سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۱۱ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Tue, May 9, 2006
گفت و گو
۳۴۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
گفت و گو با جمشيد پژويان
عضو هيأت  علمى دانشگاه علامه
مصاحبه اى با «تانك جنگى» فوتبال برزيل
گفت و گو با جمشيد پژويان
عضو هيأت  علمى دانشگاه علامه
مزايا و مشكلات
اقتصاد مبتنى بر يارانه
257631.jpg
اميد توشه
جمشيد پژويان استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايى و متولد ۱۳۲۴ در سنندج است. او ليسانس اقتصاد را در دانشگاه تهران، فوق ليسانس و دكترا را در آمريكا در دانشگاه ايالتى يوتا و UCLA كسب كرده است. با اين عضو هيأت علمى دانشگاه و مترجم كتاب «اقتصاد خرد» در خصوص « اقتصاد مبتنى بر يارانه » به گفت وگو نشسته ايم.

آيا در همه كشورها سيستم يارانه اى يا سوبسيد وجوددارد؟
بله. مسأله يارانه و حمايت تقريباً در همه كشورهاى دنيا كم و بيش وجوددارد. اما به روشها و با ابعاد مختلف است و بستگى به ۲ نكته اساسى دارد، اول نوع دولتها و حكومتها كه تا چه اندازه رفاه طلب هستند و دوم به گستردگى و توانايى نظام تأمين اجتماعى و بيمه هاى اجتماعى كشورها برمى گردد.
به عبارتى مورد اول مشخص است. بعضى ازكشورها و جوامع بيشتر رويكردشان به سمت اقتصاد رفاه است و توجه به رفاه مردم و بهبود توزيع درآمد را آنها در اولويت دارند.
بديهى است كه در اين كشورها سيستم حمايتى قوى ترى برقرار است. دومين نكته درمورد نظام تأمين اجتماعى و پوشش آن، در بعضى كشورها يك نظام پيگير، گسترده و با پوشش كافى بيمه هاى اجتماعى وجوددارد. درنتيجه به نظام حمايتى و يارانه اى احتياج چندانى نيست مثل كشورهاى اسكانديناوى كه سيستم قوى دارند.
درنتيجه كشورهايى كه چنين سيستم حمايتى ندارند، يا بيمه هاى گسترده اى ندارند آنها مشكل دارند و بايد ازطريق سيستم حمايتى و يارانه اى جبران اين كمبود يك سيستم بيمه كارآمد را كنند.
اين شيوه اى كه در جمهورى اسلامى از ابتداى انقلاب به اين طرف اجرامى شود چطور است؟ تلفيق هردوى اينهاست يا خير؟
ما متأسفانه درمجموع تصميم گيريهايى كه داريم از يك مديريت قوى اقتصادى برخوردار نبوديم. درنتيجه ما بعضى اينها را از كشورها و سيستم هاى مختلف مى گيريم. اما آنچه اجرا مى كنيم تقريباً متفاوت است و به تدريج هم تفاوتش بيشتر مى شود. ما درمجموع يك سيستم حمايتى را داريم كه اين سيستم حمايتى يارانه اى از زمان جنگ آغاز شده، اين كه كشورهايى كه داراى جنگهاى گسترده و طولانى بودند يك نوع نظام يارانه اى كالاهاى اساسى را درپيش گرفتند موردتأييد است. اما اولين مسأله اين است كه ما آن سبد كالاها را از اول اشتباه انتخاب كرديم. بدون توجه به يك مطالعه علمى و بعد از خاتمه جنگ اين همچنان ادامه پيداكرده. اگر يك چنين نظام يارانه اى در اين كشورها به وجودآمده كه به واسطه جنگ بوده بعد از خاتمه جنگ خودبه خود از ميان مى رود.
يك حمايت ديگرى كه ما در كشورمان داريم حمايتى است كه به وسيله بعضى از مؤسسات انجام مى شود كه اينها بيشتر شكل خيريه را دارد تا حمايت. درنتيجه آن كارايى يك نظام حمايتى را ندارد و اينها صرفاً مؤسسات خيريه اى هستند كه در چارچوب غيركارآمدى عمل مى كنند و بالاخره ما يك سرى كمك ها و يارانه ها را به بازار داريم و اينها يارانه هاى باز هستند. مثل يارانه بنزين، يارانه نان، دارو و... كه شكل اين يارانه ها غيركارآمد است. به غير از يارانه نان كه تقريباً شايد بگوييم مى شود گفت به طور مساوى بين مردم تقسيم مى شود، يارانه هايى مثل يارانه بنزين و تاحدودى هم يارانه دارو عمدتاً متوجه گروههاى پردرآمد مى شود بخصوص يارانه بنزين به اين شكل است.
گفتيد سبد يارانه اى كه در دوره جنگ انتخاب شد اشتباه بود، به نظر شما بايد شامل چه كالاهايى مى شد؟
ما در يك نگاه اول به يك فاصله اى حدود ۴۰ سال بعد از جنگ جهانى مى خواستيم يك نظام يارانه اى را كه در بعضى كشورها درآن زمان داير شده بود، اجرا كنيم. در زمانى كه ما اين نظام يارانه اى را برقرارمى كرديم علم پزشكى و دانش تغذيه گفته بود كه مصرف روغن چيز خوبى نيست. مصرف قند و شكر چيز خوبى نيست و ما يارانه ها را مى داديم به اين كالاها كه خوب نيستند و مردم را تشويق مى كرديم به خوردنش و افزايش در مصرفش.
در صورتى كه ما مى توانستيم يارانه را متمركز كنيم در كالاهايى كه از نظر غذايى مفيد، مؤثر و لازم است. دوم اينكه ما آن مقادير را به صورتى تعيين كرده بوديم كه تقريباً همه به يك اندازه استفاده مى كردند يك بخش از اين جامعه قطعاً هيچ نيازى به اين يارانه نداشت.
اما روش توزيع اين يارانه ها و اعلان اينها به طريقى بود كه مثل يك حق براى همه تلقى مى شد. در صورتى كه مى توانست در ابتدا به طريقى اعلام شود كه اين حق افراد كم درآمد يا متوسط و پايين تر بود اين حداقل باعث مى شد كه درصدى از افراد كه به هيچوجه نياز نداشتند براى اين كار مراجعه نكنند و هزينه يارانه پايين باقى بماند و بالاخره ادامه آن است كه بعد از جنگ ديگر توجيهى نداشت.
اين اتفاق چرا بعد از جنگ افتاد؟
به طور كلى دولتها نگاهشان كوتاه نگر است. به دليل اينكه مى آيند يك دوره اى هستند و مى روند. در آن دوره مى خواهند بيشترين فايده را ببرند. درنتيجه آنها بيشترين رضايت كوتاه مدت مردم را طلب مى كنند نه بلندمدت. از طرف ديگر مردم هم تمايل دارند دولت بيشتر بهشان خدمات بدهد. مردم كمتر تشخيص مى دهند كه هركمكى كه دولت مى كند يك هزينه اى دارد و مى توانند آنها بعضى انتقالات دولت را با بعضى ديگر عوض كنند و وضع كل جامعه بهتر شود. از جمله دولت مى توانست به جاى اينجور يارانه هايى كه غيركارآمد هستند از روشهاى ديگرى استفاده كند درجهت افزايش رفاه جامعه.
مثلاً از چه روش هايى ؟
دولت مى توانست در همين زمينه يارانه شير، يارانه بعضى از مغذى ها را ادامه دهد بخصوص براى اطفال و خانمهاى باردار و درمقابل يارانه بنزين را قطع كند وبعضى يارانه ها را مى توانست به صورت نقدى منتقل كند. دولت بسيارى از تغييرات و تحولات را مى توانست انجام دهد ولى هرجايى كه دولت يك يارانه اى داد مشكل دارد براى اينكه بخواهد آن را بردارد چون عزم لازم را ندارد و چون مجلس را دولت را نمى تواند وادار كند با طرحهايى كه مى دهد و اجبار كند كه كارآمد شود. دولت هم از يك منابع نفتى دارد استفاده مى كند درنتيجه همچنان به عدم كارايى اش ادامه مى دهد چون نگران است كه وضع موجود را تغييردهد.
