|
دو رأى براى پرونده اختلاف يك زن و شوهر
|
|
|
يكى از شعبه هاى دادگاه خانواده پس از ارائه درخواست مردى مبنى بر صدور حكم ممنوعيت اشتغال همسرش به تدريس خصوصى، با اين استدلال كه ادامه اشتغال زن به دليل اين كه باعث تشديد اختلافات طرفين مى شود آن را به مصلحت ندانسته، حكم به ممنوعيت اشتغال زن صادر كرد اما قضات شعبه ۳۷ دادگاه تجديدنظر استان تهران پس از بررسى حكم صادره، دعوا را غير ثابت تشخيص دادند و حكم به رد آن صادر كردند. به گزارش نشريه داخلى قوه قضاييه، در رأى دادگاه بدوى صادره در مورد اين پرونده آمده است: «در خصوص دادخواست تقديمى مردى به طرفيت همسرش به خواسته صدور حكم منع اشتغال خوانده به تدريس در كلاس هاى خصوصى (زبان انگليسى) با توجه به اوراق و محتويات پرونده دادخواست تقديمى و اظهارات خواهان و اين كه خوانده در لايحه دفاعيه دفاع مؤثرى معمول نداشته و ادامه شغل در فرض مذكور استنباط دادگاه اين كه با مصلاح خانوادگى خواهان منافات داشته و موجب تشديد اختلاف موجود طرفين خواهد بود، به مصلحت نبوده با استناد به ماده ۱۱۱۷ از قانون مدنى حكم منع اشتغال خوانده را در شرايط موجود صادر و اعلام مى نمايد در نهايت در صورت موافقت خواهان بلامانع خواهد بود.رأى صادر شده حضورى بوده و ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاكم تجديد نظر استان تهران مى باشد.» در رأى شعبه ۳۷ دادگاه تجديد نظر استان تهران عنوان شده است:«موضوع پرونده شماره ۸۴ / ۱۵۹۶ اين دادگاه تجديد نظر خواهى خانم به طرفيت شوهرش نسبت به دادنامه شماره ۱ شعبه دادگاه عمومى خانواده تهران مى باشد.اصل ۲۰ قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران مقرر داشته است، همه افراد ملت از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند، و همه از حقوق انسانى، سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى با رعايت موازين اسلامى برخوردارند و اصل ۲۸ نيز حاكى است: هر كسى حق دارد شغلى را كه بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومى و حقوق ديگران نيست، برگزيند، ...حسب اين اصول قانونى اصل بر اين است كه تمامى افراد ملت خواه زن و خواه مرد مجاز هستند به مشاغلى كه بلامانعند بپردازند و شخصى كه مدعى شغل فرد ديگرى مغاير موازين شرعى و يا مصالح عمومى و يا حقوقى وى مى باشد، بايد آن را به اثبات رساند.از اين رو زوج براى استفاده از حق مندرج در ماده ۱۱۱۷ قانون مدنى تكليف دارد، ثابت نمايد، ۱ـ همسرش به حرفه يا صنعتى اشتغال دارد.۲-شغل يا كار همسر منافى مصالح خانوادگى يا منافى با حيثيت و اعتبار خود يا همسرش مى باشد در پرونده بدوى صرف نظر از آن كه به دلالت نامه هاى شماره ۲ دادگاه عمومى خانواده تهران شماره ۴ دادگاه عمومى جزايى تهران و شماره ۵ دادگاه عمومى خانواده تهران وجود اختلاف بين زوجين ثابت است و زوج به لحاظ ايراد صدمه بدنى و ترك انفاق زوجه محكوميت يافته است و بنا به همين موارد نيز زوجه براى امرار معاش نيازمند شغل و كار است و زوج نه دليل و مستندى بر اشتغال همسرش ارائه داده است و نه ثابت كرده است كه تدريس غير مستمر همسرش در منزل خود ( نه منزل مشترك) منافى مصالح خانوادگى وى و يا مغاير حيثيت و اعتبار وى يا همسرش مى باشد، به نظر مى رسد عقلى و عدل آن مى باشد كه زوج براى استفاده از حق مندرج در ماده ۱۱۱۷ قانون مدنى خود مى بايست به تكاليف مندرج در مواد ۱۱۰۳ ( حسن معاشرت )، ۱۱۰۶ ( پرداخت نفقه ) و ۱۱۱۴(تهيه مسكن مناسب) اقدام نموده و سپس مبادرت به استفاده از امتياز قانونى ماده مرقوم نمايد كه اين اصول و موازين در انشاى رأى بدوى لحاظ نشده است.از اين رو مستند به مواد ۳۴۸ و ۳۵۸ قانون آيين دادرسى مدنى ۱۳۷۹ ضمن نقض دادنامه مورد اعتراض در مورد دادخواست نخستين مرد به طرفيت خانم به خواسته رسيدگى و صدور حكم بر منع اشتغال خوانده بنا به جهات ياد شده، دعوا غير ثابت تشخيص و حكم به رد آن صادر و اعلام مى شود، اين رأى قطعى است.» ماده ۱۱۱۷ قانون مدنى مى گويد: شوهر مى تواند زن خود را از حرفه يا صنعتى كه منافى مصالح خانوادگى يا حيثيات خود يا زن باشد، منع كند، دكتر ناصر كاتوزيان با تصريح به اين كه منع زن بايد از دادگاه خواسته شود، تأكيد مى كند دادگاه مى تواند بر مبناى عادت و رسوم اجتماعى و اخلاقى درباره درستى تصميم شوهر تصميم بگيرد.
|