جمعه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۱۴ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Fri, May 12, 2006
هنر (گزارش اصلى)
۳۴۶۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
در خانه
اوقات شرعى
ارتباطات
ماجرا
گزارشى از گرايش به خريد آثار دانشجويان در دنياى هنر
اندى وارهول بعدى كيست؟
كارول ووگل ـ نيويورك تايمز
ترجمه: چنگيز محمودزاده
جك تيلتون، يكى از شنبه هاى ماه گذشته با دوربينى كه به گردن انداخته بود به دانشگاه كلمبيا آمد. تيلتون يكى از فروشندگان آثار هنرى در منهتن است كه به دليل برپايى نمايشگاه هايى از آثار دانشجويان شهرت دارد. آن روز شنبه براى او روز پر مشغله اى بود. او به آثار ۲۶ نفر از دانشجويان هنرهاى زيباى دانشگاه كلمبيا نگاه مى كرد و پس از آن نيز عازم دانشگاه ييل شد تا آنجا نيز آثار ديگرى از دانشجويان را ببيند. جان فريد من، سرمايه دارى بود كه آن بخش از تور را برنامه ريزى كرده بود.
فريد من مى گويد: «در طول ۳۰ سال گذشته حدود ۷۰۰ اثر هنرى معاصر را جمع آورى كرده است. تعداد زيادى از دانشجويان كلمبيا و ييل نيز از راهنمايى هاى من استفاده كرده اند.»
هرچند تصور ايفاى نقش رهبرى هنرى براى يك سرمايه دار، با آنچه در باور عمومى رايج است، تفاوت دارد، اما در شرايطى كه اين روزها مجموعه داران «وال استريت» قيمت هاى باورنكردنى براى آثار هنرى مى پردازند، اين امر نيز چندان دور از ذهن نخواهد بود.
258084.jpg
دنياى هنر، بازيگران بسيارى دارد و مجموعه داران، گالرى  ها و نمايشگاهها هر لحظه در حال افزايش، در آن نقشى دارند. در شرايطى كه فروش آثار درجه يك در حال كاهش است، مجموعه داران و دلال  هاى هنرى در حال زير و رو كردن آثار دانشجويان فارغ التحصيل از دانشگاه هاى هنرى هستند تا شايد «اندى وارهول» آينده دنياى هنر را در ميان آنها پيدا كنند.
اما بسيارى از معلمان و استادان هنر، اين اشتياق و گرايش به آثار دانشجويان فارغ التحصيل را بيش از اندازه و زود تر از موعد حقيقى آن ارزيابى مى كنند. به همين دليل برخى از مدارس هنرى معتبر مانند كلمبيا، براى حمايت از دانشجويان خود دست به اقداماتى زده اند تا مانع از هجوم دلال ها و مجموعه دارهاى سيرى ناپذير به اين دانشگاه ها شوند.
بروس فرگوسن، رئيس مدرسه هنر كلمبيا از اين روند به عنوان «يك شمشير دولبه» ياد مى كند و مى گويد: «توان اين هنرمندان جوان براى ساختن زندگى خودشان بسيار زياد است اما در حال حاضر خطر بيش از اندازه _ يا زود _ مطرح شدن آنها را تهديد مى كند.»
سرمايه گذارى در اين عرصه براى مجموعه داران وال استريت، هزينه اندكى دارد. قيمت آثار دانشجويان در مقايسه با ديگر هنرمندان بسيار اندك است. در يكى از نمايشگاه هاى اخير در گالرى تيلتون، قيمت آثار دانشجويان با توجه به اندازه وضعيت آنها بين دو تا ۱۶ هزار دلار قيمت گذارى شده بود؛ اما اگر يكى از همين دانشجويان به يك ستاره تبديل شود، مى تواند سود بسيارى را نصيب سرمايه گذاران كند.
مايكل اووتيز يكى از كارشناسان كهنه كار آثار هنرى دانشجويان است كه مى گويد: «اينكه بخواهيم از تمام نتيجه هاى بازار هنرى حمايت كنيم، انتقاد برانگيز خواهد بود. اما ديدن اين جوان ها كه تاريخچه فرهنگى ما را مى سازند، آموزنده است و در عين حال شبيه به اين به نظر مى رسد كه دنبال يك سوزن در انبار كاه بگرديد.»
