|
در آستانه شروع امتحانات مدارس
كسى مقصر نيست جز دانش آموز!
|
|
|
فاطمه اميرى - اگر بيست نگيرى، خدمتت مى رسم. - امتحان چند شدى؟ زودباش برگه ات را بده ببينم. - اگر امتحانت خوب نشود، از لباس نو خبرى نيست. - همان كه گفتم، ديگر حرف نباشد! - نه مهمانى، نه سينما، نه جشن تولد، به جاى اين كارها بشين درست را بخوان. و اين صدا دائم در گوشش مى پيچد. درس بخوان، درس بخوان، اما او هر روز در مدرسه در انتظار زنگ پايانى كلاس است و آرزو مى كند كه كاش معلم هيچوقت از او سؤالى نكند يا ناچار نشود براى حل كردن تمرينى به پاى تخته سياه برود. مى رود و اين ترس و نگرانى را در خانه نيز با خود به همراه دارد. پدر و مادرش فقط از او انتظار كارنامه اى پر از نمره هاى عالى دارند و اصلاً هم به اين موضوع اهميت نمى دهند وقتى صداى دعوا و بگومگوى آنها تمام خانه را پر مى كند يا شكايت از مخارج زندگى، بخش بيشتر حرف هاى پدر را وقتى در خانه است، شامل مى شود، كس ديگرى هم هست كه عليرغم تصور آن ها بار نگرانى هاى خانواده روى دوشش سنگينى مى كند كسى كه بايد با حجم اين نگرانى ها به مدرسه برود، درس بخواند و براى رفتن به پايه بعدى امتحان بدهد امتحانى كه همه به او مى گويند برايش سرنوشت ساز است. در مدرسه هم نگرانى اش هر روز بيشتر از روز قبل مى شود: - اگر تمرين ها را حل نكنى، جريمه مى شوى. - برايت يك صفر مى گذارم و در امتحان هم تأثير مى دهم. - همين جا مى ايستى تا مادرت را خبر كنم. - اگر يك بار ديگر تكرار شد، از مدرسه اخراج مى شوى. - چرا روپوشت كوتاه است؟ - صاف وايستا، نخند، با پشت سرى حرف نزن. جوابم را بده! معلم كلاس دستهايش را در جيبش مى كند، طول كلاس را بالا و پايين مى رود و با لحنى حق به جانب مى گويد: «شما متوجه نيستيد، بزرگترها به خاطر خودتان است كه سختگيرى مى كنند. مسؤولان امور و اولياى مدرسه هم همين طور. براى اين كه شما به درجات بالاى علمى برسيد. به درد جامعه بخوريد نه اينكه سربار باشيد. به خاطر همين است مدام تذكر مى دهند. سختگيرى مى كنند و مى خواهند مراقب درس خواندن و رفتار و حركات شما باشند. *** و سالهاست كه اوضاع همين طور است. شايد رها شدن كودكان و نوجوانان در كوچه و خيابان هاى شهر، فقط بخشى از پيامد منفى سوءرفتار والدين با فرزندان و از طرفى ناكارآمدى نظام آموزشى در پاسخگويى به نيازهاى دانش آموزان باشد. وقتى همه چيز در نمره ها خلاصه مى شود كه پايان سال در كارنامه دانش آموز جاى مى گيرد. درخشان بودن نمرات كارنامه به اين معنا است كه مسؤولان مدرسه و پدر و مادر كار خود را خوب انجام داده اند، پس مى توانند به خودشان ببالند و سزاوار تشويق باشند و اگر نمره ها بد است لابد كسى مقصر نيست جز دانش آموز! نگرانى هايى كه در نهايت خانواده و نظام آموزشى به دانش آموز تحميل مى كنند در زندگى او حاصلى ندارد جز گرفتار شدنش در اضطراب هاى شديد، دائمى و طولانى مدتى كه گاه او را تا حدى بيمارگونه هم پيش مى برد. كارشناسى معتقد است اضطراب در كودكان و نوجوانان اغلب واكنشى خودآگاه يا ناخودآگاه است كه در مقابل ناراحتى هاى خانواده، ترس از مجازات در مدرسه به علت انجام ندادن تكاليف و احساس دائمى عدم اطمينان به خود و به كارى كه انجام مى دهند، به وجود مى آيد و موجب بروز بحران در رفتار كودك و نوجوان در خانه و مدرسه مى شود. دكتر مهرنوش افشار، روانشناس كودك و نوجوان مى گويد: «برخورد والدين، اطرافيان، معلمان و اولياى مدرسه در تقويت و پيشرفت اضطراب و نگرانى هاى بيمارگونه در كودكان و نوجوانان نقش بسزايى دارد.» از آنجا كه يكى از دلايل اساسى افت تحصيلى، تجديدى و مردودى دانش آموزان اضطراب است، در فصل امتحانات توجه به وضعيت روحى، حتى جسمى كودكان و نوجوانان و فراهم آوردن شرايط مساعد براى آنها در خانواده و مدرسه مهم تلقى مى شود. چنين جوى از عدم تفاهم بين فهيمه ۱۴ ساله كه در كلاس دوم راهنمايى درس مى خواند و پدر و مادرش در خانه جارى است . او مى گويد: «خانواده ما پرجمعيت است. علاوه بر اين رفت و آمد مهمان هم در خانه مان زياد است. پدر و مادرم اين موضوع را درك نمى كنند كه ما براى درس خواندن احتياج به آرامش و سكوت داريم. مادرم مى گويد اگر بخواهيد حتى وقتى صداى تلويزيون بلند است، مهمانها بلند حرف مى زنند و بچه هاى كوچك در خانه بازى مى كنند هم مى توانيد درس بخوانيد. اما جالب اين است كه وقتى پدرم مى خواهد با تلفن صحبت كند، از كسى نبايد صدايى بلند شود. آخر سال هم وقتى كارنامه هايمان را مى بينند و نمره هاى ما به نظرشان آنچنان جالب نمى آيد، مى گويند: «حيف اين همه پول كه خرج شما كرديم!» شرايط نامناسب محيط خانواده و روابط بين والدين و فرزندان به نظر روانشناسان تعليم و تربيت به حدى در روحيه و رفتار دانش آموزان كودك يا نوجوان مؤثر است كه او بويژه به هنگام حضور در جلسه امتحان، به جاى آن كه وقت و تمركز خود را صرف پاسخ دادن به سؤالات كند، با افكار نامربوط و ناخوشايندى دست به گريبان مى شود كه فقط يكى از پيامدهاى منفى آن عدم موفقيت در امتحانات است. به گفته دكتر افشار، روانشناس كودك و نوجوان، بروز رفتارهاى اضطرابى در دختران به مراتب بيشتر از پسران است: «دختران به آنچه در خانواده و در روابط بين مادر و پدر رخ مى دهد، حساس ترند. يك اخم، حرف نامربوط و يا بداخلاقى پدر و مادر با يكديگر، موجب پريشانى در دختران مى شود. درحالى كه پسران اغلب اجازه حضور بيشترى در جامعه و محيط هاى دوستانه شان را دارند، مى توانند اين فشارها را به خارج از محيط خانه منتقل كنند كه البته اين موضوع خود نيز تبعات ديگرى از بابت عدم كنترل رفتار فرزندان پسر در خارج از محيط خانواده به همراه دارد، اما حضور بيشتر دختران در خانه در صورت مهيا نبودن شرايط عاطفى خانواده، اضطراب و پريشانى فكرى و روحى براى آنها همراه است.» از طرفى بسيارى از والدين گمان مى كنند همين كه فرزندانشان به مدرسه مى روند و چند ساعت از روز را در آنجا سپرى مى كنند، كافى است تا خوب هم درس بخوانند. در جلسه اوليا و مربيان، مدير مدرسه در تلاش است تا والدين دانش آموزان را با نقش و وظايف تربيتى آنها در قبال فرزندانشان آشنا كند. او طى سالها كار در مدارس مختلف با پدر و مادرهاى زيادى روبرو شده كه نسبت به وضعيت تحصيلى فرزندشان در حالتى از بى تفاوتى به سر مى برند: «اين گروه از والدين يا اصلاً در جريان وضعيت آموزشى فرزندشان نيستند و يا به محض اطلاع شروع به بازخواست آنان مى كنند. متأسفانه در برخى موارد شاهد كتك زدن و تنبيه بدنى دانش آموزان توسط آنها هستيم.» سهم سواد و آگاهى والدين در موفقيت تحصيلى كودكان و نوجوانان محور بسيارى از تحقيقات بوده است. بر اساس يكى از اين پژوهشها، در خانواده هايى كه والدين از تحصيلات (بالاتر از ديپلم)، برخوردارند، فرزندان موقعيت و شرايط بهترى براى يادگيرى دروس و موفقيت در آنها دارند. اين گروه از والدين قادرند امكانات لازم براى موفقيتهاى تحصيلى فرزندان خود فراهم كنند. حتى اين تحقيقات ثابت كرده اند ميزان مردودى دانش آموزان با سطح سواد والدين در ارتباط مستقيم است. دكتر مهرنوش افشار، متخصص روانشناسى كودك و نوجوان مى گويد: «هرچند نقش سواد و تحصيلات پدر و مادر در موفقيت تحصيلى دانش آموزان قابل انكار نيست. اما توجه و علاقه مندى والدين به امور درسى فرزندانشان اهميت بيشترى دارد كه ممكن است اين توجه و حساسيت در والدينى با تحصيلات كم به همان اندازه والدين تحصيلكرده باشد. مهم اين است كه مدرسه و خانواده مكمل فعاليتهاى هم باشند. كاملاً روشن است كه نا امنى روانى و عاطفى دانش آموز در محيط خانواده بر كيفيت يادگيرى او در مدرسه مؤثر است. بنابراين هرچه خانواده در جهت فراهم كردن محيط مناسب آموزشى براى فرزندان حركت كند، ميزان يادگيرى و موفقيت تحصيلى آنها را افزايش داده است. تجربه نيز ثابت كرده كه ايجاد چنين شرايطى در محيط خانواده بيش از هر چيز به تفاهم و رابطه سالم پدر و مادر با يكديگر بستگى دارد. خطاب من به والدينى است كه اختلافات و مسائل زندگى مشترك را در حضور فرزندانشان مطرح مى كنند و غافل از اين نكته اند كه حتى يك گفت و گوى معمولى ميان پدر و مادر مى تواند از جانب فرزندشان به قهر، ناراحتى و موضوعى جدى تعبير شود.» با نزديك شدن فصل امتحانات، درست زمانى كه دانش آموزان بايد محصول يك سال يادگيرى هاى خود را ارائه كنند و براى رفتن به پايه بعدى آمادگى شان را نشان دهند، تأكيد كارشناسان تعليم و تربيت بر فراهم آوردن محيط مناسب در خانواده ها براى دانش آموزان بيشتر مى شود. هرچند نحوه برگزارى امتحانات در نظام آموزش و پرورش كشور همواره از جانب منتقدان مورد بحث و بررسى بسيار قرار گرفته، اما در هر حال بخش مهمى از سيستم ارزشيابى تحصيلى دانش آموزان به برگزارى امتحانهاى فصلى و پايان سال تحصيلى بستگى دارد. دكتر مهرنوش افشار مى گويد: خانواده ها علاوه بر ايجاد فضاى مناسب تحصيلى براى دانش آموزان احتياج به بازنگرى در رفتار خود نيز دارند. طرز تلقى آنها از نمره قبولى و اين كه در فصل امتحانات فرزندشان بايد چند ساعت در روز درس بخواند. فيلم يا برنامه كودك ببيند يا نه، به مهمانى برود يا نه، همگى مسائلى اند كه به طور مستقيم و غير مستقيم در زندگى تحصيلى و روزمره فرزند كودك و نوجوان آنها تأثير دارد. به همين دليل ما بر روى ارائه آموزشهاى صحيح از كانالهاى معتبر به والدين توصيه مى كنيم.» * * * معلم برگه هاى امتحانى را يك به يك جلوى هر كدامشان مى گذاشت. به او كه رسيد، برگه را از پشت و روى نيمكت گذاشت. لبى گزيد و با تأسف سرى تكان داد. برگه اش را برگرداند. از ديدن نمره اى كه گرفته بود، نفس در سينه اش حبس شد. باورش نمى شد. احساس كرد سرش بشدت درد مى كند. غمگين بود و نگران از آنچه در خانه پيش خواهد آمد. نمى دانست به محض اين كه به خانه برسد، بايد به اين سؤال پدر كه «امتحان چند شدى؟!» چه جوابى بدهد. اين بار حس كرد نه فقط سرش بشدت درد مى كند، بلكه پوست گونه اش هم مى سوزد، گوشش زنگ مى زند. درست مثل دفعه قبل كه تا مدتها جاى سيلى روى صورتش گزگز مى كرد.
|