يكشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۹ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Sun, May 7, 2006
ديپلماتيك
۳۴۶۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
رقيبان جديد در انتخابات فرانس
سلطه واشنگتن درهم مى شكند
257307.jpg
نوام چامسكى
ترجمه :مجيد روحى

«نظم جهانى تحت سلطه آمريكا توسط روح جديدى از استقلال در جنوب جهان به چالش كشيده شده است.»
اين چشم انداز كه اروپا و آسيا ممكن است به سمت استقلال بيشترى حركت كنند، برنامه ريزان ايالات متحده را از زمان جنگ جهانى دوم آزار داده است. موضوعاتى كه تنها ناشى از «نظم سه قطبى» - اروپا، آمريكاى شمالى و آسيا - كه در پى رشد و پيشرفت بيشترى هستند، افزايش يافته است.همچنين هر روز آمريكاى لاتين به سمت استقلال بيشترى در حال حركت است. اكنون آسيا و آمريكاى لاتين در حال نيرومند كردن علاقه و پيوندهاى خود هستند، درحالى كه آنها تحت سيطره يك ابرقدرتى هستند كه تك و تنها مانده و توانش در بداقبالى و گرفتاريهاى خاورميانه تحليل رفته است.
همگرايى منطقه اى در آسيا و آمريكاى لاتين موضوع حساس و بسيار مهمى است كه از منظر واشنگتن حاكى از يك جهان گستاخ و جسورى است كه از كنترل خارج مى شود. در ميان اين موضوع، انرژى به عنوان يك عامل متمايز، باقى مى ماند؛ موضوعاتى كه در هر نقطه جهان مورد رقابت و مشاجره است.
چين اما مسير ديگرى را طى مى كند. يك دليل اصلى براى ترس برنامه ريزان ايالات متحده از چين نيز وجود همين راه متفاوت است. گامهايى كه در جهت اين مواجهه وجود دارد، اعتماد مشترك به چين به عنوان يك منبع صادرات و بازار مترقى است كه ايالات متحده را آزار مى دهد. چنانچه گزارش شده كه منابع مالى چين به مقياس ژاپن نزديك مى شود.
در ماه ژانويه، «ملك عبدالله» پادشاه عربستان از چين ديدار كرد و بر اساس گزارش روزنامه وال استريت ژورنال اين ديدار منجر به امضاى تفاهم نامه چين - عربستان شد كه به افزايش همكارى و سرمايه گذارى بين دو كشور در زمينه هاى نفت و گاز طبيعى و سرمايه گذارى در اين زمينه انجاميد. اكنون بيشتر نفت ايران به سمت چين مى رود. همچنين هند نيز در اين زمينه اظهار علاقه مى كند.
دهلى نو ممكن است كه اين را انتخاب كند كه يا به عنوان مشترى آمريكا باشد يا اينكه ترجيح بدهد تا به طور مستقل ترى به بلوك آسيايى ملحق شود، بلوكى كه در حال شكل گيرى است. اين موضع حتى با تمايل بيشترى نسبت به توليد كنندگان نفت خاورميانه دنبال مى شود. جانشين مدير هندوها، «سيدارتا وارادرجان»، اظهار داشت كه اگر قرن ۲۱ يك قرن آسيايى باشد، انفعال آسيايى ها در بخش انرژى در حال پايان يافتن است.
كليد اين مسأله در همكارى هند و چين است. در ماه ژانويه موافقنامه اى در اين باره بين دو كشور در چين امضا شد. وارادرجان در اين باره گفت: «راهى براى چين و هند هموار شد تا نه تنها در زمينه تكنولوژى، بلكه در اكتشاف هيدروكربن و صنايع توليدى همكارى كنند، يك همكارى كه واقعاً مى تواند معادله اساسى در بخش نفت و گاز طبيعى جهان را دگرگون سازد.»
يك گام بعدى اكنون در حال كامل شدن است و آن يك بازار نفتى است كه با يورو معامله مى شود و اين عمل روى سيستم مالى بين المللى و توازن قدرت جهانى مى تواند مهم و جدى باشد.
شگفت انگيز نبود كه بوش اخيراً از هند ديدار كرد تا با ارائه همكارى هسته اى و ديگر انگيزه ها به عنوان پاداش و تطميع هند، اين كشور را در طرف خود حفظ كند. با وجود اين در آمريكاى لاتين حكومتهاى چپ ميانه رو از ونزوئلا گرفته تا آرژانتين پيروز شده اند. توده هاى بومى بويژه در بوليوى و اكوادور خيلى فعالتر و بانفوذتر شده اند.
برخى از مردم بومى نمى توانند بپذيرند كه زندگى اجتماعى و معيشتى شان در هم گسيخته باشد، اما نيويوركى ها در ماشينهاى بسيار مدرن خود نشسته اند.
ونزوئلا رهبر صادر كننده نفت در اين نيمكره، احتمالاً بيش از هر كشور آمريكاى لاتين روابط نزديكى با چين به پيش برده است. و اين كشور در صدد است تا مقدار زيادى از نفت خود را به چين به عنوان بخشى از تلاش خود براى كاهش وابستگى به دشمنى آشكار، يعنى آمريكا بفروشد.
ونزوئلا به «مركوسور»، اتحاديه گمركى آمريكاى جنوبى پيوسته است، حركتى كه ا ز سوى رئيس جمهور آرژانتين به عنوان يك «مرحله برجسته» در توسعه اين بلوك تجارى تشريح شد و به عنوان يك «فصل جديدى در همگرايى منطقه اى» از جانب رئيس جمهورى برزيل مورد استقبال قرار گرفت.
ونزوئلا صرف نظر از تأمين سوخت نفتى آرژانتين، تقريباً يك سوم وام آرژانتين را در سال ۲۰۰۵ پذيرفت. يك نشانه از تلاشى سراسر منطقه اى تا كشورها را از كنترل صندوق بين المللى پول بعد از دو دهه همنوايى خطرناكى كه اين قانونها به وسيله نهادهاى مالى تحت سلطه آمريكا تحميل شده بود، آزاد گرداند.
گام برداشتن به سوى همگرايى مخروط جنوبى [دولتهاى جنوبى آمريكاى جنوبى] بعداً در دسامبر با انتخاب «اوو مورالس» در بوليوى، نخستين رئيس جمهور بومى نتيجه داد. مورالس سريعاً به سمت بستن يك سرى قراردادها و موافقتنامه انرژى با ونزوئلا حركت كرد. فايننشيال تايمز گزارش داد كه اينها زمينه هايى براى انجام اصلاحاتى در اقتصاد و بخش انرژى بوليوى هستند، ذخايرى كه اين كشور را بعد از ونزوئلايى ها در آمريكاى جنوبى در مكان دوم قرار مى دهد.
روابط ونزوئلا و كوبا هر كدام با استناد به برترى قابل مقايسه اش حتى در حال كاملتر شدن و نزديكتر شدن است. ونزوئلا نفت را با هزينه كمى براى كوبا فراهم مى كند. در عوض كوبا برنامه هاى سلامت و سواد را ساماندهى مى كند، هزاران نفر از اشخاص ماهر و متخصص، معلمان و دكترهايى را به اين كشور مى فرستد كه حتى در فقيرترين مناطق و در هر جاى اين جهان سوم انجام وظيفه مى كنند.
همچنين كمك دارويى كوبا در هر جايى با استقبال مواجه مى شود. يكى از مهيب ترين تراژدى ها در سالهاى اخير در اكتبر گذشته در پاكستان رخ داده است.
علاوه بر مرگ و مير بالا، تعداد نامعلومى از بازماندگانى بودند كه بايد آب و هواى بسيار سرد، غذاى اندك و مواد دارويى بسيار كمى را تحمل مى كردند.
«جان كارين» در مجله فرونتلاين نوشت: «كوبا بزرگترين سهم را در اعزام دكتر و كمكهاى دارويى به پاكستان داشته است.»
«پرويز مشرف» رئيس جمهور پاكستان، قدردانى عميق خود را نسبت به فيدل كاسترو براى «احساس همبستگى و روح فداكارى» تيمهاى پزشكى كوبايى اعلام داشت. گزارش شده كه بيش از ۱۰۰۰ متخصص كه ۴۴% آنها را زنان تشكيل مى دادند، در پاكستان ماندند تا در مناطق كوهستانى صعب العبور و دوردست كار كنند، آن هم در شرايطى كه بايد در چادرها با آب و هواى فوق العاده سرد و با يك فرهنگ بيگانه كنار مى آمدند. اين درحالى است كه تيمهاى امداد غربى از قبول چنين وضعيتى شانه خالى كرده بودند.
با اين اوصاف مى توان گفت رشد جنبشهاى مردمى در آسيا و آمريكاى لاتين نشانگر حركتى به سوى استقلال بيشتر است.
رقيبان جديد در انتخابات فرانس
نبرد «ساركو» و «سگو»
257316.jpg
ترجمه: بنفشه غلامى
اين روزها هيچ چيز بر وفق مراد «دومينيك دوويلپن» نخست وزير فرانسه نيست. پس از هفته ها تظاهرات مردم اين كشور در اعتراض به قانون «استخدام اول»، حالا موضوع تحقيق سرى درباره «نيكولا ساركوزى» وزير كشور فرانسه به دستور ويلپن، گريبانگير آقاى نخست وزير شده است. در اين ميان بازار بحث و گمانه زنى درباره انتخابات آتى رياست جمهورى فرانسه نيز داغ شده و روزى نيست كه مطبوعات فرانسوى تحليل هاى خود را در اين باره در ستون هاى روزنامه جاى ندهند. هنوز آنقدر مشخص نيست كه بخت كدام يك از نامزدهاى احتمالى در اين رقابت بلندتر است. اما سؤالى كه اكنون بر افكار عمومى فرانسه حاكم شده، اين است كه كدام نامزد از آشوب هاى ماه گذشته و رسوايى هاى اخير بيشترين سود را برده است.
دريك سوى قضيه يكى از اعضاى دولت فعلى يعنى «نيكولاس ساركوزى» وزير كشور ايستاده است. كسى كه رهبرى حزب راست حاكم را برعهده دارد.
در طرف ديگر هم خانم «سگولين رويال» عضو پارلمان فرانسه قراردارد، سوسياليستى كه برخى احتمال مى دهند وى نخستين رئيس جمهور زن فرانسه باشد؛ زنى كه هرگز در بحث ها و مشاجرات عقب تر از همكاران مرد خود نمى ايستد.
نبرد اين دو نفر، كه مطبوعات اين كشور از آن با نام نبرد «ساركو - سگو» ياد مى كنند اين روزها به گونه اى پيش رفته كه عكس خانم «رويال» با آن چهره گيرا و لبخند دلنشين  اش روى جلد مجله هايى به خود اختصاص داده است كه تا حالا به تصوير «ساركوزى» مزين بودند. اما بدون شك «ساركوزى» براى پس گرفتن جايگاه خود بيكار نخواهد نشست.
قمارباز ورشكسته
تا چندى پيش، يعنى قبل از جنجال هاى مربوط به قانون كار و رسوايى هاى حاضر يك نام ديگر نيز در كنار نام اين دو نفر تحت عنوان نامزد احتمالى رياست جمهورى سال آينده فرانسه ديده مى شد. اما حالا با اوضاع به وجود آمده بيشتر تحليلگران امور سياسى فرانسه ديگر هيچ شانسى براى «دومينيك دوويلپن» نخست وزير كنونى اين كشور كه در پايان غائله جوانان معترض مجبور شد با چهره اى مغموم و شكست خورده در تلويزيون فرانسه ظاهر شود و درواقع شكست خود را اعلام كند، قائل نيستند.
او در آن مصاحبه تلويزيونى خطاب به مردم فرانسه گفت: از تمام سوء تفاهماتى كه براثر جدال قانون كار به وجود آمد، پشيمان است. اما اين پشيمانى ديگر بسيار دير بود و احتمالاً سودى نخواهد داشت.
آن شب حتى كسانى كه حامى اصلاحات بازار كار در فرانسه بودند نيز سرهايشان را با تأسف تكان دادند و به مردى خيره شدند كه غرورش را مى شكست تا جامعه انسانى را از وضع موجود خلاص كند. ديگران هم مردى را نگاه مى كردند كه سعى مى كرد خود را مرد قوى جناح راست نشان دهد.
«دومينيك دويلپن» اين قمار را كرد تا شايد بتواند رقيب خود، «نيكولاس ساركوزى» ۵۱ ساله را كه او نيز در جناح راست گرايان ايستاده است، از ميدان به در كند. اما اين قمار براى او نتيجه مصيبت بار داشت، به ويژه كه «ژاك شيراك» از زير پايه هاى بنايى را كه «ويلپن» مى ساخت تا نشان دهد از اسلاف خود قويتر است، ويران كرد.
گزينه هاى سوسياليست
«ژاك شيراك» اين روزها، در حالى آخرين سال حكمرانى خود بر فرانسه را طى مى كند كه بيش از يك دهه پيش با قول ايجاد اصلاحات بر روى كار آمد و البته هيچ گاه به عهد خود وفا نكرد و حالا بايد رياست جمهورى كشورى را كه تغيير چندانى در آن به وجود نيامده است به دست ديگران بسپارد.
يكى از اين «ديگران»، «سگولين رويال» ۵۲ ساله منتخب احتمالى مردم در جناح چپ است. البته ممكن است همكاران حزبى سوسياليست او ترجيح دهند فرد ديگرى مثل «ليون ژاسپين» را وارد ميدان كنند. همان طور كه ممكن است حتى همسر خود «سگولين رويال» و پدر چهار فرزندش رهبر راست گرايان «فرانسوا هالند» را براى اين كار برگزينند.
اما به هر صورت بيش از تمام نام هايى كه برشمرديم، جامعه فرانسه به دو نام «ساركوزى» و «رويال» بيشتر توجه نشان مى دهد. و اين دو نيز يقيناً در ماههاى آينده سعى خواهند كرد سبك، عقايد و پيش زمينه هاى فكرى خود را در تقابل با ديگران قرار دهند. «سگولين رويال» چهره اى مصالحه جو و شنونده است. زنى كه حالا بيشتر از قبل تعصبات سياسى خود را نشان مى دهد. «نيكولاس ساركوزى» نيز مردى است كه اعتقادى به مصالحه ندارد و ديدگاهها و اعتقاداتش پيش از اين نيز براى همه روشن و واضح شده بود. اما يك ويژگى در هر دوى اينها كاملاً مشهود است و آن اراده پولادين آنها در بلندپروازى است.
زندان اروپايى براى تيلور آفريقايى
257277.jpg
كشورهاى شمال اروپا اين روزها به خاطر نفوذ و سيطره جهانى شان، به خود تبريك مى گويند و بعد از آن نيز مدام مراقب هستند كه مبادا به نوعى به «چارلز تيلور» رئيس جمهورى سابق ليبرى نسبت داده شوند؛ كسى كه حالا مهر جنايتكارجنگى بر پيشانى خود دارد.
جاى تأسف است كه اروپا خود به گونه اى درگير تاريخ فقر آفريقاست و اكنون نيز به نظر مى رسد به آسانى نمى تواند برخى مسؤوليت ها را در قبال سالها سهل انگارى تقبل كند. آفريقا قاره اى است كه نمى تواند بدون شرايط پايدار منطقه اى و عدالت به پيشرفت برسد. شرايطى كه تيلور به عنوان برترين حاكم آفريقايى، ليبرى را از آنها محروم داشته بود.
تيلور نه فقط در كشور خود ليبرى كه حتى در ساحل عاج و سيرالئون نيز در طول ۱۳ سال حكومت خود، فضاى وحشت و ترور حاكم ساخته بود. اما حال، او در نهايت به دادگاه ويژه اتحاديه اروپا تحويل داده شد تا پاسخگوى ظلم و جنايات خود در طول حكومت اش باشد. البته تيلور هنوز هم در آفريقاى غربى حاميانى دارد، جايى كه مردمان آن سعى دارند صلح و امنيت نسبى را داشته باشند.
بنابراين چندان جاى تعجب نيست كه سيرالئون بخواهد تيلور هرچه زودتر از «فرى تاون» مقر دادگاه ويژه ، خارج شود همان طور كه هيچ شگفت آور نيست كه «الن جانسون سرليف» رئيس جمهورى كنونى ليبرى، تمايلى به ادامه جلسات بازجويى و محاكمه در كشورش ندارد. به همين جهت نيز دادگاه ويژه، خواستار ادامه جلسات در مكانى ديگر شد كه مى تواند هلند باشد، هلندى ها نيز با اين پيشنهاد موافقت كرده اند.
اما خيلى چيزهاى ديگر هم هست كه ممكن است موجب شود همه چيز آن طور كه گفته مى شود، پيش نرود. از جمله اينكه هلندى ها گفته اند مقدمات كار محاكمه و مكان آن را فراهم خواهند كرد، اما اين را مشروط به خروج فورى تيلور پس از اتمام محاكمه از هلند كرده اند. اين بدان معنا است كه اگر تيلور محكوم شود، كشور ديگرى بايد مسؤوليت زندانى كردن او را بپذيرد. اتريش و سوئد از همان ابتدا حاضر به قبول اين كار نشدند و هفته گذشته هم، دانمارك به صف آنها پيوست. پيش از اين اتحاديه اروپا و آمريكا «جانسون سرليف» را تحت فشار گذاشتند تا از نيجريه بخواهد «تيلور» را تسليم عدالت كند. و حالا نيز اين تصور عامه وجود دارد كه نقش آمريكا در دادگاه ويژه بيشتر و پررنگ تر از آن چيزى است كه گمان مى رود و نشان مى دهند. به طور قطع هر كشورى كه حاضر به پذيرش زندانى كردن «تيلور» شود، در طولانى مدت بايد مسؤوليت بزرگى را بر دوش بگيرد. اما در كل اداره اين امر نبايد براى كشورهايى كه ادعاى دوستى با آفريقا را دارند كار چندان دشوارى باشد.
منبع: هرالد تريبيون


|   شناسنامه   |   آرشيو   |