«توبياس مه ير»، مدير بخش هنر معاصر ساكبى اين روند را «ورزش شكار» مى نامد: «مجموعه داران تلاش مى كنند گالرى ها را شوكه كنند و اين نياز بى پايان براى تبديل شدن به ستاره، خريد آثار هنرى دانشجويان را به نمونه اى از American Idol تبديل كرده است.»
استادان و دانشجويان دانشگاه هاى سرشناسى همچون كلمبيا، هيچ كدام درباره مزاياى حضور در چنين دانشگاه هايى ترديد ندارند چرا كه علاوه بر آموزش اصولى هنر، مى تواند در معرفى آنها به هنرمندان پيشين، دلال ها و مجموعه دارها نقش مهمى ايفا كنند.
به گفته «گرت جيمز» رئيس بخش هنرهاى تجسمى دانشگاه كلمبيا، درخواست هاى حضور در اين دانشگاه براى سال آينده ۲۵ درصد رشد داشته است. سال گذشته فقط ۲۶ درصد از متقاضيان (حدود سه درصد از كل آنها) براى گذراندن دوره اى دوساله پذيرفته شدند كه هزينه كل آن ۷۰ هزار دلار بود.
البته در مقابل پرداخت چنين مبلغى هر كدام از آنها استوديويى مستقل و از امكان درس خواندن در كنار ستاره هايى مانند كارا واكر، جنين آنتونى و  آندره آذيتل بر خوردار مى شوند. هر كدام از دانشجويان، يك استاد راهنما انتخاب مى كنند و آثارشان به نقد گروهى گذاشته خواهد شد و امكان حضور در سخنرانى هاى هنرمندان برجسته را نيز پيدا مى كنند. از همه مهم تر اينكه از مجاورت با بازارهاى هنرى پر زرق و برق نيويورك نيز لذت مى برند.
در ماه دسامبرگذشته و در مواجهه با آنچه اين روزها در دنياى هنر مى گذرد، دانشگاه كلمبيا از برپايى نمايشگاه سالانه اى كه به آثار دانشجويان تازه وارد اختصاص داشت صرف نظر كرد. اين نمايشگاه با اين هدف براى عموم برگزار مى شود كه دانشجويان تازه كار بتوانند با نگرانى و دلواپسى كمترى به توسعه تجربه هاى خود بپردازند و به ديگران نشان دهند كه سه ماه پس از ورود به دانشگاه، چه قابليت هايى را به دست آورده اند.
«رابرت استور»، استادى با سابقه كه به تازگى مدير مدرسه هنر دانشگاه ييل شده است، هشدار مى دهد كه دانشجويانى كه اين روزها ، ستاره هاى پول ساز كلاس هاى درس هستند، لزوماً در آينده به خاطر آورده نخواهند شد و احتمال فراموش شدن آنها بسيار زياد است.» اين استاد با سابقه مى گويد: «اين ستاره هاى جلال داده شده، هنوز به تكامل نرسيده اند. آنها از مسير اصلى خود منحرف شده اند و زمان لازم براى رشد و تكامل را از خودشان مى گيرند.»
اين پديده و ميل به آثار هنرى بيشتر در محدوده نيويورك و لس آنجلس ديده مى شود اما فقط به اين شهرها محدود نيست.
«بار بارا درو كر»، مدير دپارتمان هنر دانشگاه كاليفرنيا مى گويد براساس مشاهدات او در طول ۱۰ سال گذشته دانشجويان تازه فارغ التحصيل شده به سود بيشترى دست پيدا مى كنند: «از منظر شخصى، تصور نمى كنم اين جريان، روند مثبتى باشد. اما متأسفانه بخشى از فرهنگ فعلى است و مردم به دنبال هنرمندان جوان تر و باز هم جوان تر هستند.»
اما دانشجو بودن در دنياى پرتب و تاب هنر امروزى چه حس و حالى دارد؟
«مارا اسپرافكين» دانشجوى ۲۶ ساله سال دوم دانشگاه كلمبيا در استوديويى پر از رنگها، تابلوها و آثار چاپى كيپ هم چيده شده مشغول به كار است و به تابلويى اشاره مى كند كه فصل تابستان در نمايشگاه گروهى «گالرى جرالد پيتر» ارائه خواهد كرد.
اين دانشجوى هنر به موضوع جالبى اشاره مى كند: «اگر شما چنين اثرى را در دانشگاه خلق كنيد و به يكى از دلال هاى هنرى نيز معرفى شويد، با اين اثر معروف خواهيد شد و هميشه با همين قالب شناخته خواهيد شد. اين اتفاق براى يك هنرمند جوان، مى تواند خطرناك باشد.»
در استوديوى كنارى، «اميلى مائه اسميت» كه او هم ۲۶ سال دارد، مشغول به كار است. اين استوديو از نقاشى هاى رئاليستى پوشيده شده و مائه اسميت تلاش مى كند تا اين تابلوها را براى «نمايشگاه دانشجويان سال دوم» آماده كند كه ماه آينده برگزار مى شود. بر روى يكى از ديوارها، بومى آويزان شده كه تصوير زنى بى تناسب با رنگ آميزى عجيب و غريب را به نمايش مى گذارد. بر روى ديوار ديگرى، تابلويى به ارتفاع سه متر با تصوير يك عقاب بى ريخت ديده مى شود كه آن را از يك مجسمه ۱۴ دلارى از يك كاتالوگ الهام گرفته است.
او مى گويد: «آثار هنرى بسيار خوبى از دانشجويان را اين اطراف مى توانيد پيدا كنيد. هر كدام از آنها نيز برخوردارى متفاوت در زمان به شهرت رسيدن دارند، اما من نمى خواستم سوژه چنين كشف هايى شوم و بعد، پنج سال من را كنسرو كنند.»
دانشجويان بسيارى بوده اند كه از سوى «چارلز ساتچى» در طول يك دهه گذشته مطرح شدند. ساتچى فردى بانفوذ در دنياى تبليغات انگلستان بود كه ارتباطهاى قدرتمندى نيز با حراجى هاى دنياى هنر داشت و هنوز هم سايه او در اين عرصه ديده مى شود، اما بسيارى از اين هنرمندان معرفى شده از سوى او نتوانستند تجربه هاى اوليه خود در جذب بازار هنر را تكرار كنند.
«راشل فينستين» نقاش و استاد دانشگاه ييل براى آگاه كردن دانشجويان خود از اين مسائل، هر سال آنها را مجبور مى كند گزارشها و نقدهاى بى ينال ويتنى در سال ۱۹۹۳ را بخوانند: «بعد از آنها مى خواهم بگويند كه نام چند نفر از چهره هاى به شهرت رسيده آن سال را هم اكنون مى شناسند يا نام آنها را شنيده اند؟ اين درس، براى دانشجويان، آموزنده  و هوشيار كننده است.»
بسيارى از دانشجويان همچون «مائه اسميت» معتقدند كه از بزرگنمايى هاى دنياى امروز هنر ناراحت و نگران هستند و با شك و ترديد به ستاره هاى فعلى نگاه مى كنند.
يكى از اين ستاره ها، «دانا شوتز» ۲۹ ساله است كه از دانشگاه كلمبيا فارغ التحصيل شده و در حال حاضر مشغول درو كردن ثمرات توجه رسانه ها به خود است و نمايشگاههايى انفرادى در پاريس، برلين و منهتن برگزار مى كند.
آنها در عين حال با نگاهى كنجكاو به همكلاسى هاى خود مى نگرند كه در حال تبديل شدن به ستاره هايى نوظهور هستند. يكى از اين پديده ها، «ناتالى فرانك» ۲۶ ساله است. در استوديوى او تابلوهاى سياسى بسيارى ديده مى شود كه با رنگمايه هايى اندك، جنگ را به نمايش مى گذارند و در فضاها و جنسيت هاى مختلف در نوسان هستند. او در يكى از نمايشگاههاى دانشجويى آقاى تيلتون و سپس در نمايشگاهى انفرادى در گالرى «بريگز رابينسون» چلسى حضور داشت.
داشتن مدرك از دانشگاههايى مانند كلمبيا و ييل، نكته مثبتى در كارنامه دانشجويانى بود كه بازديد كنندگان، در ماه ژانويه و فوريه، آثار آنها را در گالرى تيلتون با عنوان «نمايشگاه روز دانشجويان» مى ديدند. اين نمايشگاه آثار ۱۹ دانشجو از كلمبيا، ييل و كالج هانتر را دربر مى گرفت كه ۷۰ درصد آنها، حتى پيش از باز شدن درهاى گالرى به فروش رفته بودند.
جنين كرينكيون، مدير گالرى مى گويد: «به محض آنكه
mail - e دعوتنامه نمايشگاه را فرستاديم، سيل تلفن ها آغاز شد. حتى خودمان هم باور نمى كرديم.» بيشتر آثار اين نمايشگاه، نقاشى هاى فيگوراتيو بودند، با چند كار آبستره، يك مجسمه و دو اثر ويديويى.
«تيتوس كافار» ۲۹ ساله يكى از دانشجويان ييل در روز افتتاحيه بود و با لباسى كه به تن داشت، مورد توجه همه قرار مى گرفت. او ژاكتى زرد، كرواتى شطرنجى و جليقه اى راه راه پوشيده بود. كافار نقاشى است كه تحت تأثير چهره پردازى از مردمان سياه پوست در آثار قرون ۱۸ و ۱۹ قرار دارد و با الهام از نقاشانى همچون كاپلى، دلاكروز، بليك و اكينس در آثار خود، چهره ها را سفيد مى گذارد.
او مى گويد: «دنياى اقتصاد هنر در دانشگاه به هيچ عنوان مطرح نمى شود. هيچ اندرزى در اين زمينه به ما نمى دهند. از ما مى خواهند بر روى كارهاى خود، حتى به شكلى ابتدايى متمركز شويم و از تمام دنياى اقتصاد هنر چشم پوشى كنيم.»
دانشگاههاى كلمبيا و ييل، هيچ كدام جلسه هاى درسى درباره شيوه ارتباط برقرار كردن با دنياى هنر يا وارد شدن به آن ندارد. البته در دانشگاه كلمبيا، پيش از اين درسى با عنوان «ساختن و تقويت كردن مسير» تدريس مى شد كه بر اساس آن، دانشجويان تمام اطلاعات مرتبط با كار خود از پرداخت ماليات تا شيوه نوشتن يك تقاضانامه را فرا مى گرفتند.
برخى از مجموعه داران، معتقدند توجه به دانشجويان هنر، مانند گذشته رونق ندارد. «دين ولنتاين» يكى از مجموعه دارهاى لس آنجلسى است كه مى گويد: «اين كار زمانى رونق داشت كه عده محدودى به آن مى پرداختند. اما خود من ديگر به چنين نمايشگاههايى براى پيدا كردن آثار تازه نمى روم. اين روند به هنرمندان جوان، تصور اشتباهى از آنچه خواهند شد، مى دهد. امكان پيدا كردن اندى وارهولى ديگر در نمايشگاههاى دانشجويان، صفر است.»
برخى از رابط هاى برپايى چنين نمايشگاههايى نگران اين هستند كه مجموعه دارها هدف نمايشگاههاى دانشجويى را اشتباه مى فهمند.
جنين كرينكيون درباره عنوان «نمايشگاه روز دانشجويان» در گالرى تيلتون مى گويد: «عنوان نمايشگاه به اين دليل انتخاب شد كه نشان دهد براى دانشجويان، تازه اول كار است. ما بسيار مراقبيم اين ادعا را مطرح نكنيم كه اين دانشجويان، يك راست به قله دنياى هنرى مى رسند. ما چيزى از اين مسأله نمى دانيم و فقط از آثار آنها خوشمان مى آيد.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |