|
بازپرس جنايى تهران براى مرگ هاى خاموش هشدار داد:
• چهار دختر دانش آموز كه با خوردن قرص هاى مرموزى دچار مسموميت مرگبار شده و جان باخته اند، پرونده پيچيده اى را پيش روى بازپرس و پليس جنايى قرار دادند • راز اسكلت زنى در ميان ديوار • زورگيرى ۳ مرد آهنين از خانه هاى فساد
|
|
|
|
با تلاش پليس آگاهى فاش شد
|
|
|
|
|
|
|
|
زورگيرى ۳ مرد آهنين
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بازپرس جنايى تهران براى مرگ هاى خاموش هشدار داد:
ردپاى يك زن در مرگ ۴ دختر دانش آموز
• چهار دختر دانش آموز كه با خوردن قرص هاى مرموزى دچار مسموميت مرگبار شده و جان باخته اند، پرونده پيچيده اى را پيش روى بازپرس و پليس جنايى قرار دادند • راز اسكلت زنى در ميان ديوار • زورگيرى ۳ مرد آهنين از خانه هاى فساد
گروه حوادث _ چهار دختر دانش آموز كه با خوردن قرص هاى مرموزى دچار مسموميت مرگبار شده و جان باخته اند، پرونده پيچيده اى را پيش روى بازپرس و پليس جنايى قرار دادند. مأموران براى افشاى راز مرگ اين دختران دانش آموز، رد پايى از يك زن ناشناس را كه با آنان طرح دوستى ريخته بود، به دست آورده اند.
بنا به اين گزارش، صبح روز چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ماه سال جارى دختر دانش آموزى كه در كلاس سوم دبيرستان مدرسه دخترانه اى در خيابان شهيد رجايى درس مى خواند، وقتى همراه مادرش به مدرسه رفت، جلوى دبيرستان حالش بهم خورد. اين دختر با كنترل كردن خودش سر صف ايستاد و به داخل كلاس رفت، اما هنوز دقايقى روى صندلى ننشسته بود كه از معلم اجازه مى گيرد تا بيرون برود. اين بار وقتى دختر نوجوان حالش بهم مى خورد، نيمه جان به بيمارستان لقمان الدوله انتقال داده مى شود و به خاطر مسموميت شديد از يك نوع قرص ضدآفت مخصوص برنج از پاى درمى آيد. < سومين مسموميت وقتى ماجراى مرگ مرموز اين دختر دانش آموز به بازپرس حسينى از شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران و مأموران كلانترى ۱۳۰ نازى آباد گزارش شد، تيم تحقيق در بررسى هاى خود پى برد او سومين قربانى اين قرص هاى كشنده است و در فروردين ماه سال جارى دو دختر دانش آموز ديگر به نام هاى «بيتا» و «سمانه» نيز به شكل مشابهى از پاى درآمده اند. يكى از همكلاسى هاى اين دختر كه مأموران به خاطر صميميت و دوستى او با قربانى به تحقيق از وى پرداخته بودند، ادعا كرد ديده است وقتى او از كلاس درس بيرون رفت، باز يك قرص ديگر خورد و به حالت كما رفت. اين دانش آموز به كارآگاهان گفت: او به من گفته كه قرص ها را از عطارى خريده است. او وقتى حالش بد بود با اصرار معلم براى بيرون آوردن كفش هايش مواجه شد، اما امتناع كرد. چرا كه قوطى قرص برنج را در كفش خود جاسازى كرده و دو قرص از اين قوطى را خورده بود. وقتى تيم بررسى اين پرونده شنيد كه همه تصور مى كردند قرص ها اكستازى هستند و كسى نمى دانست قرص برنج مرگبار است، با پيدا كردن قوطى قرص ها متوجه شدند كه از ۱۰ قرص داخل آن، همان دو قرصى كه دوست اين دختر ادعا مى كرد، استفاده شده است.» < رد پايى از يك زن در حالى كه تحقيقات پليس براى انگيزه سه دختر دانش آموز در خوردن اين قرص ها به بن بست خورده بود و مشخص شده بود كه اين دختران جوان هيچ دليلى براى خودكشى نداشته اند، رد پايى از يك زن ناشناس به دست آمد. اين زن با تردد در حوالى دبيرستان دخترانه سعى داشت با دختران رابطه دوستى برقرار كند و با دادن شماره تماس از آنان مى خواست با وى تلفنى تماس بگيرند، اما هيچ كس اطلاعى از شخصيت زن ناشناس ندارد. بدين ترتيب با دستور بازپرس حسينى اين زن ناشناس تحت تعقيب قرار گرفت تا اگر رابطه اى بين او و مرگ دختران دانش آموز است، فاش شود. < چهارمين مرگ شامگاه سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ماه، دخترى به نام «غزل» دانش آموز هنرستان دخترانه كه به خاطر مصرف قرص هاى برنج با مسموميت شديد به بيمارستان لقمان الدوله انتقال يافته بود، جان باخت و يك مرگ تلخ ديگر به پرونده تيم تحقيق اضافه كرد. < دستور جنايى بازپرس صبح ديروز، خانواده هاى چهار دختر دانش آموز در شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران روبروى بازپرس حسينى قرار گرفتند و خواستار روشن شدن سرنوشت مرموز دخترانشان شدند. بازپرس جنايى تهران در حالى كه دستوراتى براى بررسى مشكلات روحى و روانى قربانيان، چگونگى تهيه و انگيزه خريد قرص هاى برنج از سوى دختران دانش آموز صادر كرده و خواستار تحقيق از مسؤولان دو مدرسه شده بود، اين مرگ هاى خاموش را زنگ خطر توصيف كرد. بازپرس حسينى گفت: «برخى ندانسته قرص هايى را با تصور اينكه قرص شادى آور يا اكستازى است مصرف مى كنند و خود را به لبه پرتگاه مرگ مى برند.» وى افزود: اين يك معضل اجتماعى است و خانواده ها بايستى مراقبت بيشترى داشته باشند و مسؤولان مدرسه نيز نبايد تنها آموزش را در برنامه هايشان قرار دهند، بلكه پرورش را نيز از اولويت هاى كارى خود بدانند تا شاهد فاصله بين دانش آموزان با مسؤولان نباشيم و چنين حوادثى رخ ندهد.»
|
|
|
|
|
با تلاش پليس آگاهى فاش شد
راز اسكلت زنى در ميان ديوار
|
|
|
گروه حوادث: عامل يك جنايت خانوادگى كه در آن مردى همسرش را با ضربات چكش از پاى درآورده بود، دستگير شد. اين مرد ۴۵ ساله به دنبال بروز اختلافاتى با زنش او را به قتل رسانده و متوارى شده بود. ماجراى اين جنايت هنگامى فاش شد كه دختر خانواده با گذشت يك سال وقتى از انگلستان به ايران بازگشت، هيچ كس را در خانه شان نديد و آنجا را به يكى از بستگانش اجرا داد. بنابه اين گزارش، مستأجر جوان پس از اجاره خانه در حوالى ميدان جمهورى تهران با ديدن برآمدگى قسمتى از ديوار اتاق خواب تصميم به ترميم آنجا گرفت. هنگامى كه كارگران سرگرم تخريب ديوار براى بازسازى آن قسمت بودند ناگهان با اسكلت زنى در ميان گچ و آجر ديوار روبرو شدند. آنان كه از اين اتفاق وحشت زده شده بودند، صاحبكار خود را در جريان ماجرا قرار دادند. اين مرد بلافاصله مأموران را در جريان پيدا شدن اسكلت زن ناشناس در ميان ديوار قرار داد. مأموران پس از حضور در محل حادثه به بررسى ماجرا پرداختند در جريان اين تحقيقات دختر جوانى كه خانه را به اين مرد اجاره داده بود مورد تحقيق قرار گرفت. وى در اين باره گفت: مادرم كه «صغرا» نام داشت چند سال پس از تولد من، به دنبال بروز اختلافاتى با پدرم از او طلاق گرفت و به عقد پسر جوانى درآمد كه ۱۵ سال از خودش جوانتر بود. من نيز پس از گذشت مدتى براى ادامه تحصيل به كشور انگلستان رفتم. ما با هم به صورت تلفنى ارتباط داشتيم و از احوال هم جويا مى شديم تا اينكه از اوايل سال ۱۳۸۰ ديگر كسى به تماس هاى من جواب نداد. من كه نگران شده بودم سعى كردم از طريق بستگان و آشنايانم در ايران در اين باره اطلاعاتى بدست آورم ولى هيچ كس اطلاعى از سرنوشت مادرم و شوهرش نداشت تا اينكه پس از گذشت يكسال تصميم گرفتم خود به ايران بيايم. وقتى به ايران آمدم كسى در خانه را به رويم باز نكرد. پس از آوردن قفل ساز و باز كردن در مشاهده كردم تمام خانه را خاك گرفته و كسى در آنجا ساكن نيست. وضعيت ظاهرى خانه مان طورى بود كه انگار از مدت ها قبل كسى به آنجا سرنزده بود. از همسايه ها شنيدم كه يك سال قبل پدرم تمام وسايل خانه را بار كاميون زده و به مكان نامعلومى رفته است. ولى هيچ يك از آنها از مادرم اطلاعى نداشت. من كه نگران سرنوشت آنها بودم ابتدا تصميم گرفتم خودم به جست وجوى آنان بپردازم ولى وقتى پس از تلاش هاى بسيار از اين كار ناموفق ماندم، براى رديابى آنها از پليس كمك خواستم براى اين منظور با مراجعه به پليس آگاهى آنان را در جريان سرنوشت ابهام آميز خانواده ام قرار دادم. ازسوى ديگر چون خانه خالى بود، آنجا را به يكى از بستگانم كه تازه ازدواج كرده بودند اجاره دادم كه اين حادثه اتفاق افتاد. از آنجايى كه پليس احتمال مى داد اسكلت پيدا شده متعلق به مادر اين دختر باشد، تجسس براى رديابى پدر خانواده را آغاز كردند. به دستور قاضى دادگاه جنايى تهران اسكلت پيدا شده براى انجام آزمايش هاى تخصصى به پزشكى قانونى تهران انتقال داده شد. آنان پس از بررسى هاى علمى و تخصصى خود اعلام كردند قربانى حادثه براثر اصابت ضربات جسم سخت به سرش از پاى درآمده و از مرگ او بيش از يك سال مى گذرد. با بدست آمدن اين اطلاعات فرضيه قتل «صغرا» قوت بيشترى گرفت و پليس در تجسسهاى خود توانست رد مرد فرارى را در يكى از محله هاى شهر كرج بدست آورد. مأموران وقتى خانه موردنظر را به محاصره خود درآوردند، در تحقيقات نامحسوس خود متوجه شدند كه اين مرد كه «موسى» نام دارد مدتى قبل آنجا را ترك كرده و به مكان ديگرى اسباب كشى كرده است. درحالى كه تحقيقات پليسى درباره رديابى محل پنهان شدن اين مرد ادامه داشت مأموران گشت آگاهى تهران نيمه شب ۱۹ ارديبهشت ماه سال ۸۵ در منطقه آزادى تهران به يك خودروى سوارى مظنون شده و دستور توقف آن را دادند. وقتى راننده ميانسال خودرو براى تحقيقات به آگاهى تهران انتقال داده شد، پرده از ماجراى قتل همسرش كه ۵ سال قبل اتفاق افتاده بود برداشت. وى در اعترافات خود به مأموران آگاهى گفت: نيمه شب يكى از روزهاى خردادماه سال ۸۰ بود كه بر سر مسائلى با همسرم اختلاف پيدا كرده و با هم به جروبحث پرداختيم. در جريان اين مشاجره ناگهان عصبانى شده و با چكشى كه در خانه بود ضرباتى به سروصورت او وارد كردم. وقتى ديدم او بى حال روى زمين افتاد، تصميم گرفتم براى فاش نشدن راز جنايتى كه مرتكب شده بودم جسد را در داخل خانه دفن كنم. به همين دليل آن را در ميان شكاف دو لايه ديوار اتاق خواب قرار دادم و روى ديوار را كاملاً با گچ و آجر و سيمان پوشاندم. وى ادامه داد: پس از رفتن به كرج، به عنوان سرويس يك دبستان ابتدايى شروع به كار كردم تا اينكه دستگير شدم. با توجه به روحيه خشن اين متهم پليس احتمال مى دهد او در جنايت هاى ديگرى نيز دست داشته باشد. به دستور قاضى دادگاه عمومى تهران اين متهم جهت انجام تحقيقات تكميلى با صدور قرار قانونى در اختيار پليس آگاهى تهران قرار گرفت. < هشدار: سرهنگ حسين خوئينى با اشاره به دستگيرى اين متهم گفت: وى به هنگام دستگيرى به عنوان سرويس دبستان كار مى كرد. مسؤولان و مديران دبستان ها و مدارس لازم است به اين نكته توجه داشته باشند كه قبل از سپردن بچه هاى مردم به دست چنين افرادى درباره سوابق و مشخصات او با پليس منطقه هماهنگى هاى لازم را انجام دهند تا خداى ناكرده شاهد حوادث پيش بينى نشده اى نباشيم.
|
|
|
|
|
نقشه شوم يك مرد براى زنى آشنا
گروه حوادث- يك مرد، براى سلطه به زن آشنايى، او را با خوراندن آبميوه بى هوش كننده به خانه اى كشاند و به فيلمبردارى مبتذل از وى پرداخت. اين زن كه تكنسين بيمارستان است وقتى ديد مرد آشنا با اخاذى ميليونى از وى مى پردازد. نزد پليس رفت و خواستار دستگيرى او شد. بنابه اين گزارش زن جوان وقتى در برابر بازپرس قيصرى از شعبه ششم دادسراى امور جنايى تهران قرار گرفت، گفت: آذرماه، مردى در مراجعه به بيمارستان با من آشنا شد و با شماره تلفنى كه بين ما رد و بدل شد طرح دوستى ريختيم، او ادعا كرد ليسانس حقوق دارد و در يكى از ارگان ها كار مى كند. بخاطر اينكه به رفتارهايش شك داشتم تحقيق كردم و پى بردم او زنش را طلاق داده و از او دو بچه دارد.» وى افزود: «وقتى خودش تأييد كرد به من دروغ گفته است خواستم من را فراموش كند اما دست از سرم بر نداشت، او تعقيبم مى كرد تا اينكه قرار گذاشتيم همديگر را ببينيم و آخرين قول و قرارهايمان را بگذاريم، وقتى سوار خودرويش شدم و براى من آبميوه خريد نمى دانستم چه نيت شومى دارد، خيلى زود بى هوش شدم و زمانى به هوش آمدم كه او نقشه اش را عملى كرده بود و از من فيلم مبتذل تهيه كرده بود. اين زن ادامه داد: «سى دى اين فيلم را به من داد و خواست هركارى مى خواهد انجام دهم، تهديدم كرد كه سى دى را پخش خواهد كرد، يكبار از من يك ميليون تومان پول گرفت، بارها به شيشه پنجره، اتاقم سنگ پرانى كرد، خيلى كوتاه آمدم، مجبورم براى خارج شدن از خانه همراهى داشته باشم، او سايه به سايه در تعقيب من است و چون ديدم تهديداتش جدى تر مى شود تصميم گرفتم در دادسراى امور جنايى تهران شكايت كنم.»
|
|
|
|
|
مأموريت ناتمام ۲ قاچاقچى نيجريه اى در تهران
|
|
|
گروه حوادث - مأموريت يك باند مافيايى قاچاق مواد مخدر با دستگيرى دو قاچاقچى نيجريه اى ناتمام ماند. اين دو جوان سياهپوست هنگامى كه قصد انتقال مواد مخدرهاى جاسازى شده در داخل دو كيف بزرگ به خارج از كشور را داشتند، توسط پليس مستقر در فرودگاه امام خمينى(ره) شناسايى و دستگير شدند. ماجراى دستگيرى اين دو متهم نيمه شب ۱۹ ارديبهشت ماه سال جارى رخ داد و در جريان آن دو مرد جوان تبعه كشور آفريقايى نيجريه به نام هاى «چيكا» و «آكوچوكو» بازداشت شدند. در بازرسى از كيف هايى كه اين دو مرد خارجى حمل مى كردند، مقدار ۵/۵ كيلو هروئين كه به طور ماهرانه اى در بدنه كيف ها جاسازى شده بود به دست آمد. متهمان صبح روز گذشته پس از انتقال به شعبه يكم بازپرسى دادسراى شهررى از سوى بازپرس «زنده دل» تحت بازجويى قرار گرفتند. يكى از آنها در اعترافات خود ادعا كرد: دو هفته قبل، از طريق فرودگاه امام خمينى(ره) وارد ايران شديم. پس از چند روز اقامت در يكى از هتل هاى تهران براى تمديد ويزا به شهر مشهد رفتيم. هفت روز در مشهد بوديم، در آنجا مردى كه «مايك» نام دارد و در كشور نيجريه ساكن است با ما تماس گرفته و خواست به تهران برگرديم و كيف هايى كه حامل خاك طلا است از مردى به نام «على» تحويل بگيريم، وقتى به هتل محل اقامت خودمان در تهران برگشتيم، مرد جوانى در مقابل هتل انتظار ما را مى كشيد. او ساك ها را به من و دوستم تحويل داده و به سرعت آنجا را ترك كرد. ما براى انتقال محتويات ساك ها، هنوز پولى نگرفته بوديم و قرار بود بعداً با فروش آنها مبالغى به ما بدهند كه دستگير شديم. به دستور بازپرس «زنده دل» تحقيقات پليسى براى رديابى ساير همدستان اين متهمان ادامه دارد.
|
|
|
|
|
زورگيرى ۳ مرد آهنين
از خانه هاى فساد
گروه حوادث: سه تن از مردان آهنين ايران با سازماندهى شبكه سرقت به شناسايى خانه هاى فساد مى پرداختند و از زنان خيابانى پول و جواهرات مى دزديدند.
اين سه مرد قوى هيكل كه بارها جلوى دوربين فيلمبردارى به رقابت در مسابقه مردان آهنين پرداخته اند با توجه به شخصيت ضد اجتماعى طعمه هاى خود تصور نمى كردند آنان نزد پليس به طرح شكايت دست بزنند. بنا به اين گزارش، روز ۲۳ تيرماه سال ۸۴ زنى با مراجعه به دادسراى امور جنايى تهران ادعا كرد چند مرد قوى هيكل به خانه اش حمله كرده و با اذيت و آزار وى پول و جواهراتش را دزديده اند. وقتى با دستور داديار جنايى تيمى از مأموران اداره پنجم پليس آگاهى تهران براى رديابى مردان قوى هيكل وارد عمل شدند و هنوز رد پايى به دست نياورده بودند كه با زورگيرى هاى مشابه ديگرى مواجه شدند. وقتى مشخص شد اين شبكه به چند خانه فساد ديگر نيز حمله كرده اند، تجسس ها مشخص كرد آنان ابتدا با شناسايى زنان خيابانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى كنند سپس در نقشه ماهرانه اى به بهانه برقرارى رابطه شيطانى وارد خانه هاى فساد شده و دست به زورگيرى مى زنند. اين تحقيقات نشان داد، زورگيران هيچ نقابى به صورت نمى زدند و در اجراى نقشه سرقت ابتدا دستان، پاها و دهان طعمه هايشان را مى بستند و اقدام به سرقت و اذيت و آزار آنان مى كردند. < پيراهن مردان آهنين در حالى كه تيم تحقيق با ۱۱ زورگيرى مشابه از سوى مردان قوى هيكل مواجه شده بودند و ردپايى از سارقان در دست نداشتند، يكى از زنان در خيابانى واقع در مركز تهران با ديدن پسرى تنومند وى را شناسايى كرد. اين زن وقتى پليس را ديد هراسان نزد مأموران رفت و خواست پسر جوان را كه ساك ورزشى در دست داشت بازداشت كنند، زمانى كه پليس به سمت پسر تنومند حركت كرد وى با جا گذاشتن ساك ورزشى اش پا به فرار گذاشت و نخستين سرنخ به دست كارآگاهان افتاد. تيم تحقيق با بررسى ساك ورزشى، پيراهنى كه آرم مردان آهنين داخل آن بود را به دست آوردند و با جست وجو در اطراف محل فرار پسر تنومند به باشگاهى رسيدند و در بازجويى از صاحب باشگاه كه شنيده مى شد جوان فرارى برادرش است پى بردند وى بارها در مسابقات مردان آهنين شركت كرده است. بدين ترتيب، متهم از سوى پليس شناسايى شد و كارآگاهان موفق شدند وى را بازداشت كنند و پرده از جزئيات يك شبكه زيرزمينى بردارند. اين جوان كه در فهرست مردان آهنين است در تحقيقات به كارآگاهان گفت: «من به همراه دو تن ديگر از مردان آهنين از تابستان سال گذشته دور هم جمع شديم و تصميم گرفتيم به زورگيرى از خانه هاى فساد دست بزنيم.» وى افزود: «قصد ما سرقت پول و جواهرات بود و چون تصور مى كرديم زنان خيابانى از ترس افشاى كارهايشان شكايت نخواهند كرد و پليس نيز دنبال چنين پرونده هايى نخواهد رفت با خيال راحت وارد خانه هايشان مى شديم و دست به سرقت مى زديم.» با اعترافات اين مرد آهنين وقتى پليس فيلم ويدئويى مسابقات مردان آهنين كه در ايام عيد ۸۵ پخش شده است را به چند مالباخته نشان داد آنان در بين شركت كنندگان در مسابقه يكى از آنان را شناسايى كردند. < عمليات غافلگيرانه كارآگاهان اداره پنجم پليس آگاهى تهران با توجه به اينكه تجسس ها نشان مى داد اين متهم نوچه هايى دارد و عمليات غافلگيرانه را در برنامه خود قرار دادند و با هماهنگى گشت هاى ويژه پليس و يگان هاى عملياتى از ساعت ۱۶ عصر سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ماه سال جارى تا ۱۹ غروب به مدت سه ساعت در جنت آباد به اقدامات عملياتى و اطلاعاتى دست زدند و توانستند اين مرد آهنين را كه يكى از نامداران مسابقات است، به دام اندازند. صبح ديروز - چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت ماه - دو مرد آهنين در شعبه دوم داديارى تحت بازجويى قرار گرفتند و اقرار كردند كه همراه يكى ديگر از دوستانشان دست به زورگيرى زده اند. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، پليس در حال حاضر رديابى مرد آهنين فرارى اين شبكه را كه هيچ ارتباطى با انجمن قويترين مردان ايران ندارند و به طور مخفيانه و خودسرانه به چنين زورگيرى هايى دست مى زدند، در برنامه ويژه خود قرار داده است.
|
|
|
|
|
تفريح شوم براى يك دختر
|
|
|
گروه حوادث- همدان- خبرنگار «ايران»: سه پسر جوان كه با ربودن دختر ۱۹ ساله اى او را مورد تعرض قرار داده بودند در رديابى هاى مأموران مبارزه با جرايم جنايى استان همدان به دام افتادند. بنا به اين گزارش، عصر روز سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ماه دختر جوانى با مراجعه به اداره آگاهى همدان در حالى كه وحشت زده بود گفت: امروز سه پسر جوان كه يكى از آنها قبلاً با من دوست بود به بهانه گردش و تفريح مرا سوار خودروشان كردند و پس از آن كه از شهر خارج شديم در روستاى كيشين مرا مورد اذيت و آزار قرار دادند. با شكايت اين دختر به دستور سرگرد اسماعيل قلعه اى رئيس اداره مبارزه با جرايم جنايى پليس آگاهى همدان اكيپى از مأموران تجسس هاى خود را آغاز كردند. مأموران در نخستين اقدام با راهنمايى هاى دختر جوان مخفيگاه يكى از آدم ربايان را در حوالى تپه حاج عنايت رديابى و صبح روز گذشته وى را دستگير كردند. متهم پس از بازداشت به ربودن دختر جوان و تعرض به وى اعتراف كرد. با اعتراف متهم مأموران دو همدست ديگر وى را بازداشت كردند. به گزارش خبرنگار ما، با دستگيرى سه پسر متجاوز به دستور بازپرس شعبه اول دادسراى همدان آنها با قرار بازداشت جهت ادامه تحقيقات در اختيار مأموران قرار گرفتند.
|
|
|
|
|
سانحه براى هواپيماى آموزشى در شيراز
يك فروند هواپيماى آموزشى، در پايگاه هوايى شهيد دستغيب پيش از فرود در باند از مسير خارج شده و دچار سانحه شد. در همين حال در حالى كه مسؤولان اين پايگاه از اظهار نظر در خصوص علت سقوط هواپيما تاكنون خوددارى كرده اند، معاون سياسى امنيتى استاندارى فارس از سالم بودن سرنشينان هواپيماى سانحه ديده خبر داد و گفت: اين حادثه در حالى به وقوع پيوست كه هواپيما از باند خارج شده بود. محمد رضى حدائق در گفت وگو با ايسنا بيان كرد: اين هواپيماى آموزشى متعلق به سپاه پاسداران بوده كه هنگام فرود از باند خارج شده است. وى تأكيد كرد: خوشبختانه مشكل خاصى براى سرنشينان هواپيما پيش نيامده و هر دو خلبان آن سالم هستند. حدائق، وقوع اين گونه حوادث را براى هواپيماهاى آموزشى طبيعى دانست و خاطرنشان كرد: در جريان اين حادثه، خسارت چندانى به هواپيما وارد نشده است.
|
|
|
|
|
معدل ۱۶ شرط آزادى پسر ۱۷ ساله
پسر ۱۷ ساله اى كه به اتهام برقرارى ارتباط با دخترى در دادگاه اطفال محاكمه شد، با تعهد كسب معدل ۱۶ و عدم ارتكاب كار خلاف در مدت دو سال، بخشيده شد. به گزارش ايسنا پسر ۱۷ ساله اى به اتهام برقرارى ارتباط با دخترى در شعبه ۱۱۸۸ دادگاه اطفال حاضر شد و مادر اين پسر در دفاع از پسرش در جلسه دادگاه گفت: براى اين كه شب چهارشنبه سورى بچه ها بيرون نروند و ترقه بازى نكنند جشنى ترتيب داده بوديم كه تا ساعت ۳۰:۴ طول كشيد.اين دختر كه دختر دوستم است براى رفتن به منزلش مى خواست آژانس بگيرد و چون او پيش ما امانت بود، پسرم را همراهش تا آژانس فرستادم كه آن جا دستگيرشان كردند. در ادامه جلسه، متهم اين پرونده كه فاقد سابقه كيفرى است گفت كه در كلاس سوم دبيرستان درس مى خواند و معدلش بالاى ۱۶ است. جعفرى، قاضى دادگاه خانواده با بيان اين كه حتى دست زدن به نامحرم حرام است و از نظر قانونى هم اشكال دارد، گفت: هم چنان كه كبريت و بنزين در كنار هم مشتعل مى شود اگر دختر و پسر خارج از قاعده به يكديگر نزديك شوند ديگر نمى توان آنها را كنترل كرد. قاضى جعفرى با اشاره به اين كه متهم جاهل به موضوع بوده است، خطاب به متهم گفت: در صورت دادن تعهد در مورد كسب معدل بالا و اين كه از امروز تا دو سال حق ندارى هيچ خلافى انجام دهى بخشيده مى شوى. با تأكيد قاضى بر الزام آور بودن تعهد، پسر ۱۷ ساله براى اخذ معدل كل ۱۶ تعهد داد. خاتمه يك پرونده ۲۷ ساله قتل در شوراى حل اختلاف گروه حقوقى - روابط عمومى دادگسترى كل استان فارس اعلام كرد: شوراى حل اختلاف اين شهرستان پرونده قتلى را پس از ۲۷ سال با صلح و سازش طرفين بست. به گزارش پايگاه اطلاع رسانى پليس ، اين پرونده يكى از پيچيده ترين و طولانى ترين پرونده هاى قضايى مطرح در دادگسترى كل استان فارس بود كه در سال ۵۸ با قتل «محمد» تشكيل شده و در طول سال هاى گذشته يكى از دغدغه هاى قضاتى بود كه با آن در ارتباط بودند. براساس اين گزارش به جز دادگسترى، نهادها و ادارات ديگرى همچون فرماندارى، اداره اطلاعات و ... درگير اين پرونده بودند. در نهايت شوراى حل اختلاف لامرد با تلاش پيگير خود توانست در جلسه اى با حضور دادستان اين شهرستان و معتمدين محل رضايت اولياى دم را جلب و پرونده را مختومه اعلام كند.
|
|
|
|
|
شمشيركشى زن آمريكايى به خاطر پارك خودرو
يك زن ميانسال آمريكايى به اتهام حمله با شمشير كه به منظور تصاحب يك جاى خالى در پاركينگ صورت گرفته بود، دستگير شد. گزارش پليس، به نقل از سايت خبرى «نيوزفورجكس» حاكى است، يك زن ۴۹ ساله آمريكايى به نام « شارلوت تيل» ديروز به اتهام حمله با شمشير به زنى ديگر، كه به منظور تصاحب يك جاى خالى در پاركينگ فروشگاهى در «جكسون ويل» صورت گرفته بود توسط پليس «فلوريدا» دستگير شد. براساس اين گزارش، شارلوت كه سوار بر اتومبيل و به همراه همسرش براى خريد به يك فروشگاه زنجيره اى آمده بود، به محض مشاهده جاى خالى در پاركينگ اين محل، سعى در تصاحب آن داشت كه در همين لحظه زن ديگرى با اتومبيلش جلوى راهش سبز شد و خشم او را برانگيخت. به گفته شاهدان، شارلوت كه با ديدن اتومبيل اين زن در جلوى خود، به شدت عصبانى شده بود، با در دست داشتن شمشيرى ۷۰ سانتى از خودرواش بيرون آمد و شروع به فحاشى و چرخاندن شمشير كرد.در همين حال راننده مقابل كه از كرده خود پشيمان شده بود به سرعت از محل دور شد و پليس را وارد عمل كرد. مأموران با حضور در محل حادثه، شارلوت شمشير به دست را دستگير و براى بازجويى به بازداشتگاه بردند.
|
|
|
|
|
تقصير ۵۰ درصدى در پرونده مرگ يك گدا
كارشناسان بازپرسى دادسراى جنايى تهران، پيمانكار شهردارى و راننده خودرو وانت، هركدام را به ميزان ۵۰ درصد در مرگ يك گدا مقصر شناختند. روز ۳۱ فروردين ماه سال جارى به بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم دادسراى امور جنايى تهران اطلاع داده شد در سى مترى نيروى هوايى يك جوان به نام «باشم على» با سقوط از پشت وانت بار جان سپرده است. به گزارش فارس، وقتى تحقيقات جنايى روشن ساخت كه «باشم على» در حال گدايى از سوى مأموران نگهبان محله مورد حمله قرار گرفته است، بازپرس ويژه قتل وارد عمل شد و دستور بازداشت يكى از نگهبان محله را صادر كرد. در ادامه اصغرزاده به گروهى از كارشناسان دستور داد با بررسى حادثه مقصران را شناسايى كنند كه كارشناسان با بازسازى صحنه حادثه پيمانكار و راننده وانت را هر كدام به ميزان ۵۰ درصد مقصر شناختند.
|
|
|
|