سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۱۱ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Tue, May 9, 2006
جوان
۳۴۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
تنهايى جوانان، خودخواسته يا نشانه افسردگى؟
آنچه بايد درباره توپ فوتبال بدانيد:
يك پيشنهاد
يك نكته
تنهايى جوانان، خودخواسته يا نشانه افسردگى؟
سرزمين هيچ كس
257724.jpg
بهزاد نويدپور
برايش روز و شب فرقى نداشت. او گوشه اى از اتاق، دور از همه مى نشست و فكر مى كرد. پدر ومادرش نگرانش بودند و به اصرار و زور مى خواستند او را به مهمانى و پارك و ... ببرند. مدام سعى مى كردند با او حرف بزنند اما او حوصله نداشت. نمى دانست چرا تنهايى او را درك نمى كنند. هيچ كدام از اين حرفها و رفتارها و مهمانى ها را نمى پسنديد. همه چيز او را كلافه مى كرد. ترجيح مى داد گوشه اى بنشيند و براى خودش كتاب بخواند و به آهنگ گوش كند و گهگاه با دوستانش بيرون برود اما ... اينها برايش آرزو شده بود.
چون همه فكر مى كردند او افسرده و سرخورده و تنها شده! تنها اين بند آخرى درست بود. او تنها بود!
خودخواسته يا تحميلى؟
اگر درپارك يا خانه جوانى گوشه اى بنشيند و براى لحظاتى با خودش خلوت كند، خانواده او فكر مى كنند كه او هزار نوع مشكل دارد. كسى به اين فكر نمى كند كه دقايقى از زندگى هركسى، بيشتر از اين كه با ديگران سپرى بشود، متعلق به خود فرد است و او ترجيح مى دهد تك و تنها دور از بقيه بگذراند. پدرها و مادرها گمان مى كنند اين شروع يك بحران اجتماعى است. پسر يا دختر گوشه گير و احياناً افسرده، اميدش را از دست داده و براى زندگى اش تلاش نمى كند. براى همين آرام آرام سعى مى  كنند تنهايى هاى جوانها را به هم بزنند؛ تنهايى كه گاهى خودخواسته است و لذتبخش. ميترا نورى، دانشجوى كامپيوتر است. او مى گويد پدر ومادرش هر وقت كه او در تنها اتاقش مى ماند، گاه و بى گاه سراغش مى آيند: «مدام سعى مى كنند مرا به حرف وادارند و از چيزهاى مختلف صحبت كنند. پشت سر هم شوخى مى كنند تا من را بخنداند. درحالى كه در شرايط طبيعى ما كمتر از اين با هم حرف مى زنيم. تا وقتى در اتاقم بمانم وضع همين طور است. بعضى وقت ها كه دوست دارم دقايقى را براى خودم بگذرانم و فكر كنم، با رفتار آنها از بين مى رود. تنها شب ها، وقت خواب است كه مى توان دور از همه سپرى كرد.» جمال سورى همچنين گرفتارى دارد: «من در شهرستان دانشجو هستم. وقتى از آن هياهو به خانه پناه مى برم تا از شر سروصداها و حرفها نجات پيدا كنم، بايد مرتب با پدر ومادرم حرف بزنم و خودم را سرحال نشان بدهم تا مبادا فكر كنند كه مشكلى دارم و يا افسرده شده ام. تازه گاهى وضع بدتر هم مى شود. آنها فكرمى كنند كه من عاشق شده ام و سعى مى كنند از زير زبانم حرف بكشند. اما من فقط خسته ام و حوصله ندارم. همين!» تنهايى خودخواسته براى جوانها طبيعى است. بسيارى از آنها ترجيح مى دهند دور از هياهو، در خلوت خودشان به مسائل فكر كنند. سهيل با اين كه يك سال از ازدواجش مى گذرد، هنوز نتوانسته تنهايى دلخواهش را پيدا كند: «من و همسرم، هر دو زمان هايى براى خودمان داريم. اما اگر كمى طولانى بشود، همه به فكر مى افتند كمكمان كنند! خودشان هم نمى دانند چه كارى بايد انجام بدهند و اين بيشتر ما را كلافه مى كند.»
روزهاى معمولى
«اين اتفاقى معمولى است» اين حرف را رؤيا پيرهادى مى گويد، روانشناسى كه در مراكز مشاوره فعاليت مى  كند و به اين موارد زياد برخورده: «پدرومادرها گمان مى كنند فرزندانشان مشكل دارند. گاهى حدسشان درست است. چون وقتى شخصى دچار گرفتارى مى شود سعى مى كند دور از بقيه مسأله اش را حل كند. اما گاهى هم اين تنهايى ها خودخواسته است و براى او لذتبخش است. اينها از هم متفاوتند. آن كه دچار مشكل و حتى افسردگى شده، اخلاق تندى پيدا مى كند، كم غذا مى شود، با دوستانش قطع ارتباط مى كند و ترجيح مى دهد بيشتر وقتش را در خواب بگذراند. اما آن كه خودش مايل به تنهايى است، هيچكدام از اين رفتارها را ندارد. تازه بخشى از وقتش را به خودش اختصاص مى دهد.»
اما اين مسأله اى است كه تمام جوان هاى دنيا با آن سروكار دارند. شكاف نسل ها، در بيشتر اوقات باعث مى شود كه جوان ها براى جلوگيرى از درگيرى و ناراحتى، دور از والدينشان به سر ببرند. در سوئد ده درصد جوان ها به زندگى مجردى در سن هجده سالگى علاقه دارند. در آلمان، اين رقم به دوازده درصد مى رسد. اگرچه در كشورهاى سنتى تمايل جوان ها كمتر است. آنها دورى از ديگران را توهينى به روابط اجتماعى مى دانند و از آن گريزانند.
دور از اجتماع خشمگين
در ديد اول افراد تنها، تلخ و سختگير به نظر مى رسند. آنها افرادى دور از جامعه محسوب مى شوند كه مدام به غم هاى زندگى فكر مى كنند. اما برخلاف اين تصور، آنها منظم تر از بقيه  هستند و حتى در جمع هاى دوستانه، سرحال به نظر مى رسند. براى بيشتر كارها برنامه ريزى دارند و خوب مى دانند كه چه اندازه مى توانند به ديگران نزديك شوند. اگرچه تحمل اين لحظات گاهى سخت مى شود. وقتى تعادل زندگى از بين برود، ديگر نمى توان فقط به خودت فكر كنى. به خصوص كه نيازهاى اجتماعى امكان قطع ارتباط با جامعه را نمى دهد و همه چيز را به هم وابسته مى كند. حد و مرز و تعادل در زندگى تنها راهى است كه مى توان با تكيه بر آن، راحت زندگى كرد.
احترام به حريم يكديگر
هيچ كس دور از بقيه ماندن را دوست ندارد. به خصوص جوانى كه در آستانه اتفاقات بزرگى در زندگى اش است، هيچ گاه دلش نمى خواهد جدا از ديگران باشد اما او هم دوست دارد حريمش حفظ شود و همه به سكوت و تنهايى اش احترام بگذارند. به اين ترتيب او راحت تر با ديگران ارتباط برقرار مى كند مى گوييد نه؟ امتحان كنيد!
آنچه بايد درباره توپ فوتبال بدانيد:
چرخشى كه
پايان ندارد!
257733.jpg
پرديس شكيبا
يك توپ گرد سفيد، بيشتر از ۲۰ نفر كه داخل يك زمين به دنبالش مى دوند و ميليونها چشم كه به آن چشم دوخته اند!!! مسابقات جام جهانى نزديك مى شود و كم كم حال و هواى مردم فوتبالى مى شود، خصوصاً كه فوتباليست هاى ايرانى هم با حضور در اين جام جهانى حال و هواى خاص فوتبال و تب داغ آن را شديدتر كرده اند.
راستى، جوان فوتبال دوست! مى دانيد اين توپ هاى چهل تكه! و فوتبالى از كجا ظهور كردند؟!
توپ فوتبال و چرخش و گردش ايام:
بازى فوتبال از جمله بازى هايى است كه در زمانهاى مختلف تاريخ به شكل و شيوه هاى خاص خود در اكثر كشورها وجود داشته است. اما يكى از موضوعاتى كه رابطه تنگاتنگ با اين بازى دارد، به نزديكى نام آن Foot و Ball همين توپ خودمان يا Ball آنهاست!
تاريخ زندگى انسان  نشان مى دهد كه او ظاهراً از لگدزدن به توپ يا چيزى شبيه به آن لذت مى برده است. سرخ پوستان آمريكاى جنوبى نخستين مردمى بوده اند كه از توپ هاى قابل ارتجاع استفاده كرده اند شواهد نشان مى دهد نخستين توپ هاى مورد استفاده را انسان در اندازه اى در حدود سرخود مى ساخته است و از جمجمه حيوان و انسان تا مثانه و مجارى ادرارى گاو و خوك را براى اين امر مى گرفته است.
چينى ها در زمان سلسله Han در بين سالهاى ۲۲۵ پيش از ميلاد تا ۲۲۰ پس از ميلاد يك نوع بازى به نام «Tsuchu» داشته اند كه شبيه فوتبال امروزى بوده است و توپ هاى ساخته شده از پوست حيوانات را با پا به داخل فضاهايى همچون دروازه هاى بازى هاى امروزى مى برده اند.
گفته مى شود در پيش از قرون وسطى هم بازى وجود داشت كه اهالى دو دهكده مجاور هم سعى مى كردند با تعيين مسير و راهى بين اين دو دهكده، جمجمه اى را به عنوان توپ در نظر گيرند و در حالى كه تمام اهالى بازيكنان تيم به حساب مى آمدند از يك دهكده توپ مورد نظر را به دهكده ديگر انتقال مى دادند و نفرات مقابل مانع ورود توپ! به محل استقرار خود مى شدند و سعى مى كردند آنها نيز با تلاش، همين كار را انجام داده توپ را به دهكده مقابل برسانند! (آشوب ها و درگيرى هاى بعد از اين بازى ها هم خدا مى داند چگونه بوده است. شايد بدتر از آشوب اخير در ورزشگاه برزيل!)
بازى ديگرى كه در آن دوران با اجسامى كه آنها را توپ مى ناميدند انجام مى شد، بادكردن پوست حيوانى بود كه او را براى زمستان شكار كرده بودند و پس از جدا كردن گوشت و پوست آن را مى دوختند و باد مى كردند و با استفاده از دست ها و پاها سعى مى كردند آن را در هوا نگه دارند، كه بعدها سطح اين توپ را با چرم پوشاندند تا محكم تر و محفوظ تر شود.
توپ هاى متحول شده
در سال ،۱۸۳۶ «charles Goodyear» با ثبت تركيب شيميايى لاستيك، تحولى جديد را به وجود آورد. پيش از اين تاريخ اندازه و شكل توپ ها براساس شكل و اندازه جمجمه انسان بود و به همين خاطر توپ ها هر كدام ويژگى خاص خود را داشتند.
سال ۱۸۵۵ رسماً نخستين توپ فوتبال لاستيكى و تكه تكه طراحى شد و تكه ها را با چسب به هم متصل مى كردند. (تكه هاى توپ ها مشابه تكه هاى توپ هاى بسكتبال امروزى بود) و جالب است بدانيد كه نخستين مرتبه وقتى بازى بسكتبال معرفى و انجام شد، از توپ فوتبال براى بازى استفاده كردند.
در سال ۱۸۶۲ اولين توپ فوتبال قابل بادشدن، پس از يك جدايى و مرگ تأسف بار ساخته شد!! ابداع كننده و توليدكننده اين توپ ها كه همسر خود را در اثر ناراحتى ريه از دست داد. دريافت علت بيمارى وى بادكردن پوست حيوانات بوده به همين دليل تصميم گرفت با استفاده از لاستيك، توپى را طراحى كند. اگرچه در ابتدا اين توپ، ضخامت زيادى داشت و سنگين بود اما به مرور شكل و وزن مناسبى يافت. در آن زمان توپ ها رابه هر دو شكل گرد و بيضى مى ساختند و مى گفتند توپ گرد براى لگدزدن و توپ بيضى براى دريافت با دست مناسب تر است.
در سال ۱۸۶۳ صحبت در مورد قوانين فوتبال آغاز شد و سال ۱۸۷۲ بود كه رسماً با برخى از قوانين موافقت شد، از جمله شكل و ابعاد توپ.
توپ هاى قانونى!
قرار شد توپ ها را به شكل گرد بسازند و محيط دايره آن را بين ۶۸‎/۶ سانتى متر تا ۷۱‎/۱ سانتى متر در نظر گرفتند. (قوانينى كه همچنان همراه FIFA است!)
جست وجو در سايت هاى ورزشى (خصوصاً فوتبال) و تغييرات آن در طى زمان، نشان مى دهد كه تغييرات خاص و متفاوتى درمورد توپ ها به وجود نيامده است و آنچه در طى سالها تغيير كرده در حقيقت مواد سازنده توپ و شكل تكه هاى آن است (و نه ابعاد، وزن و شكل ظاهرى كلى!)
توپ هاى فوتبال از سال ۱۹۰۰ به بعد
پس از اين سال توپ ها را سخت تر و محكم تر ساختند تا بتواند فشار بيشترى را تحمل كند، به همين خاطر آن ها را با تيوب داخلى ساختند و سطح آن را با چرمى سنگين و قهوه اى رنگ مى پوشاندند. توپ هايى كه به اين روش ساخته مى شد جهش و شتاب بيشترى داشتند اما همچنان و به راحتى با پا جابه  جا مى شدند. رويه آنها را از ۱۸ تكه مى ساختند كه به هم متصل شده بود (توپ ۴۰ تكه آن روزها!) و قسمتى از آن را بازمى گذاشتند تا تيوپ را پس از بازشدن داخل لايه چرمى كنند و در نهايت شكاف ايجاد شده با بندى بسته مى شد. اما مشكل عمده اى كه وجود داشت اين بود كه گاهى اوقات توپ ها در حين بازى نياز به بادكردن مجدد داشتند و زمانى هم كه پرباد و آماده بودند باعث صدمه زدن به سر بازيكنان مى شدند.
بدترين قسمت ماجرا هم مربوط به روزهاى بارانى بود چون لايه سطحى توپ خاصيت جذب آب داشت و كم كم در حين بازى در زمين و شرايط بارانى پرآب و سنگين مى شد و مى توان تصور كرد كه چه اتفاقاتى مى افتاد...!
ماجراى سال ۱۹۳۷
از آنجايى كه توپ هاى هر كشور براى بازيكنان آن كشور آشنا و كار با آن راحت به نظر مى رسيد. در جريان بازى بين آرژانتين و اروگوئه در سال ۱۹۳۷بين دو تيم در ارتباط با انتخاب توپ بحث و اختلاف به وجود آمد و نهايتاً قرار شد نيمه اول بازى با توپ آرژانتينى ها و نيمه دوم با توپ اروگوئه اى ها انجام بشود اما بشنويد از نتيجه جالب آن: نيمه اول دو بر يك به نفع آرژانتين و نتيجه در پايان نيمه دوم چهار بردو به نفع اروگوئه!
پيشرفت هاى بعدى در توليد توپ
تا زمان جنگ جهانى دوم مشكل عمده توپ ها جذب آب بود بعد از آن سعى شد سطح توپ ها را با رنگ و ساير تركيبات بپوشانند تا مانع ورود آب به آنها شود. در ضمن در همين زمان بود كه بند موجود بر سطح توپ حذف شد و از روزانه اى كه روى آن تعبيه شده بود توپ ها را باد مى كردند.
در سال ۱۹۵۱ براى نخستين بار در بازى  ها از توپ سفيد استفاده شد تا تماشاچيان راحت تر توپ را در زمين تعقيب كنند.
در سال ۱۹۵۰ هم توپ نارنجى را براى روزهاى برفى در نظر گرفتند تا در زمين به خوبى ديده شود.
در طى سالها تمام اين تغييرات انجام شد تا آنها نهايتاً به واسطه تجربيات به دست آمده «FIFA» توانستند رنگ، سايز و شكل توپ را مشخصاً تعيين كنند.
به اميد اينكه در جام جهانى امسال اين توپ گرد و سفيد و پرماجرا به نفع ما هم بچرخد!
چيزى براى امروز
257730.jpg
ورزشكار گرجستانى، لاشا پاترايا ماشينى چهار و نيم تنى را با گوش هايش مى كشد تا نام خود را در كتاب ركوردهاى گينس ثبت كند! كتاب گينس (يا همان «ترين ها») از پرفروش ترين كتاب هاى جهان به حساب مى آيد. گويى اصلى ترين دغدغه انسان امروز اين است كه بداند چه كسى، چه كار جديدى كرده است و كدام انسان چه گل جديدى به سر تمدن بشرى زده است. ركوردهاى گينس ابتدا با ركوردهاى معقول شروع شدند. در اولين چاپ كتاب گينس، صفحات با ركوردهايى نظير سريع ترين دونده جهان، پرگل ترين فوتباليست تاريخ يا بزرگترين سيب زمينى كشت شده پر شده بود. بعد كم كم سر و كله ركوردهاى عجيب تر هم پيدا شد. چه كسى صاحب بلندترين موى جهان است، چه كسى بيشتر از هر انسانى بيدار مانده است و چيزهايى نظير آن. اما امروز كار به جايى رسيده كه مردم براى اينكه نامشان به فهرست گينس اضافه شود دست به هر كار غيرمعقولى مى زنند. آنها ممكن است ناخن هاى خود را دو متر بلند كنند تا نام خود را در اين كتاب جاودانه سازند. اما اگر از آنها بپرسى بلند كردن ناخن يا كشيدن ماشين با گوش چه ارمغان جديدى براى بشر به حساب مى آيد، جوابى نخواهند داشت.
