقعه بوليوى تكرار قطعه اى آشنا از تاريخ است وبازگشتى دوباره به ايامى است كه رهبران كاريزماى قرن بيستم آرمان استقلال ملت خود رابا ملى كردن نفت جامه عمل پوشاندند.
شايددر اين تكرار لحظه هاى تاريخ كه براى جهان جنوب رنگى از حماسه وبراى شماليها صورتى از تراژدى را دارد نكته جالب اين باشد كه نوا و نغمه هاى جنبش هاى آن روز به طرزى عجيب از حلقوم و ناى نهضتهاى جديد به گوش مى رسد و رهبران عصر جديد بر پرچم انقلاب خويش همان شعارها وپيامهايى را ثبت كرده اند كه اسلافشان نوشته بودند.چندانكه اكنون مورالس در مانيفست جنبش ملى كردن انرژى بوليوى بر اهدافى انگشت تأكيد نهاده است كه روزگارى مصدق در ايران وعبدالناصر در مصر سرلوحه نهضت خويش قرار دادنده بودند.
شايد مدتى صبر وانتظار لازم باشد تا افكار عمومى جهان هويت وهيبت تحولى كه اكنون به اراده نماينده طبقه اى از اقوام فرودست تاريخ در بوليوى پديدار شده دريابند. از امروز دنياى «سرمايه وسياست» با دلهره و هوشيارى پيامدهاى موج بوليوارى را نگاه خواهد دوخت. در اين مسير چشمها به سمت كشورهايى معطوف خواهد شد كه سرنوشتى مشابه رهبر سرخپوست آمريكاى لاتين دارند و به عبارتى مسأله اصلى جهان پس از دريافت شوك ملى شدن اقتصاد بوليوى اين خواهد بود كه چگونه بر كابوس تكرار اين واقعه غالب آيد، آن هم در وضعيتى كه پايه گذاران انقلاب بوليوى دست اتحاد در دست گروه بزرگى از دولتها ورهبران نام آشناى جهان سوم دارند.
به هرحال اكنون بايدنگاهى دوباره از دريچه اقتصاد به واقعه اى سياسى انداخت كه ۱۰۰روز پيش بحر تاريخ آمريكاى لاتين رامتلاطم كرد و در زمينه ها وريشه هاى اجتماع وفرهنگ كشورى غور كرد كه زنجيره اى از جنبشهاى چپ را دربيخ گوش ابرقدرت جهان سرمايه دارى پديدآورده است و رهبرانى با انديشه مبارزه و مقاومت را بر سرير قدرت نشانده است .براستى نظام ليبراليسم و الگوى اقتصاد آزاد در نقطه تكامل خود با چه بن بستهاو غفلتهايى روبروشده كه به ظهور دوباره رقيب وهمزاد تاريخى آن _ سوسياليسم _ انجاميده است.
پاسخ اغلب اين پرسشها در تجربه تازه اماپر نكته بوليوى نهفته است پس ضرورى است يكبار ديگر مسير ظهور مورالس و داستان رويگردانى مردمان آمريكاى لاتين از جناحهاى پر ادعاى ليبرال را از نگاه گذرانيم :
ريشه ها وزمينه هاى واقعه
وقتى در انتخابات سال ۲۰۰۲ ميلادى بوليوى سرخپوست ۴۶ ساله و چپگراى بوليوى كه درپيش ازاين به پرورش لاما و كشت گياه كوكا اشتغال داشت با حمايت از قشر بسيار فقير كشاورزان پا به عرصه رقابت گذاشت كمتر كسى او را جدى گرفت، اما در عين ناباورى همگان حزب تحت رهبرى وى با نام «جنبش حركت به سوى سوسياليسم» جايگاه دوم را در انتخابات به دست آورد. چهار سال طول نكشيد كه اوبارديگر با پاهاى برهنه و با لباس بومى، در حالى كه اين بار صدها هزار سرخپوست همراهيش مى كردنددر مسند رهبرى يكى از قدرتهاى انرژى آمريكاى لاتين نشست.
انتخابات دسامبر بوليوى باهمه چهره رازآلودى كه داشت از يك واقعيت عريان تاريخى سرچشمه مى گرفت واقعيتى كه حكايتى طولانى از تبعيض وفقر درسينه اندوخته بود از اين روست كه مورالس در سخنرانى خود پس از اداى سوگند وعده داد به ۵۰۰ سال ظلمى كه در حق مردمش روا داشته شده، پايان دهد.وى ، خطاب به مردم حاضر در مراسم سوگند گفت: «ما اينجاييم تا تاريخ را دگرگون كنيم... امروز روز ماست و جالبتر اين بود كه اين پيام درآيين سنتى كه به درخواست جمعيت بوميان سرخپوست بوليوى ترتيب داده شدگنجانده شد كه انتخاب ايوو مورالس به رياست جمهورى در رديف رخدادى تاريخى نشست رخدادى كه آزادى ملتى تحت ستم رااز زمان هجوم اسپانيايى ها و استعمار اين كشور پس از ۵۰۰ سال براى جهانيان تداعى كند.
هواداران ايوو مورالس بوميان سرخپوست ومحرومى بودندكه بيش از نيمى از جمعيت بوليوى را تشكيل مى دهند. آنها كه براى مدتهاى مديد احساس استثمار مى كردند به مورالس روى آوردند تا صداى آنها را بازتاب دهد. به اين ترتيب بودكه مورالس در فرداى پيروزى خود وعده دادكه مالكيت بر ثروت انرژى و گاز را به فقرا و فقيرترين كشور آمريكاى لاتين بازخواهدگرداند مليتى كه نزديك به هفتاد درصد جمعيت ۹ ميليونى آن زير خط فقر زندگى مى كنند.
رهبرسرخپوست مى دانست سرمايه انرژى چه نقشى در يك جنبش مردمى داردلذا او بر دارايى اقتصادى بوليوى انگشت گذاشت كه بزرگترين ذخاير گاز طبيعى را در آمريكاى لاتين بعد از ونزوئلا در اختيار دارد واقتصادى راابزار مبارزه خود برگزيد كه چگونگى اداره ثروت و توزيع آن در سالهاى گذشته محور اعتراض هاى گسترده مردمى بوده است .
مورالس از ابتدا اعلام كردكه با عمل كردن به وعده هاى خود عصر جديدى را در تاريخ بوليوى رقم خواهد زد و در اين مسيرخواستارپايان دادن به وضعيت استثمارى شد كه در طول ساليان متمادى بر منابع نفت و گاز اين كشور حاكم بوده است.
اما اين يك بعد داستان حاكميت چپگرايان بر اقتصاد و سياست آمريكاى لاتين بود پرده ديگر ماجرا اين بودكه فساد مالى دولت هاى پيشين و فقر گسترده در كشورهاى قاره آمريكاى جنوبى عاملى تعيين كننده در گرايش جمعيت اين كشورها به شعارهاى چپگرايانه و سياست هاى سوسياليستى شد.
خورخه كوئيروگا، نزديكترين رقيب ايوو مورالس كه رئيس جمهورى پيشين اين كشور بود و از اقتصاد آزاد هوادارى مى كنددر نگاه مردم بوليوى حكم مصداق فساد رايافته بود.
ومورالس با علم به اين واقعيت و با تأكيد بر اينكه الگوى اقتصادى نئوليبرال در كشور بوليوى كار نمى كند، اعلام كرد كه روند خصوصى سازى خدمات پايه و منابع طبيعى بايد متوقف شود.
وبالاخره سومين رشته از عوامل دخيل رابايد در سوابق روابط آمريكاى لاتين با قدرتهاى غربى بويژه واشنگتن جست وجو كرد. پيشينه مداخلات بى شمار ايالات متحده در سياست داخلى كشورهاى آمريكاى مركزى و لاتين، در حافظه تاريخى جمعيت اين كشورها نقش بسته و مردم را به واكنش در برابر نيروهاى سياسى كه در نگاه آنها مورد حمايت دولت آمريكا بوده اند، واداشت در بوليوى، مورالس پس از رويارويى خشونتبار واشنگتن با دولت بوليوى - بر سر ملى كردن ذخاير گاز اين كشور - به نقد سياست هاى دولت آمريكا پرداخت تا ناظران نام وى را به تدريج در كنار نام هوگو چاوز، رئيس جمهورى چپگراى ونزوئلا و از منتقدان سرسخت ايالات متحده قرار دهند. وى با اعلام اينكه كار بسيار بزرگى در دوره پنج ساله رياست جمهورى اش پيش رو خواهد داشت، گفته است:«براى غلبه بر امپراتورى ها به توان مردم نياز داريم.»مورالس زمانى بر تخت قدرت نشست كه كشورهاى برزيل، آرژانتين، شيلى، ونزوئلا و اروگوئه تحت كنترل احزاب چپگرا يا ميانه روهاى متمايل به سياست هاى چپگرايانه بودند. رئيس جمهورى منتخب بوليوى، گفت:« به هوگو چاوز، رئيس جمهورى ونزوئلا، خواهد پيوست تا با آنچه حضور امپرياليسم در آمريكاى لاتين مى دانند، مبارزه كنند.»انتقاد پيوسته رهبران جريان هاى چپ از سياست هاى ايالات متحده و پافشارى بر باورهاى استقلال طلبانه و ملى گرايانه موجب شده تا مردم كشورهاى آمريكاى لاتين بيش از پيش به اين گروه ها روى بياورند.
مورالس از ابتدا دشمنانى در دولت بوش يافت و خود پيش بينى كردكه«كابوسى» براى واشنگتن خواهد شد واين چنين نيز شد. با پيروزى مورالس بر شمارمخالفان آمريكا و رهبران چپگرا روزبه روز افزوده شد.پيروزى چشمگير ايوو مورالس اين پرسش را در ذهن بسيارى ايجاد كرد كه موج چپگرايى به راه افتاده در آمريكاى لاتين در سال هاى اخير تا چه حد ادامه پيدا كند و اساساً معادلات سياسى اين منطقه به كدام سو سوق خواهد يافت.
مورالس، به عنوان نخستين رئيس جمهورى سرخپوست بوليوى، براى ديدار با هوگو چاوز، رئيس جمهورى چپگراى ونزوئلا، به اين كشور سفر كرد و چاوز در همراهى با سخنان مورالس گفت كه «محور شرارت» واقعى ايالات متحده است. وى كشورهاى بوليوى و ونزوئلا را بخشى از «محور خير»ناميد. رقيبان جديد آمريكا وجهان ليبرال تابدانجا پيش رفتند كه مورالس به منظور بهبود بخشيدن به وضعيت تجارى منطقه، يك قرارداد تجارى جديد با «هوگو چاوز» و «فيدل كاسترو» رؤساى جمهورى ونزوئلا و كوبا كه از ديگر مخالفين آمريكا هستند، در هاوانا امضا كرد.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |