پيشواى يازدهم شيعيان حضرت امام حسن عسگرى(ع) در روز جمعه هشتم ربيع الثانى سال ۲۳۲ هجرى قمرى در مدينه به دنيا آمد.شخصيت علمى و معنوى امام(ع) به قدرى بود كه انديشمندان، متفكران و عالمان بسيارى به وسعت دانش، پايمردى در اصول دين و تقواى بى مانند آن بزرگوار اعتراف كرده اند. از جمله آن دانشمندان، عالم بزرگ اهل سنت، على بن محمد مالكى مشهور به ابن صباغ است كه با بيانى شيوا مى نويسد: «منقبت ها و صفات امام حسن عسگرى(ع) گوياى بزرگى و بزرگ زادگى اوست. هرگز كسى در امامت او شك و ترديدى ندارد. يكتا و يگانه عصر خود بود و كسى را ياراى برابرى با او نبود. آقاى اهل عصر و سرور دهر بود. اگر بزرگان زمان قصيده و شعرى بلند باشند، او بيت القصيده آن است؛ و اگر آنان چونان گوهرهاى گردنبندى باشند، او در و مرواريد يكتاى ميانه آن به شمار مى رود. او بر مركب دانش نشسته و مشكلات آن را يكايك مى گشايد و در اين كار رقيبى نمى شناسد و كسى را ياراى كشاكش با او نيست.
|
|
عليرضا رجالى تهرانى
|
با نظر صائب خود، حقايق را آشكار مى كند و با انديشه نيرومند خويش دقايق فكر را عيان مى سازد.» (۱)
دوران امام عسگرى(ع) با وجود ويژگى هاى مشتركى كه با عصر امامان شيعه داشت، از شرايط خاصى نيز برخوردار بود، كه به اجمال عبارتند از:
۱- اختناق شديد: در آن دوران، به خاطر مسأله مهدى موعود، شرايط دشوار و گرفتارى هاى زيادى به وجود آمده بود و از طرفى قدرت عباسيان كاسته شده و موالى و تركان برحكومت دست يافته بودند. شرايط به گونه اى بود كه امام(ع) مجبور شد هر دوشنبه و پنجشنبه در دربار خليفه حاضر شود؛ و در مدت حدود ۶ سال امامت خويش، تقريباً سه سال آن را در زندان به سر برد!
۲- وضعيت نابسامان اقتصادى: حكومت عباسى تلاشى براى بهبود اوضاع اقتصادى جامعه و شكوفايى آن نكرد. در آمدهاى باد آورده در اختيار خانواده عباسى، وزيران، دولتمردان و كاگزاران حكومت مى گشت! و ريخت و پاش بسيارى براى خوشگذرانى صورت مى گرفت؛ ولى در همان حال، اكثريت قاطع مردم از برآوردن نيازهاى اوليه زندگانى خود ناتوان بودند، چه برسد به امكانات رفاهى!
۳- بى بندو بارى درباريان: يكى ديگر از ويژگى ها و پديده هاى آن دوران، حاكميت لهو و لعب و عيش و نوش بود. بغداد و سامرا به مراكز اصلى عياشى، بى شرمى و مسخرگى تبديل شده بودند. خلفاى عباسى _ بويژه متوكل- كه دلبسته و اسير شهوترانى، لذت طلبى و كامرانى بودند، جامعه را به سوى يك زندگى پوچ و سرشار از فساد سوق مى دادند!
۴- جنبش ها: طبيعى بود كه به خاطر رفتار خودكامه خلفاى عباسى وظلم و ستم و نيز به انگيزه رضايت آل محمد(ص) حركت هاى پيكارگرايانه و جنبش هايى به وجود آيد كه معمولاً پيامد و نتيجه چشمگيرى نداشتند.
شيوه هاى مبارزاتى امام(ع)
به مقتضاى شرايط و اوضاع عصر، امام عسگرى(ع) شيوه هايى را براى انجام وظيفه و تكليف دين خود و مبارزه با جريانات منحرف آن دوران اتخاذ كرد كه برخى از آن ها عبارتند از: ۱- موضع گيرى در برابر گروهك ها: در عصر آن بزرگوار، گروهك ها و فرقه هاى منحرفى از قبيل: غُلات، بدعتگزاران، صوفيان و دوگانه پرستان وجود داشتند كه آن حضرت قاطعانه در برابر آن ها ايستادگى مى كرد و بنابرشواهد تاريخى، چهره واقعى و پليد آنان را به مردم و مسلمين نشان مى داد.
۲- شيوه تقيه: تاريخ چنين گواهى مى دهد كه شيعيان در عصر امام حسن عسگرى(ع) در سخت ترين شرايط و نظارت و فشارهاى طاغوتيان قرار داشتند و امام براى حفظ آن ها، ايشان را به راز پوشى وتقيه امر مى فرمود.
۳- بيان ويژگى هاى رهبرى: آن بزرگوار در زندگى خود مشغول پرداختن به بزرگ ترين مسؤوليتى بود كه تمامى جهان اسلام راتحت تأثير قرار مى داد و آن بيان ويژگى هاى رهبرى بود. چنان چه در جمله اى معروف فرمود: «پس هر كدام از فقها كه نفس (روح) خود را از گناه بازدارد، نگهبان دين خود، مخالف هوس هاى نفسانى خود و مطيع مولاى خويش باشد، بر همه عوام لازم است كه از او تقليد كنند؛ و چنين صفاتى را برخى از فقهاى شيعه دارند، نه همه آن ها.» (۲)
۴- زمينه سازى غيبت امام زمان(عج): امام (ع) مردم را براى قبول غيبت امام مهدى(ع) آماده كرد، و اطاعت از امامى را كه نمى بينند و در جمع آنان نيست، به آنان تعليم داد و در تحقق اين هدف به سه كار مقدماتى دست زد: الف- مخفى كردن مهدى(ع) از چشم مردم و نشان دادن وى به برخى از ياران خاص. ب- ارتباط با خواص و در بسيارى موارد، حضور كم در ميان مردم. ج- استفاده از روش و كالتى و وساطتى، براى ارتباط با پايگاه هاى مردمى. به غير از اين شيوه ها، امام(ع) موضع هايى در برابر حكمرانان، جنبش ها و مسائل علمى داشتند كه ديگر مجال پرداختن به آن ها نيست.
۱- فصول المهمه، ص - پى نوشت ها: ۱- زندگانى امام حسن عسگرى(ع)، باقر شريف قرشى، ص۶۳. ۲- احتجاج، علامه طبرسى، ج،۲ ص۲۶۲.