|
دعوت عام جويندگان عاطفه «ايران» براى درمان بيماران بى بضاعت
هديه هاى بهارى تان را به شماره حساب ۳۹۸۸ بانك ملى شعبه خجسته، كد شعبه ۷۹۹ به نام مؤسسه فرهنگى _ مطبوعاتى ايران، به بيماران بى بضاعت ببخشيد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
با دستور رئيس قوه قضاييه انجام مى شود
• انتقام خونين از يك نيت شيطانى • پليس درپى تهديد شدن يك زن به كشته شدن فرزندش در پارك كمين كرد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دعوت عام جويندگان عاطفه «ايران» براى درمان بيماران بى بضاعت
خدا را با من صدا بزن
هديه هاى بهارى تان را به شماره حساب ۳۹۸۸ بانك ملى شعبه خجسته، كد شعبه ۷۹۹ به نام مؤسسه فرهنگى _ مطبوعاتى ايران، به بيماران بى بضاعت ببخشيد.
آمده و ايستاده و اصرار دارد تا خواسته اش را به چاپ برساند، آمده و از تنهايى هاى مردى مى گويد كه فرزندى ۳ ساله دارد. اشك مى ريزد و با بغض مى گويد: برادرم راننده اتوبوس بود. او زندگى خوبى داشت. چند سال پيش بود كه ازدواج كرد و صاحب يك فرزند شد. تا اينكه براثر اختلافاتى كه ميان او و همسرش به وجود آمد از يك سال قبل همسرش او را ترك كرد و رفت. براثر اين اختلافات و بى تابى هايى كه فرزند كوچك شان مى كرد برادرم به شدت عصبى شده بود و به هر تلاشى دست مى زد بلكه بتواند براى آرامش روحى بچه اش كارى كند. تا اينكه حادثه تلخ ديگرى در زندگى آنها روى داد.برادرم با يك موتورى تصادف كرد. آن روز او براى خريد از خانه بيرون رفته بود. براثر اين تصادف بود كه او ضربه مغزى شده و به كما رفت. از آن به بعد مدتى را در بيمارستان بسترى شد و بعد از آن پزشكان گفتند در بيمارستان ديگر نمى شود براى او كارى كرد. حالا دو ماه از آن زمان مى گذرد. او را به خانه آورده ايم و از او پرستارى مى كنيم. كودك ۳ ساله اش هر روز و هر شب كنار «پدر» مى نشيند و چشم به صورت او مى دوزد، بلكه پدرش چشم باز كرده و او به پدر سلام كند. چشمهاى اين بچه سه ساله هر روز در به در دنبال پدرش به نقطه نامعلومى خيره مى شود و آنوقت با آرزو به در آپارتمان خيره مى شود. كاش مادرش با يك دسته گل برگردد، تا پدر چشم باز كند و او دوباره به زندگى لبخند بزند. اما روزهاست كه اين آرزو غير ممكن شده است.اين بيمار نيازمند است، اما نيازى به پول و مداوا ندارد. به خاطر چشمان پر اشك پسرى ۳ ساله به نيازى فكر مى كنم كه براى برآورده شدن اش از من به تنهايى كارى ساخته نيست.مى گويد و مى گريد. تنها خواسته اين دختر جوان براى كمك به برادرش دل آدم را مى لرزاند.اگر اين مردم كه با دلهاى پاك براى نجات جان انسانها با روى باز و دستان گشاده به بخش جويندگان عاطفه روى آورده اند، بدانند مردى دلشكسته در كما است و پسرى تنها با چشمان اشكبار به او چشم دوخته است چقدر به دعاى آنها نياز دارد، مى دانم كه خدا لطف اش را شامل حال ما خواهد كرد.
|
|
|
|
|
توضيح پيرامون چاپ يك خبر
گروه حوادث: در پى چاپ خبر «درگيرى قويترين مردان ايران بر سر يك ساندويچ» در روز دوشنبه ۱۸ ارديبهشت ماه، انجمن قويترين مردان ايران با ارسال جوابيه توضيحاتى را به اين شكل ارائه كرده است. انجمن قويترين مردان ايران تحت شماره ثبت ۱۱۷۷۴ به صورت يك تشكل NGO و سازمان مردم نهاد بوده و داراى نمايندگى سازمان بين المللى ورزشكاران قدرتى در آسيا و خاورميانه مى باشد و در حال حاضر بيش از ۷۲ كشور آسيايى را تحت پوشش خود دارد، شايان ذكر اينكه تمامى اعضاى ورزشى اين انجمن داراى كارت شناسايى انجمن با كد شناسايى و داراى تاريخ اعتبار مى باشند.لذا به اطلاع مى رساند افراد درگير شده هيچگونه وابستگى به اين انجمن نداشته و ندارند.
|
|
|
|
|
كمين پليس در پارك
|
|
|
گروه حوادث _ مرد جوان، وقتى يك زن را با تهديد به قتل كودكش ترساند، نمى دانست كه پليس سايه به سايه در تعقيب او است. اين مرد شرور، در تاريكى شامگاهى پنجشنبه ۱۴ ارديبهشت ماه سال جارى در پاركى حوالى مسجد نظام مافى در محله آيت الله كاشانى به كمين مادر و كودك نشسته بود.بنا به اين گزارش، مأموران كلانترى ۱۳۸ تهران وقتى زن با ترس و هراس ادعا كرد زندگى خود و بچه اش در خطر است، عمليات ويژه اى را در دستور كار خود قرار دادند.اين زن به كارآگاهان گفت: «غروب شده بود كه بچه ام را به پارك بردم. هوا تاريك شده بود كه در فضاى خلوتى ابتدا دو پسر جوان سد راهم شدند و بلافاصله مرد جوانى با چاقو نزدم آمد و با تهديد خواست بچه ام را از خودم دور كنم.»وى افزود: «وقتى بچه ام را از خودمان دور كردم، آن مرد در حالى كه با چاقو سمت من آمد، حالتى تهاجمى داشت. خواست جواهرات و پول هايم را به او بدهم. احساس كردم مى خواهد اذيت و آزارم كند، خيلى سريع جواهرات و پول هايم را به او دادم، اما درخواست عجيبى كرد و گفت شماره تلفن تماس به او بدهم تا براى برگرداندن جواهرات با من تماس بگيرد.»زن وحشت زده گفت: «پذيرفتم و شماره تلفن خانه را به او دادم. باز تهديد كرد كه اگر به پليس خبر بدهم، بچه ام را خواهد كشت و دوستانش خانه ما را تحت نظر دارند.وقتى او رفت، من سمت بچه ام دويدم و او را در آغوش كشيدم. آن مرد اصرار داشت كه با من تماس خواهد گرفت.» در حالى كه مأموران تصور نمى كردند اين مرد باز تماس بگيرد، ۲۴ ساعت بعد تلفن خانه آنان به صدا درآمد و مرد ناشناسى از زن جوان خواست تا منتظر تماس هاى بعدى او براى بازگرداندن جواهرات و گرفتن يك ميليون تومان پول باشد. اين مرد كه تهديدآميز حرف مى زد، از فرداى شب سرقت بارها به خانه زن جوان زنگ زد و در حالى كه صدايش ضبط مى شد، با او در حوالى پارك قرار ملاقات گذاشت.زن جوان تحت آموزش پليس سعى كرد با ريختن طرح سازش بپذيرد كه پول ميليونى را به سارق جواهرات بدهد، ظهر روز يكشنبه دراين پارك به ملاقات سارق زورگير رفت.اين زن در حالى كه مأموران به صورت مخفيانه در اطرافش پرسه مى زدند، دو بار به سر قرار رفت تا اينكه يكى از مأموران سارق را در حال نوشيدن نوشابه داخل مغازه اى در حالى كه رفتارهاى زن جوان را تحت نظر داشت، شناسايى كرد.اين مرد سارق وقتى ديد مأمور پليس سمت او حركت مى كند، پا به فرار گذاشت و داخل پارك از سوى پليس بازداشت شد.جوان زورگير، در برابر بازپرس روشن از شعبه سوم دادسراى امور جنايى تهران گفت: «اشتباه شده است، من سارق نيستم. شب در پارك ديدم كه دو سارق اين زن را محاصره كرده اند و طلاهايش را گرفتند، به آنان حمله كردم و با كتك كارى جواهرات را پس گرفتم.» وى افزود: به زن جوان گفتم كه طلاها امانت نزد من بماند و شماره تلفن گرفتم تا در ازاى دريافت انعام يك ميليون تومانى آن را پس بدهم. اصلاً تهديدى در كار نبود و من بى گناهم.»
|
|
|
|
|
انتقام خونين از يك نيت شيطانى
گروه حوادث: دخترى جوان كه تسليم نيت شيطانى پسرجوانى شده بود، او را به خانه شان كشاند تا برادرش به انتقامجويى مرگبارى دست بزند.اين ادعاهاى خواهر و برادر كه با طراحى جنايتى هولناك، پسرى را كشته اند از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران تحت بررسى قرار خواهد گرفت.بنا به اين گزارش؛ اسفندماه سال ،۸۳ مردى در مراجعه به پليس قلعه حسن خان ادعا كرد پسرش از روز ۱۹ اسفندماه سال ۸۳ خانه شان را ترك كرده و ديگر برنگشته است.وقتى تيم تحقيق به بررسى هاى گسترده اى براى يافتن ردپايى از اين پسر پرداخت در اقدامات مخابراتى به دخترى رسيدند كه با جوان ناپديد شده آشنا بود. اين دختر وقتى از سوى كارآگاهان بازجويى شد، ادعا كرد قربانى مدت ها پيش با تهديد چاقو او را ربوده است و پس از تعرض بارها با تماس هاى تلفنى مزاحم وى شده است تا اينكه آخرين بار با گرفتن يك ميليون تومان پول به تركيه رفته و تعهد داده ديگر سراغ وى برنگردد.در حالى كه دختر جوان از سرنوشت پسر جوان اظهار بى اطلاعى مى كرد، تيم تحقيق ردپاى وى در چگونگى ناپديد شدن پسر را به دست آوردند تا اينكه دختر جوان وادار به اعترافات تكان دهنده اى شد.وى گفت: يك بار از سوى اين پسر به وى تعرض شده و از آن پس تحت فشار بوده و قربانى اصرار داشته او را به تركيه ببرد اما وقتى دچار بيمارى افسردگى و اضطراب شده برادرش با پى بردن به سرگذشت تلخ او، خواسته تا در تماس تلفنى وى را به خانه بكشاند.وقتى برادر دختر جوان، نيز بازداشت شد با تأييد اين ادعاها گفت: «بايد تاوان ناموس ما را مى داد براى انتقامگيرى پسر جوان را به خانه كشانديم و او را با ضربات چوب و چاقو كشتم، سپس جسدش را داخل پلاستيك سياهرنگ زباله جاسازى كردم و با انتقال به خيابان ۳۰ مترى داخل جدول انداختم.»با اين اعترافات، تيم تحقيق با توجه به اينكه بررسى ها نشان داد جسد قربانى روز ۲۱ اسفندماه _ دو روز بعد از ناپديد شدن _ از جوى آب بيرون كشيده شده، خواهر و برادر را عاملان اين جنايت شناخت. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، پرونده اين جنايت در اختيار قاضى عزيزمحمدى و چهارقاضى مستشار شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفته است.
|
|
|
|
|
با دستور رئيس قوه قضاييه انجام مى شود
رسيدگى مجدد به پرونده دختر هفت تيركش
• انتقام خونين از يك نيت شيطانى • پليس درپى تهديد شدن يك زن به كشته شدن فرزندش در پارك كمين كرد
گروه حوادث: دستور ويژه رئيس قوه قضاييه براى رسيدگى به پرونده دختر هفت تير كش تهرانى درحالى صادر شده كه چند متهم اين پرونده هنوز متوارى اند.
مدتى قبل خانواده اين زن جوان با حضور در جلسات هفتگى آيت الله شاهرودى خواستار مشخص شدن وضعيت دختر خود شدند. آنان در درخواست خود گفته بودند دخترشان به نام «ماندانا» كه از سال ۸۱ به اتهام قتل پسر جوانى به نام «مسعود» تحت بازداشت قرار گرفته، از آن زمان بدون صدور رأى قطعى از سوى دادگاه در بازداشت موقت به سر مى برد.بنا به اين گزارش؛ اين متهم كه از سوى پليس جنايى تهران عامل شليك مرگبار به سوى قربانى جوان حادثه شناخته شده است، پس از محاكمه و بازجويى در شعبه ۱۶۰۲ دادگاه جنايى تهران به قصاص محكوم شده بود. پرونده با نقض رأى در ديوان عالى كشور براى رسيدگى مجدد به دادگاه عمومى تهران ارجاع شد.قاضى «كرمى» پس از بررسى پرونده از آنجايى كه مأموران آگاهى اقدام به بازسازى صحنه جنايت نكرده بودند، دستور انجام اين كار را صادر كرد، ولى چون دلايل و مدارك كافى براى تصميم گيرى نهايى درباره متهم به دست نيامد، او را با صدور قرار وثيقه ۲۰۰ ميليون تومانى روانه زندان كرد.بر اساس اطلاعات موجود در پرونده اين متهم در مراحل مختلف بازجويى هاى قضايى به مواردى اشاره كرده كه با اعترافات نخستين وى كاملاً متفاوت است.طبق اين ادعاها شوهر اين زن كه از زمان وقوع جنايت متوارى است، مى تواند سرنخهاى جديدى از چگونگى وقوع قتل را در اختيار پليس قرار دهد، ولى هنوز پليس نتوانسته در اين باره اقدامى بكند.قاضى رسيدگى كننده به اين پرونده نيز براى تصميم گيرى درباره اتهامات وارده به اين متهم تا زمان دستگيرى شوهر وى مجبور است منتظر بماند.به گزارش خبرنگار ما، حادثه شليك به جوان موتورسوارى به نام «مسعود» ساعت ۱۵ و ۳۰ دقيقه ظهر روز جمعه ۳۱ خردادماه سال ۸۱ در محله هفت چنار تهران رخ داد.
|
|
|
|
|
قتل همسر و پسر ناتنى
گروه حوادث، اروميه _ خبرنگار «ايران»: يك مرد كه در جريان اختلاف مرگبار با همسرش او و پسر ناتنى اش را به قتل رسانده بود، در رديابى هاى مأموران به دام افتاد. اجساد قربانيان اين جنايت در حالى كه داخل يكى از اتاق هاى خانه شان دفن شده بودند، با اعترافات متهم كشف شد. بنا به اين گزارش، صبح روز ۱۳ فروردين ماه سال جارى مرد جوانى همراه با خانواده اش با مراجعه به نيروى انتظامى شهرستان خوى اعلام كرد: روز گذشته همسر و فرزند ناتنى ام را در شهر اروميه به قتل رساندم.با ادعاى اين مرد و گزارش آن به دادسراى شهرستان اروميه به دستور محمدامين فريد، بازپرس شعبه سوم اكيپى از مأموران به محل زندگى اين مرد مراجعه و تحقيقات خود را آغاز كردند.مأموران در بازرسى محل سكونت اين مرد داخل يكى از اتاق ها با اجساد يك زن و پسر ۸ ساله اى در حالى كه در كف اتاق دفن شده بودند، مواجه شدند.با خارج كردن اجساد مشخص شد آنها با ضربات چاقو به قتل رسيده و اجسادشان داخل اتاق دفن شده بود.با كشف اجساد و انتقال آنها به پزشكى قانونى، عامل جنايت تحت بازجويى قرار گرفت.وى ضمن اعتراف به قتل همسر و پسر ناتنى اش گفت: قبلاً با همسر فعلى ام بمدت ۳ ماه صيغه بوديم و پس از آن به عقد يكديگر درآمديم. زندگى را با همسرم و پسر ۸ ساله اش آغاز كرديم، ولى از همان ابتدا با همديگر اختلاف داشتيم و او هيچ گاه به تذكرهاى من اهميت نمى داد. غروب روز حادثه بر سر مسأله اى با او جر و بحث كردم و در يك لحظه با ضربات چاقو او را از پاى درآوردم. با فريادهاى همسرم، پسر ۸ ساله اش از خواب بيدار شد و من مجبور شدم او را نيز به قتل برسانم.عامل جنايت در ادامه گفت: پس از قتل، كف يكى از اتاق ها را كندم و اجساد هر دو آنها را در آنجا دفن كردم و سپس به شهرستان خوى فرار كردم و در آنجا خانواده ام مرا تحويل مأموران دادند.به گزارش خبرنگار ما، متهم پس از اعتراف و بازسازى صحنه جنايت، با دستور بازپرس شعبه سوم دادسراى اروميه با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.
|
|
|
|
|
جدال خونين دو رقيب عشقى
گروه حوادث : سارى خبرنگار «ايران»: جدال دو رقيب عشقى درباره ازدواج با دخترى با قتل برادر يكى از آنها رنگ خون گرفت.قربانى ۲۹ ساله حادثه كه آرمين نام دارد وقتى در جريان درگيرى برادرش با جوان ديگرى كه رقيب عشقى او بود قرار گرفت، خود را به آنجا رساند تا به اين جدال عشقى پايان دهد ولى هدف ضربه كارد قرار گرفته و از پاى درآمد.اين حادثه ساعت ۲۳ روز ۲۶ فروردين در خيابان فرهنگ شهر سارى رخ داد.متهم به قتل پس از دستگيرى در اختيار پليس آگاهى سارى قرار گرفت كه تحقيقات از او در اين باره ادامه دارد.
|
|
|
|
|
كينه مرگبار سارق مسلح از همسرش
گروه حوادث _ يك سارق حرفه اى به خاطر كينه از همسر اول خود كه با رها كردن بچه شان به خانه مادرش رفته بود، اسلحه و كفن خريد تا انتقام بگيرد.اين سارق در بزرگراه تندگويان با سرعت در حركت بود كه مأموران گشت پليس دستور ايست دادند.بنا به اين گزارش، ساعت ۹ و ۳۰ دقيقه روز سيزدهم ارديبهشت ماه سال جارى مأموران گشت بعد از پل صنيع خانى به پژو آردى اى سفيد رنگ بدون پلاك برخوردند و از راننده اش خواستند در گوشه اى توقف كند.در بازرسى از خودروى اين مرد، مأموران به يك اسلحه كلت كمرى با خشاب پر، شناسنامه زنش و يك كفن برخوردند و در بازجويى از مرد مسلح با ادعاى تكان دهنده اى برخوردند.
|
|
|
|