يك پيشنهاد
سنگى بر گورى
بسيارى جلال آل احمد را با كتابهاى غربزدگى و سه تار و اورازان و... مى شناسند.آثارى كه بيشتر از هر چيزى مقاله هاى تند و تيزى عليه ساختار پوسيده جامعه بود و رفتارهاى اجتماعى ناپسند را هدف گرفته بود. نثر آل احمد، براى بسيارى از نويسندگان مطبوعات هم جذاب بود. چون در نهايت سادگى، فضاى اطراف توصيف و تصوير مى شد.اين شكل نگارش در دوره اى كه رمانتيك ها، از نوشته هاى پرسوز و گداز و جملات طولانى براى بيان و توصيف استفاده مى كردند، مانند درى گرانبها بود. اگرچه كاريزماى جلال آل احمد هم خوانندگان را به خواندن آثارش ترغيب مى كرد.بعد از مدت ها كتابى از او تجديد چاپ شده كه لحن تند و شتابزده آثار قبلى  اش را ندارد. او اين بار حديث نفسى از خود را نوشته كه در ميان آن باز هم به سراغ جامعه ايرانى مى رود و روابط اجتماعى را نقد مى كند.«سنگى بر گورى» چهره جديدى از آل احمد است. آن گونه كه تا به حال نديده ايم و نشنيده ايم. به هر حال هيچ چيز به اندازه شرح حالى كه خود او از مشكلات و سختى هايش نوشته نمى تواند چهره او را به ما نشان دهد. سنگى بر گورى را نشر جامه دران با قيمت هزاروصد تومان به بازار عرضه كرده. فرصت را از دست ندهيد.
يك نكته
تاريخ سازى براى ملت ها
257703.jpg
هر ملتى در اوج سختى ها، بيش از هر چيز به تاريخ و گذشته اش تكيه مى كند. هويت باستانى او، عاملى مى شود تا او بين گروهها و ملت هاى مختلف بتواند سرش را بالا بگيرد و از نقشى كه در شكل گيرى تمدن داشته، صحبت كند. هويت تاريخى، بخشى از ناخودآگاه و كهن الگوى همه انسانهاست. اگرچه اين روزها، با بحث درباره هويت فردى و تأكيد بر موقعيت انسان «تنها»، تلاش مى شود تا بافت هاى سنتى از بين بروند و «شهروندانى مدرن» براى جامعه اى صنعتى آماده بشود، اما هنوز هم رشته نازك پيوند بين تك تك افراد يك ملت وجود دارد.در اروپا بسيارى از مردم به جشن  هاى ملى و باستانى بيشتر از هر اتفاقى اهميت مى دهند.در انگلستان هنوز لباس هاى سنتى، احترام همه را برمى انگيزد.در فرانسه جوان ها با غرور از تصويب قانون اساسى و اعلام جمهورى در كشورشان صحبت مى كنند. بسيارى از جامعه شناسان، فيلم وسترن را بخشى از تلاش آمريكايى ها براى ساخت فرهنگ مى دانند. آنها كاراكترى خشن، دور از تمدن تنها و دلخسته و البته جذاب از افراد مختلف به نمايش مى گذارند تا خودشان را از مهاجرين پرتغالى و انگليسى و اسپانيايى جدا كنند و كاراكترى «آمريكايى» بيافرينند. اما افراد جديد آنها از دل مدرنيته آمده، آنها هنوز در شكل  دهى به يك هويت جمعى ناكام مانده اند.با همه اين تلاش هاى روزافزون در همه جاى دنيا، هنوز هم آثار فرهنگى ملل، به راحتى خريد و فروش مى شوند و درنمايشگاههاى خصوصى آرام مى گيرند. موزه هاى معتبر، آرامگاه ابدى بسيارى از اشيا و دست نوشته هاى باقى مانده ملل متمدن است. در حالى كه نسل جوان آن كشورها، در تب و تاب آشنايى با آنها مى سوزند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |