|
جوانان و نمايشگاه مطبوعات
وقتى از روزنامه حرف مى زنيم...
|
|
|
مرتضى قديمى نمايشگاه مطبوعات امسال مصادف شده با عددى كه براى بسيارى نحس و نكوهيده است. امسال شاهد برگزارى سيزدهمين نمايشگاه مطبوعات بوديم. نمايشگاهى كه در تمام اين دوران برگزارى اش خواه ناخواه براى بسيارى جذاب بوده است. نمايشگاهى كه برگزارى همزمان آن با نمايشگاه بين المللى كتاب زمينه ساز استقبال قابل توجهى از سالن هاى مختلف آن شده. بسيارى تصور مى كنند اگر نمايشگاه مطبوعات به صورت مستقل برگزار شود شايد تا اين حد مورد توجه و استقبال مردم قرار نگيرد و اغلب بازديدكنندگان نمايشگاه مطبوعات كسانى هستند كه به نمايشگاه كتاب مى آيند، بالاخره سرى هم به غرفه هاى پر از روزنامه و مجله مى زنند تا دست خالى از نمايشگاه خارج نشوند! برگزارى سيزدهمين نمايشگاه مطبوعات بهانه اى شد تا سراغ جوانانى كه از نمايشگاه بازديد كرده اند برويم تا از ارتباط آنها با مطبوعات و جايگاه مطبوعات در زندگى آنها جويا شويم. البته نظرى هم به حال و هواى نمايشگاه امسال داشته باشيم. نمايشگاه مطبوعات امسال هم چون سال هاى گذشته در قسمت هاى جنوبى نمايشگاه بين المللى تهران داير شد تا بازديدكنندگان ضمن طى مسافت در شمالى تا سالن هاى مطبوعات از نمايشگاه عريض و طويل كتاب ديدار كنند تا احتمالاً خسته و كوفته به نمايشگاه مطبوعات برسند، عده اى از اهالى مطبوعات معتقدند نمايشگاه مطبوعات مى بايست به صورت مستقل برگزار شود تا آنگونه كه شايسته نمايشگاه است با آن رفتار شود به اين صورت كه بازديدكنندگان فارغ از شلوغى بتوانند با مطبوعات و جرايد مختلف ارتباط مناسب برقرار كنند نه اينكه بى دليل سالن ها پر از بازديدكنندگانى باشد كه شايد هفته اى يك بار هم سراغ هيچ روزنامه اى نمى روند. در هر صورت چه بخواهيم و چه نخواهيم مطبوعات و نشريات به عنوان يكى از مهم ترين وسايل ارتباط جمعى هنوز جايگاه ويژه اى دارند و در برهه هاى مختلف تأثير خاص و بسزايى هم در زندگى توده مردم داشته اند. خيلى از سال هاى آخرين دهه هفتاد دور نشده ايم بخوبى در خاطرمان هست كه روزنامه هاى مختلف در سراسر كشور آن قدر محبوب شده بودند كه گاهى اوقات بعضى از عناوين معروف و محبوب تا ظهر تمام مى شدند. آن سال ها جلوى اغلب كيوسك هاى روزنامه فروشى شلوغ بود و مردم اول صبح حتماً نگاهى به تيترهاى روزنامه ها مى انداختند و حتماً حداقل يكى را بيرون مى كشيدند. همان سال ها مطبوعات بين جوان ها نيز بسيار مهم شده بود، هرچند به مرور پس از فروكش يافتن التهابات آن دوران باعث شد تا توجه به مطبوعات هم كمتر شود. البته نبايد فراموش كنيم طى سال هاى اخير بسيارى از مخاطبان مطبوعات خصوصاً روزنامه ها ترجيح مى دهند با استفاده از اينترنت نگاهى به جرايد داشته باشند. محسن رحيمى پور دانشجوى مكانيك كه يك روزنامه ورزشى زير بغلش دارد و چند كتاب هم در دست ديگرش در خصوص توجه جوانان به مطبوعات مى گويد: روزنامه ها ديگر جذاب نيستند و اغلب شبيه همديگر هستند و حرف جذابى براى مطرح كردن ندارند. محسن كه ترجيح مى دهد اخبار را از طريق تلويزيون به دست آورد ادامه مى دهد: شايد براى من كه دائماً كنار كامپيوتر هستم و متصل به اينترنت، ديگر نيازى به خريد روزنامه نباشد چرا كه اخبار شبيه همديگرى كه در روزنامه ها چاپ خواهند شد را يك روز زودتر از طريق خبرگزارى ها مطلع مى شوم. به روزنامه ورزشى زير بغلش اشاره مى كنم مى خندد و مى گويد: اينها هنوز جذاب هستند و چيزهاى جالبى براى خواندن دارند البته آن هم به اندازه ده دقيقه، يك ربع بيشترش خالى بندى است! اين كار دوست داشتنى در حال حاضر در سراسر كشور حدود سه هزار و سيصد نشريه مجوز فعاليت دارند كه نزديك به ۲۵۰ روزنامه در دل اين سه هزار و سيصد نشريه وجود دارد. البته آمار دقيقى در خصوص فعال بودن همه اين نشريات وجود ندارد. به هر تقدير گردانندگان اغلب اين نشريات جوانانى هستند كه اكثر آنها هم تحصيلات آكادميك ندارند اما به دليل جذابيت هاى مختلف كار در مطبوعات بعد از كلى خواندن و نوشتن توانسته اند جايى براى خود باز كنند و صاحب ستون، صفحه و يا سردبير شوند. سحر رضايى كار حرفه اى مطبوعات را از مجله هنر تبليغات شروع مى كند و به مرور با روزنامه ها و خبرگزارى ها هم همكارى مى كند. او كه هم اكنون دبير سرويس اجتماعى يك هفته نامه است مى گويد: اگر از مقوله شغل و درآمد صرف نظر كنيم در هر صورت نوشتن كار جذابى است. سحر كه از دوران دبيرستان علاقه مند كلاس هاى انشاء بوده است به كمك معلم ادبيات آن دوران با چند هفته نامه ارتباط پيدا مى كند و مطالبش را آنجا مى فرستد. مى گويد: اولين بارى كه نوشته چند سطرى ام در مجله جوانان چاپ شد آنقدر خوشحال شدم كه ده، دوازده شماره از آن مجله را خريدم و مطلبم را هم در قطع بزرگ كپى گرفتم. سحر مى گويد: اينكه چيزى مى نويسى و فكر مى كنى ممكن است چندين هزار نفر مطلب تو را بخوانند خيلى لذت بخش است. اين روزنامه نگار جوان براى اينكه بتواند از نوشته هاى ديگران ايده بگيرد حتماً هر روز سرى به چند روزنامه مى زند و بعضى از مجلات را هم آبونمان است. دكتر مهدى فرقانى استاد ارتباطات در خصوص ارتباط جوان ها با مطبوعات معتقد است: معمولاً براى اينكه بخواهيم جايگاه مقوله اى را بررسى كنيم سراغ آمار و ارقام مى رويم اما در مورد مطبوعات شايد تعداد تيراژ خيلى مهم نباشد بلكه بايد بررسى كنيم مطبوعات چقدر نحله هاى فكرى جامعه را باز مى تابانند. فرقانى مى گويد: متأسفانه در حال حاضر شاهد كثرت نشريات هستيم اما اغلب تنوع ندارند و تكرار يكديگر هستند. اين استاد ارتباط در خصوص بى علاقگى جوانان به مطبوعات مى گويد: به نظر مى رسد مطبوعات خيلى پاسخگوى نياز و دغدغه هاى فكرى جوانان نيستند و پاسخى براى سؤالات آنها ندارند. وى در ادامه مى گويد: البته بايد يك موضوع مهم ديگرى را نيز به آن توجه داشته باشيم و آن بى علاقگى مردم ايران به مطالعه است. طبق آمار مردم اغلب كشورهاى پيشرفته دنيا به طور متوسط ۲ ساعت مطالعه مى كنند و اين در حالى است كه مردم كشور ما بين ۲ تا ۵ دقيقه مطالعه دارند. فرقانى تصور مى كند براى گسترش فرهنگ مطالعه مطبوعات نيازمند چندصدا بودن آنها هستيم و در عين حال مجالى براى طرح ديدگاه هاى جديد كه نتيجه اش دميدن روح جديدى به فضاى مطبوعات است. زرد مثل هلو! حتماً هر از گاهى جلوى كيوسك هاى مطبوعاتى مى ايستيد تا نگاهى به كاغذهاى رنگى جلوى پايتان بيندازيد. كلى چهره معروف و مشهور سينما، تئاتر، ورزش و... را خواهيد ديد كه به شما لبخند بزرگى تحويل مى دهند و احتمالاً مى گويند: زودباش مجله را بردار! اين تيپ مجلات به مجلات زرد معروف هستند، مجلاتى كه داراى تيترهاى بزرگ هستند و معمولاً به چهره هاى مشهور كشور مى پردازند و در عين حال به حوادث هم توجه خاصى دارند. اميد كه براى ديدن نويسندگان روزنامه ورزشى محبوبش به نمايشگاه مطبوعات آمده از نوجوانى روزنامه هاى ورزشى و بعضى هفته نامه ها را دنبال كرده است. او مى گويد: اين تيپ مجلات اغلب موضوعات جذابى براى خواندن دارند و گاهى اوقات گفت وگوهاى اختصاصى آنها با بازيكنان و هنرپيشه هاى بسيار دوست داشتنى است. اميد با آنكه مى داند بعضى از مطالب اين گونه نشريات دروغ هستند اما مى گويد: اتفاقاً همين دروغ ها باعث مى شود تا آدم پيگير شود و بداند بالاخره آخر ماجرا به كجا ختم مى شود. حسين قندى، روزنامه نگار و مدرس ارتباطات معتقد است اينكه جوان ها سراغ روزنامه ها و مجلات زرد مى روند ناشى از خصلت آنهاست چرا كه جوان ها به اخبار حوادث، هنرى، ورزشى و... بيشتر علاقه مند هستند تا مطالب جدى تر و به همين دليل نشريات زرد معمولاً موفق و پرفروش هستند. قندى در ادامه به موضوع كاهش توجه به مطبوعات توسط جوانان اشاره مى كند و مى گويد: البته پاسخ دادن به اين موضوع نيازمند نگاهى كارشناسانه است به عنوان مثال اگر دغدغه ها و درگير هاى جوانان امروز را بررسى كنيم متوجه مى شويم حال و حوصله اى براى مطالعه مطبوعات نمى ماند. او مى گويد: جوان ما دغدغه هايى چون درس، ورود به دانشگاه، كار و... دارد كه ذهن و فكرش را مشغول كرده است، آنقدر كه اگر فرصت مطالعه هم داشته باشد نياز و انگيزه اى براى مطالعه نمى بيند. نشريات دانشجويى تا حرفه اى شدن خيلى از جوانانى كه اين روزها مشغول به كار خبرنگارى يا روزنامه نگارى هستند اگر دوره اى دانشجو بوده اند حتماً با يك نشريه دانشجويى ارتباط داشته اند. مينا و سميه هر دو دانشجوى رشته ادبيات دانشگاه هستند و عضو تحريريه مجله ادبى دانشجويى سپيدار. سميه معتقد است روزنامه ها اغلب خبرهايشان را از سايت برمى دارند و همه شبيه همديگر هستند. مينا هم ضمن حرف سميه مى گويد: اگر روزنامه ها را كنار بگذاريم كه حرف زيادى براى مطرح كردن ندارند بعضى از مجلات هستند كه واقعاً پرمغز هستند و معمولاً هم مطالب خوبى را طرح مى كنند. سحر معتقد است اين روزها اغلب مجلات تخصصى خيلى خوب فعاليت مى كنند و معمولاً هم مخاطب خودشان را دارند. فرهاد فارغ التصحيل رشته زبان هاى خارجى معمولاً طرفدار مجلات طنز و فكاهى است. او فكر مى كند نويسندگان حوزه طنز كارى سخت از ديگر نويسندگان دارند چرا كه اگر در كارشان خلاق نباشند نمى توانند موفق باشند و جايى پيدا نمى كنند. او فكر مى كند خطوط قرمز در روزنامه هاى ايران خيلى زياد است كه روزنامه نگاران نمى توانند متفاوت عمل كنند. كليك كن و بخوان در دسترس بودن كامپيوتر و اينترنت براى اغلب جوانان پاسخ خيلى ها به اين است كه چرا هيچ كس چيزى نمى خواند. اغلب پژوهشگران مى گويند پيدايش اينترنت و سهل الوصول بودن اطلاعات باعث شده تا جوانان سراغ رسانه هاى مكتوب نروند. دكتر يونس شكرخواه استاد ارتباطات معتقد است: برنامه هاى متنوع و جذاب تلويزيونى در كنار سرعت بالاى انتقال اخبار و گزارش هاى دست اول از طريق راديو و يا سايت هاى خبرى آنلاين، روزنامه ها را در موقعيتى سخت قرار داده است. از اين رو پايين آمدن تيراژ روزنامه ها و از دست رفتن مخاطب عميق ترين و اصلى ترين دغدغه روزنامه هاى بزرگ جهان بوده است. شكرخواه معتقد است: چاپ ديجيتالى جايگزين چاپ سنتى شده است و اين مسأله زنگ خطرى است براى روزنامه نگارى نوشتارى و به همين دليل مخاطبان مطبوعات چاپى و سنتى كاهش يافته اند. روزنامه هايى كه خوانده نمى شوند يكى از روزهايى كه بازديد از كيوسك هاى مطبوعاتى بسيار جذاب و البته قابل ملاحظه است، بعدازظهرهاى جمعه است. زمانى كه صاحب دكه كليه نشريات فروش نرفته را بسته بندى مى كند تا به مركز توزيع برگرداند. احتمالاً با صحنه دلخراشى مواجه خواهيد شد! روزنامه هاى پاره و مجلات كثيف و خيس شده اى كه تعداد آنان خيلى هم كم نيست. نشرياتى كه بايد برگردند و احتمالاً خمير شوند. گاهى آمارها از برگشتى نشريات و مجلات كه به صورت مخفى مطرح مى شوند خيلى نگران كننده است. شايد كنار هم گذاشتن دو عدد مربوط به تعداد عناوين نشريات موجود و تيراژ برگشتى آنها از افتخار نمودن و خوشحالى بعضى از اهالى فرهنگ و مطبوعات كشور بكاهد و آنها را متوجه اين موضوع كند كه نشريات حال حاضر كشور نتوانسته اند خوراك خوبى براى مخاطبان خود خاصه جوانان باشند. البته در كنار اين موضوع براى بيشتر نگران و ناراحت شدن مى توان سراغ تعدادى از سايت هاى معروف اينترنتى رفت و نگاهى به تعداد مراجعه كنندگان آن انداخت.
|