يكشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۹ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Sun, May 7, 2006
مهرگان
۳۴۶۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درباره نصرالله كسرائيان
پركار و بى ادعا
- نصرالله كسرائيان، عكاس، متولد ،۱۳۲۳ خرم آباد
- معلم مدارس خرم آباد
- ليسانسيه حقوق از دانشگاه تهران
- از برترين عكاسان طبيعت ايران در دوره معاصر
- برنده جايزه از جشنواره هاى متعدد داخلى و خارجى
- برگزارى نمايشگاه هاى متعدد عكاسى در گالرى هاى مختلف ايران و جهان
- برخى از آثار او عبارتند از : سرزمين ما ايران، تركمن هاى ايران، شمال، كردهاى ايران، عشاير ايران، اصفهان، تخت جمشيد، دماوند، تهران، زندگى، درنگ، بركناره و ...
257406.jpg
احمد جلالى فراهانى : وقتى قرار است درباره نصرالله كسرائيان بنويسى بايد به ياد داشته باشى كه او عكاسى است كه پيش و بيش از دغدغه ثبت لحظه، دغدغه ثبت تاريخ را در قاب تصاوير تأثير گذار و كم نظيرش دارد.گرچه عكس هاى او از طبيعت نوعى رمانتيسم رؤيايى را به ذهن مخاطبانش القا مى كند، اما عكس هايى كه او از مثلاً تهران يا زندگى عشاير گرفته است گويا و راوى يك سرنوشت است و تاريخى را بى كلام بيان مى كند كه جز با تصوير با ابزار ديگرى قابل گفتن نيست.اينكه مى نويسم تصوير منظورم فقط كلمه تصوير نيست كه لحظه حاكم بر آن تصوير شايد مهم تر از خود تصوير و قابى باشد كه عكاس براى خود برمى گزيند.
به عنوان نمونه مى توان به عكسهاى مجموعه «تهران» او اشاره كرد كه شهرى را به تصوير كشيده كه هنوز ميان سنت و مدرنيسم معلق است.هنوز دل در گرو «شمس العماره» و «ميدان مشق» و «محله عودلاجان» دارد و نمى تواند از سردرهاى شير و خورشيدش دل بكند.شهرى كه هنوز درگير كاشى كارى هاى مسجد سپهسالار است و نمى خواهد و نمى تواند از حجره ها و تيمچه هاى «حاجب الدوله» اش دست بكشد و هنوز به «روزن» هاى بازار فرش فروش هايش دل خوش است و با اين حال شهرى است غرق در سيمان و سنگ و تيرهاى برقى كه سيمهاى فضولش بر همه جا حاكم است و در هر چيزى نفوذ كرده است.در واقع كسرائيان در مجموعه «تهران» شهرى را نشان مى دهد كه چهار چرخه هاى تكنولوژى و تمدن قرن بيستمى اش هنوز اندر خم كوچه ها و ميادين سنت گرفتارند و توان حركت را از آنها همين خيابان هاى باريكى كه روزگارى مقصدشان باغ شاه بود گرفته است.
با اين همه عكس هاى كسرائيان تنها به فضاهاى عمومى و بيرونى شهرى به اين دراندشتى خلاصه نمى شود.بلكه او به خلوت هاى ناديدنى و پر راز و رمزى كه در فراسوى اين حجم هاى كج و معوج زنده اند و هنوز و در نهايت تنگدستى به حيات خود ادامه مى دهند، مى رود و براى ما زنانى كليمى را به تصوير مى كشد كه در اوج فقر و فلاكت، تار به دست خوشند و خبرى از تاريكى نيست.و البته در كنه اين رسوخ و نفوذ به پشت ديوارهاى سنت تو را به دنيايى از آدمهايى مى برد كه همچون شهرشان در تلاطم سنت و مدرنيسم گرفتار آمده اند.از زورخانه هاى باستانى و هيكل هاى تنومند ورزشكارانش بگير تا كارگاه هاى مختلفى كه هنوز و همچنان به سبك و سياق قرون قجرى زنده اند و زندگى مى كنند.اين چنين است كه قهوه خانه ها، دكان آش فروشى و كشتارگاه سابق تهران و كارگاه بلورسازى و انبار زغال و هيزم بازار سيد اسماعيل را مى توانى به طرفة العينى ببينى و يا وارد دكان كفاشى شوى كه هنوز به سياق صد سال پيش اداره مى شود .شهرى مملو از آدمهايى كه جملگى گرفتار آيين و سنت اجدادى خودند و براى زنده نگاه داشتنش تمام قواعد دنياى مدرنى كه به گرداگردش تنيده و آن را به محاصره ابزار آلات بى روح و مرده خود درآورده، را به سخره گرفته اند و در مساجد هنوز به نماز ايستاده و در حمام ها هنوز بخار سنت بلند است و آفتاب سنت همچنان از پشت شيشه هاى ارسى رنگارنگ از صدها سال پيش باقى مانده اش به درون مى تابد.عكسهاى اين مجموعه تنها به اين موضوعات خلاصه نمى شوند.كسرائيان تلاش دارد تمام زواياى پيدا و پنهان شهر را به رخ مخاطبانش بكشد.پس چه باك اگر انبوه خانه هاى بى روح و متحدالشكلش را در درازاى شهر گسترده شده اند، در لفافى از دود و مه ناشى از آلاينده هاى ماشينى به تصوير بكشد.يا اينكه به سراغ گورستان شهر برود و آن را خالى و خلوت بيابد.نكته مهم در عكس هاى كسرائيان در نوع و انتخاب عكس ساختمانها و آدمهاست. تقريباً در هر جا كه آدمها را گرفتار و مشغول سنت هاى چند صد ساله يا هزاران ساله شان مى بينيم، فضاى تصوير گرم و شلوغ و زنده است و آتش شور و شعف زندگى موج مى زند و هر جا كه قرار است به سراغ سازه هاى امروزى و به اصطلاح تازه شهر برويم فضايى سرد و زمستانى محيط قاب پيش روى شما را اشغال كرده است.آنجا كه تصاويرى از عاشورا و نذرى و جشن هاى هزار ساله داريم تصاوير شلوغ و مملو از آدمهاى جور واجورى است كه سرگرم زندگى اند .
كسرائيان در يادداشتى كه بر ابتداى كتاب «تهران» نگاشته مى نويسد : «مشروطه هر جا آغاز شده باشد، تهران ايران را مشروطه كرده است، تهران در نهايت تصميم گرفته است كه كشور سلطنتى باشد يا جمهورى.تهران فقط قرار گاه مجلس نمايندگان نيست، تهران خود مجلس نمايندگان كل كشور است.در تهران همه هستند، آذرى ها، شمالى ها، اصفهانى ها، خراسانى ها، شيرازيها، لرها، كردها، بلوچها ...و حتى خود تهرانى ها ! يكى از دو عكاس كتاب از خرم آباد آمده [خودش را مى گويد] و ديگرى اهل تهران است [حميده ذوالفقارى را مى گويد]، تدوين كتاب و نوشتن مقدمه را شيرازى ها بر عهده گرفته اند، كار ترجمه شرح عكس ها را يك جهرمى و (يك ايرلندى) انجام داده اند، سرپرست ماشين خانه به تأكيد مى گويد بچه خيابان سيروس است، دستيارش بچه گرگان است و مش محرم هم اهل اردبيل.»
او در همين نوشته تهران را «شهر تضادهاى شگفت انگيز» مى داند و مى نويسد «در يك گوشه شهر بانويى كه احتمالاً همسرش به يكى از همان كارهايى اشتغال دارد كه در زمره بيكارى هاى پنهان طبقه بندى مى شود، همچون زمانى كه در روستا بود در كنار گهواره اى آويخته از ديوار قالى مى بافد و بدينوسيله به سهم خود تلاش مى كند تا خانواده از مزاياى قانونى زندگى در تهران استفاده كند و در گوشه ديگر خانواده اى چنان زندگى مى كند كه گويى در قلب اروپا يا آمريكاست.» (۱)
257259.jpg
نكته بسيار مهم در مورد كتاب «تهران» كسرائيان تغييرات گسترده ايست كه تهران در دهه هفتاد و چند ساله دهه هشتاد به خود ديده است و بسيارى از اماكنى كه در اين كتاب به تصوير آمده اند حالا ديگر يا وجود ندارند يا به كلى تغيير كرده اند.او در همين مقدمه مى نويسد: «كار روى تهران را من و همكارم از شش سال پيش شروع كرده ايم، بسيارى از جاهايى كه عكاسى شده هم اكنون يا تغيير جدى كرده يا آنى نيست كه قبلاً بوده، چهره تهران به سرعت تغيير مى كند.» پس مى توان بر اين كتاب علاوه بر ارزش هنرى و جامعه شناختى اش ارزشى تاريخى نيز قائل شد.براى نمونه مى توان به عكسى از سينماى آزادى اشاره كرد كه ديگر نيست و اگر روزى دوباره ساخته شود نه آنى است كه دراين كتاب ديده مى شود.يا كشتارگاه سابق تهران كه حالا فضايى سبز و مجموعه اى فرهنگى است و همينطور مواردى ديگر مثل بازار تربار واقع در ميدان «امين السلطان» و...
صفت تاريخى بودن عكس هاى كسرائيان را برمجموعه «زندگى» او هم مى توان اطلاق كرد.مجموعه اى كه محصول سفرى است طولانى به شمال به جنوب و غرب و نقاط گوناگون ايران دهه پنجاه و سالهاى آغازين دهه شصت.امروز كه عكس هاى اين مجموعه را مى بينى ديگر از آن كوچه ها، آدم ها، اسب ها و آجر ها شايد خبرى نباشد.نيستند، خاك شده اند، تباه نشده اند، پوسيده اند حتى آن حلبى آباد پشت آزادى كه كميك ترين اثر كسرائيان است.
در اين چند سال سفر نامه مصور بسيارى ديده ايم اما هيچ كدام اين قدر بى تكلف نبودند نشان مى دهند كه عكاس آنها را براى دلش گرفته است.ناشرى نبوده است، علتى نبوده جز عشق، در نماهايش تعصب نكرده است.كيف كرده است آن روزها در جولان ها و پرسه زدن هاى سرمست.پشت كرده است به گالرى نبود آن سال ها و رفقاى تاريخ هنر پرست خوش بو.مشامش به شرجى بوشهر و نمورى لاهيجان و دود اينچه برون درآميخته و ممزوج با عكس هايش شده است.نرفته بوده است كارت پستال و پوستر تهيه كند براى يساولى و از همين رو مى توانى دهه ۵۰ و ۶۰ خورشيدى اين مملكت را به وضوح و هيچ شبه اى ببينى، باورم نمى شود در طول دو دهه اين چنين به جان تاريخ و فرهنگ خودمان افتاده ايم (بر استناد بر آن ۵۴ عكس) دريده ايم، پاره كرده ايم، آب به ستون هايشان بسته ايم، و حالا چون عكس مرد كرمانى با چند بقچه به درختى تكيه داده ايم و افسوس مى خوريم.»(۲)
نصرالله كسرائيان متولد ۱۳۲۳ است و خرم آبادى است.پدرش مرحوم اسدالله كسرائيان از چهره هاى شاخص و هنرمند در پيشه عكاسى هنرى است.او قبل از اينكه به كار هنر عكاسى به مفهوم مطلق هنر بپردازد، در شهر خرم آباد به كار معلمى مشغول بود.بعدها به كار عكاسى و زمينه هاى هنرى اين حرفه ممتاز كشيده شد.
جالب اينجاست كه تحصيلات آكادمى كسرائيان هم چيزى غير از عكاسى است و او فارغ التحصيل رشته حقوق از دانشگاه تهران است.شايد بتوان مدعى شد كه كسراييان نام آشناترين عكاس ايرانى براى دوستداران اين رشته است چرا كه از او كتابهاى عكس گرانقيمت بسيارى مربوط به طبيعت و آثار باستانى ايران به طبع رسيده است.عكس هاى ممتاز كسرائيان كه از مناظر تاريخى و اماكن سنتى ايران گرفته است، در نمايشگاه هاى جهان به عنوان بهترين نمونه عكس، برنده جوايز متعددى گرديده است.او در انتخاب و چاپ عكسهايش در كتاب هايى كه تاكنون از او به چاپ رسيده است وسواس و تحمل بسيارى دارد.چنانكه همين كتاب «تهران» او محصول شش سال رنج و تحمل مشقت او و حميده ذوالفقارى است.
در جايى نوشته اند كه «عكاسى هنر و پديده اى است كه مى آموزد، اطلاع رسانى مى كند و به مرور و ثبت خاطرات مى پردازد به بخشى جدايى نا پذير از زندگى انسان امروزى در آمده است.بدون شك هر عكس با هر گونه گرايش و كاربردى داراى يك سرى ارزش هاى بصرى است، برخى از آنها نكته هايى را در خودنهفته دارند كه تنها مى توان از طريق مكاشفه دست به راز گشايى شان زد وزواياى پنهان آن را نمودار ساخت.همه عكس ها با خود نشانه هايى دارند حتى ضعيف ترين آنها كه توسط عكاسان علاقه مند و مبتدى تهيه شده اند.اين عكس ها به دليل اينكه حداقل اطلاعاتى بصرى را در خود دارند داراى اهميت هستند.» اين تعريف را مى توان بى كم و كاست به آثار كسرائيان اطلاق كرد .
چرا كه هر اثر هنرى با مخاطبينش كامل مى شود و خلق هر اثرى بدون داشتن مخاطب معنايى نخواهد داشت و اغلب آثار كسرائيان واجد شرايطى هستند كه تأثير گذارى فراوانى بر روى مخاطبش دارد. بى آنكه ادعايى داشته باشد و يا خود را جيغ بزند. در واقع درآثار نصرالله كسرائيان، هنرمند و مخاطب از مؤلفه هاى اصلى محسوب مى شوند كه در سه رأس يك مثلث قرار دارند. مثلثى كه در يك ضلعش كسرائيان به عنوان هنرمندى عميق، كه از ديدى فراتر از زمان خود بهره مى برد قرار دارد و در ضلع ديگرش مخاطب.مخاطبى كه قرار نيست با ديدن عكس هاى او دچار سردرگمى و پريشانى شود، بلكه در برابر خود اثرى را مى بيند (ضلع سوم مثلث مورد نظر را) كه بسان آينه اى در مقابل او قرار دارد و او را به خودش نشان مى دهد.بى هيچ كم و كاست و اغراقى.و همين آينه وار بودن عكس هاى كسرائيان (فارغ از عكس هايى كه او از طبيعت و زيبايى هاى اكو توريسمى ايرانى زمين گرفته است) است كه عكس هاى او را مانا مى كند و غبار گذشت زمان نه تنها آنها را كهنه نمى كند بلكه تازگى و غنايى دوباره به آنها مى بخشد .به عبارتى تحليل و نقد عكس هاى اجتماعى نصرالله كسرائيان بدون توجه به مخاطبان او غير ممكن مى نمايد و چنان پيوندى ميان آثار كسرائيان و مخاطبش برقرار است كه تعريف يكى بدون ديگرى امكان پذير نيست.لذا در تعريف و توصيف عكسهاى او و هنر عكاسى اش آنچه بيش از هر چيز اهميت دارد كشف رازى است كه كسرائيان مى خواهد با هر قابى كه انتخاب مى كند و تصميم به ثبت آن در حافظه نگاتيو و در نهايت تاريخ مى گيرد، بايد پيش از هر چيز به ارزيابى و ارزشيابى او ازمخاطبى كه او براى خود بر مى گزيند پرداخت.
چه منصفانه و درست نوشتند در مورد عكس هاى كسرائيان كه «عكس هايش باورپذيرند واو توانسته عين بيرونى را جلوى شاتر ببرد و تصاويرش آن چنان دقيق و بى واسطه اند كه مى توانى تفاوت ايران اواخر پهلوى را دقيقاً با تعاريف ايران «تئودور نولدكه» و «گرنت واتسن» دوره قجرى مقايسه كنى.اين خصلت كمى براى عكس نيست، بى واسطگى محض، عمق شناخت يك پديده است، هر چند عكس به عنوان يك سند قياسى و استنادى هيچ وقت داراى شأن و اعتبار عكس صرفاً به معناى عكس را نداشته است. اينكه هنرمند بتواند خودش را در اثر حذف كند كار ساده اى نيست اين كار نه رقت قلب مى خواهد نه شهود معنايى و هر چيز معنوى ديگرى.بلكه ممارست وتجربه گرايى فراوان كسرائيان او را به جايى مى كشد كه عملاً تكنيكش، دوربين و خودش را نمى بينى.»(۳)
تجليل از نصرالله كسرائيان بدون ترديد تجليل از عكاس پر كار و بى ادعايى است كه بيش از آنكه نگران ثبت لحظه باشد در پى ثبت تكه اى از يك تاريخ و قطعه اى از يك فرهنگ است.تاريخ و فرهنگى كه شايد همچنان زنده و پويا باشد و يا ممكن است در حافظه تاريخ به ضمير نا خود آگاه جمعى مردمى پيوسته باشد كه خودشان اصلى ترين و مهمترين سوژه عكاس بوده اند .عكس هايى كه بدون ذكر نام خالقشان هم امضاى او را در خود مستتردارند.
پى نوشت ها:
۱و۲- تهران، نصرالله كسرائيان، يادداشت، روزنه، چاپ سوم ۱۳۷۹
۳- روزنامه شرق، شهروز نظرى، ۲۷ آذر ،۱۳۸۲ سال اول، شماره ۹۳


|   شناسنامه   |   آرشيو   |