|
گفت وگوبا زهرا رضاخانى پژوهشگر
فرهنگ سازى؛قدم نخست در مبارزه با مدگرايى
|
|
|
گفت و گو : يوسف ناصرى
بخش اول گفت وگو با زهرا رضاخانى محقق و كارشناس ارشد تحقيقات آموزشى در شماره ديروز منتشر شد. در بخش نخست اين گفت وگو در مورد علت و چرايى نوع لباس ايرانيان و جوامع ديگر مورد بحث قرار گرفت. بخش دوم و پايانى آن در پى مى آيد:
فكر مى كنيد اگر توجه بشود، طراحان ايرانى مى توانند مدل هاى لباس جديد مطابق با سليقه هاى امروزى به بازار عرضه كنند؟ فراوان مى شود در اين زمينه كار كرد. اگر به طراحان بها بدهيم و از آنها بخواهيم كه طرح هاى لباس را ارائه بدهند و مسابقه اى برگزار كنيم، آنها هم تشويق مى شوندو به نوعى توليد لباس هايى متناسب با فرهنگ جامعه ما رواج پيدا مى كند. با انتخاب طرح هاى برتر مى توانيم توليد را در گستره وسيعى عملى كنيم. البته من هم نمى گويم چند دهه در اين زمينه تحقيق كنيم ولى حداقل يك سال براى اين كار، وقت صرف كنيم. به نظر من يك سال كار فرهنگى كردن مدت زمان زيادى نيست. الآن كشورهاى ديگر هر ساله مد جديد عرضه مى كنند ما مى توانيم ضمن رقابت با آنها سعى كنيم فرهنگ جامعه دچار افراط و تفريط نشود؟ براى اين كار بايد اقدامات وسيعى انجام دهيم و از اين طريق مى توانيم ضعف هاى گذشته را رفع كنيم و به اهداف مورد نظر برسيم. همه اين كارها به فرهنگ سازى نياز دارد. الزامى كردن و سخت گيرى در مورد نوع و نحوه پوشش دانش آموزان در محيط مدرسه مشكلاتى به وجود مى آورد و آنها ميلى به پوشيدن چنان لباس هايى در محيط هاى خارج از مدرسه ندارند. اين نوع دوگانگى را چگونه مى توان برطرف ساخت؟ در مجموع لباس واحد يا اونيفورم چيز بدى نيست ولى اين اونيفورم نبايد بسيار متفاوت از نوع پوششى باشد كه در خارج از مدرسه به چشم مى خورد. اگر اين تفاوت بسيار اساسى باشد، دانش آموزان از اجتماع دورى مى كنند. من خودم سابقه تدريس در مدارس را داشته ام. وقتى مى خواستيم دانش آموزان را به گردش علمى ببريم، آنها به چنين گردش هايى علاقه نشان نمى دهند. اكثر آنها مى گويند ما با اين مانتوها به گردش علمى نمى رويم. به نظر من اگر قرار است اونيفورمى در مدارس مورد استفاده قرار گيرد، نبايد با پوشش جامعه بسيار متفاوت باشد. تفاوت زياد نوع پوشش موجب منزوى شدن دانش آموزان مى شود و اعتماد به نفس آنها را براى ورود به اجتماع پايين مى آورد. اين حالت، تأثيرهاى منفى خود را بر جاى مى گذارد و يا وقتى معلم شان را در خارج از مدرسه مى بينند كه لباس متفاوتى پوشيده است به نوعى اين كار دورويى را رواج مى دهد. به خاطر همين الزام در نوع پوشش است كه دانش آموزانى لباس هاى ديگرى را با خود به مدرسه مى آورند و در اواخر زمان حضور در مدرسه سعى مى كنند به هر ترتيب كه شده لباس خودشان را عوض كنند و اگر هم لباس بهترى با خود نياورده باشند سعى مى كنند از مسيرهايى به خانه شان برسند كه آشنايان و دوستان شان آنها را نبينند. براى همين ممكن است انواع خلاف ها صورت بگيرد. چون اين دانش آموزان؛ لباسى را كه مى پوشند، دوست ندارند. به اين موضوع هم اشاره كنم كه اگر افرادى مدل هاى خارجى لباس ها را مى پوشند به خاطر تعصب و علاقه آنها نسبت به آن لباس و مدل ها نيست. بلكه به خاطر اين است كه لباسى با طراحى و مدل داخلى كه مورد توجه و علاقه آنها هم قرار بگيرد وجود ندارد. طراحى هاى لباس داخلى كه الآن وجود دارد پسند افرادى نيست كه بخواهند آن را جايگزين لباس هاى خارجى كنند. در حال حاضر هم لباس امروز مردم ما تركيبى از لباس روسى، انگليسى، آمريكايى، فرانسوى، عربى و هندى است. كمتر كسى پيدا مى شود كه از روى آگاهى و شناخت از ويژگى هاى جسمانى خودش لباس پوشيده باشد. نشانه هاى تجددطلبى در پوشاك زنان و مردان از قبيل كوتاه شدن، تنگ شدن، كم شدن قطعات لباس الزاماً پسند قلبى افراد نيست. رنگ لباس بسيارى از مدارس هم در بيشتر موارد، بدون در نظر گرفتن روانشناسى و هماهنگى بين رنگ ها انتخاب مى شود. پوشاك يكى از مهم ترين جنبه هاى ديندارى يك فرهنگ و شايد بارزترين آنها باشد و به همين دليل است كه تأثير و گستره اين جنبه از فرهنگ را در زمينه هاى متفاوتى مى توان مشاهده كرد. بنابراين هرگونه تغيير و تحول در لباس در گروه هاى سنى خاص و يا در مجموعه هاى وسيع انسانى نمادى از تغيير در سليقه ها و گرايش ها خواهد بود و اين باورها و تمايلات متحول را بازتاب مى دهد. به ويژه جوانان به دليل اينكه در كانون اين دگرديسى هاى فكرى و در معرض طوفان فرهنگى بيگانه قرار دارند، بيشترين تأثيرات را از تغييرات مى پذيرند و به همين نسبت در مقابل فرهنگ وارد شده آسيب پذيرتر هستند. در اينجا تأثير مدگرايى و نوع پوشش هم سن و سالان بسيار تأثيرگذار است؟ بله؛ اين دو عامل به شدت در انتخاب نوع لباس مؤثرند. در يك تحقيق مشخص شده كه نوع لباس پوشيدن دختران بيشتر تحت تأثير هم سن و سال شان قرار دارد و طرز لباس پوشيدن پسران عمدتاً متأثر از اعضاى خانواده شان مى باشد. انتخاب صورت ظاهرى پوشش از نظم مقبوليت اجتماعى براى آنان اهميت فوق العاده اى دارد و گرايش به «مد» هم باعث مى شود كه ظاهراً احساس خوبى پيدا كنند. در پژوهش ديگرى كه در هنگ كنگ با هدف بررسى تأثير تبليغات بر نحوه خريد پوشاك از سوى نوجوانان صورت گرفت نتايج نشان داد كه نظريات دوستان هنگام خريد پوشاك و نفوذ همسالان نقش مهمى در نحوه خريد اين قشر از جامعه دارد. البته مقوله مد هم بحث مفصلى مى طلبد. پديده مد به تصور عده اى بى بند و بارى است. در حالى كه مد يعنى آنچه كه از نظر آمارى بيشترين فراوانى را در جامعه داشته باشد و افراد خودشان راغب باشند كه آن را به كار گيرند. افراد جامعه در مقابل پديده مد كه از شگردهاى غربى ها است به چند گروه تقسيم بندى مى شوند: ۱- كسانى كه مى خواهند مورد توجه قرار گرفته و هر كجا كه ظاهر مى شوند صحبت از آنان باشد. آنها در واقع اعتماد به نفس كمترى دارند و اضطراب از ويژگى هاى بارزشان است. ۲- عده اى پيروى از مد و پوشيدن لباس هاى ناهمگون را نوعى واكنش ستيزه جويانه نسبت به مسائل و موضوعاتى مى دانند كه در جامعه مى گذرد و براى آنكه ناخشنودى و نارضايتى خود را ابراز كنند به سمت مدهاى غربى مى روند. براى اين گروه پيروى از مد به عنوان وسيله اى جهت اعلام جنگ به بزرگ ترها و احتمالاً دهن كجى به اجتماع است. ۳- بعضى ها هم به علت نداشتن اعتماد به نفس كافى خود را باور ندارند و ناخودآگاه فكر مى كنند اگر از مد پيروى كنند شايستگى بيشترى خواهند داشت. ۴- گروهى هم معتقدند كه اساساً نفس مد از تنوع طلبى انسان ناشى مى شود. بخشى از جوانان و نوجوانان كه وضع مالى مناسبى ندارند سعى مى كنند به هر طريق مانند ديگران از مدهاى رايج پيروزى كنند. اين گروه مايل هستند لباس هايى باشد كه هم نظر هم سن و سالان جلب بشود و هم جنبه هاى ديگر هم مورد توجه باشد. بنابراين بايد لباس هايى را تهيه كرد كه بخش شخصيتى جوانان و نوجوانان ناديده گرفته نشود و آنها ميان دوستان خود مشكلى پيدا كنند. مردم مى خواهند آرامش داشته باشند. ممكن است يك دختر خانم، لباس شيكى و مطابق روز بپوشد و نزد دوستش محترم باشد ولى نزد خانواده اش اينگونه نخواهد بود. اين كار آزاردهنده است. الآن هم ماهواره رواج پيدا كرده و به طور مرتب در مورد مدهاى جديد تبليغ مى كنند ولى حقيقتاً خانواده ها مى خواهند راحت باشند. ما هم مى توانيم از امكانات رسانه اى استفاده كنيم و اطلاعات لازم را به مردم انتقال دهيم. مطمئناً آنها به سمت خريد لباس گرايش پيدا مى كنند كه اصول روانشناسى را مورد ملاحظه قرار داده باشد. اگر مشخص بشود كه براساس اصول روانشناسى از چه رنگ هايى بهتر است استفاده شود اين كار را انجام خواهند داد. اگر بدانند رنگ قرمز چه تأثيرى دارد و يا اگر بدانند رنگ بنفش يكى از بهترين كارها است از لباس هايى با اين رنگ استفاده خواهند كرد. اگر بدانند رنگ بنفش، هم شادى قرمز را دارد و هم آرامش رنگ آبى را دارد با ديد مثبتى نسبت به انتخاب رنگ بنفش اقدام مى كنند. اگر مردم چنين آگاهى هايى پيدا كنند منطقى تر تصميم مى گيرند. در همين قضيه شلوار كوتاه مى توانيم به اين صورت عمل كنيم كه بگوييم شلوار كوتاه با قد ايرانيان متناسب نيست و براى كسانى كه قد بلندترى دارند مى توانيم از جنبه مذهبى و بعد حيا وارد شويم. به اعتقاد شما اعمال روش هاى سختگيرانه الآن بازدهى لازم را نخواهد داشت. به اعتقاد من بازدهى لازم را ندارد. چون حداقل گروه حمايت كننده شؤونات مطلوب بايد به چيزى در حد ۵۰ درصد برسد تا بعد از آن بتوان برنامه ها را پيش برد. يعنى ما براى اينكه از وضع كنونى به حد ۵۰ درصد برسيم بايد فرهنگ سازى را در اولويت كارهاى خود قرار دهيم. موافقان منع كردن استفاده از ماهواره از اين زاويه به قضايا نگاه مى كنند كه با اين منع تماشاى مدهاى جديد هم منتفى مى شود... ما در سال هاى بعد از انقلاب هم شاهد بعضى سخت گيرى ها در زمينه پوشش لباس بوده ايم و يا زنان شاغل در ادارات بايد از مانتوهاى قهوه اى، مشكى و سرمه اى استفاده مى كردند. اين كار نتيجه مثبتى دربرنداشت. به نظر من، آزموده را نبايد مجدداً آزمود. ما اگر ماهواره و اينترنت را محدود كنيم و مردم دنبال اين كار نباشند، كار بزرگى انجام نداده ايم. مهم اين است كه همه چيز مهيا باشد ولى تقواى افراد مانع آن شود كه دست به هر اقدامى نزنند. ما اگر كار فرهنگى بكنيم و با تحقيقات مفصل كارى كنيم كه خانم ها به مد، پوشاك ايرانى و فرهنگ ايرانى علاقه بيشترى نشان بدهند هنر كرده ايم. به نظر من اگر همه نهادهاى مسؤول تصميم گرفتند كه كار فرهنگى انجام دهند، وضعيت بسيار متفاوت خواهد شد. فرض كنيد كه نيروى انتظامى يكسرى فراخوان مقاله براى بحث در مورد طراحى لباس بدهد و از سوى ديگر به طرح هاى برتر جايزه بدهند. آموزش و پرورش نيز بن لباس در اختيار فرهنگيان بگذارد تا فرضاً از لباس هاى طراحى داخلى استفاده كنند. مگر نه اين است كه گه گاه مرغ و تخم مرغ بين كارمندان و معلمان توزيع مى شود. چه مى شود اين كار را در مورد لباس هم انجام بدهند. ما اگر بتوانيم لباس هايى متناسب با فرهنگ و آيين خودمان توليد كنيم مردم نيز از آن استقبال خواهند كرد. شما نسبت به اثرگذارى طرح و توليد لباس هاى داخلى جداً اعتقاد داريد. بله؛ چون من معتقدم كار فرهنگى و فرهنگ سازى مؤثرتر از روش هاى ديگر است. ما الآن چند شبكه تلويزيونى داريم و در بسيارى از اين برنامه ها، تعدادى خانم به عنوان مجرى مشغول به كار هستند. اگر پوشش آنها در اين برنامه هاى تلويزيونى به كمك طراحان لباس ايرانى انجام شده باشد تأثير شگرفى بر نحوه نگرش مردم ايجاد مى كند. مثلاً من خودم چندى پيش مى ديدم كه خانم اميرشاهى مجرى برنامه تلويزيونى «به خانه برمى گرديم» مانتويى پوشيده بود كه جالب توجه بود و من خودم با ديدن مانتوى ايشان، اين نكته به نظرم رسيد دفعه بعد كه مى خواهم مانتوى مجلسى بگيرم، چيزى را خريدارى كنم كه روى آن گلدوزى هايى شده باشد و از صنايع دستى ما در تهيه آن استفاده كرده باشند. وقتى كه از صنايع دستى در تهيه اين نوع لباس ها استفاده مى شود، هم سنت ها و فرهنگ ما حفظ مى شود و هم مصرف كننده از خريد خود راضى خواهد بود. معلمان هم مى توانند تأثير زيادى بر جوانان و نوجوانان بگذارند. اگر لباس هايى با طراحى داخلى توليد شده باشد و معلمان ما آن را بپوشند مسلماً در مدرسه و جاهاى ديگر تماشا مى كنند و تأثير مى پذيرند. هر معلمى كه به كلاس مى رود، قبل از هرچيز دانش آموزان سرتا پاى معلم را نگاه مى كنند تا ببينند او چه مانتويى پوشيده و از چه نوع مقنعه اى استفاده كرده است. پس معلمان ما مى توانند بهترين انتقال دهنده فرهنگ جديد و مد جديد داخلى باشند. با حمايت آموزش و پرورش هم اين كار عملى است و يا كارمندان زن ادارات مختلف و بانك ها هم مى توانند به ميزان زيادى تأثيرگذار باشند و البته مسأله زيبايى شناختى هم بايد مورد توجه قرار گيرد. تا اين مدل هاى ايرانى لباس طراحى و عرضه بشود به زمان زيادى نياز هست. از يك طرف فروشندگان پوشاك خارجى بر مبناى مدگرايى رايج در جامعه هست كه سود زيادى كسب مى كنند و تا مدل ايرانى رايج پيدا كند، آنها روش فعلى خود را تغيير نمى دهند؟ به نظر فروشنده ها هم نسبت به فروش لباس هاى خارجى تعصبى ندارند ولى شايد بهتر باشد كه مغازه هايى نمايندگى فروش اين لباس هاى ايرانى را به عهده بگيرند و با اقدامات تشويقى هم كه خواهد شد بازار فروش چنين لباس هايى رونق مى گيرد. در اين ميان بايد از توليدكنندگان پارچه كشور هم حمايت كافى به عمل آيد. براى موفقيت در اين كار حتى مى توان مانتوهايى را توليد و به صورت مجانى آنها را توزيع كرد تا زنان ما آنها را بپوشند و يا حتى پولى هم به برخى داد كه آنها را بپوشند و در واقع تبليغى هم مى شود. ما اگر مى خواهيم فرهنگ مان را محفوظ بداريم بايد هزينه هايى را متقبل شويم. براى افزايش احتمالى موفقيت در اين كار مى توان از روانشناسان و جامعه شناسان كشور استفاده كرد و ديدگاه هاى آنها را مورد توجه قرار داد. ما نبايد با برنامه هاى ضرب الاجلى و اجبارى وضعيت پوشاك جامعه را تغيير بدهيم. كافى است يك سال كار فرهنگى انجام دهيم. من مطمئن هستم كه در اين كار موفق خواهيم بود. اين كار نتيجه مى دهد و ما نبايد اين قدر عجله داشته باشيم. تنها با طراحى لباس به سليقه ايرانى و با در نظر گرفتن فرهنگ اسلامى و ايرانى و تلفيق پارچه هاى سنتى با مد روز و ابتكارات روى رنگ و تركيب لباس ها است كه مى توان جايگزين مناسبى براى برخى لباس هاى بى هويت رايج معرفى نمود و نوعى فرهنگ بازگشت به گذشته و احياى رواج ملى گرايى را در ميان جوانان و نوجوانان رواج داد و پدر و مادرها هم بايد با روش هاى قانع كننده و مستدل به فرزندان خود بياموزند تا آنها از ياد نبرند كه ايرانى هستند و بايد هويت خود را حفظ كنند.
|