شاپور جمعه فرسنگى
> روابط دوجانبه بين ايران و آفريقاى جنوبى از زمان برقرارى دموكراسى در آفريقاى جنوبى در سال ۱۹۹۴ ميلادى حركت رو به جلو داشته است. سطح اين روابط را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
\ بلافاصله بعد از برقرارى دموكراسى در آفريقاى جنوبى در سال ۱۹۹۴ ميلادى ايران نخستين كشورى بود كه با آن كميسيون دوجانبه را ايجاد كرديم و اين كميسيون جلسات عادى خود را تاكنون برگزار كرده است. به طور كلى روابط بين دو كشور بسيار خوب است. روابط اقتصادى ما در حال توسعه مى باشد و ما تماسهاى خوبى با مقامات ايرانى داشته ايم. ايران مهم ترين تأمين كننده نفت آفريقاى جنوبى است. كمپانيهاى ما به سمت سرمايه گذارى در ايران حركت مى كنند. اميدوار هستيم كه سرمايه گذاران ايرانى نيز جذب بازار سرمايه در آفريقاى جنوبى شوند و اميدوار هستيم فرصتهاى تازه اى در كنار بخش انرژى ايجاد كنيم. همه اينها بيانگر سطح روابط بين دو كشور در موضوعات مختلف است. ما سعى مى كنيم در خصوص موضوعات مربوط به آفريقا با ايران همكاريهاى نزديك ترى داشته باشيم. مى خواهيم ايران را متقاعد كنيم كه توجه بيشترى به برنامه نپاد (همكاريهاى جديد اقتصادى و توسعه در آفريقا) داشته باشد. نظر من اين است كه كارهاى زيادى مى توان انجام داد.
> دو كشور در زمينه توسعه روابط سياسى و اقتصادى با چالشهايى روبرو هستند؟
\ باور من اين است كه چالش اصلى مربوط به بخش خصوصى در آفريقاى جنوبى مى شود. اقتصاد ما تا اندازه زيادى توسط بخش خصوصى اداره مى شود و اين بخش به استثناى بخش انرژى به اندازه كافى ظرفيتهاى ايران و ساير كشورهاى منطقه خليج فارس را درك نكرده است. اين موضوع تا اندازه اى ناشى از روابط سنتى اقتصاد آفريقاى جنوبى با شركاى غربى مى شود. ما تلاش مى كنيم به بخش خصوصى بفهمانيم كه ايران كشور مهمى است و در آينده نيز به نقش اصلى خود در منطقه ادامه خواهد داد و بنابراين براى بخش خصوصى آفريقاى جنوبى شناخت ظرفيتهاى ايران بسيار مهم است.
> شما در سال ۲۰۰۱ گفتيد كه «تهديدات نظامى كه با هدف درگير كردن كشورهاى خاورميانه در يك جنگ تمام عيار است در خدمت منافع صلح جهانى نيست و بايد فوراً متوقف شود.» آيا كنترل اوضاع از دست خارج شده است؟
\ ما هميشه بر اين باور بوده ايم كه يك سرى موضوعات كليدى در خاورميانه وجود دارد كه بايد راه حل آن را يافت. ما بايد مسأله ايجاد دولت فلسطينى را حل كنيم و به اين منظور بايد بر اساس خواسته مردم فلسطين حركت كنيم و تا زمانى كه مسأله فلسطين حل نشده باقى است، منطقه همواره دچار تنش خواهد بود. بسيارى از كشورهاى منطقه خاورميانه بر اين نظر هستند كه ثبات آنها به خاطر شكست راه حل مناقشه فلسطين دچار تهديد شده است. يافتن راه حل مسأله فلسطين يك ضرورت تاريخى است. بايد اين مسأله را حل كرد.
> شما تحليل تان درباره شباهت ايران و عراق چيست؟
\ نقطه نظر بسيار قوى در تمامى منطقه خليج فارس و كشورهاى عربى وجود دارد كه برخى از كشورهاى غربى به موضوعات يك طرفه نگاه مى كنند و بنابراين فشار مشابهى را به اسرائيل وارد نمى كنند. اين برداشتى است كه نمى توان به راحتى آن را نفى كرد، براى اينكه قوياً در ميان مردم منطقه و حتى كشورهايى كه دولتهاى آنها نزديك به آمريكا تلقى مى شوند، وجود دارد. آنها نيز نگران اين رويه ناتوانى در تعامل برابر با مسائل منطقه را دارند. وضعيت مردم بسيار وخيم تر از پيش از اشغال عراق توسط نيروهاى ائتلاف شده است.وضعيت امنيت عراق به بدترين شرايط خود در طول تاريخ عراق رسيده است و همه اينها نشان از منازعات بيشتر را مى دهد.
اكنون كه تنش ها در باره ايران بالا گرفته است من فكر مى كنم يك عنصر بسيار خطرناكى را در خود دارد.براى اينكه هر گونه افزايش بحران، به هر شكلى كه باشد به وضعيت بسيار فرار منطقه كمك خواهد كرد.با در نظر گرفتن موقعيت استراتژيك ايران و نقش ايران در منطقه، چنين اقداماتى بسيار خطرناك خواهد بود و براى همين است كه ما معتقديم موضوع برنامه هسته اى ايران را نمى توان در شوراى امنيت حل كرد.اين موضوع را بايد در چارچوب نهاد مسؤول براى تضمين عدم اشاعه تسليحات اتمى يعنى آژانس بين المللى انرژى هسته اى حل و فصل كرد. اكنون برخى از كشورهاى عضو شوراى امنيت پيشنهاد قطعنامه اى را بر عليه ايران در چارچوب فصل هفتم منشور سازمان ملل داده اند و من فكر نمى كنم كه اين اقدام به نفع امنيت و صلح جهانى باشد.
تفاسير مختلفى از گزارش مدير كل آژانس آقاى البرادعى وجود دارد ولى به طور كلى فكر مى كنم آقاى البرادعى مى گويد كه در مجموع ايرانيها به طور داوطلبانه و در چارچوب پروتكل الحاقى با آژانس همكارى كرده اند و اجازه بازرسيها از بسيارى از مراكز را داده اند و البته دو موضوع باقى مانده نيز از طريق دو جانبه و چند جانبه مورد گفت وگو و مذاكره قرار گرفته است. بنابراين سؤال اين است كه چرا نمى توان با سرعت به سمت حل باقى مانده موضوعات پيش رفت؟ تا اينكه آقاى البرادعى بتواند نتيجه شفاف مسائل باقى مانده را ارائه دهد.
> وزير خارجه ايران روز پنجشنبه گفت كه پرونده هسته اى ايران به يك موضوع سياسى تبديل شده است.آيا با اين نظر موافق هستيد؟
\ در شوراى حكام استدلال مستمر ما اين بود كه هنوز از ظرفيتهاى آژانس براى حل مسأله هسته اى ايران به طور كامل استفاده نشده است.در واقع آنها (كشور هاى غربى) پرونده ايران را حتى قبل از كامل شدن گزارش البرادعى به شوراى امنيت فرستادند.استدلال ما اين بود كه چنين اقدام عجولانه اى غير ضرورى است.استدلال ما اين بود كه بايد زمان بيشترى براى ايران بخاطر رفع مسائل باقى مانده داد براى آنكه ايران در حال همكارى با آژانس بود. ما نمى توانيم بگوييم كه دو موضوع باقى مانده قابل حل نيست.ما فكر نمى كنيم كه مى توان اين موضوعات را حل كرد.
البته ما از حقوق همه اعضاى ان.پى.تى براى استفاده صلح آميز از نيروى هسته اى دفاع مى كنيم.آفريقاى جنوبى خود بر روى اين برنامه كار مى كند ولى در عين حال بايد اين موضوع را درك كرد كه فضاى بى اعتمادى بين دو طرف ايجاد شده است و لذا بايد توانمان را به كار گيريم تا در چارچوب احترام به حاكميت ايران و حقوق ايران براى بهره مند شدن از فناورى صلح آميز هسته اى اعتماد لازم را ايجاد كنيم و من فكر مى كنم اعتماد سازى چالش بزرگ ايران است.بنابراين نبايد اجازه دهيم كه روند شوراى امنيت به بحرانى شدن مسأله كمك كند.بايد منتظر شد و ديد روسيه و چين در قبال قطعنامه پيشنهادى چه موضعى را اتخاذ خواهند كرد.
> آيا شما شباهتى بين آنچه كه در روند شكل گيرى اشغال عراق پيش آمد با برنامه تبليغاتى سياسى عليه ايران مى بينيد؟
\ گزارشهاى زيادى در مورد اينكه يك برنامه حمله نظامى به ايران تدارك ديده است به بيرون درز كرده است كه البته قابل اثبات نيست.البته اعضاى اتحاديه اروپا آشكارا اعلام كرده اند كه با گزينه نظامى موافق نيستند ولى اينها مطالبى است كه به بيرون درز كرده است و به اتفاقات عراق شباهت دارند. در مورد عراق نيز مطالبى به بيرون درز كرد كه مردم آنها را باور نداشتند ولى در نهايت اينطور معلوم شد كه برنامه حمله به عراق از مدتها پيش از آن كه موضوع وجود تسليحات كشتار جمعى و يا مداخله عراق در واقعه ۱۱ سپتامبر مطرح شود وجود داشت. ما قوياً استدلال مى كنيم كه اگر مسأله بر سر انگيزه ايران براى ساخت سلاح اتمى است كه هيچ كس آن را اثبات نكرده است، بنابراين اجازه بدهيد آژانس روند كارى خود را تكميل كند براى اينكه آژانس تنها نهاد اصلى براى رسيدگى به موضوعات مربوط به عدم اشاعه تسليحات مى باشد.
> آيا شما فكر مى كنيد كه ايران تهديدى براى امنيت جهانى است؟
\ نشانه اى كه چنين فرضيه اى را تقويت كند تاكنون ارائه نشده است. اينها اتهاماتى است كه بدون سند و اثبات است. ايران به طور آشكارا و علنى اعلام كرده است كه هيچ تمايلى براى ساخت بمب اتمى ندارد، ولى آنها حقوق خود را براى استفاده صلح آميز از انرژى هسته اى محفوظ مى دانند. اما شما بايد اين واقعيت را قبول كنيد كه ايران با شرايطى و تصويرى روبروست كه ايجاد شده است و آن اين است كه ايران يك تهديد است. اگر يكى مرتب به افكار عمومى در غرب بگويد كه ايران يك تهديد است و ايران هم نتواند با آن مقابله كند، امرى كه واقعيت ندارد به حقيقت تبديل مى شود.
> ايران براى مقابله با اين روند چه كارى را بايد انجام دهد؟
\ من فكر مى كنم ايران بايد حركت سياسى بزرگترى را براى تشريح مواضع خود آغاز كند. من فكر مى كنم كه ايران براى حل مسأله هسته اى همكارى هاى زيادى انجام داده است. ولى آنها بايد بيشتر از اينها همكارى كنند تا دو موضع باقى مانده را حل و فصل كنند و اين فرضيه بنيانى كه ايران يك دستور كار پنهانى دارد را از ميان ببرد. وقتى كه اين كار انجام شد، آقاى البرادعى هيچ گزينه اى جز اينكه نتيجه بگيرد ايران برنامه اى جز استفاده صلح آميز از انرژى هسته اى را دنبال مى كند، نخواهد داشت. بايد به البرادعى كمك كنند تا مسائل باقى مانده را حل كند.
> خيلى از كشورها از جمله اسرائيل، پاكستان و هند حتى جزو ان.پى.تى نيستند و ديگر كشورهاى عضو نيز به تعهدات خود در چارچوب اين پيمان عمل نمى كنند و بنابراين از نظر ايران اين يك رويكرد دوگانه محسوب مى شود.
\ براى همين است كه مى گويم ايران آشكارا اعلام كرده كه هيچ تمايلى براى ساخت بمب اتمى ندارد. بنابراين بايد مسائل باقى مانده را حل كند تا بتوانيم به حل موضوعات مربوط به جهانى عارى از تسليحات اتمى بپردازيم. موضع آفريقاى جنوبى اين بوده است كه كشورهايى كه داراى ذخاير اتمى هستند بايد آنها را نابود كنند، ولى چنين كارى را انجام نداده اند. در خاورميانه نيز اين نگرانى وجود دارد كه اين منطقه يك منطقه عارى از تسليحات اتمى نيست. اسرائيل به طور علنى گفته كه سلاح اتمى در اختيار دارد و بنابراين تحقق يك خاورميانه عارى از تسليحات اتمى بايد دربرگيرنده اسرائيل باشد.