درمورد بنزين واقعاً يك نوع بى عدالتى محض است ما مثلاً يك روستايى كه در سيستان و بلوچستان زندگى مى كند شايد كل روستايشان يك اتومبيل داشته باشند ولى يك خانواده در تهران ۳ تا اتومبيل دارند و آن پيش فرض كه دولت از پرداخت يارانه كه كمك به اقشار كم درآمد جامعه باشد اينجا نقض مى شود. چطور است كه موضوعى به اين سادگى به نتيجه نمى رسد و ما سالهاست كه مى بينيم اين روند ادامه دارد؟
همانطور كه عرض كردم عدم تمايل دولت ها در گذشته براى عوض كردن وضع موجود است. چون به هرحال شما هر وضعى را بخواهيد تغيير دهيد يك عده ناراضى مى شوند و دولت هم اين عدم رضايت را نمى خواهد بپذيرد. هرچند درمجموع تعداد بيشترى واقعاً راضى مى شوند و رفاه جامعه افزايش پيدا مى كند.
شما با شوك درمانى كه موافق نيستيد يعنى يكباره يارانه ها را قطع كنيم؟
هر درمانى شرايط خاص خودش را مى طلبد يك مريض را گاهى بايد با يك شوك از ايست قلبى اش جلوگيرى كرد ولى در يك مواقعى اگر آن شوك را به مريض ديگرى بدهند ممكن است باعث مرگش شود. ما براى نوع درمان ابتدا بايد اقتصاد ايران را بشناسيم و بعد اين كار را انجام دهيم. در شرايطى كه ما بحران جدى نداريم من نيازى به شوك درمانى نمى بينم.
ولى مشكل ما اين است كه ۳۰-۲۰ سال است بعضى مسائل مهم اقتصادى را داريم و مى دانيم غلط است و آن را نه تغيير مى دهيم نه به تدريج تغييرمى دهيم نه به يكباره و هربارى كه پيش مى آيد صحبت شوك مى كنيم. درحالى كه بسيارى از اصلاحات اقتصادى ما اگر ۳۰ سال پيش انجام شده بود ما الآن به نتيجه كامل رسيده بوديم. ولى ما مثلاً اصلاح نظام مالياتى يا اصلاح نظام يارانه اى مان را به دليل اينكه بخواهيم اين را اصلاح كنيم ممكن است يك شوك باشد انجام نمى دهيم و اگر هم گاهى بعضى اصلاحات را مى خواهيم بكنيم، به قدرى ضعيف و خفيف است كه به وسيله تورم به كلى خنثى مى شود مثل افزايش قيمت ساليانه بنزين. درواقع ما هيچوقت از اين قيمت بنزين را نداريم چون بعضى ها استدلال مى كنند به اينكه افزايش قيمت بنزين مصرف را كم نمى كند و غيره. آنها استناد مى كنند به اينكه ما مثلاً در سالى كه ۲۰ درصد تورم داشتيم، ۱۵ درصد قيمت بنزين را زياد كرديم. يعنى به معناى اينكه ۵ درصد كاهش پيداكرده بديهى است كه مصرف نبايد كاهش پيداكند.
درمورد هدفمندكردن يارانه ها چه پيشنهادى داريد؟
من قبلاً هم بارها گفته ام شايد تنها راه كارآمد كردن يك نظام حمايتى هدفمند كردن آن است و چاره اى براى آن نيست ولى متأسفانه شرايط اقتصادى ايران جورى است كه اين هدفمند كردن به صورت شوك يا يكباره عملى نيست چون فقر در جامعه ما بسيار پراكنده است. چون نظام پرداختهاى ما ناتوان است از اينكه حداقل كسانى را كه در چرخه توليد قراردارند را به بالاى خط فقر منتقل كند.
چون نظام تأمين اجتماعى و بيمه هاى اجتماعى ما ناتوان است از اينكه كسانى را كه زيرخط فقرند حداقل به بالاى خط فقر منتقل كند، در نتيجه شما همه جا فقير را داريد. وقتى همه جا فقر داريد شناسايى اش بسيار دشوار است. پس ما براى اينكه بتوانيم هدفمند كنيم ابتدا بايد چند قدم برداريم. اصلاح نظام پرداختها و نظام مالياتها، اصلاح نظام بيمه هاى اجتماعى كه به نظر دولت جديد به دنبال آن است. وقتى كه اينها را اصلاح كرديم يعنى توانستيم تضمين كنيم كسانى كه در چرخه توليدند حتماً فقير نيستند. كسانى كه زير پوشش بيمه ها هستند هم حتماً فقير نيستند. آن موقع هدفمندكردن يارانه ها كار كم هزينه و قابل اجرايى است.
به عنوان يك اقتصاددان چه پيشنهادى درمورد وضعيت يارانه ها به دولت داريد.
در درجه اول دولت بايد يك نظام سياستگذارى اقتصادى كارآمد را درپيش بگيرد. ما نه سياستگذارى مان كارآمد است و در يك جايگاه كارشناسى و به وسيله بهترين كارشناسان اقتصاد مملكت انجام مى شود و نه شوراها و مراكزى كه تصميم گيرى اقتصادى مى كنند واجد شرايطند. بنابراين نمى توان يك باره مشكلات را از سرراه برداشت و نياز به زمان و برنامه داريم.
مصاحبه اى با «تانك جنگى» فوتبال برزيل
آدريانو:
برزيل هيچكس را دست كم نمى گيرد
257607.jpg
آدريانو به واقع يك تانك جنگى و در تضاد باباورها و اسلوب هاى فوتبال برزيل است زيرا اگر مهاجمان اين كشور معمولاً مظهر فن و ظرافت بوده اند، اودر درجه اول مظهر قدرت است و طورى با حريفان برخورد فيزيكى مى كند كه انگار يك اروپايى قديمى واز سبك هاى كلاسيك فوتبال قاره سبز است وحتى قوه سرزنى او و شوت هاى سنگين پاى چپش نيزناقض اصولى است كه گفتيم. اما با وجود اين مسائل و با اين كه در اين فصل فرم درخشان فصول گذشته را نداشته، از اميدهاى بارز برزيل براى رسيدن به ششمين قهرمانى در جامهاى جهانى در آوردگاه «آلمان ۲۰۰۶» است و اگر زرد و آبى پوشان چنين چيزى را مى جويند بايد روى حركات قدرتى اين مهاجم ۱‎/۹۰ مترى ۹۵ كيلويى نيز بسيار حساب كنند. او كه پيشتر عضو پارما هم بود و حالا پيراهن اينترميلان را بر تن دارد و گلهاى زياد و جالبش در «سرى A»گره هاى زيادى را طى سالهاى اخير گشوده، معتقد است كه در جام جهانى چيزى قابل پيش بينى نيست، اما اميد دارد هم خودش و هم يارانش وقتى به شروع جام مى رسند، در كمال آمادگى باشند...
وصال روحانى

برخلاف سالهاى اخير فصل سخت وبالنسبه كم بارى را گذرانده و كمتر از گذشته گل زده ايد. اين امر چه تأثيرى بر حضورتان در جام جهانى خواهد گذاشت؟
نگران اين قضيه نيستم. هر بازيكنى به يك دوره بد هم برخورد مى كند و اينها در فوتبال طبيعى است. سعى داشته ام آرامش خود راحفظ كنم و سختكوش بمانم و همين مسأله ، مقدارى ازمشكلات را حل كرده است و اگر ديديد كه در ماههاى اخير دوباره برخى گلهاى مهم را در ديدارهاى «سرى A» زده ام، به همين خاطر بوده است. اين كه رقباى نزديك و سرسختى داشته باشيد، نه تنها بد نيست، خوب هم هست، زيرا مجبور مى شويد سطح كارتان را بالاتر ببريد و بيشتر تلاش كنيد.
كارلوس آلبرتو پرى يرا (مربى تيم ملى برزيل) چه مى گويد؟ آيا او اطمينانى به شما داده است؟
او ارتباط سازنده و زيادى با شاگردانش دارد و براى حمايت ها و كمك هايى از اين دست هميشه حاضر است. او نصايح زيادى به من مى كند و داشتن چنين مربى اى يك نعمت است.
گاه براى برزيل گلهاى زيادى زده ايد اما در اينتر مشكل داشته ايد و عكس آن نيز صادق بوده است. در آن مواقع چه احساسى داشته ايد؟
اينها تصادفى است. درست است كه بازى براى تيم ملى بزرگترين افتخار است اما اينتر هم تيم كوچكى نيست. بارها اتفاق افتاده كه بلافاصله بعد از يك ديدار ملى در مسابقات باشگاهى براى اينتر ندرخشيده ام زيرا خسته بوده ام و در جهان فوتبال اين اتفاق نه فقط براى من، بلكه براى خيلى ها رخ داده است. تمام تلاشم در هفته هاى اخير متمركز بر حفظ فرم و استمرار يافتن آن به سطح بازيهاى كالچو بوده است تا وقتى به جام جهانى مى رسم در بهترين شرايط ممكن باشيم.
همه مى گويند برزيل اميد اول فتح جام جهانى است و تيمى كه امثال رونالدينيو ، رونالدو، كاكا، روبرتو كارلوس، روبى نيو و شما را دارد، نمى تواند جز اين برآورد شود. شما چه مى گوييد؟
تيم ما سرشار از حرفه ايها است. در نتيجه فكر نمى كنم انتظار و توقع مسلم قهرمانى كه از ما مى رود، ما را كم اثر و تضعيف و شانس هاى ما را كم كند. به علاوه همه مى دانيم كه حرف مان را بايد در زمين بزنيم و گمانه زنى ها و وعده هاى قبل از مسابقات به تنهايى كفايت نمى كند.
بين اين همه ستاره در تيم ملى برزيل فكر مى كنيد كداميك از بقيه بهتر است؟
فكر مى كنم آن فرد رونالدينيو باشد. در حال حاضر هيچكس به خوبى او نيست و از عهده حركات وى بر نمى آيد. بازى در كنار او افتخار بزرگى است.
حتماً به او حسادت نيز مى كنيد. آيا دل تان نمى خواهد مثل او دريبل بزنيد؟
حقيقت آن است كارهايى را كه او مى تواند انجام بدهد من نمى توانم صورت دهم وديگران هم نمى توانند و ويژه خود اوست. وى در كلاسى كاملاً متفاوت با سايرين قرار دارد.
از حريفان كشورتان درمرحله گروهى جام جهانى (كرواسى، ژاپن و استراليا) بگوييد.
ما هيچكس را دست كم نمى گيريم، زيرا هركسى به اين مرحله رسيده، توان و لياقتش را به شكلى داشته است.
جام جهانى محل شگفتى ها است و هر تيمى مى تواند بزرگان را در يك روز خاص بزند. در چنين شرايطى خواست و هدف ما اين است كه براى هر مسابقه اى به طور كامل تدارك ببينيم و برنده تمام ديدارهاى خود باشيم.
بيشتر نگران كدام تيم هستيد وكداميك از رقباى تان را خطرناك تر مى دانيد؟
تشخيص اين قضيه سخت است و بايد صبر كرد تا مسابقات شروع شود تا ديد كدام تيم در شرايط آرمانى است. بارها پيش آمده كه بزرگان براى جام آماده نبوده اند. در نتيجه خواست و آرزوى من اين است كه در بين مسير به تيمى برخورد نكنيم كه از همه قوى تر و آماده تر است.
در اينتر ميلان با آرژانتينى هاى زيادى همباشگاهى هستيد. لابد بر سر نتايج جام جهانى زياد با هم كركرى مى خوانيد!
به آن شكلى نيست كه مى گوييد. فقط اميدواريم كه مثل فينال جام كنفدراسيونها ۲۰۰۵ در آن مرحله از جام جهانى نيز روبروى هم قرار گيريم ودوباره بجنگيم. اما خبرى از شوخى هاى افراطى روى اين قضيه نيست.
يعنى در زمان برگزارى جام كنفدراسيونها هم با يكديگر شوخى نمى كرديد و رجز نمى خوانديد؟
نه، فقط پس از اتمام پيكارها و برد ۱ - ۴ ما وقتى به سن سيرو بازگشتيم، سر به سر آنها گذاشتم و مقدارى رجز خواندم، اما احساس كردم اصلاً خوش شان نيامده و در نتيجه به آن پايان دادم.
در جام كنفدراسيونها ۲۰۰۵ هم آقاى گل و هم به عنوان ستاره رقابتها انتخاب شديد. نكند اهدافى بالاتر از اين براى جام جهانى ۲۰۰۶ داريد؟
بدم نمى آيد اما مگر اهدافى بالاتر از اين هم وجود دارد؟ تكرار همين افتخارات در آلمان برايم فوق العاده خواهد بود و شايد اگر آمادگى سال پيش خود را تكرار كنم، براى رسيدن به آن بدون شانس هم نباشم.
شما درخط حمله تيم ملى برزيل هم در كنار روبى نيو بازى كرده ايد و هم رونالدو در اين باره بگوييد.
طبعاً فرق هاى زيادى دراين باره وجود دارد. رونالدو مثل خود من يك بازيكن زننده ضربات آخر است ودر پست استرايكر «Striker» مى ايستد، در حالى كه روبى نيو بيشتر يك بازيكن سازنده است و بيشترين بازده او در پست استرايكر نيست. او بايد آزاد باشد تا به هر نقطه اى از خط حمله كه خواست سر بزند ودر اين زمينه بسيار هم با استعداد وسريع است. روبى نيو حتى به خط ميانى هم يارى مى رساند ، اما رونالدو بيشتر در نوك حمله مى ايستد تا كار را تمام كند و كسى هم چيزى اضافه را از او نمى خواهد. با اين حال هر دو موقعيت هاى خوب و زيادى را براى من ايجاد مى كنند و هر كدام كه در ميدان باشند توجه زيادى را به خود جلب مى كنند و در نتيجه فضا براى حركت و كارايى من بيشتر مى شود.
آيا با برخى ديدارهاى دوستانه موافق ايد،مثل مسابقه چندى پيش با روسيه در مسكو در هوايى سرد و زمينى بسيار بد.
براى خود من رويداد بدى نبود زيرا دانستم تجربه بازى در شرايط جوى بد و زمين هاى ناهموار چگونه است.
شما بايد هميشه شرايط متفاوت و نامساعد را هم تجربه كنيد وبازى مسكو از اين ديدگاه غيرمفيد نبود. از طرف ديگر مدتى بود كه ما (ملى پوشان برزيل) كنار يكديگر بازى نكرده بوديم ومسابقه مسكو با وجود تمام كاستى هايى كه گفتيد به دليل فراهم آوردن چنين امكانى كار و رويداد مفيدى بود. ما بايد از هر اتفاقى كه هماهنگى ما را بيشتر كند، استقبال كنيم.
اگر قرار باشد برزيل در آلمان اول نشود، شانس فتح جام جهانى را بيشتر به كدام تيم مى دهيد؟
اميدوارم چنين قرارى نباشد، اما به هر حال اگر ما ناكام شويم، ايتاليا، آرژانتين، انگليس و آلمان بخت فزون ترى دارند.ايتاليا هنگام پيروزى ۱ - ۴ چندى پيش خود در برابر آلمان بسيار خوب كار كرد، اما شرايط جام جهانى فرق مى كند.و تيم ها را به هم نزديك تر و پيروزيهاى يكطرفه را كمتر مى كند.
وآرزوى بزرگ خودتان؟ آيا فتح همين رقابتها (ليگ ايتاليا) نيست؟
ترجيح مى دهم كه يك روز توپ طلاى اروپا و يا عنوان مرد سال جهان را هم ببرم . اين چيزى است كه آرزوى هر فوتباليستى به لحاظ انفرادى به شمار مى رود ومن نيز از اين قاعده مستثنى نيستم.
منبع: Soccernet


|   شناسنامه   |   آرشيو   |