جمعه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۱۴ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Fri, May 12, 2006
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۴۶۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
در خانه
اوقات شرعى
ارتباطات
ماجرا
گزارشى ازآخرين نمايشگاه نقاشى مسعود عربشاهى
منطقه آزاد
انگليسى ها تابلوهاى خودرا مى فروشند
موزه ما و مراكز هنرى انگلستان همچنان به فروش تابلوهاى باارزش خود ادامه مى دهند و هر چقدر كارشناسان هنرى تلاش مى كنند، نمى توانند مانعى بر سر اين راه قرار دهند.
روز سه شنبه مجموعه نادرى از ۱۹طرح آب رنگ اصلى ويليام بليك شاعر و هنرمند انگليسى در حراجى سوتباى نيويورك فروخته شد و به اين ترتيب اين آثار كه هر كدام به شكل جداگانه در معرض فروش قرار گرفتند در ميان مجموعه هاى خصوصى پخش شدند.
كميته بررسى صادرات آثار هنرى در انگليس بعد از تلاش هاى بسيار نتوانست اين آثار را در انگليس حفظ كند. تلاشهاى بعدى براى فروش مجموعه اين آثار به موزه هنر مترو پولتين در نيويورك و موزه گنى در لس آنجلس نيز ثمرى نداشت.
رايس در موزه نيويورك
مثل اينك هنرمندان دنيا وقتى از تلاش براى متوقف كردن سياستهاى آمريكا نااميد شدند، پرداختن به خود سياست مدارها را آغاز كردند. هر چند تاكنون كاريكاتورهاى بسيارى از بوش، ديك چنى و كاندوليزا رايس منتشر شده است ،به تازگى «لوك تويمانز» نقاش بلژيكى پرتره اى را خلق كرده است كه چهره زشتى از رايس را نشان مى دهد. جالب اينجاست كه موزه هنر مدرن نيويورك نيز اين تابلو را خريدارى كرد و در مجموعه خود جاى داد.
لوك تويمانز، نقاش ۴۸ساله در اين باره گفت: « سفر سال۲۰۰۵ رايس به بلژيك سبب شد اين تصوير را بكشد. در آن زمان وزير امورخارجه بلژيك، رايس را زنى زشت و صاحب قدرت خواند و همين اوصاف من را به كشيدن اين طرح ترغيب كرد.»
دانشجويى در زمان پيرى
كريس مارتين، ستاره گروه كلدپلى در گفت وگو با نيويورك پست، اعلام كرد قصد دارد زمانى كه آنقدر پير شد كه ديگر نتوانست در گروه حضور داشته باشد، دانشجوى موسيقى كلاسيك شود. البته اين عضو كلدپلى زمان پيرى خود را ۴۰سالگى اعلام كرده است اما در هر حال بعيد به نظر مى رسد با دانشگاه رفتن مارتين هم تغييرى در خلاقيت او پيش بيايد و بتواند اثرى قابل توجه خلق كند.
دى جى ديلن
باب ديلن، هنرمند برجسته موسيقى فولك و راك سرپيرى تصميم گرفته است در شبكه راديويى ايكس ام به عنوان يك دى جى كار كند. برنامه يك ساعته اين هنرمند مخلوطى از ترانه هاى مختلف درباره موضوعى واحد است.
به گفته مسؤولان اين شبكه راديويى، ديلن در اين برنامه ترانه هاى خودش را اجرا نمى كند، بلكه دست چين هايى از مجموعه شخصى خود را انتخاب مى كند. نخستين برنامه او به ترانه هايى درباره وضعيت هوا اختصاص دارد و آثارى از جيمى هندريكس، جودى گارلند و مودى واترز در آن پخش مى شود.
لى آبرامز، مدير بخش خلاقيت ايكس ام گفت: ديلن در اين برنامه هم از نظر موسيقايى و هم از نظر هر آنچه مى خواهد بگويد آزادى كامل دارد تا خلاقيت خود را به كار گيرد.
باز هم از دوسالانه ها
هفته گذشته اظهارنظرهاى هنرمندان رشته هاى مختلف هنرى بعد از اعلام خبر همزمانى دوسالانه هاى هنرى كشور و برپايى همه آنها در نگارخانه نپال و صبا ادامه داشت و جالب اين بود كه رئيس انجمن هاى هنرى كه پيش از اين مسؤوليت برپايى دو سالانه ها را بر عهده داشتند، هنوز اين خبر را به شكل رسمى نشنيده بودند و اين جريان را از طريق رسانه ها دنبال مى كردند.
فريده شهبازى، رئيس انجمن تصويرگران كتاب كودك عنوان كرد كه موافقت رئيس مركز هنرهاى تجسمى براى برپايى دوسالانه كافى نيست، چرا كه دوسالانه به ابزارهايى نياز دارد. شهبازى در گفت وگو با ايسنا اعلام كرد: «تا امروز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى براى تأمين هزينه هاى برپايى دوسالانه تصويرگرى هيج اقدامى انجام نداده است. چهار - پنج ماه بيشتر وقت نداريم و همه مى دانند براى برگزارى يك دوسالانه بين المللى اين زمان كافى نيست.»
گزارشى ازآخرين نمايشگاه نقاشى مسعود عربشاهى
اين رنگ ها، ميخكوب مى كنند
چنگيز محمود زاده
مسعود عربشاهى، هنرمند نقاش باز هم مثل دفعات قبل آرام و بى سروصدا نمايشگاهى از آخرين آثار خود برگزاركرد.
اين نقاش ۷۱ ساله پس از پايان تحصيلات خود در هنرستان به ادامه تحصيل در دانشكده هنرهاى تزئينى تا مقطع كارشناسى ارشد پرداخت.
او از همان سال هاى اول تحصيلات دانشگاهى برپايى نمايشگاههاى انفرادى خود را آغاز كرد و در دوره هاى سوم و چهارم بى ينال تهران نيز حضور يافت.
بى ينال پاريس (۱۳۴۴)، نمايشگاه نقاشان معاصر در آمريكا (۱۳۴۷)، نمايشگاه گراند پاله (۱۳۵۲)، نمايشگاه بين المللى واش آرت (۱۳۵۶) و نمايشگاه بين المللى بازل سوئيس تعدادى از ۵۶ نمايشگاه گروهى و انفرادى هستند كه او در آنها شركت كرده است.
258069.jpg
نگارخانه ماه از اول تا ۱۹ ارديبهشت ماه ميزبان آخرين آثار اين هنرمند بود.
اگر سرو صداى اين مكالمه به زبان انگليسى بگذارد، شايد بتوان با تمركز بيشترى نگاه كرد. اما نمى شود. اين ميهمان ناخوانده خارجى حتى اگر سؤالى نداشته باشد بايد به توضيح هاى ميزبانش كه مدير گالرى است، گوش دهد.
در اتاق پشتى، نقاش روى صندلى نشسته است. يك دست را روى پشتى صندلى حائل كرده و دست ديگر را روى پايش نهاده. موهايى كه تقريباً همگى سفيد شده اند هنوز هم فرمان ناپذير هستند و مانند سال ها پيش كه سياه بودند با فرهاى ريز برروى سرش نشسته اند. حرفى نمى زند و آرام گوش مى دهد.
تابستان ها از شهر بيرون مى رفتند. در زير رنگ طلايى نورخورشيد پابه كويرهاى جنوب تهران مى گذاشتند. كوهها كبود بودند و جاده از بين تپه هاى كويرى پيش مى رفت تا مى رسيد به «كهك»، روستايى در اطراف كاشان. بادگيرها و خانه هاى كويرى چشم هاى كودكى اش را پرمى كرد و رنگ كاشى كارى ها در ذهن كودكانه او حك مى شد.
حالا كه كمى سكوت حاكم شده است، بهتر مى توانى ببينى. شايد به همين خاطر باشد كه نقاش كمتر حرف مى زند و وقتى هم شروع به گفتن مى كند انگار فردى ازدرون، صدايش مى كند و به سكوت فرامى خواندش.
دو تابلوى بزرگ وسط گالرى آنقدر ريزه كارى دارند كه ساعت ها مى توانى بنشينى و نگاه كنى و هربار تكه تازه اى از آن را مثل كشفى بزرگ دريابى.
محاصره مى شوى در ميان رنگ هايى كه انگار از قبل با هدف ميخكوب كردن تو، در كنار هم نشسته اند. تكه اى سياه، تكه اى آبى و حتى سفيدى ها هم راحتت نمى گذارند. بايد از بين اين دو تابلوى غول پيكر خود را كنار بكشى تا شايد نفس ها منظم تر شوند و دم و بازدم باحساب و كتاب بيشترى جاى خود را عوض كنند.
شايد در «كهك» وقتى كودك بود برروى غبار شبكه هاى چوبى با شيشه هاى رنگى با نوك انگشت خط مى كشيد و شكل هايى درمى آورد. يا وقتى بچه هاى فاميل يا همسايه ها مى آمدند، روى شن هاى كوير فقط براى بازى، با چوب، صورتك هايى مى كشيد. شايد هم نه. آن موقع هم همين قدر كم حرف بود با غريبه ها كه بعد كه به هنرستان رفت چطور يا وقتى در سال ۱۳۴۱ نخستين نمايشگاه خود را در انجمن ايران و هند برگزاركرده بود شايد از همان وقت اينطور فكر مى كرد كه: «اين كارى است كه من كرده ام. نه بيشتر و نه كمتر. اين كه خودم بيايم و درباره آن حرف بزنم، همه چيز را خراب مى كند. دوست ندارم جلوى آثارم بايستم و آنها را پشت سر قايم كنم. معمولاً كسانى زياد حرف مى زنند كه كمتر كارمى كنند.
انگار همان نقش برجسته هاى ۴۰ سال قبل هستند اين تابلوها. پشت ديوارهايى كه دو تابلوى بزرگ نمايشگاه برروى آن جا گرفته اند، مى توان ردپايى ازخاطرات آن سال ها را ديد. ردپايى كه اگر تا به انتها دنبالش كنى از تاريخ تولد نقاش در ۱۳۱۴ هم عقب تر مى رود و شايد وصلت كند به مفرغ هاى لرستان.
تابلوهايى كه با رنگى يكدست، انگار پتينه اى را روبروى شما گذاشته اند. اما درحاشيه هركدام چيز ديگرى هم هست كه نه در تابلوهاى ژئومتريك پيشين او بود و در تابلوهاى درآميخته به كلاف هاى نخ، فلش هايى به رنگ آبى، فرم هاى خط خطى و يا رنگ طلايى. اين رنگ طلايى ازكجا در اين تابلوها سر درآورده است؟ همان تزئين هاى اجداد سده هاى قبل است برروى جام ها و ديگر اشيا يا رد نور خورشيد است در راه روستاى كهك؟
نزديك به يك دهه از اولين دوسالانه تهران مى گذشت و هريك از نقاشان مدرنيست ايران دركارگاهى مشغول به كار بودند كه به دانشكده هنرهاى تزئينى واردشد. او هم كار خود را آغاز كرد اما نه به شيوه فردى ديگر بلكه راه خود را رفت و به دنياى هنر ايلام، سومر و آشور، هخامنشى و ساسانى وارد شد. آنچه يافت در آن سالها نقش برجسته شدند و امروز تابلوهايى نقاشى.
دو دهه پيش به پاريس رفت و موزه ها را زير و رو كرد بعد هم به آمريكا تا بازهم بگردد، در ذهن بسازد، از نو متولد كند و برروى بوم بياورد.
پس از اين همه سال، انگار باز هم مى گردد و پيدامى كند آنچه را كه بايد از نو برروى بوم ببايد. فلش هايى آبى رنگ برحاشيه بوم ها ظاهر شده اند كه انگار مى خواهند قدرت تركيب بندى هاى رنگى را برروى بوم نگه دارند تا به صورت بيننده نپاشند.
پنج سال قبل در آخرين گالرى موزه هنرهاى معاصر نشسته بود. تابلوهايش نيمى از گالرى هاى موزه را پركرده بودند و خودش آرام و ساكت آن پايين درانتظار، نگاه مى كرد به آدم هايى كه مى آيند، تابلوها را مى بينند و شايد حتى نفهمند كه او خالق آنهاست.
در همان روزها بود كه گفت: «پيكاسو در جايى مى گويد من با منتقدها صحبت نمى كنم چون منتقد كسى است كه نتوانسته هنرمند شود.
البته منظورم شما نيستيد ولى چقدر اين را بگويم كه در كارهايم از اسطوره استفاده كرده ام، اين اسطوره ها را از فلان جا جمع كرده ام، به فلان شكل تصوير كرده ام و از اين دست حرف ها.»
شايد همين كم حرفى بود كه موجب شد برخى در سال هاى ۱۳۵۰ او را يكى از نقاشان سقاخانه به حساب بياورند. نقاشانى كه نه تنها خود را يكى از آنها نمى داند بلكه شكل گرفتن مكتب سقاخانه را نيز حاصل كاركردن جداگانه چند نقاش مى داند كه حتى شايد نتوان نام مكتب را براى كارهاى آنها درنظرگرفت.
سقاخانه در همان سال ها به پايان رسيد اما او همان نمادهاى كهنى را كه در ذهن داشت دنبال مى كند. نمادهايى كه امروز در تابلوهايش از چرخ و خطوط هندسى و فضاسازى هاى تصاوير كهن به هم نشينى رنگ ها رسيده است. حالا همه چيز برروى سفره هايى از رنگ پهن مى شوند.
خبرسازان
258063.jpg
عكاس ايرانى در جزيره مارتينيك
كامران عدل، عكاس ۶۵ ساله ايرانى به درياى كاراييب و جزيره مارتينيك در شمال فرانسه مى رود تا براى نشريه «معمارى امروز» به عكاسى از بناهاى متعلق به دوره زمانى ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۰ (دوران استعمار) اين منطقه بپردازد.
اين پروژه در قالب مجموعه اى چند جلدى منتشر مى شود كه به بناهاى دوره استعمار فرانسه اختصاص دارد. عدل براى عكاسى بناهاى مارتينيك به مدت دو ماه به عكاسى در آن منطقه خواهد پرداخت. او پيش از اين از معمارى كشورهاى هند و كويت براى بنياد آقاخان عكاسى كرده بود.
كامران عدل در سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شد. در ايران و فرانسه تحصيل كرد و از انستيتو عكاسى پاريس فارغ التحصيل شد. فعاليت حرفه اى خود را با كار كردن در آزمايشگاهى شروع كرد كه در زمينه چاپ عكس هايى با مقياس بزرگ فعاليت مى كرد و پس از آن به مدت دو سال و نيم در استوديوى عكاسى ژاك روشون كار كرد.


چهره حقيقى مونش
تا چندى پيش پژوهشگران دنياى هنر معتقد بودند: ادوارد مونش، نقاش نروژى در تابلوهاى خود نگاره اى كه بر جاى گذاشته به شرح حالت روحى و پريشانى هاى خود پرداخته است. اما به تازگى اعلام شد هيچ كدام از آن آثار، تعريفى از چهره شناسى حقيقى اين هنرمند ارائه نمى كنند و بيشتر آنها، تعريفى از فضا، حركات و حضورش را به نمايش مى گذارند. او اين موارد را در آثارى سمبليك نشان مى داد. آثارى كه چهره حقيقى نقاش در آنها ديده نمى شود.
ادوارد مونش از نقاشان قرن بيستم بود كه در زندگى فراز و فرودهاى بسيارى داشت و آثار بسيارى كه خلق كرد بيش از هر چيز بازتاب دهنده رنج هاى روحى او بودند. اين نقاش با خودنگاره هاى بسيارى كه خلق كرد اسناد بسيارى براى پژوهشگران برجا گذاشت تا به تحقيق درباره او بپردازند.


آثار وزيرى مقدم در تهران
محسن وزيرى مقدم آخرين آثارى كه در كشور ايتاليا خلق كرده است را از روز ۲۴ ارديبهشت در نگارخانه «دى» به نمايش مى گذارد و اين نمايشگاه تا روز بيست و نهم ادامه پيدا مى كند. اين نقاش ۸۱ ساله، ۳۲ تابلو را براى نمايشگاه خود انتخاب كرده است كه هفته گذشته نيز در شهر يزد به نمايش گذاشته شدند. اين آثار تفاوت بسيارى با دوره هاى كارى پيشين او دارند و تلفيقى از رنگ و فرم را در كنار هم به نمايش مى گذارند. در سال ۸۳ نمايشگاه بزرگى از آثار اين هنرمند در موزه هنرهاى معاصر تهران در معرض ديد عموم قرار گرفت كه تمام دوره هاى كارى او را دربرمى گرفت. وزيرى مقدم در نزديك به ۶۰ سال فعاليت هنرى ابتدا شيوه امپرسيونيست ها را در پيش گرفت و سپس در دوران دانشجويى در ايتاليا دست به خلق تابلوهاى سنتى زد. پس از آن نياز به خلق مجسمه هاى مفصل دار و مجموعه تابلوهاى هراس و پرواز به كار خود ادامه داد.


بونو روزنامه نگار مى شود
بونو، خواننده گروه U2 ديگر دارد با كارهاى خود همه را شگفت زده مى كند. در طول سالهاى اخير اين خواننده ايرلندى يا در حال گفت وگو با سران كشورهاى مختلف بوده يا در حال ديدار با شخصيت هاى بانفوذ جهانى مثل «پاپ» و يا حمله به سياست هاى كشورهاى صنعتى.
بونو، بخش عمده فعاليت هاى خود را كه به همان اندازه فعاليتش در حوزه موسيقى است بر جلب كمك براى كشورهاى فقير و مبارزه با بيمارى ايدز متمركز كرده.
اين بار بونو قصد دارد يك روز به عنوان سردبير روزنامه اينديپندنت كار كند تا به برجسته كردن مطالب مرتبط با ايدز در قاره آفريقا بپردازد. اين روزنامه ۱۶ ماه مه (۲۶ ارديبهشت) با مطالب ويژه اى در اين باره منتشر خواهد شد. بونو و مديران اينديپندنت به تازگى براى پرداخت ويژه به بيمارى ايدز در آفريقا به توافق هايى دست يافته اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |