چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۱۲ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Wed, May 10, 2006
فرهنگ و هنر
۳۴۶۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گفت وگوى
منتشر نشده از زنده ياد حسين كسبيان:
گفت وگوى
منتشر نشده از زنده ياد حسين كسبيان:
جوانان آينده تئاتر ما را مى سازند؛ مطمئنم
مهدى عزيزى
257883.jpg
دى ماه سال ۸۲ قراربود در بولتن بيست و دومين جشنواره تئاتر فجر گزارشى درباره هنرمندان قديمى و با تجربه تئاتر كه ديگر كار نمى كنند، بنويسم. سراغ چند آدم اسمى كه يا تئاتر كار نمى كنند يا اگر هم كار مى كنند هر چند سال يك بار اين اتفاق مى افتد، رفتم.آدم هايى مثل «رضا كيانيان،هوشنگ توكلى،محمود دولت آبادى،عنايت بخشى،عزت الله انتظامى،سياوش طهمورث، حسين احمدى نسب، جمشيد مشايخى، نصرت كريمى، خسرو شكيبايى،پرويز پرستويى و حسين پناهى.» بعضى ها حاضر شدند به پرسش ها پاسخ دهند و بعضى ها به دلايلى از جمله مشغله وشوك غم انگيزفاجعه بم-كه مصادف شده بود با آن روزها- جاضر نشدند حرف بزنند.يكى از آنها حسين كسبيان بود تماس گرفتم تا قرارى را مقرر كنم و حضوراً براى گفت وگو نزدش بروم ابتدا نپذيرفت و درنهايت قبول كرد تلفنى جواب بدهد.دو جمله كه گفت غصه ام گرفت.اين همان «تلخك»سلطان و شبان داريوش فرهنگ است؟ آن گزارش با آوردن تنها جمله اى از كسبيان چاپ شد.
شامگاه چهاردهم ارديبهشت خبر درگذشت كسبيان مرا ياد آن صداى خسته و خشكى انداخت كه گفت:«مى دانم اين جوانها،آينده تئاتر ما را خواهند ساخت».

آقاى كسبيان!تئاتر ايران از چه زمانى دستخوش تغيير قرار گرفت؟
دهه چهل بود كه چند نفر آمدند و پيس هاى خارجى رو به فارسى برگرداندند. داود رشيدى بود و حميد سمندريان و چندتاى ديگر.خب همين كارها باعث شد تئاتر يك تكانى بخورد و از آن يكنواختى اش در بياد.از دهه چهل به بعد بود،كه تئاتر از فرم و شكل لاله زارى اش درآمد و هوادار تئاتر اينطور كه الآن هست پيدا شد.خوب اين همه آدم آمدند تئاترمدرن كار كردند،برو تزهاى (پايان نامه) دانشجوهاى ده سال گذشته را ببين.مى بينى از هر ده نفر يكى روى نمايشنامه هاى فرسى كار مى كند،يكى روى نمايشنامه هاى ساعدى كار مى كندهمين جور بگير برو تا آخرنصرت نويدى، خلج و نعلبنديان. كارگردانى هم همين جور آربى آوانسيان،عباس جوانمرد،استاد محمد و خسروى.همين حالا برو آناهيتا ببين اسكويى با اين سن و سالش هنوزم كلاساش دايره.خوب اينها تئاتر اين مملكت را تكان دادند.اصلاً به نظر من تئاتر دهه چهل روى سينما هم بى تأثير نبود، موج نو با چى شروع شد؟ «گاو» مال كيه؟ «ساعدى»
تئاتر امروز ايران را چطور مى بينيد،فكر مى كنيد نسل جوان تئاتر بتواند جاى خالى قديمى ها را پركند، سوادش را دارد؟
چرا نداشته باشد، اين عشقى كه اينها به كارشان دارند باعث مى شود بروند و سركلاس اسكويى بنشينند و تئاتر ياد بگيرند،كلى مدرسه و دانشگاه بعد انقلاب تئاتر آوردند خب اين يعنى علاقه.من مطمئنم يك روز همين جوان هاى عاشق اين تئاتر ما را مى سازند و مى برند و قله نشينش مى كنند.جايگاه واقعى تئاتر را آنها به وجود خواهد آورد.
با وجود اين،علاقه اى كه شما از آنها سراغ داريد.اما ميل و رغبت به تئاتر كمتر از سينما است.حتماً اطلاع داريد آموزشگاه هاى سينمايى چند برابر آموزشگاه هايى است كه تئاتر آموزش مى دهند......
جوان هايى كه دنبال سينما هستند تفريج ندارند،فكر مى كنند عاقبت بخير خواهند شد.خب بازيگرى هنر چشمگيرى است و علاقه مند هم طبعاً زياد دارد.اين باعث مى شود،دختر و پسرهاى جوان دنبالش باشند.لابد شهرت و احساس بودن كردن براشان اهميت دارد.
البته عده اى هم سرخورده مى شوند و زود كنار مى روند .
خب، منشأ اين سرخوردگى كجاست،يعنى شما معتقديد كه همه با سرخورده شدن كنار مى روند و فراموش مى كنند،قرار بوده بازيگر يا كارگردان شوند؟
نه آقا جان! همه كه سر خورده نمى شوند.اما شرايط و بعضى روابط باعث سرخوردگى عده اى مى شود،به شخصه معتقدم كسى كه استعداد دارد هرگز سرخورده نمى شود مگر كسى سرخورده اش كند.نمى دانم رضا بديعى را مى شناسيد يا نه؟ اين آقا (رضا بديعى) كارگردان سينماست در آمريكا تا حالا ۴۰۰ تا فيلم ساخته،شما فكر مى كنيد اگر اينجا بود سرخورده نمى شد، يعنى سرخورده اش نمى كردند؟ ارزش ۴۰۰ تا فيلم ساختن در آنجا برابر با بازى كردن ۵۰۰۰ تا فيلم و تئاتر و سريال است، نيست؟ چون مطمئنى اگر اين آقا اينجا بود نمى گذاشتند، به اينجايى كه هست برسد.اين ربطى به دولت ندارد. سيستم داخلى سينماى ما اينگونه است.
فكر مى كنيد چه عاملى باعث شده است، شما از تئاتر دور بيفتيد و ديگر شما را روى صحنه نمى بينيم؟
انقلاب كه شد جوان هايى كه تازه فازغ التحصيل شده بودند،كم تجربه بودند و با هيچ كدام از گروه هاى حتى دانشگاهى آن موقع -كه در مولوى كار مى كردند-كار نكرده بودند.مدام معترض مى شدند كه شماها تاريخ مصرفتان تمام شده است، برويد و ما باقى راه را مى رويم.خب،ما رفتيم كنار فضا را باز گذاشتيم تا جا براى نبوغ و بلوغ جوانها باشد.چه شد؟ بعد از بيست و پنج سال بهزاد فراهانى مى گويد: «تئاتر ما دارد به شرايطى نزديك مى شود كه در دهه چهل قرار داشت.»
257793.jpg
شما مى گوييد،جوانها آينده تئاتر را مى سازند پس چطور..........
اشتباه نكن، من دارم درباره نسلى حرف مى زنم كه پس از انقلاب مى خواست وارد عرصه شود، شما فرق مى كنيد، بچه هاى اين نسل براق و نترسند.دنياشان با دنياى ما فرق مى كند.اهل مطالعه و تحقيق اند،گول نمى خورند.
وضعيت اقتصاديتان چطور است؟اين روزا كه كسالت داريد،چطور امرار معاش مى كنيد؟
به حقوق بازنشستگى اكتفا مى كنم.بيشتر وقتم در منزل مى گذرد تا بيرون.در خانه نشسته ام و كتاب مى خوانم، البته اگر حوصله ام بگيرد.حالم سر جايش هم باشد كار مى كنم. به هرحال حرفه من بازيگرى است، از اين راه كسب درآمد مى كردم.دوستش دارم، نمى توانم ازش دل بكنم.فرمان آرا دارد يك قصه جديد مى نويسد، كه انشاء الله اگر روى پا باشم،قرار است در اين كار جديدش هم باشم.
دورى از تئاتر دلتنگ تان نمى كند؟
خب، چرا مگر مى شود آدم دلتنگ چيزى كه شب و روز برايش وقت گذاشته نشود.اما دور افتادن از تئاتر فقط مختص نسل ما نيست، پيش از ما هم بوده بعد از ما هم خواهد بود.جوان كه بودم سيد عبدالحسين نوشين از ايران به شوروى پناهنده شده بود.خبرنگارى از دولت شوروى اجازه گرفت تا با نوشين مصاحبه كند، آنها هم نيم ساعت وقت دادند تا اين آقا با نوشين حرف بزند.از او پرسيد چه احساسى داريد از وطن و تئاتر دور افتاديد؟ نوشين هم جواب داد:«مثل ماهى اى كه از دريا پرت افتاده باشد، براى تئاتر و وطنم دست و پا مى زنم.»
من هم براى تئاتر و دغدغه هايم چنين احساسى دارم.خب، چاره اى نيست چون بستر مهيا نيست، موانع مختلفى از جمله بودجه محدود وكمبود سالن تئاتر مزيد بر علت مى شوند.
البته اين مشكل تنها در سرزمين ما نيست.در همين خاورميانه كلى كشور هستند،كه هنرمندانشان مشكلاتى نظير ما دارند.
اما با وجود تمام اين مشكلات هنرمندان تئاتر با رغبت و رضايت كارشان را دنبال مى كنند.
بله.ممكن است.عده اى كه دارند مستمر كار مى كنند و از كارشان رضايت هم داشته باشد.آنها كه رضايت دارند يا از كار خودشان ابراز رضايت مى كنند يا دارند اغراق مى كنند.بعيد به نظر مى رسد يك گروه يا هنرمند يك سال، شش ماه دستمزد نگيرد بعد راضى هم باشد.مگر اينكه واقعاً عشق تئاترباشند كه برايشان مهم نباشد،يكسال هم دستمزد نگيرند.شايد به خاطر همين مسأله است كه عرض كردم، بعضى از هنرمندان جلاى وطن مى كنند.
جناب كسبيان! در اين مدت كه در منزل استراحت مى كنيد از طرف مركز هنرهاى نمايشى،خانه  سينما، خانه  تئاتر جوياى حالتان شده اند؟
از مرجع خاصى كه نه، سراغى نگرفته اند.بعضى از دوستان و آشنايان دستشان درد نكند، از دور و نزديك مى آيند و سرى مى زنند و جوياى احوالم هستند.از خانه تئاتر هم رفقاى قديمى تماس دارند، به هرحال كم و زياد احوال پرسم هستند.
معرفى كتاب
257772.jpg
فرهنگ لغات و اصطلاحات كامپيوتر


مؤلف: مهندس سيدمحسن سائسى
در عصر ارتباطات كه دانايى شاخصه توانايى و راهكار رسيدن به جامعه توسعه يافته است علوم مرتبط با رايانه ،در واقع الفباى ورود به دنياى رايانه است، مى توان گفت در قرن بيست و يكم، آنان كه به علوم رايانه (كامپيوتر) مسلط نباشند، قادر به ايجاد ارتباط و تعامل در عصر ارتباطات نيستند. در سال هاى اخير، خوشبختانه دانش پژوهان ايرانى در كسب علوم رايانه اى گام هاى بلندى برداشته اند و در مجامع جهانى، همواره حضورى فعال وجدى داشته اند. از آنجا كه علوم رايانه اى علمى نوين و حاصل مراوده با كشورهاى پيشرفته است، لزوم فرهنگ سازى و كارتئوريك در اين زمينه احساس مى شود.
«فرهنگ لغات و اصطلاحات كامپيوتر» كه با همكارى و تلاش تنى چند از استادان و اعضاى هيأت هاى علمى دانشگاه ها به دو زبان انگليسى - فارسى، در دو جلد فراهم آمده است، اثرى در خور توجه و با رعايت اصول فرهنگ نويسى مدرن زير نظر مهندس سيد محسن سائسى، در شمارگان دو هزار جلد و بهاى ۱۲۵۰۰۰ ريال كه توسط انتشارات سائسى منتشر شده است.


توائى هم آهنگ باران


اين كتاب مجموعه اى از شعرهاى فريدون مشيرى است كه تا به حال به چاپ نرسيده اند. اين شعرها توسط فرزندان مشيرى جمع آورى شده اند و توسط نشر چشمه وارد بازار كتاب شده اند. در اين كتاب بيش از ۶۶ شعر از فريدون مشيرى مشاهده مى شود كه اتفاقاً يكى از جالب ترين اين اشعار شعرى است تحت عنوان «با ياد كوچه» كه در آن مشيرى چنين گفته است:
دوستى مى گفت: شعر كوچه ات ‎/ هر زمان روشنگر دل هاى ماست ‎/ گفتمش: از كوچه ديگر دم مزن زان كه شهر از عشق، از شادى جدا است ‎/ نيك بنگر هر طرف، در هر گذر ‎/ نام خون آلوده اى بر كوچه ها است
قيمت اين مجموعه ۱۵۰۰ تومان است.


سال تحصيلى ۱۳۱۶-۱۳۱۵ در كلاس چهارم ابتدايى چه آموختيم


اين كتاب نوشته دكتر محمود ثقفى استاد دانشگاه تهران است كه ۷۰ سال قبل يعنى در سن ۱۰ سالگى نوشته است او درباره تدوين اين كتاب عجيب مى گويد: «منظور از تدوين اين كتاب اين است كه فكر كردم با ذكر كردن مطالب آن شايد براى اولياى آموزش و پرورش كشورمان جالب باشد».
درباره اين كتاب نقدهايى در ايران و خارج از اين نوشته شده كه بخشى از همين كتاب به اين موضوع اختصاص يافته است. در كتاب «در كلاس چهارم ابتدايى چه آموختم» مى توانيد ۷۵ ديكته او را بخوانيد. ديكته هايى با متن هاى سنگين و كلمات ثقيل چون: قحطى در شهر دمشق، فوايد عزم، امانت، جرأت يك مرد بى گناه، حجاج بن يوسف ثقفى، اعيان زاده و دهقان زاده و...
اين كتاب در ۲۷۲ صفحه با قيمت ۲۱۰۰ تومان عرضه شده است.


ضرب كردن


بياييد ضرب كردن ياد بگيريم عنوان كتابى است گردآورى و تنظيم سحر نجفى كه با تصويرگرى هاى ساناز بختيارجم توسط نشر سپيده سحر منتشر شده است.
در اين كتاب سعى شده با استفاده از تصاوير، تمرين هاى طبقه بندى شده، پازل ها و بازى هايى عمليات ضرب به كودكان آموخته شود.
در اين كتاب مى خوانيد: ضرب كردن تكرار جمع است، ضرب كردن بر روى محور اعداد با جدول ضرب عدد ،۲ جدول ضرب عدد ۳ ، ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۷ ، ۸ ، ۹ و ۱۰ و مسأله هاى ضرب، اعداد مربع و... اين كتاب كه سومين كتاب كار اين مجموعه است با قيمت ۹۰۰ تومان عرضه شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |